نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
نمایش نتایج: از 1 به 8 از 93
صفحه 1 از 12 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    45
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    8
    پسند کرده
    0

    کاریکلماتور(پرویز شاپور)

    سلام
    خانوما من خیلی وقت پیش یه نسخه قدیمی از کتاب کاریکلماتور پرویز شاپور رو از داییم گرفته بودم البته مثلا" امانت .اما نمیخواستم بهش پس بدم :./: چون فکر میکردم همچین گنجینه قدیمی و با ارزشی رو فقط خودم میتونم ازش مراقبت کنم.(نگید واااا خجالت نکشیدی) نمیخواستم بهش بدم چون علاقه چندانی هم به اون کتاب نداشت. منم گفتم برا من باشه .اتفاقی نمیافته که.اما امااااااااااااااا از اونجایی که باد آورده رو باد می بره این کتاب به طرز بسیار مرموزی گم شد و بعد از حدود 7-8 سال و که از گم شدنش میگذره پیدا نشد که نشد.
    گفتم اینجا یه بخش داشته باشیم برای کاریکلماتور اگه از شاپور بود که خیلی عالیه یه آرشیو میشه .اگر نبود هم با ذکر نام یا اگه بی نامه با ذکر منبع بنویسیم تا همه استفاده کنن.
    من که عاشق کاریکلماتور هستم.اونم نسخه قدیمی ..کلا" کتاب های قدیمی رو بیشتر دوست دارم از سانسور شده ها بدم میاد.
    یادمه یه زمان عاشق فروغ فرخ زاد بودم مثلا" دیوانش و خریده بودم دو تا از دفتر های اولش کلهم حذف شده بود .چرا؟؟؟؟؟؟ چون تمام شعراش و سانسور کرده بودن دیگه چیزی از دفترا نمونده بود .کلا" حذفش کرده بودن.
    اما از اونجایی که من خیلی آدم جوینده ای هستم نسخه قدیمی و بدون سانسورش(البته فوتو کپی) دیوانش و پیدا کردم. اگه اینم باد نبره.
    منتظر همتون هستم هاااااااا.

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    45
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    8
    پسند کرده
    0

    کاریکلماتور(پرویز شاپور)...

    مادر «شاپور» می*گفت: «60 سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم.»


    بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.

    - زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.

    - باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.

    - قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد.

    - فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.

    - جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.

    - بلبل مرتاض روی گل خار دار می نشیند.

    - برای مردن عمری فرصت دارم.

    - در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.

    - قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.

    - رد پای ماهی نقش بر آب است.

    - گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.

    - اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.

    - به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است.

    - با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.

    - با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید.

    - وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد ، ماهی ها صلوات فرستادند.

    - ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.

    - دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.

    - پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند.

    - با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.

    - آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید.

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    45
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    8
    پسند کرده
    0

    کاریکلماتور(نمیدونم از کیه)

    به دلم آمد كه مي آيي ، آمدي و دلم رفت.


    (اسم نویسندش نمیدونم چیه)

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    45
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    8
    پسند کرده
    0

    کاریکلماتور(فرج اللهی)

    کاریکلماتور انتخاباتی

    - كانديدا داخل صندوق نمي رفت جارو به دمبش بسته بود .



    - آنقدر باند بازي كردند تا باند كثيف روي زخم گذاشتيم.



    - آرزو كردم انتخابات راي بياورد .



    - به صندوق راي دخيل مي بندد.



    - شگفتا كساني راي آوردند كه هرگز كانديدا نشده بودند .



    - همسرش اجازه نداد نامزد انتخابات شود .



    - حلقه نامزدي انتخابات دور گردنش آويخته شد .



    - دريغا در انتخابات قبل از انتخاب نامزد مي شويم .



    - آبرويش برگه برگه از صندوق راي خارج شد .



    - با اكثريت مطلق آرا راي نياورد .



    - براي راحتي عموم مردم قسمتي از تبليغات انتخاباتي اش را مخصوص پيچيدن سبزي چاپ مي كند .



    - كاش حزبشان به حاصل جمع مردم قابل قسمت بود .



    - شگفتا دهانم بوي شير مي دهد؛ كله ام بوي قرمه سبزي .




    (آفای فرج اللهی)

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    13
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    6
    پسند کرده
    0

    Re: کاریکلماتور(پرویز شاپور)

    سلام

    جالب بود، مرسی.
    از اونجایی که خودم از این دست کاریکلماتورها ندارم با یه سرچ یه تعدادی پیدا کردم که حتما خودتون هم با توجه به علاقه تون تا حالا دیدینشون.

    اما یه خبر که مربوط میشه به سال 86 البته:
    کتاب"قلبم را با قلبت میزان می کنم" پرویز شاپور در نخستین دوره کتاب طنز برگزیده شد.این کتاب شامل بیشتر کاریکلماتور های پرویز شاپور می شود.کامیار شاپور که پسر شاپور و فروغ فرخزاد است برای دریافت جایزه به روی سن آمد.

    ناگفته نماند بعضی از آثار شاپور در این کتاب نیست که تعدادشان قابل ملاحظه است.برخی از آنها را در توفیق برخی را در گل آقا می توان یافت.در مقدمه یکی از کتابهای کاریکلماتور از شاپور می پرسند بهترین کاریکلماتورت به نظر خودت کدام است؟می گوید: "روی پل صراط پوست موز می اندازم.
    از آنجا که در میان برگزیدگان نام بزرگان دیگری چون کیومرث صابری فومنی،عمران صلاحی،مهدی اخوان ثالث - که همگی رخ در نقاب خاک کشیده اند- به چشم می خورد. یکی از دوستان می گفت اسکان جشنواره احتمالا در بهشت زهرا خواهد بود.
    بزن باران که بی صبرند یاران
    نمان خاموش، گریان شو به باران

    بزن باران بشوی آلودگی را
    ز دامان بلند روزگاران..

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    13
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    6
    پسند کرده
    0

    Re: کاریکلماتور(پرویز شاپور)

    مرحوم " پرویز شاپور" فعالیت مطبوعاتی اش را از نشریات محلی اهواز آغاز کرد پس از انتقالش به تهران با نشریه فکاهی توفیق وارد همکاری شد.او در ستون" فکاهیات نو" مطالبی می نوشت که نتیجه ی ادامه همان مطالب به چیزی که ما امروز با عنوان کاریکلماتور می شناسیم منتهی شد.برای نمونه، در شماره 65 ماهنامه توفیق در ستون فکاهیات نو با امضای" کامی" شاپور می نویسد:



    - درست است که زمین گرد است ولی سابقه ندارد که تا به حال کسی با آن تیله بازی کرده باشد.

    - آنقدر از خودم راضی ام که برای خودم رضایتنامه نوشتم.



    .............................................




    در همین شماره در ستون دیگری با عنوان "دارالمجانین فکاهیات" شاپور لطیفه های کوتاهی با امضای مهدخت می نویسد که چند نمونه از آن را آورده ام:



    "کار از محکم کاری عیب نمی کند."

    - چرا توی پوستت چوب پنبه گذاشتی؟

    - برای اینکه سلولهایم نتونن بزنن به چاک




    "نخوری زمین"

    - چرا داری عقبکی می ری؟

    - آخه ساعتم جلو رفته دارم می برمش عقب




    "دیوانه ... دیوانه"


    - ساعت چنده؟

    - نمی دونم،ساعت ندارم.

    - پس از روی چی می گی یه ساعت دارم در می زنم کسی نمی آد در رو باز کنه؟

    .................................................. .................
    بزن باران که بی صبرند یاران
    نمان خاموش، گریان شو به باران

    بزن باران بشوی آلودگی را
    ز دامان بلند روزگاران..

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    13
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    6
    پسند کرده
    0

    Re: کاریکلماتور(پرویز شاپور)

    چند کاریکلماتور از پرویز شاپور:



    - سراب کاریکاتور آب است.

    - به نگاهم خوش آمدی.

    - اگر مقصد کوی یار باشد،امکان دارد همسفر رقیب از کار در بیاید.

    - سلام در ورودی گفتگو است.

    - ساز شکسته را در دستگاه سکوت کوک می کنم.

    - عمر آدم تنبل صرف شنیدن صدای پای این و آن می شود.

    همه اینها از این وبلاگ: http://www.karykalmator.blogfa.com
    بزن باران که بی صبرند یاران
    نمان خاموش، گریان شو به باران

    بزن باران بشوی آلودگی را
    ز دامان بلند روزگاران..

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    13
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    6
    پسند کرده
    0

    Re: کاریکلماتور(پرویز شاپور)

    قناعت را بايد از سفره هفت سين ياد گرفت كه سالهاست تعداد سين هايش تغيير نكرده است
    خساست را از چشمش ياد گرفته بود كه هر چقدر به آن نور مي تاباند ، تنگ تر مي شد
    آدم ها وقتي به آسمان خوشبين بودند هواپيما ساختند و وقتي بدبين شدند چترنجات را
    كسي كه خود را به نور ماه راضي كند ، نور خورشيد كورش خواهد كرد
    تجربه ، تنها معلمي است كه اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد
    از دودلي خسته شده بودم ، يكي از آنها را براي زاپاس كنار گذاشتم
    مگسهاي قرن 21 ، غذايشان را از زباله هاي اتمي تامين مي كنند
    گاهي موقع راه رفتن فراموش مي كنم كه دارم مي روم يا مي آيم
    براي اينكه حرف هاي بزرگ بزنم ، هميشه آنها را متر مي كنم
    با مخالفت باد ، رضايت بادبادك براي پرواز جلب مي شود
    در انتخاب واحد زندگي ، دروغ پيش نياز همه درسهاست
    بهترين جا براي تبعيد زنبوران مجرم ، گلهاي قالي است
    براي تفسير لحظه ، ثانيه شمار را متوقف كرد
    دلم تنگ مي شود ، آن را قالب كفاشي مي زنم
    درخت باردار با خوردن سنگ ، فارغ شد
    وقتي دلم مي گيرد ، ديگر ول نمي كند
    سيب زميني خاكي ترين ميوه هاست
    قلم زلزله نگار انديشه است
    در را به روي افكارم محكم بستم .
    افكارم را پشت ديوار قاب عكس پنهان كردم
    افكارم مرا دنبال مي كند حتي در خواب
    افكارم را در سكوت زنداني كردم
    افكارم را در لابلاي كاغذها گم كردم
    افكارم بر خلاف من حركت مي كنند
    تعصبم خودكشي كرد ، تا من راحتر فكر كنم
    هنگامي كه تعصب مرد افكارم يك صدا شدند
    در روز سالگرد تعصب ، افكارم كروات مشكي زده بود

    کاریکلماتورها از مهدی ساعی

    اینها هم از اینجا:http://caricalamature.********.com/
    بزن باران که بی صبرند یاران
    نمان خاموش، گریان شو به باران

    بزن باران بشوی آلودگی را
    ز دامان بلند روزگاران..

صفحه 1 از 12 123411 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما