نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree1129Likes

موضوع: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

نمایش نتایج: از 169 به 176 از 247
صفحه 22 از 31 نخستنخست ... 1219202122232425 ... آخرینآخرین
  1. #169
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    bibi آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۱۲
    محل سکونت
    اورمیه
    نوشته ها
    210
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    64
    پسند کرده
    480

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    وقتی نامزد بودیم یه روز همسر خان گفت که مامانش ناهر جایی دعوته و اون و برادرش خونه تنهان.منم گفتم اشکال نداره نهار درست میکنم بیا ببر....
    کلم پلو درست کردم ولی وقتی خواستم بکشم توی یه قابلمه کوچکتر تا بیتد ببره دیدم چشمتون روز بد نبینه حسابی شفته و له شده.اشکم در اومده بود....هی خدا خدا میکردم نیاد ولی اومد و برد.
    مامانم طفلکی بعدا گفتش که برنجش خوب نبوده والا دستپخت دخترم حرف نداره.ولی این آویزه گوشم شد که برای پلوهای مخلوط برنج رو زنده تر بردارم.
    elikhanoomi و glabella این نوشته را پسندیده.
    کودکیم را دوست داشتم
    روزهایی که بجای دلم , سر زانوهایم زخم بود....

  2. بانک بند ناف
  3. #170
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mahdieh63 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۵/۰۴
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    81
    کالاهای من
    2
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    103
    پسند کرده
    85

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    خرابكاري*هاي من بامزه*ست چون هميشه واسه يه مهمون ثابت اين اتفاق ميفته
    منم پيش خود م ميگم لابد اونا خوش روزي نيستند
    يه روز كه جاريم خونه*مون بود ماكاروني گذاشته بودم آخراي جوش خوردنش بود كه نينيم جيش داشت! گلاب به روتون ما هم كلي معطل شديم و حسابي ماكاروني*ها خمير شد
    يه بارم هفته پيش مهمونمون بودند
    من برنج ايراني*رو كم جوش ميدم و زياد دم ميذارم اما برنج هندي*ها رو ده دقيقه ميذارم جوش بخوره
    شوهرم كه زير بار نميره اما ظاهرا روي سطل برنج هندي*هام مقداري برنج ايراني خالي كرده كه آخر كيسه بوده
    خلاصه برنج ايراني آبكش شده*ي شفته شده!!!
    مامان مبین کوچولو, elikhanoomi و glabella این نوشته را پسندیده.
    http://graphicland.blogfa.com

  4. #171
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (ziba) آواتار ها
    زيبا
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,309
    نوشته های وبلاگ
    25
    میزان امتیاز
    473
    پسند شده
    18106
    پسند کرده
    17214

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    دیروز یه سوتی دادم در حد تیم ملی
    من زیاد حلوا درست می کنم همه انواع حلوا رو هم خوب درست می کنم
    دیروز مامانم مراسم داشت و قرار بود کیک حلوا درست کنم با حلوای هویج
    چنو روره دست راست و گردنم خیلی درد می کنه موقع تفت دادن آرد خیلی دستم درد گرفته بود از شانس من آرد گوله گوله شد و چون داغ هم بود به سختی الک کردمش و ریخنم تو یه قابلمه دیگه
    بعدش یه هو بی هوا پوره هویج و شکر و گلاب رو ریختم توش
    بعد دیدم جلز و ولز نکرد و یه جوری شد یه مرتبه آه از نهادم بلند شد. ......
    روغن نریخته بودم خلاصه همون موقع کره و رکغنش رو اضافه کروم و مجبور شدم با دست دردناک سه برابرمواقع دیگه هم بزنمش تا از ظرف جدا بشه و بشه حلوا ولی مزه اش خوب بود
    باران67, elikhanoomi, glabella و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    بر آنچه گذشت، آنچه شكست و آنچه نشد، حسرت نخور
    زندگي اگر آسان بود با گريه آغاز نمي شد . (دكتر شريعتي)

  5. #172
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    sommy آواتار ها
    سمیـــــــــه
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۸/۱۹
    نوشته ها
    142
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    850
    پسند کرده
    1783

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    جاریم از مامانش سبزی خشک محلی گرفته بود به منم دادن.خلاصه چندوقت پیش اومدم آش درست کنم با همون سبزی ها.
    اش رو درست کردم و سبزیها رو به امید اینکه سبزی خونگی هستن خیس نخورده ریختم توی آش.یه کاسه م ریختم که ببرم برا دوستم.
    کاسه رو پرکردم و تلفن زدم به دوستم.توی این فاصله رفتم و از آش چشیدم چشمتون روز بد نبینه پرش شن بود
    منم همونجوری بردم دادم به دوستم و قضیه رو براش تعریف کردم.
    اماااااااااااااااااااا درسی شد برام تا زنده م فراموش نمیکنم که ریسک نکنم
    elikhanoomi و glabella این نوشته را پسندیده.
    امیــــــــــــــــــرالم ومنین علی (ع)
    انسان باهر نفس یک قدم بسوی مرگ پیش میرود

  6. #173
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۱/۱۱/۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    142
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    23
    پسند کرده
    0

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    من زایمان کرده بودم خونه مامانم بودم اجی جونی رفت به حساب خودش یه کاچی دبش درست کنه چند دقیقه بعد اومده به مامانم میگه مامان چرا این اردرو هرچی سرخ میکنم کف می کنه میجوشه مامانم گفت از کدوم شیشه ارد برداشتی گفت از این شیشه مامانم گفت واییییییی اینکه جوش شیرینه یه همچین خواهر کدبانویی دارم من
    elikhanoomi, glabella و mah_85mina این نوشته را پسندیده.

  7. #174
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۲/۰۱/۲۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    206
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    21
    پسند کرده
    1

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    دو روز پیش مامان اینا مهمونم بودن می خواستم زله ی آلوئه ورا دست کنم توشم زله های قالب زده ریختم به جای رنگ زرد از ادویه های عربی که باه جای زعفران می زدند استفاده کردم .هیچی دیگه همه ژله ام نارنجی شد.
    elikhanoomi و glabella این نوشته را پسندیده.
    وقتی عشق فرمان می دهد،

    « محال» سر تسلیم فرود می آورد

  8. #175
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fahim68 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۲/۰۲
    نوشته ها
    2,971
    نوشته های وبلاگ
    3
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    150
    پسند شده
    13826
    پسند کرده
    14510

    ویترین مدال ها

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    مامان شوشو تشریف برده بودن کاشان برای گردش و همون شب هم ما رو برای شام دعوت کرده بودن خونشون. پدر همسری اومد گفت که فهیمه جان من خودم برنج رو پاک کردم و خیس کردم تا مادر بیاد شما زحمت بکش و برنج رو به روش آبکش بپز.
    برنج رو گذاشتم روی شعله و از ترس اینکه مبادا خمیر بشه زودی آبکشش کردم و گذاشتمش تا دم بکشه.
    همون موقع همسری با مامانش تلفنی صحبت کرد و معلوم شد که مامانش خیلی طول میکشه تا بیاد و مهمونی موکول شد به فردا
    من هم قابلمه رو بردم طبقه ی بالا و گفتم تا ده دقیقه ی دیگه دم میاد، خاموشش کنین. خودمونم رفتیم پی گشت و گذارمون
    فردا که رفتیم خونه ی مادر شوشو برای صرف غذا، دیدم برنجش بسیور زنده اس. هر چقدم که گذاشتیم دم بیاد نیومد که نیومد.
    خلاصه که آبروم جلوی فامیل شوهر رفت
    Saeedeh via M, elikhanoomi, glabella و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    من چه سبزم امروز
    و چه اندازه تنم هوشیار است
    نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه...

  9. #176
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    دختر بهار نارنج آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۱/۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    125
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    366
    پسند کرده
    175

    Re: بگيم و بخنديم و البته تجربه كسب كنيم!

    من اوایل ازدواجم می خواستم خورش کرفس درست کنم.خورش رو پختم ولی میدونستم مثل خورشی که مامانم می پزه نشده.بعد از کلی تحقیق متوجه شدم که باید نعناع و جعفری هم می زدم که من این کارو نکرده بودم
    elikhanoomi و glabella این نوشته را پسندیده.

صفحه 22 از 31 نخستنخست ... 1219202122232425 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما