نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree1129Likes

موضوع: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 247
صفحه 1 از 31 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    M-T آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
    محل سکونت
    تهران - صادقيه
    نوشته ها
    26
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    116
    پسند کرده
    101

    Lightbulb بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    با اجازه بهار خانم گل ، دلم ميخواست اينجا بياييم و از خرابكاريهايي كه احياناً تو آشپزي يا شيريني پزي كرديم و رومون نشده به كسي بگيم و كلي هم خجالت كشيديم مطرح كنيم اين كار چند تا حسن داره يكي اينكه ميفهميم كه كار نيكو كردن از پر كردنه. دوم اينكه ميبينيم كه فقط "من" نيستم كه اين خرابكاريها ازم سر ميزنه. سوم اينكه از تجربيات همديگه استفاده ميكنيم . و بالاخره چهارم اينكه ميفهميم تو اون لحظات اگه حواسمون رو جمع كنيم ميتونيم از بدترين شرايط، بهترين نتيجه روبگيريم و لذتش رو ببريم.
    glabella این نوشته را پسندیده.
    خدايا مرا درياب !

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    M-T آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
    محل سکونت
    تهران - صادقيه
    نوشته ها
    26
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    116
    پسند کرده
    101

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    اول خودم ميگم.
    پارسال ماه رمضان خواهر شوهرم اينا مهمونمون بودن ميخواستم كلاس بزارم و براي اولين بار كروكت سيب زميني درست كنم البته براي افطار، با سرخ كن كه كارم تموم شد سيب زميني ها رو وسطش سوسيس گذاشتم و خوشگل گردش كردم و 7-8 تايي آماده كردم و واسه اينكه كارم زودتر تموم شه كه نزديك اذان بود، سرخ كن رو دوباره گرم كردم و اين كروكتها رو گذاشتم توش به محض اينكه كروكتها رفتن رو پائين تو روغن ديدم عين گوشتي كه از استخوان تكان داده بشه سيب زميني ها از سوسيس داره جدا ميشه پودر ميشه و ميريزه سريع آوردمشون بالا، هنوز سوسيها *** *** نشده بودن ، هول شدم چيكار كنم، يكدفعه .... پريدم و ظرف پيركس آوردم و كروكتها نيمه عريان رو چيدم توش سيب زميني هاي پخش شده تو روغن رو هم كمي جمع كردم و كنار و روشون چيدم يه لايه پنير پيتزا رنده شده ريختم روشون و گذاشتم تو فر تا پنيرها آب شدن و كمي طلايي اونقدر خوشگل شدن بودن كه نگو همه با به به و چه چه خوردن اولين چيزي كه از تو سفره خورده شد و تموم شد همين غذا بود .
    glabella, r.khk و fingil 0 shishi این نوشته را پسندیده.
    خدايا مرا درياب !

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    azy آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,090
    میزان امتیاز
    76
    پسند شده
    3388
    پسند کرده
    1700

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    میترا آخه اینقدر زیادن که من هیچی یادم نمیاد
    حالا یکیشو براتون میگم .یه روز کلی واسه همسری کلاس گذاشتیم و گفتیم ژله تو قالب بریزیم.از اونجا که من هیچ وقت ژله هام خوب از قالب در نمیاد کلی سشوار گرفتم پشتش که وقتی برگردوندم ...کلی ژله آب شده تو ظرف بود .میخواستم ظرفو کج کنم که بریزه دیدم ژله هم داره میفته خلاصه پسرمو صدا کردم(آخه روزه بودم) گفتم مامان یه نی بیار بیا این ژله های آب شده رو بخور .........هیچی دیگه اون طفلی هم تمام اونا رو خورد و ظرف تمیز شد ... ولی فوری رفت به باباش گفت بابا من با نی ژله خوردم
    مین, الی65, glabella و 3 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.


  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    M-T آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
    محل سکونت
    تهران - صادقيه
    نوشته ها
    26
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    116
    پسند کرده
    101

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    مرسي آزي جون بحث ژله كه خودش عالمي داره . آخه اينطوري باشه من فكر ميكنم كه فقط خودم خرابكاري زياد ميكنم از طرفي ميبينم هيچكس اينجا پست نميزاره خوشحال ميشم كه اينهمه دوست كدبانوي درستكار دارم .
    glabella این نوشته را پسندیده.
    خدايا مرا درياب !

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    azy آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,090
    میزان امتیاز
    76
    پسند شده
    3388
    پسند کرده
    1700

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    نه میترا جون هممون یه خرابکارایی داریم ولی امان از این حافظه!!!!!!!! من که خیلی با هوشم همشم به خاطر این پنیراییه که تو اداره میخوریم.
    بازم فکر میکنم اگه چیزی یادم اومد مینویسم
    glabella این نوشته را پسندیده.


  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    M-T آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۲
    محل سکونت
    تهران - صادقيه
    نوشته ها
    26
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    116
    پسند کرده
    101

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    پس حالا كه اينطوره يكي ديگه هم ميگم : تعريف از خود نباشه من خورش آلو و پيازهاي خوشمزه اي درست ميكنم كه همسري كلي مشتريشه. يه روز همسري پيش مامان و خواهرش از اين خورش تعريف كرد اونا هم گفتن اينبار كه اومديم واسمون درست كن ببينيم اين چيه كه اينقدر خوشمزه اس. منم بادي به غبغب انداختم و گفتم همين پنجشنبه نهار بيايين واستون درست كنم. چون خيلي غذا خور نيستن فقط يه نوع غذا بايد درست ميكردم و ... واسه اين خورش حدود يك ليوان پياز داغ لازم بود از اونجايي هم كه ظرف پيازداغم آخرش بود منم همه رو دمر كردم تو خورش كه مثلا پر ملات تر بشه خلاصه كلي آلو و گوشت ... بعد ديدم كه اي دل غافل پيازش خيلي زياد شده و مسلماً تو مزه اش هم تاثير زيادي گذاشته ديگه نميتونستم كاريش كنم خرابكاري كرده بودم. خودم فهميدم چه گندي زدم اصلا مزه هميشگي رو نداشت كه هيچ خيلي هم بد مزه شده بود. خورش رو كشيدم و آوردم سر سفره ، بيچاره ها خوردن و نوك زبوني گفتن آره خوشمزه اس اما من فهميدم اينجوري گفتن كه من ناراحت نشم. شوهرم هم گفت كه ايندفعه مثل دفعه هاي قبل نبود هاااااا.
    الی65, glabella, مامان حدیثه و 2 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    خدايا مرا درياب !

  7. #7
    مدیر انجمن
    rahayi آواتار ها
    رها.ب
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۲
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,508
    میزان امتیاز
    13
    پسند شده
    1083
    پسند کرده
    298

    ویترین مدال ها

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    بچه ها من وقتی یه خرابکاری میکنم دچار افسردگی حاد می شم
    خرابکاریامو یادم اومد میام براتون می گم
    الی65 و glabella این نوشته را پسندیده.
    دنیای مجازی اون بیرونه
    که همه تو قیافن
    دنیای واقعی اینجاست
    همه بی ریا خاکی
    کسی زخماشو نمی پوشونه
    کسی اشکاشو پاک نمی کنه
    کسی بغضش رو قورت نمیده

  8. #8
    مدیر بازنشسته
    aram_khp آواتار ها
    آرام خسروپناهی
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,099
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    1248
    پسند کرده
    219

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    سلام . منم خیلی خرابکاری دارم ... یکیش اینکه اولین باری که اش درست کردم نمیدونم با چه عقلی توش رب ریختم :)))))) البته 13-14 سالم بودااااااااااا
    الی65, glabella, مامان پیمان و 2 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    سهم ما از گل سرخ ، یک بغل شادی و آرامش توست

صفحه 1 از 31 123411 ... آخرینآخرین
  • بانک بند ناف
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما