نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree9Likes

موضوع: حقوق زن در خانه

نمایش نتایج: از 9 به 16 از 57
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
  1. #9
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان زرزر آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۵/۰۶
    محل سکونت
    شهر راز
    نوشته ها
    515
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    261
    پسند کرده
    94

    Re: حقوق زن در خانه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mariam
    یه اقای دکتر مثلا مذهبی توی محل کار من هست ایشون چند وقتی هست بدجوری رومانتیک بازیهاشون گل کرده و با یه دختر خانم 20 ساله خیلی زیبا سر و سری پیدا کردن که دیدنیه. یکی از همکارها میگفت تقصیر خانمش هم هست به خودش نمیرسه خیلی خشک و رسمیه و چاقالو شده و شوهرش حق داره ولی من اصلا این حرفها رو قبول ندارم.

    جالبه خانم این اقا خیلی مهربونن و یکی از شوهر ذلیل هاست. ( قابل ذکره خود من هم از نظر اطرافیان شوهر ذلیلم- ). و طفلی کلی به شوهرش محبت داره.

    تو این جور موارد نمیدونم چی بگم؟
    منلسفم واسه اين طور مردها....
    روزي كه زن ميگيرن اين قدر كه روي بله گفتن زن تاكييد دارن روي بله گفتن مرد نه......
    همه دنیا بخواد و تو بگی
    نه
    نخواد و تو بگی
    آره
    ....تمومه

  2. #10
    مدیر انجمن
    مانی بهار آواتار ها
    زهرا
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۲/۲۰
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    1,138
    میزان امتیاز
    16
    پسند شده
    1500
    پسند کرده
    1162

    Re: حقوق زن در خانه

    من واقعا متاسفم که این مطلب رو اینجا می ذارم چون جای بهتری براش پیدا نکردم. تاپیکی به اسم حقوق کودکان نداریم؟
    خیلی غم انگیزه . مدیران عزیز اگر بر خلاف مقرارت بود به بزرگی خودتون ببخشید و پکش کنید


    به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از واشنگتن پست، برای دختران کرد مخصوصا در شمال عراق یک درد باستانی و قدیمی که مردم فکر می کنند وابسته به عقاید مذهبی است کابوس کودکی آنان است .

    **** دختران در کشورهای آفریقایی و شرق آسیا رسمی است که بسیار رواج دارد اما در شمال عراق ؟! هیچ کس نمی داند چگونه این رسم به این نقطه از جهان راه یافته است . آنچه بر زنان کرد عراق می گذرد بیشتر کابوس است تا نشانه ای از پاکی و عفت !

    شیلان تنها هفت سال سن دارد در یک اتاق دربسته با یک تیغ ژیلت **** شد! او **** شد در حالی که صدای جیغش تمام محله را پر کرده بود و درد صورت معصوم و کودکانه اش را در بر گرفته بود.

    در منطقه شمال عراق ۶۰ درصد زنان **** می شوند و پارلمان نیز برای پایان دادن به این سنت رغبتی ندارد . و جالب آن که رهبران کرد عراق نیز در عمل مخالفتی با این عمل ندارند.

    شیلان انور عمر دخترک هفت ساله کرد در حالی که لبخند تمام صورتش را پر کرده است به امید دیدن میهمانی ای که مادرش به او وعده داده بود به خانه همسایه می رود . او وقتی وارد خانه همسایه شد از مهمانها و جشن خبری نبود دخترک گیج به نظر می رسید و وقتی مادرش با تحکم گفت که زیرشلوارىاش را در بیاورد. شیلان شروع به ناله کرد دخترک از ترس بدنش می لرزید . مادرش او را به روی زمین خواباند و با کمک زنهای دیگر به زور پاهایش را از هم باز کرد .شیلان تلاش می کرد پاهایش را ببندد …..


    یک زن که وظیفه **** کردن را برعهده داشت با یک تیغ ژیلت فولادی ضدزنگ در مقابلش ظاهر شد او تیغ را بالا برد و با صدای بلند گفت : «این کار را برای خدا انجام می دهم.!!!!» و صدای فریاد شیلان تا انتهای محله شنیده شد .

    بعد از پایان کار، در حالی که شیلان گریه کنان در آغوش مادش بود و به سوی خانه شان برده می شد ، مادرش با رضایت خاطر می خندد . مادر شیلان نمی داند که واقعا چرا دختران کرد **** می شوند او فکر می کند که این فرمان خداست و باید امر خدا را اطاعت کرد.

    پیرزنی ۹۱ ساله از ساکن کرد عراق می گوید : «از دست زنی که سنت نشده است غذا نمی خورم!»

    پاکشان زنگنه رئیس کمیسیون زنان پارلمان کردستان عراق از مبارزه برای ممنوعیت **** زنان در شمال عراق و درخواست ۱۰ سال حبس برای عاملان این کار خبر می دهد. مجازاتی که بیشتر به یک خواب و خیال شبیه است تا واقعیت ، زیرا این طرح پارلمان، یک سال است که دارد خاک می خورد. چون رهبران کرد اعتقاد دارند مجلس و مسئولین حکومت نباید درگیر چنین مسائل کوچکی ! شوند

    دخترانی همچون شیلان می گوید: ” اگر آنان می خواهند از دستان من غذا نخورند هرگز نخورند ، کاش این همه درد را هیچ وقت نمی کشیدم! ”

    یک روشنفکر ! می گوید : ما نمی دانیم چرا این کار را انجام می دهیم اما هرگز این کار را متوقف نخواهیم کرد براى اینکه اسلام و پیرترهایمان آن را لازم می دانند .

    کردستان تنها بخش شناخته شده در عراق ( و یکى از معدود مکان*هاى جهان) است که **** زنان به طور گسترده انجام می شود . بیشتر از ۶۰ درصد زن*ها در مناطق کرد نشین شمال عراق **** شده اند ، بر طبق یک مطالعه در یکی از مناطق کرد نشین شمال عراق ، حداقل ۹۵ درصد زنان **** شده اند گروه*های حامی حقوق بشر این کار را نابودی روح زنان می دانند .

    این عمل خشونت بر ضد زن*ها است ولی متاسفانه مردمی که این عمل را انجام می دهند آن را به اسلام نسبت می دهند در حالی که روشنفکران با این عقیده مخالف هستند زیرا این عمل در بین شیعیان جهان رواج ندارد و قشر عظیمی از اهل سنت این عمل را انجام نمی دهند . غیر واقعی بودن این ادعا زمانی ثابت می شود که آن را با **** پسران مقایسه کنیم ، عملی که اکنون فواید آن برای سلامت و جلوگیری از عفونت ثابت شده است .

    آنچه مهم است این است که این عمل تصفیه معنوى برای زن*ها نیست و جامعه های مرد سالارانه و سخت گیر بر آن تاکید دارند . براستی چه زمانی مادرو پدر شیلان خواهند فهمید که او تصفیه روحی نشده است بلکه آزار روانی دیده است ؟
    غذا
     
    بهار ای دختر ناز طبیعت لباس سبز گلدارت مبارک

  3. #11
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    ostooreh آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۲/۱۳
    محل سکونت
    خراسان شمالی بجنورد
    نوشته ها
    1,449
    میزان امتیاز
    177
    پسند شده
    4415
    پسند کرده
    5519

    Re: حقوق زن در خانه

    نظام حقوق زن و خانواده در اسلام









    مقدمه

    يکي از شاخه هاي حقوق مدني ، حقوق خانواده است . حقوق خانواده ، بويژه حقوق زن ، اهميت قابل ملاحظه اي دارد . از آن جا که در نظام حقوقي خانواده در اسلام گهگاه تفاوتهايي بين زن و مرد وجود دارد ، برخي نا آگاهان يا مغرضان ، آن را بر تبعيض هاي ناروا حمل نموده و از اين جهت اسلام را مورد سؤال يا حمله قرار مي دهند . براي روشن شدن حقيقت اين امر ، مي بايست در آغاز نگاهي به وضعيت اجتماعي ، حقوقي و ارزشي زن در ديگر جوامع بيندازيم ، تا تحول و تکاملي را که اسلام نسبت به حقوق زنان پديد آورده است بهتر درک کنيم . سپس نگاه اسلام به زن را از بعد انسان شناختي و ارزشي مورد مطالعه و بررسي قرار دهيم و آنگاه به موضوع اصلي بحث ، يعني نگاه اسلام به زن ، از بعد حقوقي بپردازيم . چرا که بدون روشن شدن نگاه اول، بحث از نگاه دوم چندان موفقيت آميز نخواهد بود .

    الف) جايگاه ارزشي ، اجتماعي و حقوقي زن در جوامع مختلف

    زن تا پيش از وضعيت بظاهر مترقي و مطلوب کنوني اش ، همواره و همه جا - بجز در قطعاتي کوچک و کوتاه ، که در پرتو وحي ، ارزش يافته و انسان انگاشته شده - به گونه ها و درجات متفاوت ، عنصري غير انساني ، نيمه انساني ، طفيلي ، بدون حق و يا با کمترين حق ، فرض شده است . در اين جهت ، ملل متمدن هم دست کمي از جوامع بدوي و غير متمدن نداشته اند .
    نگاهي گذرا به وضعيت زنان در جوامع و قبايل مختلف در طول تاريخ اثبات کننده ي اين مدعا است .
    اول : در جوامع غير متمدن
    - در قبايل استراليا ، زن حکم حيوان اهلي را داشته که فقط براي دفع شهوت و توليد نسل بکار مي رفته است و سابقا در مواقع قحط و غلاء ، زنان را کشته و مي خوردند .
    - در آفريقاي مرکزي ، مثل اقيانوسيه ، زن از غذا خوردن با شوهر ممنوع است . پدر خانواده روي کوچکترين بهانه اي همسر خود را به حدي مي زند که مشرف به مرگ مي شود .
    - در جزاير مارکيز ، غذاهاي لذيذ از قبيل گوشت مرغ و خوک ، نارگيل و گردو ، اغذيه ي الهي ناميده مي شود . اين اطعمه مخصوص خدايان و مردان است . زنها را در اين غذاها حقي و طمعي نيست .
    - در چين ، زن حق غذا خوردن با شوهر و يا پسرانش را نداشته است .
    - در بيرماني ، شوهران حق دارند زنهاي خود را به خارجي قرض دهند . در موردي که شوهر يا پدر ، مقروض باشد ، دعوا بر عليه زن اقامه مي شود و ممکن است طلبکار بجاي پول ، از زن يا دختر بدهکار استفاده نمايد .
    - در هند و بيرماني ، شوهر ، زن خود را به نام خدمتکار و کنيز مي نامد ؛ به عکس ، زن بايد او را ارباب ، عاليجناب و گاهي خداوندگار خطاب کند .
    - در عربستان جاهلي ، وضع زنان و دختران بسيار رقت آور بوده است . دختران در نظر پدران ، و زنان در نظر شوهران ، موجودي ضعيف ، بي قيمت و شيء قابل تملک و معامله بوده اند . کشتن دختران در عربستان نشان مي دهد که اختيارات مرد نامحدود بوده و مادر حتي در درون خانه ، حق هيچ مداخله اي در ا مر زندگي نداشته است . در بعضي قبايل عرب ، دختران تازه زائيده شده را سر مي بريدند ، بعضي ها کودک را از بالاي قله به پائين پرتاب مي کردند ، بعضي ديگر دختر را به آب غرق مي نمودند يا زنده به گور مي کردند .
    دوم : در جوامع متمدن
    - در رم پدر مي توانسته تصميم بگيرد که فرزند جديد الولاده بايد بميرد . همچنين حق داشته به حيات هر يک از اعضاي خانواده ، مخصوصا زن خود خاتمه دهد . ترکه و ارث پدر فقط به پسرانش مي رسيد که فرزند حقوقي او هستند . دختران و زن متوفي حقي در ميراث نداشتند . به عکس ، فرزند خوانده ، مانند فرزند ارث مي برد . در حقوق رم قديم ؛ زن و دختر داراي هيچ گونه شخصيت و اختياري نبودند . دختران و زنان بيشتر مانند شيئي مملوک مورد معامله واقع مي شدند . حق مالکيت ، معاشرت ، رفت و آمد و حتي حق حيات نداشتند . پدر هر وقت صلاح مي دانست مي توانست آنها را بفروشد و قرض و کرايه دهد و يا بکشد . در انتخاب شوهر ، به هيچ وجه نظر زن دخيل نبوده و بدون چون و چرا بايد تسليم شود .
    - در يونان ، چون منظور از ازدواج ، صرفا بقاي نسل خانواده به وسيله ي فرزندان ذکور بوده ، بدور انداختن زناني که پسر نمي آوردند مانعي نداشته است . زن شيئي قابل تملک و عنصر توالد و ارضاي شهوات بوده و به هيچ وجه او را شريک مرد و واجد قواي کامل بشري نمي دانسته اند . بسياري از متفکرين معتقد بوده اند که زن داراي روح خالد انساني نيست و به همين مناسبت حق ندارد بعد از وفات شوهر زندگي کند . سوختن زنده زنده با جسد شوهر متوفي ، در بعضي نقاط عالم ناشي از همين عقيده است . اين وضعيت رقت آور در غرب همچنان ادامه داشت تا اين که با ظهور حضرت مسيح - عليه السلام - و افکار مذهبي پيروان او و بعدا تأثير اسلام در غرب ، بتدريج وضع زنان از صورت شيء قابل تملک ، به انسان داراي حق مالکيت و حقوق اجتماعي ، تغيير يافت . البته اين تغيير خيلي با تاخير و کندي صورت مي گرفت ، به گونه اي که مثلا در کشورهاي اسکانديناوي ( سوئد ، نروژ ، دانمارک ) تا همين سده هاي اخير ، به دختر مطلقا ارث نمي دادند ، و يا آن که هم اکنون نيز ، زن پس از ازدواج ، نام خانوادگي خويش را از دست داده وبه نام شوهرش خوانده مي شود ، و اين خود نشاني از باقي مانده هاي نگاه طفيلي وار غرب به زن است .
    - در مشرق زمين و ايران قديم نيز وضعيت کمابيش چنين بوده است . دختر در انتخاب شوهر حق اظهار نظر نداشته است ، بلکه بايد صد در صد متابعت کند . در جامعه ايراني به دلايل نژاد پرستانه ، ازدواج با بيگانه ممنوع بوده است . و افراط در اين مسئله ، کار را به جايي کشانده است که براي رهايي از بن بست ، ازدواج با محارم مشروع تلقي شده است . ازدواج بهرام چوبين با خواهرش گرديه ، نمونه اي از آن است . از سوي ديگر طلاق ، بدون هيچ مصلحت شرعي و عقلي و رعايت طرفين امکان پذير بوده است ، در ايران قديم نيز مثل روم و يونان ، مرد در استفاده از عوايد ملکي و يا دستمزد زنان - حتي بر خلاف رضايت زن - کاملا مختار بوده است ، زيرا زن هيچ حق مستقل اقتصادي نداشته است . (1)
    سوم : فمينيسم
    - اين همه محروميت و اسارت و تبعيض و ستم ، بطور طبيعي سبب پيدايش جنبشي زن مدارانه در جهت آزادي هاي زن از يک سو ، و برابري و تساوي او با مرد از سوي ديگر ، شد که به دليل خاستگاه انفعالي و واکنشي آن ، اين بار به نوعي ديگر ، زنان را به اسارت کشيد و به آنان ستم نمود . استاد شهيد مرتضي مطهري در اين زمينه مي نويسد : « نهضتي که در اروپا براي احقاق حقوق پايمال شده زن صورت گرفت به دليل آن که دير (2) به اين فکر افتاده بودند ، با دستپاچگي و عجله زيادي انجام گرفت . احساسات مهلت نداد که علم نظر خود را بگويد و راهنما قرار گيرد . از اين رو تر و خشک با يکديگر سوخت . اين نهضت يک سلسله بدبختي هايي را از زن گرفت و حقوق زيادي به او داد و درهاي بسته اي را باز کرد اما در عوض ، بدبختي ها و بيچارگي هاي ديگري براي خود زن و براي جامعه بشريت به وجود آورد ». (3) افزون بر آن ، در جريان همين جنبش نيز دست ناپيداي مرد خود خواه و پول پرست و لذت جوي غربي بشدت مؤثر بود .از يک سو و در شرايط گسترش تکنولوژي و تاسيس کارخانه هاي بزرگ براي دستيابي به نيروي کار ارزان ، مالکيت زن را به رسميت شناخت ، تا بهتر بتواند از او به عنوان کارگر استفاده کند به همين جهت ، بي توجه به ويژگي خاص زنان ، آنچنان او را در حقوق کار ( و به عبارت بهتر در تکليف کار ) همسان و همسنگ مردان پنداشت و کارهاي سنگين صرفا مردانه را در کارخانجات بر او تحميل کرد که فرياد پشيماني اين دسته از زنان غربي را از شعار تساوي حقوقي با مردان ، بلند ساخت (4) و از سوي ديگر با فرياد شعار آزادي و رهايي زن ، به گونه افراطي ، بيش از آن که او را از اسارت مرد آزاد سازند ، از قيد و بند اخلاق گسستند . مرد سالاران غربي ، حتي براي کامجويي خياباني خويش با نام آزادي آنچنان برنامه ريزي کردند که زنان در کوچه و خيابان ، در اداره و کارگاه ، با آرايش و خودنمايي لذت مردان را تأمين کنند . نتيجه طبيعي چنين افراطي ، فساد گسترده ا ي است که دامنگير غرب شده است به گونه اي که آنچنان نهاد خانواده را در معرض تزلزل و نابودي قرار داده است که هم اکنون براي انسان سعادت طلب و کمال جوي غربي ، سخن از حفظ کيان خانواده ، شيرين ترين سخن و بهترين شعار محسوب شده و گوينده ي آن به عنوان انسان مطلوب و ناجي بشر مطرح مي شود. از همين رو ، چندي است که مجددا نهضتهاي ديگري به عنوان نهضت دفاع از حقوق زن به راه افتاده است تا از اين ظلم و اسارت جديد جلوگيري کند . چرا که با آن نهضت عجولانه قديم ، هم کرامت زن در نتيجه ابتذال اخلاقي از دست رفت و هم در اثر اين بي کرامتي و بي ارزشي ، مردان به زنان بي رغبت شده و به همجنس گرايي روي آورده و در نتيجه نهاد خانواده بشدت آسيب پذير گشت .

    ب) زن در اسلام

    هرچند هدف اصلي اين نوشتار ، پرداختن به مباحث حقوقي مربوط به زنان از ديدگاه اسلام است ، اما از آن جا که نظام حقوقي زن و خانواده در اسلام ، مبتني بر نگاه اين مکتب به زن است ، بنابراين لازم است در آغاز به ديدگاه انسان شناختي و ارزشي اسلام نظري سريع انداخته و سپس از نظام حقوق زن و خانواده در اسلام ، سخن گوييم . در اين قسمت موضوع بحث ، صنف زن است در برابر صنف مرد ، بر خلاف قسمت مربوط به حقوق زن ، که بيشتر ( و نه کاملا ) موضوع بحث عناوين عرضي بر زن موضوع بحث است نه صنف زن ، همچون زن در برابر شوهر ، خواهر در برابر برادر ، مادر در برابر پدر و ...
    اول : زن در نگاه انسان شناختي و ارزشي
    وقتي از زن در برابر مرد سخن گفته مي شود ، چه بسا ممکن است در اولين مرحله ، نوعي تقابل و تضاد بين زن و مرد به ذهن خطور کند ، اما بايد دانست که هدف از اين مقايسه و مطالعه تطبيقي ، تعارف و شناخت بهترين راه تکامل و در نتيجه تعامل و همکاري هر چه بيشتر توسط هر يک از مرد و زن است و نه تقابل وتفاخر و تضاد و در نتيجه نزاع و درگيري و در افتادن به وادي انحطاط .
    از ديدگاه اسلام ، زن و مرد ، دو صنف اند از يک نوع و نه دو نوع از يک جنس ، و به همين جهت در عين داشتن وحدت نوعيه ، هر کدام ، از ويژگي هاي خاص خويش برخوردار است . و چه بسا ، همين ويژگي ها است که سبب برخي تفاوتهاي حقوقي بين زن و مرد شده است ، بي آن که کمترين اختلافي را در انسانيت و ارزشهاي انساني بين آنان پديد آورد . بنابراين مناسب است که در آغاز از وجوه اشتراک زن و مرد سخن گوييم و سپس از وجوه افتراق .

    1- اشتراک ها و تساوي ها

    يک) زن ، انساني همچون مرد
    با مطالعه متون اسلام و بويژه قرآن کريم به خوبي روشن مي شود که از نگاه اسلام ، زن انساني است همچون مرد ، با همه ويژگي ها و لوازم انسانيت .از نظر اسلام ، اصلا انسانيت انسان ، به روح او وابسته است و نه تن او ، و روح انساني به مذکر و مؤنث تقسيم نمي شود . اين همساني مرد و زن در برخورداري از انسانيت را ، از ابعاد مختلف و گوناگون ، در متون ديني مي توان يافت .
    - در آفرينش
    زن و مرد ، در آفرينش کاملا يکسان و مساوي اند ، هم نسبت به مبدأ و چگونگي آفرينش و هم نسبت به هدف آفرينش .
    - از نظر مبدا آفرينش ؛ زن و مرد ، هر دو از يک مبدأ و گوهر پديد آمده اند ، و اين سخن هم نسبت به اولين انسان ، از زن و مرد ( آدم و حوا ) صادق است و هم نسبت به فرزندان دختر و پسر آنان در ادامه نسل بني آدم .
    قرآن کريم تصريح مي فرمايد که در نخستين آفرينش ، زنان از همان آفريده شده اند که مردان . (5) و امام باقر عليه السلام نيز در روايتي بر همين نکته تاکيد ورزيده اند . (6) چنانکه در ادامه نسل بني آدم ، همه آنان را ، اعم از زن و مرد ، آفريده از يک واقعيت مي داند ، واقعيتي که از آن به نامهاي مختلف ، همچون ماء ، طين ، تراب ، طين لازب ، نطفه ، نطفه امشاج ، صلصال من حمأ مسنون ، صلصال کالفخار و علق ،ياد شده است .
    - از نظر هدف آفرينش ؛ زن به خاطر همان هدف آفريده شده است که مرد براي آن آفريده شده است . اين همساني ، هم نسبت به هدف غايي از آفرينش نوع انسان صادق است و هم نسبت به هدف نزديک مربوط به آفرينش هر يک از دو صنف زن و مرد .
    از يک سو در برخي آيات قرآن هدف غايي و نهايي آفرينش مطلق انسان و از جمله زن ، استکمال او در پرتو عبادت معرفي شده است . (7) و در برخي آيات ديگر به تصريح و به تاکيد ، برابري زن و مرد در بهره مندي از مزاياي سلوک راه تکامل و عبوديت و يا ابتلا به عذابهاي ناشي از مخالفت با اين راه را ، اعلام نموده است و سرنوشتي واحد را براي مؤمن و مؤمنه ، صالح وصالحه و يا کافر و کافره و مشرک و مشرکه معرفي کرده است . (8)
    از سوي ديگر ، نسبت به هدف نزديک آفرينش هر يک از دو صنف زن و مرد ، سکن و آرامش يافتن هر يک را در کنار ديگري ، به عنوان هدف معرفي فرموده است . (9) همان طور که زن را آرامش بخش مرد معرفي کرده ، آرامش خود او را نيز در کنار مرد تأمين نموده است . لحن آيات قرآن در اين زمينه به گونه اي است که در عين اعلام نياز هر يک از زن و مرد به ديگري ، به اصالت و استقلال هر يک از دو صنف اشارت داشته و هيچ صنفي را طفيلي صنف ديگر قرار نمي دهد .
    - در ماهيت انساني و لوازم آن
    وقتي که زن و مرد در ابعاد مختلف آفرينش ، از اصل همساني برخوردار باشند ، طبعا بلحاظ برخورداري از ماهيت انساني و لوازم آن نيز يکسان بوده و از ارزش مساوي بهره مند خواهند بود و هيچکدام موجودي درجه دوم تلقي نخواهد شد .
    - در داشتن استعدادها و امکانات
    نتيجه طبيعي همانندي زن و مرد در آفرينش و اتحاد در ماهيت انساني ، آن است که هر دو براي رسيدن به تکامل و هدف نهايي آفرينش انسان ، از استعدادها و امکانات يکساني برخوردارند و زن و يا مرد بودن ، موجب هيچ گونه مزيت و يا محروميتي نمي شود ، هر دو از روح الهي (10) بهره مندندو هر دو از ساختاري معتدل برخوردار . (11) هر دو داراي ابزار شناختي و ادراکي يکساني هستند (12) و نهاد هر دو بر فطرت الهي (13) سرشته شده است . هر دو حامل امانت الهي (14) و هر دو داراي وجدان اخلاقي اند (15) آسمان و زمين و آنچه در آن است ، خورشيد و ماه و شب و روز به يکسان مسخر هر دو قرار داده شده است (16) و هر دو يکسان از تعليم الهي (17) و نعمت بيان (18) بهره مندند و بالاخره هر دو همانند هم و در کنار هم مخاطب خداوند و پيامبران و بهره مند از هدايت آنان قرار گرفته اند . (19)
    - در موانع راه تکامل : موانعي که بر سر راه تکامل هر يک از زن و مرد قرار دارد نيز يکسان است و از اين جهت بين آن دو اختلافي نيست ، به عنوان مثال ، قرآن کريم ، همراه با ذکر مصاديق مختلفي ، نفس حيواني (20) و شيطان (21) را به يک گونه به عنوان موانع راه تکامل مرد و زن معرفي مي کند .
    دوم ) زن ، با ارزشي همچون مرد
    لازمه قهري و نتيجه طبيعي تساوي و يکساني مرد و زن در آفرينش و ماهيت انساني و برخورداري از استعدادها و امکانات مساوي ، و امکان برابر در پيمودن راه تکامل ، تساوي ارزشي زن و مرد است . زن با کسب کمالات ، به همان سان ارجمند خواهد بود که مرد ؛ و با کسب رذايل ، همان گونه ضد ارزش خواهد شد که مرد . و اين ، افزون بر آن ارزش ذاتي است که هر دو بلحاظ بهره مندي از روح الهي ، به يکسان از آن بهره مندند . در اين جا سخن از ارزشها و يا ضد ارزشهاي اکتسابي است . زنان در بهره مندي از ارزشهايي همچون : ايمان ، سبقت در ايمان ،عمل صالح ، تقوا ، هجرت ، علم و دانش و ... با مردان تفاوتي ندارند ، چنانکه در انحطاط ناشي از کسب رذايلي چون : کفر ، شرک و نفاق با مرد اختلافي ندارند. (22) هرچند عموم و اطلاق خطابات و بيانات قرآني ، بيانگر اين تساوي ارزشي يا ضد ارزشي است ولي در عين حال براي رفع هر گونه ابهام ، نه تنها قرآن کريم در بسياري از موارد به تفصيل اما به يکسان از مردان و زنان بهره مند از اين اوصاف ارزشي يا ضد ارزشي نام مي برد (23) بلکه در هنگام ارائه الگوهاي مثبت و منفي ، از زنان نيک و بد ، در کنار مردان نيک و بد ياد مي کند و به عنوان مثال ، از حضرت حوا همسر حضرت آدم ، ساره همسر حضرت ابراهيم، مادر يحياي پيامبر همسر حضرت زکريا، مادر مريم همسر عمران ، حضرت مريم مادر حضرت عيسي ، مادر و خواهر حضرت موسي ، آسيه همسر فرعون مصر ، دختران شعيب پيامبر و بلقيس ملکه سبا به نيکي ياد مي کند و در برابر ، از زن نوح ، زن لوط و زن ابي لهب به زشتي نام مي برد ، و در اين مسير تا بدانجا پيش مي رود که زناني پاک و مؤمن ، همچون آسيه و مريم را به عنوان الگوي مؤمنين (24) و زناني همچون همسر نوح و همسر لوط (25) را به عنوان الگوي کافرين معرفي مي فرمايد و با اين معرفي ، استقلال شخصيت وي را نيز - چه مثبت و چه منفي - به نمايش مي گذارد.

    2- ويژگي ها و تفاوت ها

    هرچند گرايشات افراطي به تساوي حقوقي زن و مرد از يک سو ، و ظلم تاريخي وارد بر زنان از سوي ديگر ، ممکن است سخن گفتن از تفاوتهاي زن و مرد را با مشکل و قضاوت پيشيني منفي روبرو سازد ، اما حقيقت آن است که واقعيات عيني تابع احساسات و قضاوت انسان قرار ندارند ، و تفاوت زن و مرد هم از نظر جسمي و بدني و هم از نظر روحي و عاطفي آنقدر روشن است که انکار آن ، همچون انکار بديهيات است . البته واضح است که سوء استفاده مردان از اين تفاوتهاي طبيعي و ذاتي هرگز نمي تواند دليلي بر نفي و انکار اين تفاوتها باشد ، بلکه بر عکس ، فقط با شناخت اين تفاوتها است که مي توان به تنظيم روابط حقوقي عادلانه اي متناسب با اين واقعيات براي زن و مرد ا قدام نمود . تفاوت زن و مرد - چه به صورت درست و چه به صورت نادرست - از ديرباز مورد توجه دانشمندان و فلاسفه اي همچون افلاطون و ارسطو بوده است و امروز نيز به گونه اي ديگر مورد توجه دانشمندان علوم فيزيولوژي ، روان شناسي و جامعه شناسي قرار دارد . قبل از بيان برخي از اين ويژگي ها و تفاوتها بايد به اين نکته ي مهم توجه داشت که از ديدگاه اسلام « اين تفاوتها به هيچ وجه به اين که مرد يا زن جنس برتر است و ديگري جنس پائين تر و پست تر و ناقص تر مربوط نيست . قانون خلقت از اين تفاوتها منظور ديگري داشته است قانون خلقت اين تفاوتها را براي اين به وجود آورده است که پيوند خانوادگي زن و مرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بريزد . قانون خلقت اين تفاوتها را به اين منظور ايجاد کرده است که به دست خود ، حقوق و وظائف خانوادگي را ميان زن و مرد تقسيم کند . قانون خلقت تفاوتهاي زن و مرد را به منظوري شبيه اختلافات ميان اعضاي يک بدن ايجاد کرده است . اگر قانون خلقت هر يک از چشم وگوش و دست و ستون فقرات را در وضع مخصوصي قرار داده است نه از آن جهت است که با دو چشم به آنها نگاه مي کرده و نظر تبعيض داشته و به يکي نسبت به ديگري جفا روا داشته است » (26) . خلاصه آن که اين نوع اختلافات بين زن و مرد ، تأثيري در ماهيت و ارزشهاي انساني آنها نداشته ، بلکه آيتي از حکمت آفريدگار است . تفاوتي حکيمانه و تناسبي سازگارانه است که نوع انسان را به دو صنف زن و مرد تقسيم مي کند تا هر يک مکمل وجود ديگري شود نه آن که موجب قضاوتي ارزش گذارانه و يا تبعيضي ظالمانه در حقوق گردد .
    پس از بيان اين مقدمه اينک به بيان برخي از مهمترين ويژگي ها و تفاوت هاي زن و مرد مي پردازيم :
    يک) ويژگي ها و تفاوتهاي جسمي و بدني
    يکي از اختلافات جسمي مرد و زن ، اختلافات اندامي مربوط به توليد نسل است . بر اساس اين اختلاف طبيعي ، نقش پدر در تولد فرزند بسيار ضعيف تر و کم اهميت تر از نقش مادر است که مي بايست در مدتي طولاني نزديک به 9 ماه جنين را پرورش دهد و اين بار سنگين و امانت بزرگ را با همه عوارضي که دارد با خود حمل کند . اختلاف اندامي ديگر به تغذيه فرزند مربوط مي شود ، زن به گونه اي آفريده شده است که بطور طبيعي قادر است فرزند خود را در دو مرحله به بهترين شکل تغذيه کند و بهترين و مناسب ترين غذاها را در اختيار او قرار دهد ، يکي مرحله جنيني و تغذيه جنين از خون مادر ، و ديگري مرحله پس از تولد و تغذيه طفل از شير مادر .
    سومين اختلاف جسمي مرد و زن - در وجه غالب - به قدرت و نيروي بدني و چگونگي رشد مربوط مي شود . اختلافات ديگر ؛ از اين قرار است :
    « مرد بطور متوسط درشت اندام تر است و زن کوچک اندام تر ، مرد بلند قدتر است و زن کوتاه تر ، مرد خشن تر است و زن ظريف تر ، صداي مرد کلفت و خشن تر و صداي زن نازک تر و لطيف تر ، رشد بدني زن سريعتر و رشد بدني مرد بطيء تر است ، حتي گفته مي شود جنين دختر از جنين پسر ، سريعتر رشد مي کند . رشد عقلاني مرد و نيروي بدني او از زن بيشتر است .مقاومت زن در مقابل بسياري از بيماري ها از مقاومت مرد بيشتر است. زن زودتر از مرد به مرحله بلوغ مي رسد و زودتر از مرد هم از نظر توليد مثل از کار مي افتد دختر زودتر از پسر به سخن مي آيد . مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است ولي با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموعه بدن ، مغز زن بزرگتر است . ريه مرد قادر به تنفس هواي بيشتري از ريه زن است ، ضربان قلب زن ، از ضربان قلب مرد سريعتر است . » (27)
    دو) ويژگي ها و تفاوتهاي روحي و عاطفي
    اين تفاوتها دو گونه است : کمي و کيفي . مقصود از تفاوتهاي کمي آن دسته از ويژگيهايي است که هر يک از زن و مرد ، به دليل انسان بودن از آن برخوردارند و از اين جهت مطلق اند و در آن تضايفي نيست . ولي در مقدار برخورداري ، در مقام مقايسه ، يکي بيشتر و ديگري کمتر برخوردار است . اختلاف در وجه تعقل ، حزم و دور انديشي ، محاسبه گري و امثال آن و نيز عاطفه ، احساسات و مهرورزي مهمترين نمونه اين نوع از تفاوتها است . در اغلب موارد ، - و نه هميشه - مردان از تعقل ، حزم و دورانديشي بيشتري برخوردارند و متقابلا زنان از عاطفه و احساسات زيادتري بهره مندند . و اين تفاوت - چنانکه قبلا اشارت رفت - خود آيتي از حکمت الهي است ، چرا که در غير اين صورت نه نهاد خانواده شکل مي گرفت و نه مادري عاشقانه فرزندش را در آغوش مي کشيد و شيره جانش را در کام او مي ريخت و نه مردي به تدبير زندگي همت مي گماشت .
    مقصود از تفاوتهاي کيفي - که بيشتر صبغه تضايفي دارند - ويژگي هايي است که به انسان بودن زن يا مرد مربوط نمي شود ، بلکه به زن يا مرد بودن انسان مربوط مي گردد و به همين دليل کيفيت آنچه را که مرد دارد با آنچه را که زن دارد متفاوت است ( و نه کميت آن ) و يا آن که اصلا آنچه را که مرد دارد زن ندارد و بالعکس . عاليترين نمونه اين تفاوتها ، نوع احساسات هر يک از مرد و زن نسبت به ديگري است که در اختلاف بين زن و مرد در دلربايي و دل دادگي ، حمايت خواهي وحمايتگري تجلي مي يابد . و جالب اينجاست که دست آفرينش ، همه وسايل دلربايي را به زن عطا کرده است چنانکه همه ي ابزار لازم براي حمايتگري را نيز به مرد بخشيده است .

    پي نوشت ها:


    1. بولتن انديشه ، شماره 15-12 . ص 103-123 . ( با اندک تصرف و تلخيص )
    2. « در قرن بيستم ميلادي براي اولين بار در غرب ، مسئله حقوق زن در برابر حقوق مرد عنوان شد . انگلستان که قديمي ترين کشور دموکراسي بشمار مي رود تازه در اوايل قرن بيستم براي زن و مرد حق مساوي قائل شد. دول متحد آمريکا با آنکه در قرن هيجده ضمن اعلام استقلال به حقوق بشر اعتراف کرده بودند ، در سال 1920 ميلادي قانون تساوي زن و مرد را در حقوق سياسي تصويب کردند . همچنين فرانسه در قرن بيستم تسليم اين امر شد . » شهيد مطهري ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 131 .
    3. همان ، ص 184 .
    4. همان ، مقدمه ، ص 25-22 .
    5. يا ايها الناس اتقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها . نساء / 1 .
    - هو الذي خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها ليسکن اليها . اعراف / 189 .
    6. ابو مقدام گويد از امام - عليه السلام - پرسيدم ، خدا از چه حوا را بيافريد ؟ فرمود : ديگران چه مي گويند ؟ گفتم آنان معتقدند خدا حوا را از دنده مرد خلق کرد . فرمود : دروغ مي گويند . آيا خداوند ناتوان بود که حوا را خلق کند . گفتم : پس حوا چگونه خلق شد ؟ فرمود : خدا مشتي از خاک زمين برداشت و از آن آدم را بيافريد . و از بقيه آن حوا را خلق کرد . صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 379 ؛ مجلسي ، بحارالانوار ، ج 11 ، ص 116 .
    7. و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون. ذاريات / 56 .
    8. نساء / 124 ، رحل / 97 ، توبه / 72 ، احزاب / 35 ، فتح / 5 و 6 ، حديد / 1 ، 12 و 13 ، يس / 56 ، مؤمن / 8 ، بقره / 221 .
    9. هو الذي خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها ليسکن اليها ، اعراف / 189 .
    - و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم موده و رحمه . روم / 21 .
    10. فاذا سويته و نفخت فيه من روحي . حجر / 29 و ص / 72 .
    11. لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم . تين / 4 .
    12. والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شيئا و جعل لکم السمع والابصار والافئده ، لعلکم تشکرون . نحل / 78 .
    13. فاقم وجهک للدين حنيفا فطره الله التي فطر الناس عليها . روم / 30 .
    14. انا عرضنا الامانه علي السموات والارض والجبال فابين ان يحملها و اشفقن منها و حملها الانسان . احزاب / 72 .
    15. و نفس و ما سويها ، فالهمها فجورها و تقويها . شمس / 7 و 8 .
    16. جاثيه / 13 ، ابراهيم / 33 .
    17. بقره / 239 ، انعام / 91 ، علق 4 و 5 .
    18. الرحمن / 1 - 3 .
    19. عموم و اطلاق همه آياتي که با تعابير الذين آمنوا ، الذين کفروا ، الانسان ومانند آن ، آدمي را موضع سخن و خطاب قرار داده است .
    20. ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربي . قصص / 15 ، فاطر / 6 ، زخرف / 62 .
    21. ان الشيطان للانسان عدو مبين . يوسف / 5 .
    22. ر.ک ص 11 پاورقي شماره (2) .
    23. به عنوان نمونه ، آيه 35 از سوره احزاب مي فرمايد : ان المسلمين والمسلمات و المومنين والمومنات و القانتين والقانتات والصادقين والصادقات والصابرين والصابرات والخاشعين والخاشعات والمتصدقين والمتصدقات والصائمين والصائمات والحافظين فروجهم والحافظات والذاکرين الله کثيرا والذاکرات اعدالله لهم مغفره واجرا عظيما .
    24. و ضرب الله مثلا للذين آمنوا امرأه فرعون ، اذ قالت رب ابن لي عندک بيتا في الجنه و نجني من فرعون و عمله ، و نجني من القوم الظالمين / و مريم ابنت عمران التي احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتين . تحريم / 11 و 12 .
    25. ضرب الله مثلا للذين کفروا امرأت نوح و امرأت لوط ، کانتا تحت عبدين من عبادنا فخانتا هما فلم يغنيا عنهما من الله شيئا ، و قيل ادخلا النار مع الداخلين . تحريم / 10 .
    26. شهيد مطهري ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 200 .
    27. شهيد مطهري ، نظام حقوق زن در اسلام ، ص 173 .

    منبع: کتاب فلسفه ي حقوق
    سالادوسبزیجات
     
    بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خُورد
    ببین، چی میشه اون کس که یه جو، از حَق مردم خُورد

  4. #12
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    ostooreh آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۲/۱۳
    محل سکونت
    خراسان شمالی بجنورد
    نوشته ها
    1,449
    میزان امتیاز
    177
    پسند شده
    4415
    پسند کرده
    5519

    Re: حقوق زن در خانه

    منبع:http://ch3.ir/index.php?option=com_c...aold&Itemid=66

    حقوق زن
    دکتر فهیمه فرهمند پور – حجت الاسلام سید ابراهیم حسینی
    سوال – گفته شده که اسلام اجازه ی حضور در اجتماع را به زن داده است . در حدیثی آمده است که زن به مسجد هم نرود چون مسجد زن خانه ی او است . این دو چگونه با هم تطابق دارند ؟
    پاسخ – اینکه خانم ها اجازه دارند در همه ی فعالیت های اجتماعی حضور داشته باشند را من تأیید می کنم . یعنی به عنوان نکته ای برآمده از آموزه های دینی می توان این ادعا را کرد که واقعاً با رعایت حدود ، ضوابط و مقررات عرصه ی فراخی برای حضور و مشارکت در صحنه ی اجتماع پیش روی خانم ها است . اما در خصوص این حدیث که به پیامبر (ص) نسبت داده شده است دو نکته را عنوان می کنم . نکته ی اول اینکه دلایل صحیح قرآنی ، روایی و تاریخی داریم که زنان اجازه ی تردد و حضور در مسجد را در زمان پیامبر (ص) داشته اند . تقریباً تمام مفسران شیعه و سنی تصریح کرده اند که آیه ی حجاب زمانی نازل شد که خانم ها برای رفتن به مسجد از پیامبر(ص) اجازه خواستند . در بسیاری از روایات است که خانم ها در مسجد سوالات متعددی از پیامبر(ص) می کردند . اگر پیامبر(ص) با مسجد رفتن خانم ها مشکل داشتند به آنها می گفتند که شما اینجا چکار می کنید . حتی در مواردی پیامبر(ص) حضور خانم ها در مسجد را مورد تأیید و تشویق قرار دادند . همچنان که حضور زنان و خانواده ی منسوب به پیامبر(ص) در مسجد نشان می دهد که این کار از طرف پیامبر(ص) و اولیای الهی مورد تأیید بوده و مشکلی نداشته است . این حدیث خاص، مربوط به یک موقعیت ویژه و محدود تاریخی است . در یک دوره ای یهودیان در شهر مدینه در کنار مسلمانان زندگی می کردند . اوایل مشکلی وجود نداشت . اما بعد از مدتی شروع به ناسازگاری با مسلمانان کردند . از جمله کارهایی که یهودیان انجام دادند این بود که سعی کردند فضای شهر را برای خانم ها ی مسلمان ناامن کنند . جوان های یهود به خیابان ها می آمدند و مزاحم خانم های مسلمان می شدند . حتی یکی از جنگ ها از همین جا بین مسلمانان و یهودیان شروع شد . بخصوص هنگام نماز صبح و مغرب و عشا که باید این تردد در تاریکی انجام می شد ، ناامنی خیلی جدی تر بود . آقایان بدلیل ناامنی مانع از مسجد رفتن خانم ها می شدند و خانم ها از این جهت ناراحت بودند . نزد پیامبر آمدند و از ایشان راهنمایی خواستند . پیامبر(ص) در جواب خانم هایی که گریه می کردند و می گفتند که ما می خواهیم به مسجد بیاییم اما همسران ما اجازه نمی دهند ، این سخن را فرمودند که با توجه به ناامنی که وجود دارد شما اگر در خانه ی خود نیز نماز بخوانید ثواب مسجد را می برید . بنابراین این پاسخ مربوط به یک مقطع خاص زمانی است . این مسئله در زمانی مصداق دارد که اگر فضا ناامن باشد بهتر است که ما در آن مکان قرار نگیریم .
    سوال – اگر اسلام گوهر وجودی زن و مرد را یکسان دانسته ، چرا گفتار قرآن در برخی از آیات مردانه است؟ همچنین چرا در برخی از جاهای قرآن گفته که مردان بر زنان مقدم تر هستند ؟
    پاسخ – در آیه ی 228 سوره ی بقره می فرماید : برای خانم ها حقوقی است مانند همان حقوقی که برای مردان است . اما یک بحث مدیریتی مطرح می شود که بلافاصله بعد از آن می فرماید : مردها یک درجه دارند . شما در هر وزارتخانه ای که بروید ، جایی که تقسیم کار می شود، بدون مدیر و سرپرست امکان پذیر نیست . قرآن نیز استدلال می کند اگر خانواده یک جامعه ی کوچک است ، نیاز به یک مدیریت دارد . البته این مدیریت دیکتاتوری و استبدادی نیست . قرآن نمی گوید که مردها برتر هستند برای اینکه مدیر خانواده هستند . به این خاطراست که خانه نیاز به تدبیر عقلانی دارد و زن ها مملو از احساسات و عواطف هستند . البته اگر احساسات نباشد اصلاً جامعه ی انسانی نیست . نکته ی بعدی به این خاطر است که تمام مخارج اقتصادی با آقایان است . پس در حقوق و تکالیف، خانم ها و آقایان برابر هستند . اما در قسمت مدیریتی ، مرد مدیر منزل است .
    اینکه گفته شده مردان قوام بر زنان هستند مربوط به خانواده است نه در هر جایی . پس این نشان دهنده ی ضعف زن در مقابل مرد نیست . چون اگر این ضعف وجود داشت ، در اداره نیز باید حرف همکار مرد بر همکار زن مقدم باشد. اگر زن بعنوان زن بودن ضعفی داشته باشد که قرار است مرد آن را جبران کند ، در اداره و در دانشگاه نیز باید همینطور بود . یعنی اینکه اصلاً استاد زن برای مردها نمی گذاشتند . چون این مسئله فقط مربوط به خانواده است، پس از ضعف زن و یا تفاوت زن ناشی نمی شود . براساس احکام اسلام حفظ امنیت، ابتدا در جامعه و بعد در خانواده با مرد است . نشانه ی آن هم این است که جهاد بر مرد واجب است اما بر زن واجب نیست. حفظ خانواده در برابر مخاطرات بیرونی به دوش مرد است . در ضمن تأمین مخارج زندگی با مرد است . اینکه خانم های شاغل حقوق می گیرند و صرف خانه می کنند بحث دیگری است . اما به عنوان یک تکلیف و وظیفه ، تأمین مخارج زندگی با مرد است . در خانه تقسیم حقوق و وظایف شده است . اینطور نیست که همه ی حقوق مربوط به یک نفر و همه ی وظایف مربوط به دیگری باشد . تکلیف مالی و امنیتی با مرد است . حتی امور جاری زندگی با مرد است . به همین خاطر است که می گویند اگر زن کاری در خانه انجام نداده و بگوید برای کارهای خود حقوق می خواهم مرد موظف است که این کار را انجام دهد . پس کفه ی تکالیف مرد خیلی سنگین بوده و کفه ی حقوق زن نیز خیلی سنگین است . با توجه به اینکه تکالیف مرد زیاد و دربرابر آن حقوق زن نیز زیاد است ، اگر در زندگی در مورد مسئله ای زن و مرد با توجه به مشورت و صحبت به نتیجه نرسیدند ، حرف مرد ارجح است . در آیه ی قرآن می فرماید که به واسطه ی اینکه به مرد وظیفه دادیم به خاطر قدرتی که دارد امنیت را حفظ کرده و همینطور تأمین معاش کند . یک امتیاز هم به او می دهیم و تنها در فضای خانواده حق اظهار نظر نهایی را دارد .
    البته نظر مرحوم علامه طباطبایی (ره ) این است که ولایت در کل امور اجتماعی بر عهده ی مرد است . لذا در خصوص ریاست جمهوری و رهبری نیز ایشان از همین آیه نتیجه می گیرند . گرچه مفسرین دیگری هم هستند که این ولایت را منحصر به خانواده می دانند . اما اساس تمدن اجتماعی تقسیم وظیفه است . خود این تقسیم وظیفه مبنا و ملاکی دارد . یکی از مبانی بسیار مهم و موثر در تقسیم وظیفه که چه کسی چه کاری انجام دهد ، توانمندی ها است. خدای متعال در متن آفرینش زن و مرد اینها را قرار داده است . وقتی که خدا بحث انسان را مطرح می کند ، در آن موضوع زن و مرد مطرح نیست . چون انسانیت انسان به روح او است نه به جسم او . و روح مجرد است و زن و مرد ندارد . اما این دو صنف مختلف ، توانمندی های روحی و جسمی متفاوتی دارند . زنان از احساسات و عواطف بسیار بالاتری برخوردار هستند ، چون قرار است وظیفه ی مهمی به عهده ی آنها گذاشته شود، که اگر صد تا پدر هم باشند نمی توانند آن وظیفه را انجام دهند . تربیت فرزند نیازمند عاطفه است . اینکه پیامبر(ص) می فرمایند : بهشت زیر پای مادران است ، بخاطر همین توانمندی آنها است . اگر این توانمندی وجود دارد ، این عواطف و احساسات ، عقلانیت را تحت تأثیر قرار می دهد . یعنی او متوجه اصل موضوع می شود ، اما چون با احساسات قضاوت می کند نمی خواهد قبول کند . به همین خاطر در بحث مدیریت این مسئله مطرح است . نه اینکه عقل خانم ها کمتر است ، بلکه عقلانیت آنها تحت تأثیرعواطف است . در متن شریعت اسلامی هیچگونه تکلیف اقتصادی به دوش خانم نیست . اما درجامعه ی امروز اگر خانم کار می کند محبت و همدلی کرده است . بنابراین سهم او محفوظ است .حکومت اسلامی این مسئله را در نظر گرفته است و گفته که اگر خانمی کار کرد و در منزل نیز با توجه به اینکه هیچ وظیفه ای به عهده ی او نیست کارهایی را انجام داد ، موقع جدایی مرد باید برای او بخشی را در نظر بگیرد .
    اینکه زن نمی تواند آن عقلانیت و مدیریت را داشته باشد من قبول ندارم . حتی اینکه عقلانیت زن تحت الشعاع احساس او هم است را من قبول ندارم . نکته این است که به مصلحت خانواده است که زن احساسات خود را ناب و خالص نگاه دارد . وقتی که یک زن شاغل از صبح تا شب همه ی کارها و درگیری های مربوط به جامعه و شغل خود را خیلی خوب انجام می دهد نمره ی بیست می گیرد . اما شب موقع بازگشت به خانه دیگر عاطفه ی آماده و بی دریغ را برای فرزند و همسر خود ندارد . من اینکه زن صد درصد خانه دار باشد را صلاح نمی دانم . چون معتقد هستم که به صلاح نیست که خانم ها با اجتماع در ارتباط نباشند . به عنوان یک زن ، دوست داشتم که یک فعالیت اجتماعی خیلی سبک و آزاد داشته باشم . خانم ها در هر پست و مقامی می توانند بهترین باشند ، اما این کار به سرمایه ی عاطفی آنها لطمه می زند . بنابراین چون لطمه می زند ، بهتر است تقسیم وظایف شود . یعنی کارهای سخت به عهده ی مرد گذاشته شود و کارهای سبک تر به عهده ی موجودی گذاشته شود که قرار است مولد عشق و عاطفه و گرمی باشد . این به آن معنا نیست که توانایی آن کارها را ندارد. بلکه به این معنا است که مصلحت نیست انرژی خود را صرف کارهای سخت بکند .
    سوال –چرا گفته می شود که عقل زن نصف عقل مرد است ؟
    پاسخ – نقص عقل که در اینجا گفته می شود به معنای تفاوت است . نه به این معنا که کم دارد . زن و مرد هر دو موجود انسانی هستند و هیچ آزمایش علمی مسلمی هم وجود ندارد . در هیچ کجا اثبات نشده که ضریب هوشی زن ها کمتر از مرد ها باشد . حتی گاهی اوقات برعکس آن نیز ثابت شده است. اما آنچیزی که مطرح است این است که آیا این ادراکی که دارد می تواند به طور کامل به کار بگیرد . به تعبیر شهید مطهری زن به خاطر این عواطف و احساسات شاهکار خلقت است . اگر صد نفر مرد باشند نمی توانند یک کار زنانه را انجام دهند . افلاطون می گوید زن با یک دستی که گهواره را تکان می دهد، کل دنیا را تکان می دهد . علت این سخن این است که تربیت با عاطفه امکان پذیر است و هر کار دیگری که مزاحم این مسئله باشد را نفی می کند . شهید مطهری می گوید : اگر کسی حق اشتغال زنان را نادیده بگیرد، به جامعه ی بشری خیانت کرده است . چون خداوند متعال استعدادها و توانمندی ها را بیهوده نیافریده است . و باید در خدمت بشریت قرار بگیرد. اما باید اولویت بندی شود . این تعابیری که در خصوص زن ها گفته شده در هیچ مورد دیگری وجود ندارد. اینکه زن ها گل های سرسبد آفرینش هستند .
    در خصوص اینکه گفته شود خانم ها این اقیانوس مواج احساس را نمی توانند کنترل کنند ، من یک دلیل ارائه شده در این چهارده قرن را ارائه می کنم . درخصوص مادران شهدا باید گفت که آیا عشق مادر به فرزند قابل کنترل نیست . با این عشق مواج ، زمانی که زن احساس تکلیف می کند فرزند عزیز خود را در راه خدا می دهد . پس عاطفه قابل مدیریت است . در افراد مختلف متفاوت است و در مورد مردها نیز به همین صورت است . بنابراین همه ی مردها نمی توانند قاضی شوند ، چون اقتدار لازم را ندارند . یا همه ی مردها نمی توانند جراح شوند ، چون برخی از آنها موقعی که خون می بینند از حال می روند . من بنا را براین می گذارم که یک مادر بخاطر احساس به خداوند فرزند خود را به جبهه می فرستد . یعنی من هم خدا را دوست دارم و هم فرزند خود را . اما چون خدا را بیشتر دوست دارم ، فرزند خود را فدای او می کنم . این انتخاب به خاطر عقلانیت اتفاق می افتد . شاید بسیاری از مادرها هم بگویند خدارا دوست دارند، اما فرزند خود را بیشتر دوست دارند و نمی توانند او را فدای خدا کنند . این نیز یک انتخاب است . اما آن کسی که برای خدا فرزند خود را قربانی کرد ، آنقدر آگاهی داشت که بفهمد که لذت کوتاه مدت برخورداری از فرزند ، در مقابل لذت بلند مدت رضایت الهی ارزش ندارد .
    قانون گذاری بر مبنای یکایک افراد نیست . برای اینکار اکثریت و نوع افراد را در نظر می گیرند . هیچ کس نمی تواند این مسئله را انکار کند که احساسات زن و مرد با هم متفاوت است . مردها نیز احساس دارند. اما بخاطر عقلانیتی که دارند ، احساسات آنها تحت الشعاع قرار می گیرد . هرکدام از اینها در جای خود بسیار مهم است . اگر زنان بخواهند مردانه کار کنند ، به نفی هویت آنها می انجامد . نمی توانند از عهده ی آن وظیفه ای که به آنها سپرده شده بر بیایند . زن در کارهایی که نیاز به مهربانی ، شفقت و عاطفه دارد موفق تر هستند .
    احساسات تنها مربوط به عشق نیست . خشم نیز از جنبه های احساسات است . ما می دانیم که خشم در مردها به مراتب از زن ها بیشتر است . اینکه فکر کنیم چون زنها عشق ورزتر هستند پس احساساتی تر هستند . اما مردها چون کمتر عشق ورز هستند ، پس احساسات کمتری دارند اشتباه است . عاطفی بودن زن شکل عاشقانه دارد . احساساتی بودن مرد در مواردی مانند خشم و غضب خود را نشان می دهد . همان قدر که احتمال دارد که بگوییم زن چون عاطفه ورز است امکان دارد تصمیمات عقلانی او تحت الشعاع قرار بگیرد . در مردها نیز ممکن است عقل آنها تحت تأثیر خشم آنها قرار بگیرد .
    یک خانمی که روان شناس اجتماعی است می گوید : من چهل سال بر روی روحیات زن و مرد مطالعه کرده ام . حاصل کار این است که زن ها احساساتی تر هستند و تنها نقطه ضعف آنها همین است . اما شهید مطهری ، محمد قطب و اندیشمندان اسلامی می گویند که این مسئله شاهکار خلقت است . درک های عقلی زن تحت الشعاع احساسات او قرار می گیرد . بنابراین گاهی که لازم است مجرمی اعدام شود یک زن می گوید من نمی توانم این کار را انجام دهم .
    اینکه بگوییم زن ها احساستی تر از مردها هستند قطعی است . اگر اینگونه نبود خداوند مسئولیت فرزند پروری را به آنها نمی سپرد . اما اینکه شما می گویید احساساتی تر هستند ، پس قدرت عقلانیت آنها تحت الشعاع قرار می گیرد را من قبول ندارم .
    سوال – آیا زن ها در تصمیم گیری های خود بیشتر از احساسات استفاده نمی کنند ؟
    پاسخ – این مسئله درست است اما قوه ی احساس آنها عقل را از بین نمی برد . اگر خانم ها بخواهند احساس خود را تحت الشعاع عقل قرار دهند ، می توانند . اما این کار به مصلحت نیست . بنابراین اینکه زنان نمی توانند برخی از کارها را انجام دهند اشتباه است . بلکه زنان بهتر است برخی کارها را انجام ندهند . در برخی از کشورها کارگرهای ساختمانی خانم هستند . یعنی کارهایی در این سطح به خانم ها واگذار شده و از عهده ی آنها بر آمده اند . اما این توزیع کار از نظر ما خوب نیست . خانم ها در ایده آلی ترین شکل که فقط مسئولیت های عاطفی دارند بهتر است ، توانمندی و مدیریت عاطفه و احساس هم داشته باشند . یعنی مادری که منبع عشق ورزی است باید خیلی اوقات منطق داشته باشد و فرزند خود را تنبیه کند . اگر مادری آنقدر عاشق باشد که نتواند به فرزند خود اخم کند ، مادر خوبی هم نیست .
    سوال – چرا گفتمان قرآن مردانه است ؟
    پاسخ – گفتمان قرآن هرگز مردانه نیست . ضمائری که بکار برده می شود مشترک است . گاهی هو و الذی فقط برای مردان است . گاهی مشترک است . خدا وقتی می خواهد با پیامبر خود سخن بگوید با همان ادبیاتی که در بین مردم او رایج است این کار را می کند . چون می خواهد مردم بفهمند . اگر با ادبیات دیگری صحبت کند مردم نمی فهمند . وقتی که قرآن گفت یا ایها الذین آمنو ، نه پیامبر این برداشت را داشتند که این فقط مربوط به مردان است و نه زنانی که مسلمان بودند .
    قرآن زبان عربی را نیاورده است . قرآن به این زبان نازل شده است . قواعد عربی قبل از قرآن بوده است . یعنی در اشتراک بین زن و مرد ، از ضمیر مذکر استفاده می شده است . قرآن نیز در همین قالب و ادبیات نازل شده است .
    اینکه بگوییم چرا خدا از بین مردم عرب یک پیامبر انتخاب کرد یک بحث دیگری است . اما اگر قرار باشد از بین مردم عرب پیامبری انتخاب شود ، ناچاراً برای اینکه مردم حرف او را بفهمند ، باید به عربی صحبت کند .
    ما ادبیاتی به عنوان ساختار جهانی نداریم . پیامبر در یک نقطه ای مبعوث می شود . اما محتوا مربوط به جهان است . این محتوای فرا زمانی و فرا مکانی ، ناچار است در یک زمان و مکانی نازل شود .
    سوال – با توجه به اینکه گفته شد زن و مرد در حقوق مساوی هستند ، پس چرا زن باید برای هر کاری از مرد اجازه بگیرد ؟
    پاسخ – بازگشت این مسئله به همان حق مدیریتی است که گفته شد . وقتی یک مجموعه ای می خواهند با هم زندگی کنند ، لازم است حق تصمیم گیری نهایی به یک نفر داده شود . آن حق تصمیم گیری نهایی که از آن به عنوان ولایت یاد می شود ، این مسئله را در خانواده به مرد سپرده است . معنای آن این نیست که زن ها نمی توانند فکر کنند . یک زن و شوهری که با هم تفاهم داشته باشند در نود درصد از موارد مثل هم فکر می کنند و به نتیجه می رسند . اما برای درصدی از موارد که با هم به تفاهم نمی رسند باید تصمیمی گرفته شود . این حق مدیریت و ریاست در این نقطه به مرد داده می شود . این اعمال مدیریت و ریاست یک لوازمی دارد . از جمله ی لوازم این است که طرف مقابل خود را موظف بداند که به تصمیم نهایی عمل کند . اگر بگوییم حق تصمیم گیری نهایی با مرد است ، اما زن وظیفه ندارد آن را قبول کند . این حق تشریفاتی وبی معنا خواهد شد . البته در همه ی موارد زن نباید اطاعت کند . در مواردی که به مصلحت و شرایط زندگی زناشویی مربوط است و درصورتی که با حقوق اولیه ی زن و حقوق الهی در تقابل نباشد ، زن موظف است اطاعت کند . اما در حقوق الهی مانند حج لازم نیست زن از شوهر خود اجازه بگیرد. گذشته از حقوق ثابت و اولیه ی زن و همینطور حقوق الهی ، در مواردی که به زندگی زناشویی مربوط است زن موظف است از مرد اطاعت کند . در مقابل آن مرد هم وظایفی دارد ، از جمله تأمین معاش ، امنیت و ...
    لازمه ی مدیریت یک اداره ، این است که همه ی فعالیت ها هماهنگ باشد . وگرنه امکان مدیریت نیست . البته مصادیق تمکین ، مواردی است که تا حد زیادی بستگی به مناسبات عرفی هم دارد . نظر فقها در این چهارده قرن نسبت به مصادیق تمکین یکسان نیست . فتوای حضرت امام این بود که زن ها برای رفتن به راهپیمایی نیازی به اجازه ی شوهر ندارند . حتی در یک تحصیلی که منجر به واجب کفایی می شود نیز نیاز به اجازه از مرد نیست . یعنی اگر ما یک روزی پزشک خانم نداشتیم برزن ها واجب است که آن کار را انجام دهند . و برای یک چنین تحصیلی اجازه ی شوهر لازم نیست . البته با وجود اینکه این حق مدیریت به مردان داده شده ، به آنها توصیه ی اکید اخلاقی و شرعی هم شده است که مراقب باشند این اعمال نظر از روی حب و بغض و انتقام گیری و ... نباشد .
    سالادوسبزیجات
     
    بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خُورد
    ببین، چی میشه اون کس که یه جو، از حَق مردم خُورد

  5. #13
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    ostooreh آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۲/۱۳
    محل سکونت
    خراسان شمالی بجنورد
    نوشته ها
    1,449
    میزان امتیاز
    177
    پسند شده
    4415
    پسند کرده
    5519

    Re: حقوق زن در خانه

    نفقه چیست؟
    درباره نفقه زنان

    البته قانون میزان دقیقی برای نفقه مسخص نکرده و بیان نکرده که مثلا نفقه ی روزانه ی زن بیست هزار تومان باشد بلکه نفقه را بر مبنای نیاز های متعارف و متناسب با وضعیت زن و منطبق با عرف زمان و مکان زندگی زوجین دانسته است .

    اگر چه در قانون مدنی و کیفری ایران نسبت به پرداخت نفقه تاکید بسیاری شده است تا به این وسایل مردان ملزم به پرداخت حق و حقوق شرعی و قانونی همسر خود باشند اما در مواردی نیز به آنها اجازه داده شده است که از پرداخت آن خودداری کنند و مهمترین چراغ سبز قانون مدنی برای ندادن نفقه به زن ماده ی 1108 ق. م است که میگ.ید هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناعکند مستحق نفقه نخواهد بود .

    طبق این ماده عدم تمکین مجوزی برای ندادن نفقه است البته تمکین تابع عرف اقوام و نزدیکان است .

    در اصطلاح قانونی یا حقوقی تمکین عبارتست از براوردن نیازهای شوهر واجابت کردن خواسته های مشروع او .
    یکی از موارد داشتن رابطه ی زناشویی است که در این مورد تنها به جز موارد خاص شرعی و بیماری یا درخواست های خلاف شوون اخلاقی یا مغایر با سلامت جسم و روح زن باید با همسر خود تمکین کند .

    از موارد دیگر تمکین اقامت دراقامتگاه دایمی شوهر است یعنی زن برای دریافت نفقه باید در خانهی شوهر زندگی کند مگر یک استثنا و آن اینکه در خود عقد ازدواج شرطی غیر از آن شده باشد که زن در منزل دیگری یا خانهی دیگری زندگی کند .

    اگر زن بدون دلیل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتی در خانهی پدر یا مادر خویش اقامت کند مرد میتوتند ازدادن نفقه ی وی امتناع کند و ان را پرداخت نکند .

    مورد دیگر الزام زن به حسن معاشرت با شوهر خویش است زنی که بدون دلیل موجه از تمکین خودداری و رن ناشزه یعنی نافرمان و خاطی نامیده میشود و در این صورت علاوه بر اینکه مرد از دادن نفقه معاف خواهد بود بلکه میتواند تقاضای طلاق وی را نیز از دادگاه بخواهد و میتواند تجدید فراش ( زن دیگر اختیار کند ) کند .

    سوء رفتار زن یا انتخاب شغلی مغایر با شوون اخلاقی و وظایف زناشویی و داشتن معاشران فاقد صلاحیت اخلاقی از دیگر موارد نشوز محسوب خواهد شد .البته تمکین به معنای تسلیم بی چون چرای زن در مقابل مرد و پاسخ دادن به خواسته های نا مشروع وی نیست .چنانچه زن به دلیل عذر شرعی یا مسایل پزشکی قادر به ایفای وظایف زوجیت نباشد یا برای انجام واجب شرعی ناچار باشد به مسافرت برود واز شوهراجازه نگیرد ناشزه محسوب نمیشود و نفقهی وی بر عهده ی شوهر است .

    دومین چراغ سبز قانونی ازدواج موقت یا همان چیزی که در اصطلاح عامه به آن صیغه می گوییم .

    طبق مادهی 1113که میگوید : در عقد منقطع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا اینکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد نفقه تنها منحصر به زنی است که به عقد دایم در آمده است در عقد یا ازدواج موقت زن مستحق نفقه نخواهد بود مگر اینکه در موقع عقد شرط شده باشد یا اینکه طرفین ابتدا با هم توافق کرده باشند .


    نفقه ی زن پس از مرگ همسر یا طلاق همسر

    آیا زن پس از طلاق هم مستحق نفقه است یا انکه نفقه ای به وی تعلق نمیگیرد .

    ماده 1109 ق.م پاسخ این پرسش را به این صورت میدهد : زنی که طلاق رجعی گرفته ( طلاقی که تا مدتش تمام نشده است مرد میتواند رجوع کند ) در زمان عده اش که عده ی آن سه طهر است نفقه اش بر عهدهی مرد است مگر آنکه طلاق در زمانی واقع شده باشد که زن تمکین تمکین نکرده باشد (نشوز کرده باشد ) اما اگر طلاق به دلیل فسخ نکاح یا طلاق باین رخ داده باشد زن تنها در صورتی که حامله باشد تا زمانی که فرزندش به دنیا خواهد آمد حق نفقه دارد و در غیر از این مورد حق دریافت آن را ندارد .

    قبل از آنکه قانون مدنی در سال 1381 اصلاح شود زن س از مرگ شوهرش نفقه ای دریافت نمیکرد اما با اصلاحیه ای که درهمین سال 1381 طبق ماده 1110 زن در ایامی که در عده ی وفات شوهرش است نفقه دریافت میکند و این نفقه در صورتیکه مرد خودش دارایی داشته باشد از دارایی خودش و در غیر این صورت از اموال اقارب (اشنایان و خانوادهی فوت شده ) که پرداخت نفقه بر عهدهی آنان است تامین خواهد شد .

    نفقه حق زن است و در صورت تمکین وی باید به می پرداخت شود و قانون ایران در این مورد به شدت سخت گیری میکند چرا ؟ چون که در صورت عدم پرداخت آن زن ممکن است دچار عسر و عرج شده و خدای ناکرده به فساد بیا فتد یه این دلیل قانون این حق را به زن داده است که مطابق ماده 1111ق.م درصورت استنکاف شوهرش از دادن نفقه به دادگاه مراجعه کرده و دادخواست دریافت مهریه بدهد که در این صورت دادگاه میزان نقطه را توسط کارشناسی که دادگاه تعیین می کند و مرد یا زوج ر را به دادن آن محکوم می کند .

    طبق ماده ی قانون1129 قانون مدنی در صورتی که شوهر پس از شکایت زن از دادن نفقه خودداری کرد و بی خیال حکم دادگاه که بازهم که باز هم نفقه نداد که در این صورت دادگاه در صورت عدم پرداخت برای اول اجباربعد توقیف اموال و بعد زندان و در صورتی که این مراحل را طی کرد یا اصلاَ در مرحله اول خوداری و امتناع از ان زن میتواند تقاضای طلاق بدهد و دادگاه شوهررامجبور به طلاق دادن زن میکند و علاوه براین در صورتی که شوهر به دلیل بیماری یا از کار افتادگی از دادن نفقه عاجز باشد قاضی میتواند او را مجبور به طلاق همسرش کند .

    برای دریافت نفقه زن باید باید حتماَ در خانه شوهرش باشد واگرخانه شوهری را بدون اجازه شوهرش (به جز مواردی که قانون مشخص کرده)ترک کند شوهر می تواند به او نفقه ندهد ماده 1114 در این باره می گوید زن باید در منزلی که شوهرش تعیین میکند سکنی گزیند مگرانکه اختیار تعیین منزل به زن داده باشد اما مواقعی است که قانون و دادگاه این حق را به زن می دهد یا اینکه بدون اجازه شوهر از خانه خارج ودر خانه دیگری ساکن شود اما بتواند نفقه اش رامطالبه کند ماده1115 قانون اساسی به این مساله اختصاص دارد ومیگوید اگر بودن زن یا شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرربدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن میتواند مسکن جداگانه ای اختیار کند ودر صورتی که خطربازگشت به خانه ثابت شود دادگاه حکم بازگشتبه منزل شوهررا نخواهد داد اما در تمام این مدت نفقه به عهده ی شوهر خواهد بود

    البطه نکته مهم این است که که طبق این ماده تنها در صورت وجود ضرر و خطر از ناحه ی شوهر،دادگاه حکم سکونت در خانه دیگری را صادر نمی کند بلکه چنانچه از خانواده و دوستان شوهرنیز خوف ضرربدنی یا مالی یاشرافتی وجود داشته باشد هم زن میتواند در خواست خانه جداگانه بکند درچنین مواردی زن با تقدیم دادخواست از دادگاه می خواهد به وی اجازه سکونت در منزل و مسکن جداگانه بدهد و در صورتی که دادگاه حکم را به نفع زن صادرکند زن نفقه اش را هم میگیرد .

    یکی دیگر ازمسایل مهم درباره ی نفقه این است که پرداخت نفقه از سوی شوهر هیچ ارتباطی با ثروتمند
    بودن یا فقیر بودن شوهرش ندارد و بدون توجه به جیبش باید مخارج او را بدهد و از ویژگیهای دیگر نفقه ی زن مقدم بر اقارب است یعنی اول باید نفقه ی زن را هم نسبت به گزشته وهم نسبت به آینده داد اما اقارب فقط نسبت به آینده حق مطالبه ی نفقه را دارند و اینکه نفقه ی زن جز طلب ممتازه است یعنی اگر شوهر ورشکست شد اول باید نفقه ی وی را پرداخت کنیم بعد بدهی های وی را وهمچنان که ماده 1118 ق.م بیان کرده که زن مستقلاْ میتواند در دارایی خود هر تصرفی که را که میخواهد بکند زن میتواند از مالی که به اوارث به وی رسیده است یا از شغل مستقلش بدست آورده است هر طوری که میخواهد استفاده کند و حتی در صورت ثروتمند بودن زن و فقیر بودن شوهر شوهر از پرداخت نفقه معاف نخواهد بود .


    نفقه چه طوری نقد میشود

    برای نقد کردن نفقه زن میتواند دو نوع شکایت حقوقی و کیفری مطرح کند .

    یکی دادخواست حقوقی ودیگری شکایت کیفری است .
    که دادخواست حقوقی : وقتی زن از شوهرش تمکین می کند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می ورزد زن میتواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محکومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حکم به پرداخت نفقه خواهد داد .در این شرایط اگر مرد پزیرفت قضیه ختم و آتش بس میشود .
    اما اگر محکوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع کرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش حال گیری نماید زن میتواند درخواست طلاق نماید و قاضی مرد را مکلف و مجبورخواهد کرد که وی را طلاق دهد .
    اما راه حل دیگر برای نقد کردن نفقه شکایت کیفری است که علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا که عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتیکه نفقه اش پرداخت نشود میتواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محکوم خواهد شد .

    ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) مقررمیدارد که:هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع کند دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم خواهد نمود
    سالادوسبزیجات
     
    بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خُورد
    ببین، چی میشه اون کس که یه جو، از حَق مردم خُورد

  6. #14
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    ostooreh آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۲/۱۳
    محل سکونت
    خراسان شمالی بجنورد
    نوشته ها
    1,449
    میزان امتیاز
    177
    پسند شده
    4415
    پسند کرده
    5519

    Re: حقوق زن در خانه

    منبع: *****

    نفقه ی زن از دیدگاه شریعت اسلام و قانون مدنی ایران

    یکی از مسایل حقوقی در نظام خانوادگی اسلامی نفقه است. نفقه نوعی مسئولیت مالی است که با شرایط خاص خود بر عهده¬ی اشخاص گذاشته می¬شود، هر چند زن تمکن مالی نیز داشته باشد. وجوب نفقه بر مرد اسباب و دلایل مختلفی دارد که در یک نگاه کلی عبارتند از: زوجیت، خویشاوندی و بردگی. شاید پرداختن به سبب اول که امروزه کانون بحث و چالش شده است بیشتر اهمیت داشته باشد؛ چه، امروزه زن ساعت¬های طولانی را در بیرون از منزل به کار و تلاش سپری می¬کند، گویی رسالت انسان¬پروری و تمدن¬سازی خویش را به بوته¬ی فراموشی سپرده و نسلها را از مهر و عطوفت محروم و فضای خانواده را از شفقت و دلگرمی تهی کرده است. جستار حاضر به تحلیل نفقه¬ی زن و سبب و دلیل وجوب آن با تأکید بر فقه اسلامی و قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران می¬پردازد.

    نفقه در کتب لغت به معانی زیر آمده است: بخشش و خرج کردن، خرج زندگانی خود و همسر و خانواده(1)، آنچه در راه خدا به کسی بخشند، هزینه¬ها و مخارج خانواده، پول خرج شده(2).

    در فقه اسلامی، نفقه عبارت است از فراهم نمودن نیازهای همسر اعم از خوراک و پوشاک و مسکن و خادم و نیاز به پزشک، گرچه زن خود نیز از تمکن مالی برخوردار باشد.(3)

    در قانون مدنی تعریف نفقه این¬گونه آمده است:

    «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم، در صورت عادت داشتن زن به خادم یا احتیاج او به واسطه¬ی مرض یا نقصان اعضاء».(4)

    تعریف فوق چکیده¬ای برگرفته از تعاریف کتب مختلف فقهی می¬باشد و از آن جهت که قدما در کتب فقهی، نفقه را طبق عرف و شرایط روزگار خود تعریف نموده¬¬اند، از بیان آنها صرف¬نظر نموده و تعریفی را که در فقه السنه¬ی سید سابق و قانون مدنی آمده و نسبتاً جامع¬تر و مانع¬تر به نظر می¬رسند، برگزیدیم.

    دلایل وجوب نفقه بر مرد:

    1. دلایل قرآنی: آیات زیر به روشنی بر وجوب هزینه¬پردازی نیازهای زن توسط شوهر دلالت دارند:

    1-1. ﴿وَ عَلیَ المولودِ لَهُ رِزقُهُنَّ وَ کِسوَتهُنَّ بِالمعروفِ لا تُکلَّفُ نَفسٌ إلاّ وُسعَها﴾(5)

    «بر آن¬کس که فرزند برای او متولد شده(یعنی پدر)لازم است خوراک و پوشاک مادران را (به اندازه¬ی توانایی) به گونه¬ی شایسته بپردازد. هیچ کس موظف به بیش از مقدار توانایی خود نیست».

    2-1. ﴿وَ إن کُنَّ أُولاتِ حمَلٍ فَأنفِقُوا ﻋَﻠﻴﻬﻦّحتَّی ﻳﻀﻌﻦ¬ّ حمَلَهُنَّ﴾(6)

    «و اگر(زنان مطلقه) باردار باشند، خرج و نفقه¬ی ایشان را بپردازید تا زمانی که وضع حمل می¬کنند».

    آیه¬ی فوق بر وجوب نفقه¬ی زن طلاق داده شده¬ی حامله دلالت دارد، پس درمی¬یابیم که تأمین نیازهای همسر به طریق أولی واجب است.

    3-1. ﴿الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلی النِساءِ بمِا فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم علی بَعضٍ و بمِا أَنفَقُوا مِن أَموالهِم﴾(7)

    «مردان بر زنان سرپرستند(و در جامعه¬ی کوچک خانواده حق رهبری دارند و صیلنت و رعایت زنان بر عهده¬ی ایشان است) بدان خاطر که خداوند(برای نظام اجتماع، مردان را بر زنان در برخی از صفات برتریهایی بخشیده است و) بعضی را بر بعضی فضیلت داده است و نیز بدان خاطر که(معمولاً مردان رنج می¬کشند و پول به دست می¬آورند و) از اموال خود (برای خانواده) خرج می¬کنند».

    با توجه به این آیه، شأن و ارزش مرد به خاطر عهده¬دار بودن امر سرپرستی، تهیه¬ی معاش و زندگی و صیانت از اعضای خانواده می¬باشد و گرنه برای مردی که احساس مسئولیت نمی¬کند و به خانواده توجهی ندارد، چه شأنی می¬توان قایل شد!

    2. دلایلی از سنّت نبوی

    1-2. از جابر بن عبدالله روایت شده است که رسول خدا (صلی¬الله¬علیه¬و¬سلم) در خطبه¬ی حجةالوداع ارشاد فرمود:

    «إتقوا اللهَ فی النساءِ فإنَّکُم أخذتُمُوهُنَّ بأمانةِ اللهِ وَ استَحلَلتُم فُروجَهُنَّ بکلمَةِ اللهِ و لَهُنَّ ﻋﻠﻴﻜﻢ رِزقُهُنَّ وَ کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروفِ».(8)

    «درباره¬ی حقوق زنان از خدا پروا دارید، زیرا شما آنان را به عنوان امانت الهی در اختیار گرفته¬اید و کامجویی از آنان را با کلمه¬ی الهی(عقد و نکاح) بر خود حلال ساخته¬اید؛ تأمین شایسته¬ی خوراک و پوشاک آنان بر عهده¬ی شماست».

    2-2. همچنین هنگامی که هند دختر عتبه، همسر ابوسفیان نزد پیامبر آمد و عرض کرد:

    « أنَّ هنداً امرأةَ أبي سفيانَ قالت لَه إنَّ أبا سُفيان رَجِلٌ شَحيحٌ ليَس يُعطيني مِنَ النَفَقةِ ما يَكفِيني و وَلدي إلاّ ما أخذتُ منهُ و هو لا يَعلَمُ فَقالَ خُذِي ما يَكفيكِ وَ وَلدَكِ بِالمعروفِ ».(9)

    «ابوسفیان مرد خسیسی است و به اندازه¬ی کافی نیازهای من و پسرم را برآورده نمی¬کند و من مجبورم مقداری را پنهانی از او بردارم. پیامبر در پاسخ فرمود: به اندازه¬ی نیاز خودت و فرزندت بردار».

    بنابراین حدیث، نفقه حق مادی زن می¬باشد؛ چه، اگر تأمین نفقه¬¬ی خانواده بر عهده¬ی مرد نمی¬بود، پیامبر دستور برداشتن بدون اجازه¬ی آن را به هند نمی¬داد.

    علاوه بر این احادیث که نفقه را به عنوان حق زن عنوان می¬کنند، احادیث فراوانی نیز در بیان فضیلت انفاق و بخشش برای خانواده روایت شده است؛ از جمله:

    «إذا أنفَقَ الرََّجُلُ عَلی أهلِهِ ﻳَﺤﺘﺴﺒُﻬﺎ فهُو لَه صَدَقةٌ».(10)

    «هنگامی که فرد بر خانواده¬اش انفاق می¬کند و از خداوند پاداش خیر آن را می¬ خواهد، برای وی صدقه به شمار می¬آید».

    «دﻳﻨﺎﺭٌأنفقتَهُ فی ﺳﺒﻳﻞ اللهِ و دﻳﻨﺎﺭٌأنفقتَهُ فِی رَقَبةٍ و دﻳﻨﺎﺭٌتَصدَّقتَ بِهِ علی ﻣﺴﻜﻴﻦٍ وَ دﻳﻨﺎﺭٌأنفقتَهُ علی أهلِکَ، أعظمُها أجراً الذی أنفقتَه عَلی أهلِکَ».(11)

    «دیناری که آن را در راه خدا می¬بخشی و دیناری که آن را در راه آزاد سازی برده¬ای می¬دهی و دیناری که آن را به عنوان صدقه به مسکینی عطا می¬کنی و دیناری که آن را بر عیال و خانواده¬ات انفاق می¬کنی، از لحاظ اجر و پاداش، برترین آن است که بر خانواده¬ات می¬بخشی».

    به حکم این نصوص، تأمین هزینه¬ و مخارج زن بر عهده¬ی مرد نهاده شده است. در برخی از نصوص دیگر نیز، از کوتاهی در امر فراهم نمودن نفقه منع شده است. در حدیثی که از عبدالله¬بن¬عمرو¬العاص روایت شده، آمده است:

    «کَفی˙ بالمَرءِ إثماً أن یضیعَ من القوت».(12)

    «همین گناه کافیست که فرد از تأمین قوت و نیاز خانواده دریغ کند».

    اجماع علمای اسلامی نیز بر وجوب نفقه¬ی زن بر شوهر منعقد شده است.(13)

    به لحاظ عقلی نیز چون وظیفه¬ی اصلی زن رسیدگی به امور زندان'>فرزندان و سر و سامان دادن خانواده می¬باشد، تهیه¬ی نیازمندی¬های خانواده از وظایف پدر به شمار می¬رود. مرد به عنوان چهره¬ی برجسته¬ی خانواده، وسایل و امکانات تربیت زندان'>فرزندان و اداره¬ی منزل را برای زن فراهم می¬نماید، چه، از طریق مادران صالح می¬توان صلح و آزادی آفرید و خیر و سعادت را برای خانواده و جامعه به ارمغان آورد.

    نظر فقها درباره¬ی سبب وجوب نفقه:

    فقها درباره¬ی سبب وجوب نفقه¬ی زن بر مرد، دیدگاههای متفاوتی دارند که برخی از آنها را از نظر می¬گذرانیم:

    دیدگاه اول: از آن جمهور فقهاست؛ این دسته سبب وجوب نفقه¬ی زن بر مرد را تمکین زن می¬دانند، هر چند در تعریف تمکین میان گروه اختلاف وجود دارد:

    1-1. در مذهب شافعی، تمکین زن با دو امر تحقق می¬پذیرد؛ نخست آنکه زن خود را در اختیار همسرش قرار دهد و دوم رضایت زن مبنی بر حرکت و انتقال با همسرش به سرزمین دیگری البته به شرط امنیت مسیر. پس اگر زن اجازه¬ی بهره¬ی جنسی را به شوهرش داد اما از نقل و کوچ همراه وی، خودداری کرد نفقه¬ی او بر همسرش واجب نمی¬شود، زیرا تمکین به صورت کامل تحقق نیافته است.(14)

    2-1. در مذهب مالکی و امامیه، تمکین با صرف بهره¬ی جنسی محقق می¬شود؛ یعنی با صرف کامجویی نفقه واجب می¬شود؛ البته به شرطی که زن بالغ بوده و توانایی انجام عمل جنسی را داشته باشد.(15)

    دیدگاه دوم: این نظر از آن ابوحنیفه و پیروان ایشان است، از نگرگاه فقهای حنفی، سبب وجوب نفقه منع و بازداشت زن در خانه است، بدین معنا که چون زن با عقد نکاح در اختیار مرد قرار می¬گیرد و در راستای منافع و مصالح شوهرش فعالیت می¬کند در عوض از حق تأمین نیازمندیها برخوردار می¬شود.(16) و زنانی که در بیرون از منزل، عهده¬دار شغلهایی چون قضاوت، سرپرستی، وکالت و... هستند نفقه¬ی آنان بر بیت¬المال واجب می¬شود، زیرا در جهت منافع و مصالح دولت می¬کوشند.

    سرخسی نفقه¬ی زن را در صورت تمکین جنسی زن و نیز پرداختن به امورات و مصالح همسر واجب می¬داند، در غیر این صورت زن از حدّ خود تجاوز نموده و حق هزینه¬پردازی وی توسط مرد، ساقط می¬شود.(17)

    از همین¬رو، حفصکی از فقهای حنفیه می¬گوید:

    «اگر مرد با زن صاحب پیشه¬ای که روز را در پی کسب مصالح خود سپری می¬کند و فقط شب نزد همسرش است؛ ازدواج کند، نفقه¬ای بر او نیست».(18)

    دیدگاه سوم: ابن حزم ظاهری صاحب این نظر دلیل وجوب نفقه را عقد و نکاح می¬داند، خواه **** صورت گرفته باشد یا نه، زن فقیر باشد یا ثروتمند، یتیم باشد یا دارای پدر، باکره باشد یا بیوه، آزاده باشد یا کنیز؛ حتی اگر نشوز کند باز نفقه¬ی او بر شوهرش واجب می¬شود، زیرا شارع مقدس برای علاج نشوز، اندرز و دوری گرفت در بستر و زدن بدون درد و زخم را مقرر فرموده است نه اسقاط نفقه.(19) ابن حزم، وجوب نفقه را مشروط به عقد می¬داند و به نظر ایشان بعد از جاری شدن صیغه¬ی عقد، آثار عقد بر آن مترتب می¬شود؛ یکی از مهم¬ترین پیامدهای این عقد، پرداخت مهریه و تأمین نفقه است.

    بررسی آراء و بیان دیدگاه مقبول¬تر:

    از دقت و تأمل در تعریف اول، انتقادهای وارد بر آن چنین رخ می¬نمایاند:

    علاوه بر مجموعه¬ای از تعهدات و مقررات مالی که معمولاً برای تأمین وسایل لازم زندگی همسری بر شوهر واجب می¬شود و نیز کوشش طرفین در راه ارضای تمایلات جنسی مشروع یکدیگر که جوابگوی نیازهای متعارف در زندگی زناشویی است، مسایلی مهم¬تر و اساسی¬تر نیز در این پیوند مطرح است که در حقیقت ادامه¬ی زندگی همسری توأم با نشاط و امیدواری در گرو عملی نمودن آنهاست، چه، زندگی زناشویی را زینت می¬دهند و آن را از صورت خشک و مادی آن که نوعی مبادله و داد¬و¬ستد جلوه می¬کند؛ خارج می¬سازند. گرچه زندگی مشترک دو همسر در آغاز غالباً از میل جنسی ریشه می¬گیرد ولی در این حد منحصر نمی¬شود و به تدریج به نوعی همبستگی عمیق روحی و عاطفی، اقتصادی و اجتماعی میان آن دو کشانده می¬شود، که از آن به «پیوند همسری» یا زناشویی تعبیر می¬کنیم.

    کامجویی جنسی نیز یک طرفه نیست که فقط ویژه¬ی مرد باشد، بلکه بهره¬جویی از غریزه¬ی جنسی میان زن و شوهر مشترک است. به گونه¬ای که اگر در این جنبه، قصور و کوتاهی از طرف مرد صورت گیرد زن می¬تواند درخواست طلاق نماید. از یکسو، مرتبط دانستن نفقه¬ با جماع جنسی، حیات زن و شوهر را معامله¬وار و مبادله¬گونه می¬سازد که با اهداف اساسی ازدواج (20)ناسازگار است؛ از سوی دیگر، چنانچه قایل به این رأی شویم باید از نفقه¬ی زن مریض، در حال حیض یا مطلقه¬ی رجعی(21) چشم¬پوشی نماییم، زیرا امکان انجام عمل جنسی با آنها وجود ندارد.

    درباره¬ی اشکالات وارد بر نظریه¬ی سوم را می¬توان گفت که طرفداران این دیدگاه، سبب وجوب نفقه را صرف جاری شدن صیغه¬ی عقد می¬دانند؛ در حالی که این سؤال مطرح است که آیا اگر زن نشوز(22) کند باز مستحق نفقه خواهد بود یا نه؟ علاوه بر این، صرف بستن پیوند زناشویی نمی¬تواند سبب اصلی وجوب هزینه¬پردازی باشد، بلکه با ایجاد عقد نکاح حقوق و تکالیف فراوانی بر زن و شوهر لازم می¬آید. برای صحت این ادعا به حدیث زیر استناد خواهیم نمود:

    «پیامبر با عایشه ازدواج نمود و بعد از دو سال با وی مباشرت نمود و تا زمان **** نفقه¬ی او را نداد». اگر نفقه به محض عقد واجب می¬شد، قطعاً پیامبر نفقه¬ی ام¬المومنین را از ابتدا می¬پرداخت. (23)

    دیدگاه دوم که استحقاق نفقه را با محدود شدن و ماندن زن در خانه مرتبط می¬داند پسندیده¬تر به نظر می¬رسد، زیرا حوزه¬ی فعالیت زن و شوهر را برای بنیان نهادن خانواده، مشخص می¬کند. با این توضیح که وظیفه¬ی زن مسلمان تربیت زندان'>فرزندان، سرپرستی و اداره¬ی امور داخلی منزل است و انجام همین وظایف ، فرصت فعالیت بیرون را از زن می¬گیرد. در مقابل، وظیفه¬ی مرد نیز تلاش و تکاپو برای تأمین مخارج و نیازهای خانواده و فراهم نمودن اسباب مادی سعادت و خوشبختی است. بدین¬سان، نیکی در مقابل نیکی قرار می¬گیرد و فضای خانواده سراسر، آکنده از نیکی و صداقت می¬شود.

    از نگرگاه پژوهنده، حدیث پیامبر اکرم نیز بر چنین امری دلالت دارد، چه می¬فرمایند:

    «کلُّکُم راعٍ و کُلُّکُم مَسؤولٌ عَن رَﻋﻴﺘﻪ، فالأﻣﻴﺮُ الذی عَلی النّاسِ راعٍ و هُوَ مَسؤولٌ عَنهُم و المرأةُ راﻋﻴﺔ عَلی ﺑﻴﺖِ بَعلِها وَ وَلدِهِ و هِیَ مَسؤولةٌ عَنهُم».(24)

    «همگی شما بسان چوپانید و هر کدام از شما در مقابال آنچه در اختیار دارید، مسئولید؛ حاکم جامعه در برابر مردم مسئول است، زن در مقابل خانه¬ی همسری و فرزندش مسئول است».

    با تأمل در این نصوص و بنابر محورهای پیش گفته شده، در می¬یابیم که در نهاد زوجیت تکمیل و کامل نهاده شده است، پس ضرورت شناخت مسئولیت، در روند تکامل و راه پر سنگلاخ کمال نقش بنیادینی دارد. مرد با تلاش و کوشش و فراهم نمودن امکانات به اداره¬ی امور ظاهری می¬پردازد، و زن نیز با ساماندهی داخل منزل، امور باطنی را ترتیب می¬دهد، چنین مشارکتی، خانواده را به سوی همگرایی و دگریاری و آرامش سوق می¬دهد و حوزه¬ی وظایف و اختیارات را تعیین می¬نماید، بدین¬سان زن و شوهر در پرتو ازدواجی مشروع، مکمل همدیگر می¬شوند و هر کدام می¬توانند راه سعادتمندی را در پیش گیرند، کاستی¬های خود را توسط یکدیگر رفع کنند، دلدار و آرام¬بخش همدیگر باشند و در تنگناها و رفع مشکلات پناه یکدیگر باشند.

    قانون مدنی نیز مقرر می¬دارد که:

    «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است»(25)

    کاتوزیان در تفسیر این ماده¬ می¬نگارد:

    «ریاست شوهر بر خانواده به اجرای یک وظیفه¬ی اجتماعی شبیه¬تر است تا به اجرای حق شخصی. پس، شوهر باید اختیار خود را به منظور حفظ سلامت و استحکام خانواده به کار ببرد، و گرنه باید گفت از آن سوء استفاده می¬کند و باید ممنوع شود».(26)

    شوهر نمی¬تواند به اختیار و ضمن قرارداد خصوصی از موقعیت خود بگذرد. زیرا، ریاست او بر خانواده، به مفهوم کنونی خود(حق_تکلیف) از امور مربوط به نظم عمومی است.(27)

    آراء فقهای مذاهب اسلامی درباره¬ی تعیین مقدار نفقه:

    امام مالک و ابوحنیفه و امامیه در تعیین میزان نفقه وضعیت زن را در نظر گرفته¬اند لذا شوهر تحت هر شرایط باید نفقه را به طور کامل و کافی بپردازد.(28)

    به نظر امام احمد بن حنبل وضعیت و شرایط زوجین در تعیین مقدار نفقه مؤثر است.(29)

    امام شافعی وضعیت مالی مرد را برای پرداخت نفقه مهم می¬داند و در این زمینه به آیه¬ی زیر استناد می¬نماید:

    ﴿ﻟِﻴﻨﻔﻖْ ذو سَعَة ٍمِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ ﻋﻠﻴﻪِ رِزقُهُ ﻓﻠﻴﻨﻔِﻖْ ممّآ آتاهُ اللهُ لا ﻳُﻜﻠّﻒُ اللهُ نفساً إلاّ ما آتاها ﺳﻴﺠﻌﻞُ اللهُ بعدَ عُسرٍ ﻳُﺴﺮاً﴾(30)

    «آنان که دارا هستند از دارایی خـود (به اندازه¬ی توان) خرج کنند، و آنان که تنگدست هستند، از چیزی که خدا بدیشان داده است خرج کنند، خداوند هیچ کسی را جز بدان اندازه که بدو داده است مکلّف نمی¬سازد. خداوند بعد از سختی و ناخوشی، گشایش و خوش¬بینی پیش ¬می¬آورد».

    از دیدگاه ایشان، با توجه به دلالت این آیه نفقه بنابر شرایط همسر، وضعیت جغرافیایی منطقه، نرخ اجناس و کالاها و میزان آنها و نیز عرف می¬تواند مختلف باشد.(31)

    از بررسی آراء و دقت در آنها قول امام شافعی پسندیده¬تر است، زیرا بنابر نصوصی که آورده شد، مرد راستای تأمیـن نفقه تلاش می¬کند. و چه¬بـسا گاهی بنابر دلایـل مختلفی چون تنگدستی، مریضی و... نتواند از عهـده¬ی تأمین کافــی نفقه برآید، در چنین مواقعی شارع مقدس که نوید دهنده¬ی رحمت برای جهانیان است برای مرد تخفیف قایل می¬شود و هیچگاه او را به اندازه¬ای بیش از توان، مکلّف نمی¬سازد، زیرا تنگدستی همراه با عفت و عزّت را بهتر از خواستن همراه خواری می¬داند و در هر حال به صبر توصیه نموده و نویدِ گشایش می¬دهد.

    آسیب شناسی اشتغال زنان:

    اسلام از سرشت و خصوصیات زنانه که خداوند در فطرت زن به ودیعت نهاده محافظت می¬کند و زن را از نیش درندگانی که می¬خواهند او را به صورت حرام ببلعند و سودجویانی که قصد دارند او را وسیله¬ی تجارت و بهره¬ی حرام خود قرار دهند، پاسداری می¬کند.

    وظیفه¬ی ارزشمندی که خداوند با توجه به فطرت و سرشت زنانه بدو بخشیده در اسلام مورد احترام است و خداوند زن را در مقابل استعداد و خصوصیات مردانه با سهم بزرگی از مهر و عاطفه و احساس¬های لطیف و سرعت عکس العمل مسلح کرده است تا با رهبری بزرگترین کارگاه انسان¬ساز رسالت انسان سازی و نسل¬پروری را ادا کند.

    زن همسر مرد، شریک زندگی و مونس تنهایی و مادر زندان'>فرزندان اوست؛ بنابراین از دیدگاه اسلام کار زن در تدبیر امور منزل، رعایت حال شوهر و تربیت درست زندان'>فرزندان جهاد و عبادت محسوب می¬شود، بدین دلیل کانون خانواده بزرگترین سرزمین و مرکز ادای رسالت اوست و اسلام با هر مکتب و مذهبی که بخواهد زن را تربیت و انسان¬پروری منحرف کند یا با سوء استفاده بخواهد استعداد و جاذبه¬های او را در غیر جای خود به کار گیرد مبارزه می¬کند.

    هر مکتب و مذهبی که بخواهد به نام آزادی، هنر و حق کار کردن، زن را از مملکت بزرگ خود آواره سازد و او را از همسر و زندان'>فرزندان جگر گوشه اش برباید در واقع دشمن زن است و می¬خواهد همه چیز را از او بگیرد و هیچ حقوقی به او ندهد و شگفت آور نیست که اسلام به عنوان آیین فطرت با چنین تخریب¬هایی مبارزه می¬کند.

    اسلام در صورتی به زنان اجازه¬ی کار بیرون از منزل می¬دهد که آن فعالیت با سرشت و ویژگی¬ها و توانایی¬های آنان سازگار باشد و خصوصیات زنانه¬ی آنان را مسخ نکند. به ویژه در شرایطی که زن یا خانواده¬ی او از نظر مادی نیازمند باشند و یا جامعه نیازمند حضور بانوان در کارهای خارج از منزل باشد حضور آنان ضروری است. نیاز به کار و تلاش فقط در جنبه¬ی مادی خلاصه نمی¬شود؛ چه بسا بانویی تخصص ویژه¬ای داشته باشد و به علت زندگی مجردی یا به علت اینکه هنوز صاحب فرزند نشده و در منزل احساس تنهایی کند، چنانکه زمانی را دز این شرایط به کار خارج از منزل اختصاص دهد و مردم از تخصص او استفاده کنند علاوه بر رفع مشکل تنهایی و خستگی، جامعه نیز از توانایی¬های او بهره¬مند می¬شود.(32)

    پس کار زن در محدوده¬ی مشخص و مشروط، مشروع است،

    در این زمینه به ذکر چند مورد از نظرات دانشمندان جامعه¬شناس غرب بسنده می¬کنیم:

    پارسنز جامعه¬شناس معروف آمریکایی در باب آثار ونتایج اشتغال زنان چنین نتیجه¬گیری می¬کند:

    «شوهر-پدر با داشتن شغل و درآمد، وظیفه یا یک دسته از وظایف را بر عهده دارد که از نظر نظام خانواده اساسی است. بر حسب اهمیت زندگی شغلی او در خانواده است که در نظام جامعه، شوهر-پدر را رهبر اصلی خانواده می¬دانیم. اگر زن ازدواج کرده، شغل نان¬آور را بر عهده گیرد خطر رقابت با شوهرش به میان می¬آید، مسأله¬ای که برای وحدت و هماهنگی خانواده زیان آور است».(33)

    بعد دیگر اشتغال زن که اهمیتی بسیار نیز دارد، آثار آن بر زندان'>فرزندان است. طبق آماری که در آمریکا ملاحظه می¬کنیم «از هر پنج خانواده¬ی آمریکایی که کودکان دبستانی یا حتی خردسال¬تر دارند، مادر یکی از آنها در خارج از خانه به¬سر می¬برد».(34)

    آثار اجتناب ناپذیر کار زن بر روابط او با شوهر و مخصوصاً زندان'>فرزندان، با آثاری که اشتغال زن بر سرنوشت خودش می¬گذارد، پیچیدگی بیشتری می¬یابد. در واقع زنان در عین اینکه می¬خواهند در تأمین معاش با مردان رقابت کنند، از تشکیل عائله نیز نمی¬توانند غفلت کنند؛ بدین جهت در عین حال ناچارند کار دو نفر را انجام دهند... چسترتون در این زمینه می¬نویسد:

    «من منکر آن نیستم که زنان قبلاً در مورد رفتار ناشایست، حتی در معرض شکنجه قرار می¬گرفتند، ولی به عقیده¬ی من وضع آنها هیچگاه به اندازه¬ی امروز که فرمانروای خانه و نیز رقیب اداری مردانند، رقت¬بار نبوده است».(35)

    از همین¬روی فقهای حنفیه بر این باورند که مرد می¬تواند همسرش را از انجام کارهایی که حقوق وی- مانند آسیب رسیدن به زیبایی، تربیت زندان'>فرزندان، جسم و...- را ضایع می¬کند، منع نماید. و کار زن را بدون اجازه¬ی شوهر ممنوع دانسته و نفقه¬ی او را بر مرد لازم نمی¬بینند. (36)
    سالادوسبزیجات
     
    بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خُورد
    ببین، چی میشه اون کس که یه جو، از حَق مردم خُورد

  7. #15
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۵/۱۶
    محل سکونت
    همه جای ایران سر
    نوشته ها
    520
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    75
    پسند کرده
    55

    Re: حقوق زن در خانه

    کدوم حق و حقوق!!!بهترین مردهای دنیارو هم داشته باشی هیچ وقت درست و حسابی جواب محبتت رو نمی دن!!!همیشه منتظرن توی زنی که همیشه فداکاری کردی بازم فداکاری کنی!!!حتی وقتی که ازش توقع حقت رو داشته باشی!!!یه روزی از روزها حقت رو بخوای می شی آدم بد!!!!
    بخدا اینجوریه!!!!
    بخدا ظلمه به یه زن!!!!!من هیچوقت اینطور نبودم ولی حالا هر روز از اینکه دختر بدنیا اومدم پشیمونم!!!!
    یادگیری مداوم شرط لازم موفقیت در هر زمینه ای هست...

  8. #16
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۹/۰۲
    محل سکونت
    زیر سایه خدا ...
    نوشته ها
    45
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    6
    پسند کرده
    0

    Re: حقوق زن در خانه

    سلام خانوم گلای عزیز
    من یه مشکلی دارم که میخواستم باهاتون در میون بذارم .
    سه سال که ازدواج کردم ، به علت مشکلی که همسرم داره بچه دار نشدیم ( بماند که قبل از تشخیص دادن این مشکل چقدر حرف و متلک از شوهرم و خانواده اش خوردم ). قبل از این موضوع اخلاق شوهرم یه مقدار عوض شده بود که فکر میکردم به خاطر این موضوعه اما وقتی که فهمید مشکل از خودشه بنای ناسازگاری رو گذاشته ، وقتی میریم بیرون همه نگاهش به زنا و دختراس .
    با یکی از همکارای شوهرم رفت و آمد داشتیم که فهمیدم به خاطر خواهرش بوده که وقتی این قضیه رو با شوهرم درمیون گذاشتم به جای معذرت خواهی انکار میکنه ( البته به چشم خودم دیدم کسی بهم نگفت ) .
    کارش توی شرکت نفته و 14 روز از ماه رو فقط خونه اس ، وقتی میاد فرداش که میره به خانواده اش سر میزنه با هزارتا حرف پر شده برمیگرده . مثلا همین آخری گفت که یه آدمی هست که یه داروهایی داره برای بچه دار شدن چطوره بریم ازش بگیریم . طرف توی شهر ... که خودشون هم اهل همون جان زندگی میکنه .
    بعد که راجع به مشکلاتمون باهاش صحبت میکنم سریع شروع به شارلاتان بازی درمیاره و ظرف میشکونه ، و میگه تو توی این خونه هیچ حقی نداری ، وقتی بهش گفتم میرم دادگاه تا بهت بفهمونم که من حقی دارم یا نه میگه که اینا یه مشت حرفه که تو گوشت خوندن .
    البته بگم من زمان عقد احمق بودم و مهریه ام رو عندالاستطاعه زدم
    لطفا کمکم کنید . نمیدونم چیکار کنم
    به نظر شما من واقعا هیچ حق و حقوقی ندارم ؟

    _________________

    زنانه عاشق شو ...
    مردانه از عشقت محافظت کن ...
    و کودکانه سالهای سال عشقت را تازه نگهدار ...


صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما