29 دی 1396



قصه زیبای پلیس جنگل

0 1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

اردکها هر وقت دلشون می خواست می پریدند توی آب برکه ،و آب رو کثیف و گل آلود می کردند و به حق بقیه ی حیوونا کهمی خواستن آب بخورن اهمیت نمی دادن.

زرافه ی مغرور که به خاطر قد بلندش می تونست برگهای بالای درختارو بخوره ،بارها و بارها خونه ی پرنده هایی که روی شاخه های درختا بودند رو خراب می کرد و فرار می کرد.

روباه پیر، با کلک زدن چندین بار سر حیوونای بیچاره کلاه گذاشته بود و غذاهاشونو خورده بود.

میمون بازیگوش هم هر وقت می رفت بالای درخت موز ،چند تا موز می خورد و پوستشونو توی راه پرت می کرد و با همین کارش باعث می شد بعضی از حیوونا در حال دویدن  زمین بخورن .

خلاصه مدتی بود که جنگل سبز شلوغ شده بود و بی انضباطی همه جا رو پر کرده بود.تقریبا همه ی حیوونای جنگل از این وضعیت خسته شده بودند. اینجوری جنگل دیگه جای زندگی نبود .

حیوونا فهمیده بودن که باید برای بازگشتن آسایش و آرامش به جنگل یه تصمیمی بگیرن .اونا با هم تصمیم گرفتن برای جنگل یه کلانتری بسازن .اما کلانتری بدون پلیسه نمی شه.حالا چه کسی باید پلیس جنگل بشه ؟

چاره ی کار قرعه کشی بود .ده تا از حیوونا داوطلب شدن تا پلیس جنگل باشن .قرعه کشی شروع شد و بعد از دوساعت نتایج اون اعلام شد .

1-   مار خالخالی

2-   یوزپلنگ تیزپا

3-   کلاغ راستگو

اشکال این قرعه کشی این بود که به جای یه نفر، سه نفر انتخاب شده بودند چون هر سه نفرشون به اندازه ی مساوی رأی آورده بودند.از طرفی، هر سه نفرشون برای پلیس بودن مناسب بودن.

اما حیونا اصرار داشتن بین این سه نفر یکی رو انتخاب کنن.می خواستن دوباره برای قرعه کشی آماده بشن که یه دفعه صدای جیغ خرگوشه حواس همه رو پرت کرد.آخه یه حیوون بدجنس که نقاب به صورتش زده بود تا کسی اونو نشناسه ،کیف پول خرگوشه رو برداشت و پا به فرار گذاشت .خرگوشه داد می زد :آی دزد ،دزد .کمکم کنید،دزد همه ی پولامو برد، بدبخت شدم.

یوزپلنگ با شنیدن صدای خرگوشه، انداخت دنبال دزده تا بالاخره کنار برکه اونو دستگیر کرد .مار خالخالی خیلی سریع رسید و مثل یه طناب محکم اون حیوون بدجنس رو به درخت بست و جلوی فرار کردنشو گرفت. کلاغه خبر دستگیر شدن دزد رو به حیونای جنگل رسوند و همه ی حیوونارو برد کنار برکه .

نقاب رو که از چهره ی اون برداشتند دیدن کسی نیست جز سنجاب قهوه ای، که دوست صمیمی خرگوشه است .

قضیه این بود که سنجاب قهوه ای و خرگوشه نقشه کشیده بودن تا به حیونای جنگل نشون بدن که این سه نفر می تونن با همدیگه یک کارگاه پلیسی تشکیل بدن و هر سه نفرشون پلیسای جنگل باشن.

همه، از این فکر خوب،خوششون اومد و کلانتری جنگل رو به سه پلیس تازه کار تحویل دادند.

در قصه های بعدی ماجراهایی پر از هیجان راجع به  اقدامات این سه  پلیس جنگل خواهید خواند.

 

منبع: tebyan.net


نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 محدودیت حروف
متن شما باید بیشتر از 5 حرف باشد
نظر شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

برترین وبلاگ ها

malihejoon773
نام وبلاگ: malihejoon773
باران67
نام وبلاگ: باران67
✿ نیلوفرانه ✿
نام وبلاگ: ✿ نیلوفرانه ✿
kurosh1
نام وبلاگ: kurosh1

لینکهای ویژه

• عمل بینی
عمل بینی،تزریق چربی،پروتز سینه ،لیپوماتیک ولیپولیزر توسط فوق تخصص جراح پلاستیک
Royalsurgery.com
تشک خوشخواب
فروش ویژه تشک خوشخواب با تخفیف و ارسال رایگان
Bedsale.ir
تور اروپا
وب سایت لحظه آخر دات کام ارائه دهنده معتبر ترین و ارزانترین تور ها از معتبر ترین آژانس های کشور
Lahzeakhar.com
زیبایی و مراقبت از پوست
مرطوب کننده ویتامین C, کرم سفید کننده و روشن کننده پوست کرم ضد چروک قوی
Nasleziba.com
تالار عروسی
تالار نت ، تالار عروسی ، باغ تالار
Talarnet.com
میز کانتر
سازه های نمایشگاهی ، میز کانتر و رول آپ
Payamsaze.com
• سیسمونی
کودکو بزرگترین فروشگاه اینترنتی تخصصی سیسمونی و اسباب بازی، با بیش از 6000 محصول متنوع با قیمت ویژه
Koodakoo.com
اجاره ویلا
بزرگترین سایت اجاره ویلا ، اجاره باغ برای تولد و عروسی اطراف تهران
Vmelk.com
قالب وردپرس
دانلود قالب سایت، قالب رایگان وردپرس، قالب وردپرس دانلود، قالب وردپرس فروشگاهی، قالب وردپرس حرفه ای
101site.ir
اسپیس فریم
فروش و اجاره اسپیس فریم نمایشگاهی
Spacekar.com
لوله بازکنی
تلوله بازکنی و تخلیه چاه تهران
N-damavand.ir
لیزر تریا
دستگاه لیزر خانگی رفع موهای زائد
Tria4x.ir
فروش ویژه اقساطی جیلی gc6
لیفان، جک، جک اس5, جک جی5 اتوماتیک, لیفان 620, لیفان ایکس60, لیفان 820, جک اس3, هیوندای
نمایندگی 1732 کرمان موتور