نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree142Likes

موضوع: پرهام نازقولوسی

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 26
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
  1. #1
    مدیر انجمن
    firoozeh آواتار ها
    فیروزه ح.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    نوشته ها
    705
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    821
    پسند کرده
    1720

    پرهام نازقولوسی

    اینجا قراره خواننده خاطرات شیرین پرهام گلمون باشیم ...
    یکتابانو و سالاری این نوشته را پسندیده.
    نمی نویسم ترانه بی تو

    چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    امروز منو پرهام توخونه بودیم تلویزیون هم نداشتیم برا همین تصمیم گرفتیم خاطراتمونو به غیر از صد جای دیگه اینجا بنویسیم برا همین درخواست تاپیک دادیم واصلا فکرشو نمیکردیم اینقد زود جوابونو بدند نگو اینجا مدیرش خیلی گلهههههههههههههه تا پیامو دیدیم ناخدا گفتم نینیاینای که پرهام شروع کرد به رقصیدن این شد شروع یه دفتر خاطرات دیگهههههههههه
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    نام: frametoy_20140126154523orJy.jpg نمایش: 546 اندازه: 5.3 کیلو بایت
    رستگار, یکتابانو, سالاری و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    امروز خیلی سرم درد میکرد اخه پرهام جون دیشب ساعت 1به زورخوابیده بعد 3بیدارشده به بازی وذوق منمدوبار5 خوابیده 6 بیدار شده منمبرا همین من سردردی گرفتم در نوع خود بینظیر/بعد از ظهر هم آزیتا وریحانه اومدن اینجا ورفتیم عروسی آقا محسن وفاطمه خانم البته جناب پرهام موندند پیشه مامانی /وقتی ما از عروسی برگشتیم اینگارنه انگار که نبودیم وپرهام اصلا به ما اهمیت نمیداد همش داشت با مامانی بازی میکرد /
    یکتابانو, رستگار, سالاری و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    عزیزمامان خوشکل مامان امروز دوتا کار جالب انجام دادی اول که رفتی بین نرده پله ها گیر کردی هرچی تلاش میکردی نه عقب میرفتی نه جلو از قسمت پوشک گیر کرده بودی وکارهایی که برا نجات خودت انجام میدادی جالب بود اول حسابی دست وپا میزدی بعد تلاش میکردی بری جلو وهر چی زور میزدی نمیشد بعد که ناامید میشدی تنتندتند دوتا انگشتتو میخوردی آخر بار دلم خیلی برات سوخت ونتونستم ببینم دیگه چکار میکنی ونجات دادمنام: IMG_4158.jpg نمایش: 500 اندازه: 77.8 کیلو بایتبعد هم که نجاتت دادم رفتیم ناهار بخوریم که شما نگاه به سبد پیاز میکنی وهوم هوم یعنی بده منم یه پیاز دادم دستت پیازه اینقدر تند بود که باعث شد همینطور اشک بریزی وبخوری کوتاه که نمیومدی نام: IMG_4167.jpg نمایش: 496 اندازه: 87.4 کیلو بایتایجان به این مامیسایت
    یکتابانو, aydaa, رستگار و 8 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    پرهام جونم ببخش چند روزی اصلا وقت نکردم برات بنویسم آخه از سه شنبه همش مهمون داشتیم عمو محمد بابایی اومده بودن خونمون توهم حسابی براشون خودشیرینی میکردی یه بار گذاشتتم پیش بابا وعمو ومن بازن عمو اینا رفتم نظرتا در برگشتم هنوز وارد خونه نشده بودم که عمو محمد گفت از بس شکلک در اوردم خسته شدم ومن مرده بودم از خنده /تا الان یه دندون ونصفی داری و خیلی نانازی شدی وقتی رو زمین یه چیزی پیدا میکنی یواشکی میری یه گوشه که من تودیدت نباشم بعد میذاری دهنت/امروزم هم رفتی حموم اول گریه کردی ولی بعد دوست داشتی وتو آب با انگشتای قشنگت لیلی حوضک بازی میکردی الهی قربونت بشم
    یکتابانو, nosa, aydaa و 6 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    عشق مامان سومین دندونت در حال نیش زدنه /رفتیم دکتر وزنت 8/900 بود دکتر کلی معاینت کرد خیلی خندیدیم از دستت /هر وقت دکتر نگات میکرد یا صدا میزدی زیر گریه تا ساکت میشد یا از میدان دیدت خارج میشد میزدی زیر خنده/امروز خدا رو شکر خیلی خوب غذاتو خوردی
    سالاری, رستگار, *شمیم* و 5 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    لوس لوس آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
    نوشته ها
    472
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    2939
    پسند کرده
    2428
    عزیزم امروز جمعه تا ساعت دوازدهونیم خواب بودی که دیگه خودم حوصلم سر رفت اومدم بیدارت کردم فکر کنم از اون مردایی شی جمعه ها تا لنگ ظهر میخوابن
    تداعی 61, رستگار, *شمیم* و 4 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    یکرنگ بمان حتی اگر دنیایی زندگی میکنی که مردمانش برای پررنگ شدن حاضرندهزار رنگ باشند

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما