المیرای عزیزم منم بهت تسلیت میگم و دقیقا درکت می*کنم چون منم تقریبا یک ماه بعد از تو پدر مهربونم و از دست دادم. اونم خیلی ناگهانی و برعکس شما که میگی درد کشیدن پدرت رو دیدی و ده سال این لحظه رو تصور می*کردیم و هنوزم باور نکردی من برعکس تو اونقدر ناگهانی و تصادفی پدرم از پیشم رفت که حتی باور کردنش برای غریبه ها سخت بود و هست چه برسه به خودمون.
با خواندن پستهات اشک توی چشمام حلقه زد و برات ارزوی صبر کردم. و برای مادر عزیزت طول عمر. امیدوارم خدا به همه ی کسایی که عزیزشون رو از دست دادن صبر زینبی بده.