نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree1129Likes

موضوع: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

نمایش نتایج: از 241 به 247 از 247
صفحه 31 از 31 نخستنخست ... 2128293031
  1. #241
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    .افسوس. آواتار ها
    بـــانـــو
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۶/۱۷
    نوشته ها
    841
    میزان امتیاز
    249
    پسند شده
    6962
    پسند کرده
    4798

    ویترین مدال ها

    یه بارخالم که خیلی با هم صمیمی هستیم بعد از مدتها اومده بود خونمون. منم غذا برنج درست کرده بودم با یه خورشتی . من تو برنج نمک ریخته ب.دم خالمم نمیدونم چرا باز نمک زده بود. هیچی دیگه این برنجو به ضرب سالاد و آب خوردیم و تموم شد سفره رو جمع کردیم و مشغول بگو بخند شدیم.
    اون موقع دختر من کوچیک بود چهار دست و پا می رفت و هنوز حرف نمیزد. خیلی هم شلوغ بود. یهو دیدیم بچه پارچ آبو دمرو کرده روی فرش داره از رو فرش آب می خوره نگو این طفل معصوم از تشنگی داشته له له می زده نمیتونسته بهمون بفهمونه بس که مشغول حرف زدن بودیم اونم راسا دست بکار شده
    از قدیم هم گفتن آشپز که دو تاشد پلو شور میشه دیگه

    اینم عکس دخترم دقیقا همون روز بعد از اون خرابکاریش

    نام: DSC00423.jpg نمایش: 744 اندازه: 95.1 کیلو بایت
    .
     
    ویرایش توسط .افسوس. : ۱۳۹۳/۰۷/۱۵ در ساعت ۰۴:۲۶ بعد از ظهر
    titish khanoom, sama18, -sania- و 15 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.




  2. #242
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مهربانو.م آواتار ها
    مهری
    عضویت: ۱۳۹۳/۰۳/۱۹
    محل سکونت
    گوهردشت کرج
    نوشته ها
    248
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    1731
    پسند کرده
    611
    منم یه خرابکاری کردم بذارین بگم ،می خواستم کوفته برنجی درست کنم از طرفی هم ازتو آشپزخونه داشتم با شوهرم و بچه ها حرف می زدیم حواسم پرت شد به هوای دلمه گوش و پیاز و سرخ کردم و با برنج و لپه مخلوط می کردم که یهو فهمیدم چه گندی زدم آرد نخودچی با سه تا تخم مرغ زدم شاید خودش و بگیره نشد که نشد یه دونه با سختی گرد کردم گذاشتم تو قابلمه وارفت شد آش، خلاصه بقیه رو ریختم تو ظرف گذاشتم تو فریزر، چند روز بعد با چند تا گوجه و بادمجون دلمه ای و فلفل دلمه ،وهمون مواد کذایی یه دلمه متنوع و خوشمزه درست کردم ،ولی اون شب ، یه املت دبش و جانانه از خانواده پذیرایی کردم :-)
    sama18, Miss Razieh, .افسوس. و 5 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.

  3. #243
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۳/۰۲/۰۲
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    219
    میزان امتیاز
    73
    پسند شده
    1199
    پسند کرده
    773
    سلام
    من تمام خاطرات آشپزیم برمیگرده به بعد از ازدواج یعنی از 3سال و نیم پیش تا حالا!قبل از اون دست به سیاه و سفید نمیزدم هنوزم خونه مامانم همینم اونم دیگه نمیذاره!توی خونمم چون کارمندم وقتم کوتاهه اما همیشه غذا درست میکنم و با مامی سایت همش در حال سورپرایز همسرم!
    امسال دی تولد همسرم بود منم که کمردرد داشتم بعد یه هفته یک کم بهتر شدم تصمیم گرفتم کیک درست کنم یه کیک آماده با پودرخامه کاکائویی داشتم غذا هم قرمه گذاشتم و دسر که مادرهمسرم تماس گرفت که بعد یه هفنه میخواد بیاد عیادت!!!!منم بااون کمرداغون پاشدم خونه بسیار نامرتبو کردم دسته گل از هولم گوشتارو تفت میدادم که مادرشوهررسید و من گوشت یخزده رو هی اینوراونور میکردم که گفت خب درشو بذار خودش نرم میشه!کیکم که آماده شد خوب بر نگشت دو تیکه شد گفتم بذارم رو هم بینشم خامه و موز گذاشتم اما چون طوش صاف نبود مثه برج پیزا شد بعدم خامه شو که درست کردم دادم روش روی کابینت بود که یهو دیدم یه طبقش بس کج بود افتاد.....خلاصه ما چه کیکی به همسری دادیم و اوچه خوشحال شد بماند اما نتیجه اینکه هول هول کار کردن خوب نیست هرچند من همچنان هولم!!!!
    هستی ساغر, Shiva Sh, سالاری و 4 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    گفته بودی که چرا محو تماشای منی*آنچنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی
    مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود*ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

  4. #244
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۳/۰۲/۰۲
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    219
    میزان امتیاز
    73
    پسند شده
    1199
    پسند کرده
    773
    نقل قول نوشته اصلی توسط rozeshisheyee نمایش پست ها
    نوشته اصلی توسط sh_capr شوخی میکنی نرگس جون !!
    یعنی این خرابکاریه ؟!!!
    آخه من اکثرا چون جعفری ندارم تو سوپهام سبزی پلو میریزم . هیچ وقت هم بد نشده و هیچ کس هم تا حالا نگفته بده . تازه نمیدونی که من علاوه بر اون همیشه دو تا حبه سیر هم تو سوپهام رنده میکنم .
    یعنی من همیشه دارم خرابکاری میکنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    دقیقا منم همینکارو می کنم یه بارم سبزی آش نداشتیم با سبزی پلو درست کردم!همسری خوشش اومد!!!
    *Afsaneh* این نوشته را پسندیده.
    گفته بودی که چرا محو تماشای منی*آنچنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی
    مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود*ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

  5. #245
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    هستی ساغر آواتار ها
    مهتا
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۴/۲۱
    محل سکونت
    شيراز
    نوشته ها
    614
    نوشته های وبلاگ
    5
    میزان امتیاز
    101
    پسند شده
    4397
    پسند کرده
    8828

    ویترین مدال ها

    سلام
    منم یاد یکی از خاطرات بدم و سرشار از تجربه ام افتادم
    تابستان امسال وقتی که میخواستم بچه ها رو ببرم پارک برای اینکه هوا خیلی گرم بود و اب خنک توی پارک نبود توی فلاکس چای یخ میریختم و میبردم پارک و از اب پارک توش میرختم و تا اومدن به خونه اب یخ داشتیم
    یه شب که قرار شد با مامانم اینها بریم همون پارک منم چند تا وسایل با خودم بردم از جمله چای.
    خلاصه بچه ها مشغول بازی شدند و ما هم شام خوردیم و شب برای برگشت دم در با مامانم اینها خداحافظی کردیم و دم در اسانسور منتظر بودیم که بیاد پایین تا سوار شیم
    دخترم که حسابی تشنه اش بود به هوای اب یخ در فلاکس رو باز کرد و برد بالا ریخت مستقیم توی گلوش
    اوه خدا اون لحظه رو برای هیچ مادری نیاره که من چه حالی شدم
    دخترم شوکه شده بود
    دهن باز مونده بود و صدای عجیبی میداد
    تنها کاری که از دستم بر می اومد که توی دهنش فوت کنم
    وای خیلی لحظه ی بدی بود
    طفلی بچه ام چند تا تاول دور دهنش زد
    **زهرا**, aydaa, پرنسس.م و 13 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    عاشق قلب های بخشنده ای هستم که در اینجا بدون هیچ ادعای با زحمت عکس و دستور کارهاشون رو میذران
    دعای خیرم بدرقتون

  6. #246
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۳/۰۲/۰۲
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    219
    میزان امتیاز
    73
    پسند شده
    1199
    پسند کرده
    773
    یه خاطره از مادرشوهرجان!
    همسرم خیلی از بورانی های بادمجون من تعریف میکرد منم تاحالا درست نکردم،مادرش هم دید اینجوریه گفت بورانیهای منم مخصوصا مرضیه (جاری بنده)خیلی دوست داره همیشه میگه درست کن!خلاصه ما رفتیم خونشون دیدیم بوی سیر سرخ کرده همه جارو گرفته منم بویاییم خیلی قویه داشتم خفه میشدم صدام دراومد ایشون گفت بورانی داریم!!!!!من پیش خودم گفتم آخه بورانی بادمجونو چه به سیر سرخکرده اونم اینهمه بـــــــــله اومدم دیدم بادمجونم هست بعدم دیدم که کشک آوردن سر سفره و دست آخر هم گردو و بعدم خواهرشوهر گفت مامان به منم کشک بادمجون بده!!!!!!!!!!بعدشم معلوم شد که منظور همسر بنده از اون غذا میرزاقاسمی بوده!!!!!الان هرکی فهمید به منم بگه که چی به چیه!؟
    1-خداروشکر غذای دیگه ای ازبادمجون به میون نیومد!
    2-نذارین همسرتون ازتون تعریف کنه ،اصلا بگین نه من بلد نیستم!
    *Queen*, amir mami, sita-golam و 3 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    گفته بودی که چرا محو تماشای منی*آنچنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی
    مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود*ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

  7. #247
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۴/۰۴/۲۵
    نوشته ها
    26
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    98
    پسند کرده
    1
    با سلام به دوستانی که این مطلب رو میخونند من هم یک خرابکاری کردم تو کوفتته تبریزی به همسرم قول داده بودم بعد دو سال که ازدواج کرده ایم برایش کوفته تبریزی درست کنم توی اینترنت خیلی گشتم وبهترین دستور رو پیدا کردم و سه ساعت برای درست کردنش زحمت کشیدم ولی برای پختنش اب زیادی ریختم چشمتون روز بد نبینه به جای کوفته سوپ کوفته تحویل گرفتم.
    hengamehh, هستی ساغر, -sania- و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.

صفحه 31 از 31 نخستنخست ... 2128293031
  • بانک بند ناف
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما