نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree1129Likes

موضوع: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

نمایش نتایج: از 57 به 64 از 247
صفحه 8 از 31 نخستنخست ... 56789101118 ... آخرینآخرین
  1. #57
    مدیر انجمن

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۲
    نوشته ها
    1,040
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    304
    پسند کرده
    2

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    منم یه خاطره بگم

    یادمه پارسال تابستون خواهرم زنگ زد بهم که مهشید من دارم غوره می خرم ، واسه تو هم بخرم که آبغوره درست کنییی من هم گفتمممم آره بگیر واسم .
    چشمتون روز بد نبینه شبش سرمایی خوردم که اصلا سابقه نداشت ، صبح خواهرم زنگ زد که غوره ها رو واست بیارم ، من هم گفتم آره می دم شهریار (داداشم )درستش کنه ، خواهرم هم تا صدای منو شنیده بود دیگه واسم نیاورد ، و دیدم چند روز بعدش یه شیشه از همین آب معدنی ها آبغوره آورد داد بهم ، 1000 بار هم بهم گفتش اینو زود بریز تو شیشه ، این پلاستیکه ، مضره ، بعدش هم باد می کنه ...

    من هم مریض تا 3 روز یادم رفت شیشه اش رو عوض کنم ، وقتی رفتم سرش مثل سنگ شده بود، من هم گفتم نهایتش مثل دوغ میریزه دیگه ،تو ظرفشویی بازش می کنم ، البته از بس حالم بد بود همون موقع هم از دستم افتاد

    خلاصهههه چشمتون روز بد نبینه تا بازش کردم، بوووومممممممم ، درش که پرید ،خودش هم مثل فواره تا سقف رفت تازه نصفش هم از تو آشپزخونه فوران کرد رو دیوارای اتاق ، فقط دوست دارم قیافه ی من رو و داداشم که از صدای انفجار اومده بود تو اتاق رو تصور کنید ، مثل خرابکاری های پت و مت شده بود

    داداشم هم هی میگفت خدا رو شکر درش تو چشمت نخورد ، اشکال نداره

    من هم که مریض داداشم آویزونه سقف و در و دیوار شد همه رو واسم تمیز کرد

    وقتی خوب شدم دوباره آبغوره درست کردم خودم...
    مامان پیمان, glabella و mena این نوشته را پسندیده.
    اینجا دلم برای خدا تنگ می شود...

  2. بانک بند ناف
  3. #58
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۹
    نوشته ها
    38
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    13
    پسند کرده
    0

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    پدر بزرگ شوهرم فوت كرده بود من تصميم گرفتم يكم حلوا درست كنم وقتي آماده شد همسري گفت شكرش كمه از طرفي هم دوستامون داشتن واسه تسليت گفتن مي اومدن خونمون منم تند تند دوباره شربت درست كردم و از اونجايي كه ظرف شكر ونمكم شبيه بود ....چشتون روز بد نبينه سرمي شده بود كه بيا و بيين ( به جاي شكر نمك ريخته بودم)
    glabella این نوشته را پسندیده.

  4. #59
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۹
    نوشته ها
    38
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    13
    پسند کرده
    0

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    چند روز پيش يكي از همكارامون اومد سر كار ديدم قيافه اش يه جوريه گفتم چي شده
    گفت: امروز همسري منو تحويل گرفتو سر صبح گفت بيا واست شير كا كائو درست كردم منم با چه ذوقي همشو خردم و بعد به همسرم گفتم ما كه نارگيل نداشتيم از كجا آورده بودي گفت من كه نارگيل نريخته بودم منم كه به چيزي كه خورده بودم اطمينان داشتم رفتم و ظرف كاكائو رو باز كردم ديدم طرف كاكائو پر كرمه و اون چيزا نارگيل نبوده كرم بوده
    مامان پیمان و glabella این نوشته را پسندیده.

  5. #60
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۴/۱۶
    نوشته ها
    143
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    29
    پسند کرده
    0

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    آلبالو جون با این اسم خوشمزت.
    راست میگی کلی خندیدم و حال کردم اما عزیزم گفتم که همسایمون به من راه کار داد

  6. #61
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mahsa v0r0jak آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها
    683
    میزان امتیاز
    13
    پسند شده
    710
    پسند کرده
    48

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    اینم من بگم که بخندیم:دی
    مامان 3 روزی رفت مشهد و من خونه بودم و همسری هم که از تهران اومده بودو پدرم
    کلی واسه همسری کلاس گذاشتم که نریم بیرون من می خوام برات کباب تابه ای درست کنم
    اونم کباب تابه ای های من رو که یه بار درست کردم براش خوشش اومد
    واسه همین گفتم درست می کنم
    خلاصه همه چیز اماده بود
    منم سیب زمینی ها رو گذاشتم و اون داشت واسه خودش یواش یواش می پخت
    بعد که برنج رو آبکش کردم سیب زمینی های ورق کرده رو ته قابلمه گذاشتم دیدم سیب زمینی زیاد اومد
    بقیه رو گذاشتم تو ظرف کباب تابه ای
    فکر کنین نیم ساعت بدم غذا رو سرو کردم ، سیب زمینی های خام
    از قصه اون روز برادر زاده ام هم اومد خونه ما بعد هی می گفت عمه (سیزده سالشه) سیب زمینی هاش نپخته هااااااا
    شوشو و بابا می گفتن نه خیلی خوبه خیلیم پخته چقدر واسه من بیچاره ها آبرو داری کردن :دی
    بیچاره همسری بعدش گفت که کباب خیلی خوشمزه بود اما اولین لقمه ای که از سیب زمینی خوردم دیدم نپختس گفتم من س ی ب ز م ی ن ی نمی خورم :دی
    منم اخرش لو دادم که چیکار کردم برای همسری و اونم گفت تو معرکه ای انقدر خندید که دل درد کرده بود:دی
    glabella این نوشته را پسندیده.
    فهمیدن عشق راچه مشکل کردند؛ ما را زدرون خویش غافل کردند؛انگارکسی به فکرماهی ها نیست؛ سهراب بیا که آب را گل کردند

  7. #62
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۴/۲۴
    نوشته ها
    206
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    69
    پسند کرده
    0

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    از خراب کاری بابابزرگم براتون میگم که سالها ما نفهمیده بودیم با ما چه کرده!!!!
    یک روز ما و بچه های خاله ام خونه بابابزرگم اینا بودیم. هوس نیمرو کردیم. یه نیمروی معمولی درست کردیم و خوردیم. بابابزرگم اومد یه لقمه از نیمروی ما خورد و گفت این که چیزی نداره!!! یه نیمرو براتو می پذم حظ کنید . ما هم میل نداشتیم ولی چون دیدیم ایشون خیلی ذوق داره واسه محبت کردن به ما،گفتیم باشه!!! خلاصه کلی هم راجع به آشپزی مون سرکوفت شنیدیما!
    نیمروی مورد نظر آماده شد و بابابزرگم با کلی آحساس غرور ما رو به میز شام دعوت کرد!!ما هم به به و چه چه و تشکر کردیم ایشان هم عشوه کنان میفرمودن بخورین ببینین چی پختم!!
    اصلا انتظارشو نداشتیم که یه نفر نیمرو بپذه، انقدددددددددددر بد مزه!!
    چیه؟ می پرسین مگه چش بود؟ انقدددر شیرین بود، انقدر شیرین بود که گریه ات میگرفت!! هر کدوم به زور یه لقمه خوردیم و گفتیم سیر شدیم و در رفتیم!
    لابد فکر کردین به جای نمک شکر زده!! نخیر ما هم سالها تو حل این معما مونده بودیم. انگار یک عالمه شیره توش ریخته باشن!!
    بابا بزرگم به جای کره محلی،بستنی وانیلی توش ریخته بود!!
    نکته اخلاقی و پند آموز: حواستون باشه بستنی وانیلی رو که با نایلونش میذارید تو فریزر، شبیه کره محلی دیده میشه.البته گاهی!!
    مامان پیمان و glabella این نوشته را پسندیده.
    تو برگ به آب انداز
    کوچک مشمار آن را
    شاید که نجات افتد
    زنبور غریقی را...

  8. #63
    مدیر انجمن
    پرپرک آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۳/۰۳
    محل سکونت
    mamisite.com
    نوشته ها
    4,797
    نوشته های وبلاگ
    10
    میزان امتیاز
    245
    پسند شده
    21266
    پسند کرده
    15605

    ویترین مدال ها

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    دیشب که رفتم خونه همسرم گفت که این ماء الشعیر لیمو که توی یخچال فکر کنم خراب شده.منم هی فکر کردم که که به این زودی خراب نمیشه.اصلا مگه ماء الشعیر خراب هم میشه.
    گفتم چطور مگه؟گفت هیچی مزه زهرمار گرفته.یه وقت نخوری هاااااا.حالا هی من فکر میکنم که ممکنه چه مزه ای بده.القصه حالا هی فکر فکر فکر.
    ییهو یادم افتاد که من توی بطریش که خالی شده بود محلول ضد عفونی کننده محیط برای گربه ام ریخته بودم که بعدا بریزم توی بطری مخصوص اسپری .نگو اشتباهی گذاشته بودمش توی یخچال و همسر بیچاره من....
    live, باران67, glabella و 2 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.


  9. #64
    مدیر انجمن
    پرپرک آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۳/۰۳
    محل سکونت
    mamisite.com
    نوشته ها
    4,797
    نوشته های وبلاگ
    10
    میزان امتیاز
    245
    پسند شده
    21266
    پسند کرده
    15605

    ویترین مدال ها

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    خب.من یه سوتی دیگه هم بگم.

    یه شب مهمون داشتم و منم زرشک پلو درست کرده بودم
    میخواستم حسابی سنگ تموم بذارم.توی آب مرغ پیاز و هویج و برگ بو و سیب زمینی و جعفری ووووو ریخته بودم که آبش حسابی خوشمزه بشه.
    قبل از کشیدن غذا گفتم آب مرغ رو صاف کنم که اینهمه چیز میز توش نباشه و آب مرغ صاف بشه.به همسرم گفتم بیا این صافی رو بگیر من مرغ رو توش خالی کنم که آبش رو بردارم.اونم صافی رو گرفت و منم با اعتماد بنفس و حس گرفتن آشپزباشی آب مرغ رو خالی کردم توی صافی.
    احساس کردم صدای آب مرغ خالی شده یه جوراییه...... .فکر میکنید چی کار کرده بودم.

    بعععله با اجازتون صافی رو گرفته بودم توی سینک ظرفشویی و هرچی آب مرغ بود راهی لوله فاضلاب شد.
    live, glabella و mitra40 این نوشته را پسندیده.


صفحه 8 از 31 نخستنخست ... 56789101118 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما