نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree33Likes

موضوع: چهارشنبه سوری

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 212
صفحه 1 از 27 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1

    چهارشنبه سوری

    باران67 این نوشته را پسندیده.
    سعادتی که هیچ کس نمی تواند از شما بگیرد ،
    سعادتی است که کسی به شما نبخشیده باشد...

  2. کارت پزشکی مهراز
  3. #2
    مدیر ارشد سایت
    heaven آواتار ها
    مریم م.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۶
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,243
    نوشته های وبلاگ
    44
    میزان امتیاز
    109
    پسند شده
    10553
    پسند کرده
    1305

    ویترین مدال ها

    چهارشنبه سوری

    آداب و رسوم چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف ایران عزیزمان


    يکی از آئين های سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، يک جشن بهاری است که پيش از رسيدن نوروز برگزار می شود. مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
    مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه (عصر روز سه شنبه) صورت می گيرد. برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من، زردی من از تو) می خوانند.




    ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئين های کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
    اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
    در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. در ايران كهن هر يك از سی روز ماه، نامی ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و … بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.
    “برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه (يا هر چهار سال ۶ روز اضافه). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم.”
    “بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری.”
    بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران، پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و … ناميدن روز های هفته از زمان رواج آن. شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل “شنبد” بوده است.
    “سور” در زبان و ادبيات فارسی و برخی گويش های ايرانی به معنای “جشن”، “مهمانی” و “سرخ” آمده است.



    مراسم چهارشنبه سوری


    بوته افروزی: در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب ، هر خانواده
    بوته های خار و گزنی را كه از پيش فراهم كرده اند روی بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه می كنند. با غروب آفتاب و نیم
    تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روی بوته های
    افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بيماری و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پريدن از روی آتش ترانه هايی می خوانند.

    زردی من از تو، سرخی تو از من
    غم برو شادی بيا، محنت برو روزی بيا
    ای شب چهارشنبه، ای كليه جاردنده، بده مراد بنده
    خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روی آن، زردی و یيماری خود را، از راه جادوی سرايتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو, سرخی تو از من”. در هر خانه زنی خاكستر را در خاك انداز جمع می كند، و آن را از خانه بيرون می برد و در سر چهار راه، يا در آب روان می ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می كوبد و به ساكنان خانه می گويد كه از عروسی می آيد و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است. در اين هنگام اهالی خانه در را به رويش می گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه
    خود می برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زيانكار می پالايند و ديو پليدی و ناپاكی را از محيط زيست دور و پاك می سازند. برای اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان می ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.



    مراسم كوزه شكنی: مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سياه بختی،كمی نمك به علامت شور چشمی، و يك سكه دهشاهی به نشانه تنگدستی در كوزه ای سفالين می اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرين نفر، كوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به كوچه پرتاب می كند و می گويد: «درد و بلای خانه را ريختم به توی كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می كنند. همچنين گفته می شود وقتي ميترائيسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت، در روم و بسياری از کشورهای اروپايی، روز 21 دسامبر (30 آذر) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته می شد. ولی پس از قرن چهارم ميلادی در پی اشتباهی كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد, اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت.


    فال گوش نشينی: زنان و دخترانی كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوی زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت می كنند و از خانه بيرون می روند و در سر گذر يا سر چهارسو می ايستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، بر آمدن حاجت و آرزوی خود را بر آورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.


    قاشق زنی: زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با كاسه ای مسين بر می دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ايستند و بی آنكه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر كاسه می زنند. صاحب خانه كه می داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيرينی يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغی پول در كاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چيزی به دست نياورند، از بر آمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.


    آش چهارشنبه سوری: خانواده هايی كه بيمار يا حاجتی داشتند برای بر آمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر می كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» می پختند و آن را اندكی به بيمار می خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش می كردند.


    تقسيم آجيل چهارشنبه سوری: زنانی كه نذر و نيازی می كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوری» از دكان رو به قبله می خريدند و پاك می كردند و ميان خويش و آشنا پخش می كردند و می خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل می كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.
    گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سال های اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.
    پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگی اين رسم را با انجام كارهای خطرناك و استفاده از ترقه های خطرناك خراب نكنند.
    مراسم ديگری مانند توپ مروارید، فال گوش، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخم ها، کندر و خوشبو، قلیا سودن، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.




    مراسم چهارشنبه سوری در مناطق مختلف ایران:



    آذربايجان شرقی: تبريزی *‏ها در اين شب بر روی هم گلاب يا آب می *‏پاشند و معتقدند اين كار زندگی را با سعادت قرين می *‏كند. از رسوم ديگر تبريزی *‏ها در اين شب, فرستادن خنچه از منزل داماد به منزل عروس است.
    دختران دم بخت تبريزی هنگام پريدن از روی آتش اين ترانه را می *‏خوانند: “بختم آچيل, چهارشنبه”* يعنی چهارشنبه! بختم را باز كن.

    آذربايجان غربی: خانواده*‏های اروميه*‏ای در اين شب به خانه مسن *‏ترين فرد فاميل می *‏روند و به خوردن آجيل سرگرم می *‏شوند.

    اردبيل: در مغان, مردم پيش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه, دسته*‏ جمعی به كنار رودخانه می *‏روند, آتشی می *‏افروزند و هنگام بازگشت, زنان ظرف*‏هايشان را از آب رودخانه پر می *‏كنند و به خانه آورده و آن را دور و بر خانه می *‏پاشند, تا با اين كار سال جديد, سالی سرشار از روشنی, زلالی و پاكی شود.

    بوشهر: بوشهری *‏ها پس از آتش*‏افروزی در خانه*‏هايشان و پريدن از روی آن, با قايق از روی آب می *‏گذرند و معتقدند اين كار نحسی اين شب را از بين می *‏برد.

    خراسان: در خراسان مراسم كوزه *‏شكستن با خواندن ترانه؛ “درد و بلام تو كوزه، راه بيفته بره تو كوچه” همراه است. در برخی نقاط خراسان به جای آش, پخت چهار نوع پلو اعم از رشته *‏پلو, عدس *‏پلو, زرشك*‏ پلو و ماش *‏پلو رسم است و آن را ميان فقرا و همسايگان نزديك تقسيم می *‏كنند. در آجيل خراسانی *‏ها مطلقاً نمك وجود ندارد, چون نمك را علامت شور بختی می *‏دانند.

    خوزستان: در اهواز پس از پريدن از روی آتش, مراسم قاشق *‏زنی انجام می *‏شود و خانواده*‏ها, خوراكی يا آجيل شور و شيرين را در ظرف قاشق *‏زنان می *‏ريزند.

    سيستان و بلوچستان: در سيستان و بلوچستان مردم گونی, پتو و نمد كهنه را به دور هم می *‏پيچند و آن را در شب چهارشنبه آخر سال آتش می *‏زنند و معتقد نحس بودن اين شب با اين عمليات از بين می *‏رود.

    فارس: در شيراز برای گشودن بخت دختران به سعديه می *‏روند و از آب استخر سعديه به سر و روی دختران می *‏ريزند. زنان نيز با ريختن اين آب بر روی خود, اعتقاد دارند مهرشان در دل شوهر فزونی می *‏يابد.

    كردستان: مردم كردستان به خصوص روستاييان, دسته*‏جمعی به صحرا و به چشمه *‏سارها رفته و پس از شادی و پايكوبی و كشتی گرفتن, هنگام بازگشت به منزل مقداری سنگ ريزه آن را بدون اين كه به پشت سر نگاه كنند، به عقب پرت می *‏كنند و با اين كار بلا و آفت را از خود دور می *‏كنند.
    از ديگر مراسم *‏های جالب اين شب در كردستان, شال *‏اندازی است كه عده*‏ای از جوانان بالای پشت *‏بام خانه*‏ها و كنار دره*‏ها و پنجره*‏های همسايگان و ثروتمندان رفته و ضمن خواندن سرود و تصنيف از دريچه*‏ای شال را آويزان می *‏كنند و اهل خانه نيز هديه*‏ای را به شال می *‏بندند.

    كرمان: در كرمان مقداری ذغال, نمك, سكه و كمی نان را در كوزه*‏ای خالی می *‏ريزند و آن را شب چهارشنبه*‏ سوری از بالای بام به كوچه پرتاب می *‏كنند تا بلا و كمبود از خانه دور شود.

    گيلان: در روستاهای اطراف رشت, غرب شب چهارشنبه سوری, پوشال برنج را در پنج منطقه با فاصله كنار هم می *‏چينند. سپس آن را آتش زده و برای دفع چشم زخم, اسپند در آتش می *‏ريزند و اين ترانه را به گويش گيلكی می *‏خوانند.
    گل, گل چهارشنبه
    به حق پنجشنبه
    نكبت بی*‏شه
    دولت بی*‏يه
    زردی بی*‏شه
    سرخی بی*‏يه
    يعنی: آتش سرخ چهارشنبه! به حق پنج*‏شنبه نكبت برود, دولت بيايد, زردی برود, سرخی بيايد.
    آنها در اين شب خورشت ترشه *‏تره می *‏پزند و آن را با كته, ماست و دوغ می *‏خورند. صبح چهارشنبه خاكستر به جای مانده از آتش شبانه را جمع كرده و پای درختان ميوه می *‏ريزند تا درختان بارور شوند و ميوه بيشتری دهند.

    لرستان: در اين شب در خرم*‏آباد هيزم را به هفت دسته تقسيم كرده و با فاصله*‏ های معينی در يك رديف چيده و آتش می *‏زنند و با گويش محلی می *‏گويند:
    “زردی مه و تو, سرخی تو و مه”

    مازندران: در روستاهای مازندران در شب چهارشنبه *‏سوري آشی پخته می*‏شود به نام “آش هفت*‏ ترشی” كه از هفت نوع سبزی, ترشی و حبوبات به علاوه “گزنه آش”, كه يك نوع سبزی است, در آن استفاده می *‏شود.
    مردم اين روستاها معتقدند؛ خوردن اين آش بسياری از بيماری *‏ها و كسالت *‏ها را از بين می *‏برد.

    استان مركزی: در اين استان علاوه بر مراسم آتش*‏بازی, برای آمرزش اموات مقداری خرما يا شكر پنير تهيه كرده و سر گذر ميان عابران تقسيم می *‏كنند.
    اما به نظر می *‏رسد؛ مراسمی كه امروزه در شهرستان*‏ ها و به ويژه روستاهای كشور تحت عنوان شب چهارشنبه*‏ سوري برگزار می *‏شود, دست نخورده *‏تر باقی مانده و نسبت به پايتخت و مراكز استان*‏ها به اصل نزديك*‏تر است.




    تحريف آيين چهارشنبه سوری:يافته های پزوهشی نشان می دهد كه تمامی آيين ها و يادمان هايی كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است, با منش، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، اميد به زندگی، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمايش ها و آيين های گوناگون نمايشی گنجانده شده بود .
    رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستيم، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمی شود.
    بهتر است بگوييم، كسانی كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتی مردم را هدف می گيرند، با تن دادن به رفتاری آميخته به هرج و مرج روحی، آيين چهارشنبه سوری را تحريف كرده اند.
    ویرایش توسط admin : ۱۳۹۵/۰۳/۱۳ در ساعت ۰۲:۵۵ قبل از ظهر
    باران67 این نوشته را پسندیده.
    چقدر دوست داشتنی هستند.. آدم هایی که شبیه حرفهایشان هستند....

    "میلان کوندرا"

  4. #3
    مدیر ارشد سایت
    heaven آواتار ها
    مریم م.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۶
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,243
    نوشته های وبلاگ
    44
    میزان امتیاز
    109
    پسند شده
    10553
    پسند کرده
    1305

    ویترین مدال ها

    Re: چهارشنبه سوری

    شما هم اهل هر شهر و روستایی از ایران که هستید ، لطفاً آداب و رسومتون رو در این روز ( چهارشنبه سوری ) برامون بنویسید.
    باران67 این نوشته را پسندیده.
    چقدر دوست داشتنی هستند.. آدم هایی که شبیه حرفهایشان هستند....

    "میلان کوندرا"

  5. #4
    مدیر انجمن
    DaDa آواتار ها
    سارا حکمتی
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,687
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    12
    پسند شده
    7656
    پسند کرده
    2903

    ویترین مدال ها

    Re: چهارشنبه سوری

    دوران دانشجویی چند تا کتاب در مورد فولکلور ایران خونده بودم ؛ که متاسفانه اسم کتابها رو الان به خاطر ندارم ؛ تا به عنوان منبع ذکر کنم ؛ اما چند تا از آئینهای چهارشنبه سوری رو به نقل از اون کتابها براتون می نویسم .

    از غذاهایی که در شب چهارشنبه سوری در خانه های ایرانی پخته میشد ؛ کوکو سبزی بوده ؛ که به نیت سبزی و برکت آن را درست می کرده اند و به این غذا در این شب خاص "هست هست " ! می گفته اند ؛ چون معتقد بوده اند اگر بگویند کو؟کو؟ همه سال چیزی گم می کنند و باید به دنبال آن بگردند !!!!
    و این هست هست را با رشته پلو می خوردند که در سال جدید رشته کارها در دستشان باشد .
    غذای دیگری که درست می کردند نوعی آش بوده ؛ که در داخل آن از خمیر استفاده می شده , به این صورت که با آرد خمیری تهیه می کردند و از آن خمیر چند شکل خاص درست می کردند ؛ (مثلا شکل آدمک کوچولو ) و در داخل آش می انداختند و اعتقاد داشتند که این مجسمه کوچک خمیری در داخل کاسه هر کس که باشد برای او شانس و خیر و برکت در سال آینده به همراه خواهد داشت .

    دختران جوان قفلی را به گوشه چادر خود می بستند و از یک پسر نابالغ و یا یک رهگذر در خیابان می خواستند که این قفل را برایشان باز کند ، به نیت باز شدن بختشان .
    و یا اینکه دختران دم بخت را با جارو از خانه بیرون می کرده اند !!!!!

    هرچه ظرف کهنه در خانه داشتند طی مراسمی (همان کوزه شکنی ) از خانه بیرون می آوردند و به جای آن ظروف نو را جایگزین می کردند ؛ در واقع با نو شدن سال و خانه تکانی همه وسایل قابل استفاده در زندگی را هم نو می کردند .

    از دیگر مراسم شب چهارشنبه سوری خرید کردن است و معتقد بودند خرید کردن در این شب شگون دارو حتما آئینه همه می خریدند به نشانه روشنی .

    همه سنتها و آئینهای ایران زمین زیباست ؛
    شاید به مرور زمان بعضی از این سنتها رنگ کهنگی به خود گرفته باشند و یا اینکه خیلی به خرافات نزدیک باشند ؛ که به نظر من اون هم بر می گرده به سطح سواد و معلومات اون زمان .
    ولی قشنگه که همه این سنتهای زیبا رو منتقل کنیم به نسلهای آینده ؛ می تونیم همه چیز رو نو کنیم ؛ سنتهای کهنه رو رفو کنیم ! اما ازشون استفاده کنیم ....
    نمی دونم تونستم منظورم رو برسونم ؟! :)
    عکسهای بدون توضیح حذف می شوند !

  6. #5
    مدیر انجمن
    DaDa آواتار ها
    سارا حکمتی
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,687
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    12
    پسند شده
    7656
    پسند کرده
    2903

    ویترین مدال ها

    Re: چهارشنبه سوری

    چهارشنبه سوری و قصه بابا خارکن
    قصه روایات مختلفی دارد اما مضمون همه آنها یکی است :

    "روزی روزگاری خارکن پیری با زن و دخترش زندگی میکردند. پیرمرد هر روز صبح به صحرا میرفت، بوته های خار را جمع میکرد و به شهر برده و میفروخت و نان و پنیری میخرید و به خانه برمیگشت.

    زندگی فقیرانه آنها هر طور بود میگذشت و آنها همیشه شکر خدا را بجا می آوردند که به هرحال سرپناهی و نان و پنیری دارند. یک سال نزدیک عید نوروز بابا خارکن به صحرا رفت و خار زیادی جمع کرد و بسیار خوشحال بود از اینکه با پول آن میتواند چیزی هم برای عید دخترش بخرد.اما قبل از رفتن به شهر هوا طوفانی شد و صاعقه ای به کوله بار بابا خارکن زد و تمام پشته اش خاکستر شد.

    خارکن پیر از غم و غصه از پا افتاد و دست به آسمان بلند کرد و با گریه به خدای خود گفت که این بار شاد بودم که برای عید نوروز دستم پر است، چرا این بلای آسمانی را به من نازل کردی؟ حالا با چه رویی به خانه برگردم؟ و همینطور گفت و اشک ریخت تا به خواب رفت.

    در خواب دید که پیری به او میگوید که برای رفع مشکلت نذر کن و کمی آجیل مشکل گشا بخر و بین همسایگان پخش کن تا مشکلت حل شود و هرسال این نذر را تکرار کن تا هرگز دچار مشکل نشوی. پیرمرد از خواب پرید و به طرف شهر حرکت کرد و با آخرین سکه خودش کمی آجیل خرید و به همسایگان داد. آن شب گذشت و فردا بابا خارکن باز روانه صحرا شد. این بار به محض اینکه تیشه اش با ریشه بوته خار برخورد کرد، صدایی شنید و دید یک کوزه پر از جواهر زیر بوته پنهان شده است.

    خوشحالی خارکن اندازه نداشت، مقداری از جواهرات را برداشت و محل کوزه را هم نشان کرد و به شهر رفت. آن شب با دستی پر و دل شاد به خانه برگشت و ماجرا را برای زن و فرزند خود تعریف کرد.در طی روزهای بعد با استخدام چند کارگر در محل دفن کوزه قصر بزرگی ساخت و همراه خانواده اش به زندگی در این قصر پرداختند و خوش بودند. مدتها گذشت، آوازه اخلاق خوش و ثروت خارکن به گوش حاکم رسید و حاکم از دختر خارکن دعوت کرد تا به عنوان هم بازی دخترش به قصر بیاید. این دو دختر مانند دو خواهر باهمدیگر انس گرفتند و همیشه با هم بودند. نزدیک سال نو، زن خارکن نذر آجیل مشکل گشا را به شوهرش یادآوری کرد اما خارکن آنقدر سرگرم تجارت و قصر و ثروت خود شده بود که نذر را فراموش کرد.

    در این میان دختر حاکم با دختر خارکن به حمام رفتند و دختر حاکم گردنبند قیمتی خود را به مجسمه مرغی که در حمام بود آویخت و داخل حوض شد. دختر خارکن که منتظر دوست خود ایستاده بود دید که ناگهان مرغ زنده شد و گرنبند جواهر را خورد. هرچه داد و فریاد کرد فایده ای نداشت و از طرفی کسی هم حرفش را باور نمیکرد. حاکم گفت که او گردنبند دخترش را دزدیده و دختر خارکن را به زندان انداختند. از طرفی قصر و دارایی خارکن هم در یک چشم برهم زدن به خاک مبدل شد و هیچ چیزی از آن باقی نماند.

    زن خارکن شیون میکرد که تو از نذرت غافل شدی و ما را به خاک سیاه نشاندی. خارکن هم که متوجه اشتباه خودش شده بود دست توبه به آسمان بلند کرد و از خدا طلب بخشش کرد. همانشب در خواب دید که زیر پای همسرش سکه ای پیدا میکند. خارکن به سرعت بلند شد و سکه را پیدا کرد و شبانه عازم شهر شد و توانست قبل از سال نو مقداری آجیل خریده و بین مستمندان تقسیم کند.

    بعد از آن نزد همسرش برگشت و ناگهان دید که خانه و زندگیش دوباره برپا شده و دخترش هم از زندان آزاد شده و درخانه است. دختر حکایت کرد که ساعتی قبل مرغی که گردنبند را خورده بود دوباره زنده شد و گردنبند را پس داد و حاکم به اشتباه خود پی برده دختر را با هدایای بسیار آزاد کرده و به خانه فرستاده بود. خارکن هم شکر خدا را به جا آورده و پس از آن سالها با شادی زندگی کردند و هرگز آجیل مشکل گشای سال نو را فراموش نکردند.به امید اینکه صاحب این نذر هم به مراد دل خودش برسد. انشااله."


    نقل از سایت http://www.irantop10.com/
    عکسهای بدون توضیح حذف می شوند !

  7. #6
    مدیر انجمن
    DaDa آواتار ها
    سارا حکمتی
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,687
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    12
    پسند شده
    7656
    پسند کرده
    2903

    ویترین مدال ها

    Re: چهارشنبه سوری

    گره گشایی
    یکی از اعتقادات زیبای ایرانیان قدیم، که امروزه میتوان آن را در ردیف انرژی درمانی یا حداقل "فرستادن موج مثبت" قرار داد، این بود که به انحا مختلف مثبت اندیشی وامید به رفع مشکل را در خود تقویت میکردند. بیشتر آداب چهارشنبه سوری هم با همین ایده اجرا میشود. در اصل مضمون اصلی این مراسم نو شدن، رهایی از بیماری و مشکلات سال گذشته و دور کردن بدشگونی، پلیدی و افکار ناپسند از خانه و خانواده است. از طرفی زمانی که کسی میدید که همسایه اش یکی از مراسم رفع مشکل، (مانند گره گشایی) را انجام میدهد، متوجه میشد که او گرفتاریی دارد و بعد به نحوی برای رفع آن به همسایه خود کمک میکرد.

    و اما این رسم آدابی ساده داشت. به این ترتیب که شخصی که دچار مشکل شده بود دستمال یا گوشه چادر خود را گره میزد و شب چهارشنبه سوری در چهار راه محل خود میایستاد و از اولین کسی که عبور میکرد میخواست که این گره را بگشاید و اعتقاد داشت که با این کار، گره از کار او هم گشوده خواهد شد. طبعا کسانی که از این رسم آگاه بودند بیتفاوت نمیگذشتند و حتما دقایقی را برای گشودن گره صرف میکردند و چه بسا که با کمی گفتگو و اطلاع از چند و چون ماجرا، موفق میشدند واقعا مشکل را حل کنند




    میر نوروزى، مردبگیران و ...

    دو رسم میر نوروزى و مردبگیران نشانه نوعى دمكراسى و انتخابات در زمان هخامنشى است. مردم شهرها و روستاها از این حق آزادى كامل برخوردار بودند كه یك انسان صالح و درستكار را از میان خود به عنوان "میر نوروز" انتخاب كنند. میرنوروز در پنج روز اول فروردین، فرمانرواى مطلق بود و از قدرتى همسنگ شاه برخوردار، به دستور او همه استانداران و فرمانداران و كدخدایان و كلانتران از مقام و مسئولیت خود بركنار شده و هیچكس حق دخالت در كار او نداشت و كلیه امور دادرسى و قضاوت برعهده او نهاده مى شد.


    میرنوروزى فقط ۵ روز یا بنا به روایاتی یک روز حكومت مى كرد، سپس به جاى اصلى خود باز مى گشت.میرنوروزى حتى تا صدها سال بعد در عراق و مصر و هند و تركیه رایج بود و هركسى تلاش مى كرد درستكارتر و مردمى تر از دیگرى باشد تا شانس میرنوروز شدن نصیبش گردد.

    "مردبگیران" نیز، رسمى جالب بود. در دورانى كه زنان جهان از هر نوع حق انتخاب محروم بودند، در ایران، در اواخر اسفندماه، مغان، ۵ روز اخر را اسفندارمذ، مى كردند. در این ۵ روز مردبگیران، زنان بر مردان مسلط مى شدند و هر امرى مى كردند، مردان محكوم به اجراى آن بودند. جشن مردبگیران، از طلوع سپیده تا طلوع افتاب اولین روز بهارى برگزار مى شد و فرمان آن رسماً بنا به دستور پادشاه و مغان بر دیوارهاى خانه ها و رصدخانه ها بنام ایزد و افریدون نصب مى گردید. آزادى زنان نوعى اعتماد بنفس و حس برابرى و همسنگ بودن زن با مرد در زنان ایجاد مى كرد.

    سمنو پزان
    قبل از فرا رسیدن نوروز، یکی از اعمالی که کمابیش در گوشه و کنار انجام میشد، مراسم سمنو پزان بود. پختن سمنو آداب خاصی داشت و نه تنها به خاطر تهیه یکی از اجزا هفت سین که به دلیل نذر هم پخته میشد. عده ای از زنان که به دلایلی امکان پختن سمنو را نداشتند نذر میکردند که در پختن سمنوی شخص دیگری شریک شوند و یا به او کمک کنند و به صاحب سمنو پیغام میدادند که هنگام پختن سمنو آنها را خبر کند.

    شیوه تهیه سمنو
    قبل از هر کار، گندم را به مقدار لازم در آب "خیس میکنند" و پس از سه- چهار روز آنها را از آب درآورده و میان پارچه تمیزی میریزند تا چند روز باقی بماند و گندمها جوانه بزنند، وقتی گندمها جوانه سفیدی دادند و به اصطلاح تهرانیها "به نقره نشستند" آنها را شسته و در هاون میریزند و میکوبند. سپس گندم کوبیده را در پارچه نازکی ریخته و با فشردن آن شیره گندم را میگیرند و این شیره را با آردهای نذری و آب مخلوط کرده درون دیگ میریزند. در این موقع که حدود ساعت 9-8 شب است یکی از زنان با گفتن "بسم الله" زیر دیگ را روشن میکند و تمامی حاضرین به خواندن دعا و زیارتنامه مشغول میشوند.

    پس از اینکه دیگ کاملا گرم شد، صاحب خانه با پارویی شروع به هم زدن محتویات دیگ میکند، دیگ سمنو پزی بسیار بزرگ است و هم زدن آن باید به طور نوبتی انجام شود. پس از چند بار هم زدن و به جوش آمدن سمنو، کسانی که نذر پسته و بادام دارند،آنها را مشت مشت داخل دیگ میریزند. کار هم زدن و پختن سمنو تا هنگام سحر طول میکشد و پس از اینکه مایع سمنو غلیظ شد آنرا دم میکنند، وضو میگیرند و نماز حاجت و نماز صبح میخوانند.

    پس از کمی استراحت و هنگام صبح صاحب سمنو با صلوات در دیگ را برداشته و از سمنو برای همه حاضرین و همسایگان و نزدیکان میکشد و توسط حاضران برای آنها میفرستد. کسانی که سمنو را دریافت کرده اند، کاسه سمنو را پس از استفاده شسته و با شاخه ای گل یا شیرینی و نبات به صاحب خانه برمیگردانند.

    فال کوزه

    بعد از اینکه اهالی منزل از خوردن آجیل و پریدن از آتش و همه گشت و گذارهای چهارشنبه سوری فارغ شده و زیر کرسی دور هم جمع میشدند، کوزه کوچکی می آوردند و فال کوزه میگرفتند. فال کوزه به این ترتیب بود که هر کس روی کاغذی یک بیت یا چند بیت شعر مینوشت و یک وسیله شخصی خودش مانند انگشتر، چوب سیگار یا هر وسیله کوچک دیگری را داخل کوزه می انداخت.

    بعد یکی از بچه ها یک کاغذ شعر و یک وسیله از داخل کوزه در می آورد. شیئ مورد نظر متعلق به هرکس بود، شعر نوشته شده بر کاغذ، جواب نیتش میشد و آنرا با صدای بلند میخواندند. عده هم این فال را با کتاب حافظ میگرفتند به این شکل که در کوزه فقط نشانه های شخصی همه را جمع میکردند. بزرگتر مجلس کتاب را باز میکرد و یکی از بچه ها نشانه ای را از کوزه خارج می کرد. آن صفحه از کتاب حافظ، جواب نیت صاحب نشان بود و آنرا میخواندند و تعبیر میکردند.

    معمولا شب چهارشنبه سوری با تعریف خاطرات و قصه های شیرین بزرگترها به پایان میرسید و خاطره خوش آن تا سال بعد همراه همه اعضای خانواده بود
    عکسهای بدون توضیح حذف می شوند !

  8. #7
    مدیر انجمن
    DaDa آواتار ها
    سارا حکمتی
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,687
    نوشته های وبلاگ
    24
    میزان امتیاز
    12
    پسند شده
    7656
    پسند کرده
    2903

    ویترین مدال ها

    Re: چهارشنبه سوری

    کمی در باب پیدایش
    در ابتدای دوران هخامنشی، ایرانیان از تقویمی استفاده میکردند که احتمالا تقویم مورد استفاده آریاییان نیز بوده است. اما در زمان داریوش اول، تقویم اوستایی جانشین این تقویم شد که آن هم دارای دوازده ماه سی روزه بود و از آنجایی که هر سال 365 روز و چند ساعت است، پنج روز آخر هر سال در تقویم اوستایی "پنجه" نامیده میشد و هر روز آن به نام یک فرشته نام گذاری شده بود که مجموع آنها نمادی از نیاکان ایرانیان بود.

    در آن زمان این پنج روز بخشی از جشن و سرور فروردین یا نوروز محسوب میشدند که قبل از هرمزد، اولین روز سال و روز مهمترین جشن ایرانیان بود. سال نو ایرانی از آن زمان تا کنون در روز بیداری زمین از خواب زمستانی و شکوفایی طبیعت آغاز میشود. زمانی که بی رنگی به سبزی مبدل میشود و درختان غرق برگ و شکوفه اند، پروانه ها پرواز میکنند و پرندگان میخوانند...

    در دوران باستان، نوروز در سراسر سرزمین ایران جشن گرفته میشد که سرزمینهای افغانستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق و حتا در زمانی مصر، را در بر میگرفت.


    پیشواز عید
    قدیم ترها، در بیست روز آخر هر سال بوی بهار در کوچه و بازار و خانه میپیچید و تهیه و تدارک عید نوروز آغاز میشد. پدر و مادرها به فکر تهیه لباسهای نو برای بچه ها بودند و بازار رنگ و روی تازه ای به خود میگرفت. بساط چانه زدن و معاملات خرد و کلان به راه بود و دل کودکان از شادی عید و عیدی و تعطیلی میتپید. پنج روز آخر اسفند هم به "خانه تکانی" اختصاص داشت که در آن اعضای خانواده به غبار روبی و پاک کردن دیوارها از سیاهی زمستان – که حاصل وسایل گرمازای قدیمی بود- شستن فرش و لباس و پرده و سفید کردن دیوارها میشدند. در باغچه گل میکاشتند و آب حوض را عوض کرده و گلدانها را دور و بر آن میچیدند. خوراکیهای عید و شیرینی و آجیل تهیه میشد و همه خود را آماده دید و بازدید میکردند. به خصوص تهیه شیرینی های خانگی مانند نان نخودچی، باقلوا ، توت و سوهان عسل از اهمیت زیادی برخوردار بود چرا که هم هنر خانم خانه را نشان میداد و هم به امید شیرین کامی و خوش بختی تهیه میشد.

    حاجی فیروز و پیام آوران شادی
    در یکی دو روز مانده به عید، سر و کله حاجی فیروز پیدا میشد که به منظور شاد کردن مردم و کسب درآمدی مختصر، صورت خود را سیاه میکرد و با یک دایره زنگی در کوچه و خیابان به خواندن و رقصیدن میپرداخت و بابت آوردن خبر نوروز، از کسبه و اهل محل دست خوشی دریافت میکرد. از جمله اشعار معروف حاجی فیروز اینها هستند:

    حاجی فیروزه- بله – سالی یه روزه – بله
    ارباب خودم سلام و علیکم، ارباب خودم سرتو بالا کن
    ارباب خودم اخماتو واکن
    ارباب خودم بزبز قندی، ارباب خودم چرا نمی خندی
    حاجی فیروزه- بله – سالی یه روزه – بله

    این پیام آوران نوروز در هر منطقه از ایران وجود داشته اند و با اسامی متفاوت و شیوه های مختلف فرا رسیدن نوروز را اعلام میکردند. مراسم ناری*ناركه، تكم اویونی، غولی بانی و مراسم كوسا و گلین چند نمونه از معروفترین رسوم مژده دهنده نوروز هستند که متاسفانه تعداد زیادی از آنها به فراموشی سپرده شده اند. مراسم میر نوروزی از قدیمی ترین این آداب است


    نقل از سایت http://www.irantop10.com/
    عکسهای بدون توضیح حذف می شوند !

  9. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    نوشته ها
    753
    میزان امتیاز
    78
    پسند شده
    904
    پسند کرده
    0

    Re: چهارشنبه سوری

    دوستای گلم سلام..... مدت ها بود با خودم کلنجار می رفتم و ایده هام رو زیر و رو می کردم برای این که چهارشنبه ی آخر سال مون هم مثل یلدا پر رنگ و شاد و خواستنی بشه..... تعداد زیادی ایده در زمینه های مختلف براتون آماده کردم که با کمک نجمای نازنین و هنر خود شما آماده می شه و امید به خدا چهارشنبه ی آخر سال همه مون امسال متفاوت تر و زیباتر خواهد شد.....

    ایده های چهارشنبه سوری عنصر اصلیش آتش هست و رنگ های گرم آتش.... بعد از ایده های آتشین مون به امید خدا می ریم سراغ ایده هایی مثل آجیل و تزئین اون، باسلق و تزئیناتش، تزئین عروسک های قاشق زنی و تزئین کوزه و چیزهایی از این دست.... کمک کنید تا با هم تاپیک رو پربار کنیم..... از رسوم بگیم از غذاهایی که چهارشنبه ی آخر سال آماده می کنیم و تزئیناتی متفاوت و زیبا از کارهامون ارائه کنیم.....

    خوب اول یک سری ایده ی خوراکی براتون می گذارم..... البته خوشبختانه یا متأسفانه تعدادشون،دستورات شون و تزئین هاشون خیلی زیاد هستن.... برای این که زیاد خسته نشیم سعی می کنم هر سری ایده هام مخلوطی باشن از خوراکی ها و غیر خوراکی ها......


    خوب سخن کوتاه می کنم و می ریم سراغ سری نخست ایده ها....
    این شما و این هم ایده های چهارشنبه سوری.....

صفحه 1 از 27 123411 ... آخرینآخرین
  • بانک بند ناف
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما