نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree439Likes

موضوع: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

نمایش نتایج: از 305 به 312 از 686
صفحه 39 از 86 نخستنخست ... 293637383940414249 ... آخرینآخرین
  1. #305
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۱/۰۱/۱۸
    نوشته ها
    9
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    0
    پسند کرده
    0

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    سلام بچه ها.من هفت ساله ازدواج کردم یه پسردارم.شوهرم کارش یه جوریه که بیشتر وقتها دوروز نیست من کلا بی حوصله شدم همیشه خونم نامرتبه شب دیر میخوابم صبح دیر بیدار میشم مثل یه ادم افسرده م حتی دلم نمیخواد خونم رو تمیز کنم چکار کنم؟دلم برای بچه ام میسوزه.

  2. بانک بند ناف
  3. #306
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
    نوشته ها
    114
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    45
    پسند کرده
    0

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    نقل قول نوشته اصلی توسط (*مرضیه*)
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahboobeh12
    یه سوال دارم اگه برنجو تو دیس بکشیم و تزیین کنیم بعد بزاریم توماکروفر روش خشک میشه چه جوری گرمش کنیم که خشک نشه روش نمیشه چیزی گذاشت
    محبوبه جان نمیدونم از این درپوش های ماکروویو(البته بدون اون لبخندش!!) داری یا نه.من همیشه تو این مواقع از این در پوش استفاده میکنم و راضیم .
    مرسی عزیزم این ظرفهارو از چه مغازه هایی میشه خریدتنوع شکل و اندازه هم داره؟

  4. #307
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (*مرضیه*) آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    نوشته ها
    707
    میزان امتیاز
    52
    پسند شده
    282
    پسند کرده
    36

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    عزیزم من خودم سه سال پیش یکی برام از فروشگاه اتکا یا شهروند(شرمنده که یادم نیست)خرید.ظرف من سبز رنگه و البته زردش رو هم دیدم.فکر میکنم اکثر فروشگاههای بزرگ داشته باشن.اما در مورد شکلش تا جایی که خونه این و اون دیدم انگار همه یه اندازه هستن.از نظر قطر دایره تقریبا هم قطر(یه کم کمتر)سینی ماکروویو هستش.
    حالا باز مینا جان هم بیاد نظرشو بگه،فکر کنم بیشتر کمکت کنه خانومی!


    چند روز بعد نوشت!!!:محبوبه جان سوژه رو تو فروشگاه شهروند مجتمع الماس ایران ازگل رویت کردم در رنگهای مختلف!!فقط بدو که این فروشگاه جدیدا تو جنس آووردن خیلی تنبل شده و اگه تموم شه....!
    ما صبر کردیم واسه فردایی بهتر
    ما صبر کردیم ولی فردا نمیشه...

    یه روزی توی تاریخ مینویسن
    یه جا این نسل مفقود الاثر شد...

  5. #308
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    نسترن نگارین آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۹
    نوشته ها
    1,062
    میزان امتیاز
    92
    پسند شده
    7517
    پسند کرده
    8761

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نسرین5995
    سلام بچه ها.من هفت ساله ازدواج کردم یه پسردارم.شوهرم کارش یه جوریه که بیشتر وقتها دوروز نیست من کلا بی حوصله شدم همیشه خونم نامرتبه شب دیر میخوابم صبح دیر بیدار میشم مثل یه ادم افسرده م حتی دلم نمیخواد خونم رو تمیز کنم چکار کنم؟دلم برای بچه ام میسوزه.
    نسرین جون عزیزم اینا ممکنه زمینه ی افسردگی باشه مخصوصا که میگی شوشوت کارش جوریه که دو روز نمیاد خونه ممکنه تحت تاثیر اون باشه.پس اولین کاری که میکنی یه دستی به سر رو روی خونه بکش من اگه خونم نامرتب باشه خیلی رو اعصابم تاثیر میذاره حتی افسرده میشم پا میشم سریع تمیز میکنم.وقتی خونه رو مرتب کردی یه برنامه داشته باش که همیشه مرتب بمونه مثلا بگو شنبه و چهارشنبه گردگیری و جارو میکنی پنجشنبه دستشویی و حموم رو میشوره ولی همیشه و هر روز خدا هرچی رو که برمیدار بذار سر جاش به کوچولوت هم یاد بده.یه برنامه ی صبحگاهی هم برای خودت بذار یا کلاسی ثبت نام کن که مجبور باشی صبح زود از خواب بیدار شی یا با بچه ات برو پارک.اگه میره مهد یا مدرسه برو دنبالش.بهترین کاری که دوست داری موقعی که ناراحتی انجام بده.مثلا من اگه افسرده باشم یا نزدیک عادتم باشه سریع پا میشم یه کیک درست میکنم روحیه ام خوب میشه.اگه هم بچه ات کوچیکه نمیتونی هم بذاریش پیش کسی از این همه هنری که تو سایت یاد دادن میتونی یکی رو انتخاب کنی انجام بدی.سعی کن کمتر تی وی نگاه کنی چون اون آدم رو از برنامه ریزی میندازه و تمام وقت آدم رو میگیره.میتونی تو خونه یه منبع درآمد هم با اینکارا که گفتم راه بندازی.چون اینجا تاپیک چگونه یک مهمانی ترتیب بدهیم هست پس بهتره دو هفته یه بار یه مهونی هرچند ساده ترتیب بدی خیلی تو روحیهی آدم تاثیر داره.
    .............
     
    خدا جونم دوست دارم هوارتااااااااااااااااا.

  6. #309
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۸/۰۶
    نوشته ها
    221
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    93
    پسند کرده
    0

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    نسترن عزیز دکمه تشکر برای اینهمه اظهار لطف و دلسوزی شما کافی نیست من هم با تمام پیشنهادات شما موافقم ومطمئنم اگر این دوست ما کارهاییکه شما گفتید انجام بده حتما تا ثیرش رو میبینه !

    بگذریم برای اینکه از موضوع تاپیک خارج نشیم باید بگم که ما روز جمعه برای شام 24 نفر مهمون داشتیم اونهم به مناسبت تولد 3و 5 سالگی بچه ها تا قبل از اومدن مهمونها به قول شاعر همه چی آرومه بود! وتمام کارها طبق نقشه قبلی انجام شده بود وکارها حدود 3ساعت قبل از اومدن مهمونها تموم شد! ولی تاساعت 8 شب که یکی یکی مهمونها از راه رسیدن خونه ولوله ای شد که نگو اول سریع بایه آب طالبی از مهمونها پذیرایی کردیم بعد مراسم تولد فوت کردن شمع و فشفشه رو راه انداختیم تواین فاصله هم مادر ومادر شوهر عزیزم تو آشپز خونه باقالی پلو باگوشت رو دم کردن و پلو سفید رو

    بعد هم ما کادوها رو باز کردیم واعلام کردیم بعدش با کیک از مهمونها پذیرایی شد وتو این گیر ودار بچه ها کل تریپ اتاق پسرا به اضافه چیدمان داخلی خونه رو به سلیقه خودشون تغییر دادن وتمام مسیر رو با اسباب بازیهای قدیم وجدید پر کرد تعداد بچه ها 5نفر بودن !

    خلاصه وسایل سفره رو آماده کردیم رو میز چیدیم من هم لازانیایی که از قبل آماده کرده بودم گذاشتم تو ماکرو بعد همه بچه ها وجوونا رو نشوندم وسط پذیرایی و روی سرشون تخم مرغ پر از پولک شکوندم ! که خودم هم سهمی در کثیف کردن خونه داشته باشم! خلاصه چه درد سرتون بدم که سفره رو انداختیم ولی این فامیلای همسری لب به هیچ کدوم از دسرهایی که من درستیده بودم نزدن ! ولی ناراحت نیستم چون فهمیدم که غذای اصلی براشون اهمیت بیشتری داره موقع جمع کردن سفره انقدر شلوغ شد که من به شخصه فقط دور خودم میچرخیدم ولی خانواده همسری
    حرفه ای هستن
    مادر شوهر گرامی سریع شروع کردبه شستن ظرفا جاری وسطی چای درست میکرد و جاری کوچیکه هم ظرفا رو خشک میکرد من هم وسلیل رو جابجا میکردم ومامان وخواهرم خانوم برادرم ظرفا رو خشک میکردن (چون جاری کوچیکه زود رفت) تقسیم کار رو حال کردید

    به خدا من هر قدر هم خواهش کنم دست به ظرفا نزنید اصلا گوش نمیکنن حتی اگر از همسری کمک بخوام که خانوادش رو از آشپز خونه به پذیرایی

    راهنمایی کنه فایده نداره دیگه عادت کردم زیاد هم اصرار کنم ناراحت میشن راستی یه چیزی بگم تو پرانتز خواهر شوهر جاریم میدونید که منظورم کیه؟ که اصلا جواب سلامم رو نمیده وباهم سالهاست که حرف نمیزنیم وسایه هم رو با تیر میزنیم وتوی خونشون دست به هیچی
    نمیزنه رفت وایستاد ظرفا رو شست بچه ها حالا اگر مایل بودید علت کلرش فهمیدید به من بگید تو پیام شخصی ابت که من هم به طور

    غیر مستقیم از تشکر کردم خودش هم فهمید ...
    این بود داستان تولد بچه ها نحوه برگزاری جشن ما خلاصه همه به هم کمک کردیم ودست آخر همون ساعت 10شب همسری کل خونه رو جارو کشید البته من هم کادوی روز مرد وتولدش رو در حضور جمع که یک سکه 1گرمی در حد توانم بود بهش تقدیم کردم که کلی ذوق کرد!
    کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق!
    آن دل که از تو نلرزد به چه ارزد ای عشق؟

  7. #310
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    467
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    208
    پسند کرده
    0

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    نسترن نگارین عزیز منم بانظرشما کاملا موافقم هروقت احساس بیحوصلگی میکنم باتمیزکردن خونه اعصابم راحت میشه و ی حسه خیلی خوب بهم بهم دست میده
    مرضیه جون منم ازاین درپوش ها که مخصوص مایکرو هست دارم و این باعث میشه که داخل ماکروغذانپاشه ومثل روز اول توش تمیز این درپوش رو خود نمایندگی که ماکرو رو خریدم پیشنهاد داد بینهایت راضیم هرچیزی روکه گرم میکنم زیر اون انجام میشه وهیچ کثیفی داخل دستگاه نمیشه اون موقع یعنی هشت سال پیش دوتومن خریدم جنسش مخصوصه دستگاه ماکرویو هست احتمالا نمایندگیها داشته باشند
    ترجیح میدهم حقیقتی مرا ازار دهد:تا اینکه دروغی ارامم کند

  8. #311
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    نسترن نگارین آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۹
    نوشته ها
    1,062
    میزان امتیاز
    92
    پسند شده
    7517
    پسند کرده
    8761

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    بچه ها ما دیروز قرار بود به مناسبت روز پدر بریم خونه ی پدرشوهرم.چون روزه بودن ومادرشوهرم هم کمرشون درد میکرد و خواهر شوهرم هم خونه ی ما بود گفتیم یه کیک و یه افطاری کوچولو درست میکنیم و میریم وقتی این پیشنهاد رو دادیم پدرشوهرم گفت میشه ما بیاییم اونجا منم از خدا خواسته که وسایل رو نمیخواد تا اونجا ببرم گفتم بیاین براتون پیتزا درست میکنم.حالا ساعت 12 بود که این اتفاق افتاد.تازه کلی هم مواد دلمه درست کرده بودم.اول اومدم دلمه ها رو پر کردم و برنج دم گذاشتم برای ناهار.این خودش تا ساعت دو نیم طول کشید.بعدناهار خوردیم.ساعت 3 کیکم رو درست کردم گذاشتم تو فر .ساعت 4 شوهری رفت برای خرید که برام خمیر مایه بخره.منم تو این مدت یه نوشابه مونده بود تو یخچال و گازش رفته بود با اون ژله بستنی درست کردم و گذاشتم تو پیرکس بزرگ تا بعد از شام برشش بزنم برای لا به لای بستنی.شوهرم زنگ زد که همه جا بسته است و هرجا که باز بوده خمیر مایه پیدا نکرده قارچ هم پیدا نکرده.گفتم اگه هست از این خمیرهای آماده بخر بیار.تا بیاد هم دست به کار پان اسپانیا شدم من سفیدش رو هم میزدم خواهر شوهرم هم کاکائوییش رو .پان که آماده شد شوهرم اومد.کیک رو از فر درآوردم که خنک بشه.خواهر شوشو هم برام فلفل دلمه ای ها رو خرد کرد.منم شکلات گاناش و تزیین رو رنده کردم.ساعت 7 شده بود که گوشت روسرخ کردم.گذاشتم کنار.فلفلها رو هم همینطور.حالا چیکار میکردم فلفل نداشتیم زنگ زدم مادرشوهرم اینا اومدنی برام بیارن.دلم شور پدر شوهرم رو هم میزد که طفلی روزه است بیاد تا آماده بشه طول میکشه.خلاصه خواهر شوهرم میخواست نماز بخونه که رسیدن بهش گفتم حالا نخون سریع چادرش رو درآورد و رفت سراغ قارچها قبلش روی خمیرها رو گوشتشون رو ریخته بودم.برای پدر شوهرم عرق کاسنی ریختم.نمازشون رو خوندن.منم داشتم آماده اشون میکردم پیتزاها رو 3 تاش رو فرستادم تو فر.پدر شوهرم طفلی گفت اصلا هول نشو و خودت رو ناراحت نکن.من سریع یه برش از کیک بهشون دادم خوردن تا شام.خلاصه 11 پیتزا تا ساعت 9 آماده کردم آخه عروس عمه ی پدر شوهرم با بچه هاشون رو هم گفتم اومدن باهاشون رو دروایسی نداشتم.با اینکه فقط پیتزا بود و پان ولی خیلی عالی برگزار شد .بعد شام هم (یک ساعت بعد)برای بچه ها بستنی رو با ژله تزیین کردمدادن خوردن و برای بزرگترها چایی با شکلات تلخ البته خودشون ترجیح دادن بستنی نخورن.خلاصه ظرفها رو هم خواهر شوهرم زحمتش رو کشید.با اینکه برای این مهمونی زیاد تدارک ندیدم.خیلی بهشون خوش گذشت و وقتی پان رو میخوردن میگفتن اگه میدونستیم این انقدر خوشمزه است اصلا پیتزا نمیخوردیم.
    به دلیل سنگینی مهمونام با میوه ازشون پذیرای نکردم.ساعت 12 هم رفتن.ولی بچه ها درست برگزاری مهمونی توسط میزبان خیلی مهمه.ولی درک بالای مهمون هم خیلی تو خوش گذشتن و خوب برگزار شدن مهمونی نقش داره.من واقعا از خانواده شوهرم ممنونم به خاطر درک بالاشون.
    .............
     
    خدا جونم دوست دارم هوارتااااااااااااااااا.

  9. #312
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    نسترن نگارین آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۹
    نوشته ها
    1,062
    میزان امتیاز
    92
    پسند شده
    7517
    پسند کرده
    8761

    Re: چگونه يك مهماني ترتيب دهيم

    دوباره من اومدم با یه مهمون بازی دیگه.دیروز که این پست رو براتون مینوشتم فکر نمیکردم دوباره شبش مهمون داشته باشم.ساعت 5 بود مشغول اسنک درست کردن بودم که برای شام بریم بیرون خمیرش رو آماده کردم و وسطاش مامانم زنگ زد که پسر داییشون با زن و بچه هاش شیرازن .چند روزم هست اومدن چون بچه کوچیک داشتن نمیخواستن مزاحمت بشن.خلاصه ی کلام ساعت 6 بود بهشون زنگ زدم اصرار که حتما بیاین خونمون برای شام.که گفتن باشه.خدا رو شکر که خواهر شوشو مونده بود خونمون خیلی کمکم کرد.سریع سینه های مرغی که کنار گذاشته بودم برای ته چین گذاشتم یخش تو آب گرم باز بشه(میدونم درست نیست ولی مجبور بودم چون من ماکروفر ندارم) برنجم رو خیس دادم.آب مرغ تو فریزر داشتم ریختم تو قابلمه برای سوپ هم زمان با من خواهر شوهرم رفت سراغ اسنکها ولی چون من به تعداد خودمون خمیر درست کرده بودم و تموم شد نون سنگگ رو به جای خمیر استفاده کرد.مواد سوپ رو آماده کردم.از این خیالم راحت شد.تا یخ مرغ باز بشه.یه کیک سریع آماده کردم گذاشتم توفر.بعد دلمه بادمجونهایی که آماده تو فریزر داشتم رو 4 تاش رو درآوردم.سینه ی مرغهای کوچیک کوچیک تیکه کردم تا هم سریع بپزن هم دیگه ریش ریش نکنم.کار خواهر شوهرم که تموم شد برام سالاد شیرازی درست کرد.تند تند هم ظرفهایی که کثیف می شد میشستم تا آشپزخونه مرتب بمونه.آب برنج هم آماده کردم.کیکم رو از تو فر درآوردم.دلمه ها رو گذاشتم بپزه.چاشنی سوپ رو هم ریختم یه غل که زد زیرش رو خاموش کردم .رفتم سراغ ته چین.ساعت هشت ته چین رو آماده کردم. فرستادم تو فر.خونم معمولا همیشه تمیزه ولی به خاطر گرد وغباری که تو شهر پیش میاد معمولا هر روز یا یک روز درمیون نیاز به گردگیری داره.سریع یه گردگیری کردم.خواهر شوشو رفت خونشون.تا مهمونام بیان خواستم کیک رو از قالب در بیارم که کیک یهو خورد اومد پایین یعنی له له شده بودفکرکنم یا مشکل از قالبم بود یا کیکم هنوز سرد نشده بود.خلاصه منم که نمیتونستم بیخیال کیک شم یه خورده خامه پودر نارگیل و خورده گردو بهش اضافه کردم مثل توپ درش آوردم.تو ترافلهای رنگی گردوندمش .بعدش هم همه ی وسایل رو چیدم رو میز ناهار خوری آشپزخونه.زیتون وفلفل سبز هم گذاشتم تو بشقاب.وقتی اومدن با شربت نارنجی که خودم درست کرده بودم ازشون پذیرایی کردم و سریع سفره رو انداختم.با 2 ساعت وقت خودم باورم نمیشد این همه کار کرده باشم.البته که کمک خواهر شوشو نبود امکان نداشت.خلاصه در عرض 2 ساعت سوپ و اسنک و دلمه ی بادمجون ،ته چین،سالاد شیرازی رفت سر سفره.مامان شوشو هم برام رنگینک فرستاده بودن که اونم بردم سر سفره.مهمونام میگفتن خوبه ما چند روز قبل بهتون نگفتیم تو این ساعت کم چه جوری این کارها رو کردی.خلاصه بعد شام هم چایی و میوه و کیکهای گردالوم رو آوردم.و چون خانوم مهمونمون خیلی خوشش اومده بود همش رو دادم بردن.ساعت دو و نیم شب مهمونام رو راه انداختیم رفتن.صبح که بیدار شدیم شوهرم رفت که 50 تا رون مرغ بخره برای 5 شنبه که توی یه باغی جشن داریم و قراره مرغ زرشک پلوش رو من و خواهر شوشو و شوشو درست کنیم.و از امروز کارمون شروع شده.خلاصه دیگه نمیدونم به پنجشنبه شب میرسم یا نه ولی اگه نرسیدم خواستم ازتون تشکر کنم که این کارایی رو که دیشب داشتم و خودم و شوهرم هم باور نمیکردیم همچین سفره ای رو بندازم از شما دوستان یاد گرفتم.بعدشم برامدعا کنین که غذای 5 شنبه هم خوب بشه.
    .............
     
    خدا جونم دوست دارم هوارتااااااااااااااااا.

صفحه 39 از 86 نخستنخست ... 293637383940414249 ... آخرینآخرین
  • موضوعات مشابه

    1. ***بيايد احساسات زيبامون رو باهم شريك بشيم***
      توسط saeedeh64 در انجمن اینجا همه چی در همه !!! - Open Discussion
      پاسخ: 133
      آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۱۲/۰۵, ۰۹:۴۷ قبل از ظهر
    2. كارهاي گرافيك ديجيتالمونو اينجا ميذاريم
      توسط ماتی در انجمن هنرهای تجسمی - Visual Arts
      پاسخ: 186
      آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۶/۱۰, ۰۷:۲۰ بعد از ظهر
    3. ايروبيك
      توسط rozhin704 در انجمن تناسب اندام ( چاقی - لاغری ) - Fitness
      پاسخ: 62
      آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۵/۰۱, ۱۱:۳۱ قبل از ظهر

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما