نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree777Likes

موضوع: کتابهایی که خوانده ام

نمایش نتایج: از 785 به 792 از 801
  1. #785
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (ziba) آواتار ها
    زيبا
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    4,329
    نوشته های وبلاگ
    25
    میزان امتیاز
    537
    پسند شده
    18394
    پسند کرده
    17500
    جدید ترین کتابهای که من خوندم ایناست
    ریگ روان
    قهوه سرد آقای نویسنده
    جنگ چهره زنانه ندارد
    ملت عشق
    تصرف عدوانی

    توصیه می کنم بخونید همشون عالی بودن
    khanoom pasand, سارا(:, RE79EL و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    بر آنچه گذشت، آنچه شكست و آنچه نشد، حسرت نخور
    زندگي اگر آسان بود با گريه آغاز نمي شد . (دكتر شريعتي)

  2. #786
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    نیلوفر
    عضویت: ۱۳۹۲/۰۱/۱۰
    محل سکونت
    مازندران
    نوشته ها
    74
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    387
    پسند کرده
    101
    یکی از کتابایی که تازه من خوندم " شما که غریبه نیستید" از هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده قصه های مجیده که ماجرای کودکی خودش تا جوانی که به تهران میاد رو با یه قلم روان و جذاب بیان میکنه پیشنهاد میکنم حتما بخونین مخصوصا واسه مردایی 40 سال به بالا شاید بازخوانی خاطرات کودکی شون باشه و به عنوان هدیه به نظرم مناسبه
    khanoom pasand, pooneh 007, hengamehh و 3 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.

  3. #787
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۹/۰۲
    نوشته ها
    63
    میزان امتیاز
    7
    پسند شده
    285
    پسند کرده
    114
    حكايت دولت و فرزانگي
    لوبياپلو
     
    سارا(: و مامان غزل این نوشته را پسندیده.

  4. #788
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۴/۰۹/۰۴
    نوشته ها
    51
    میزان امتیاز
    49
    پسند شده
    283
    پسند کرده
    680
    سلام ذوستان ممنون بابت این تاپیک
    منم اسم چندتا کتاب که خوندم میگم یکیش" فتح خون" از شهید آوینی که به مناسبت ماه محرم و به پیشنهاد دوستم خوندمش خیلی کتاب جالبی بود برای عزیزانی که دنبال موشکافی واقعه کربلا هستن عالیه

    رمان هایی که توی این مدت خوندم "دالان بهشت" "سهم من" بودن که هر دو تا کتاب ماجرای زندگی زنان رو میگه .من که خیلی ازشون درس گرفتم
    و رمان "پنجره" قصه دختری به اسم مینا که عاشق دبیر ادبیاتش میشه
    کلا سبک نوشتاری و ادبی این سه تا رمان خیلی به دلم نشست چون علاوه بر اینکه عاشقانه هستن ولی با رمان عاشقانه دختردبیرستانیا فرق داره
    پیشنهاد میکنم بخونید و اگر رمانی سراغ دارین که سبکش مثل این کتابها باشه بهم معرفی کنید
    khanoom pasand و مامان غزل این نوشته را پسندیده.

  5. #789
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    khanoom pasand آواتار ها
    دلبر....
    عضویت: ۱۳۹۶/۰۷/۰۸
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    578
    میزان امتیاز
    50
    پسند شده
    2324
    پسند کرده
    4332
    سلام عزیزان
    منم مثل سارا جان
    دالان بهشت و سهم من رو خوندم عالیه اگه اهل رمان هستید حتما بخونیدشون خیلی قشنگن
    دالان بهشت نوشته نازی صفوی . چاپ و دوم . از انتشارات ققنوس
    سهم من نوشته پری نوش صنیعی . چاپ بیست و یکم . از انتشارات روز بهی
    چلو گوشت
     
    سارا(: و مامان غزل این نوشته را پسندیده.
    نگران فردا نباش...........
    خدا از قبل انجاست..........

  6. #790
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    ṧїᗰα آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۱۱/۲۳
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    6
    پسند شده
    552
    پسند کرده
    1907
    من به تازگی رمان "شاه ماهی" نوشته عاطفه منجزی رو خوندم خیلی رمان جذاب و زیباییه و قلم نویسنده عالیه

    کتاب یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی رو هم درحال خوندنش هستم تعبیرات و تشبیهات عاشقانه و بی نظیری داره و داستان ها و ایده های شخصیت اصلی بسیار هنرمندانه بیان شده توصیه میکنم به خوندنش
    RE79EL, khanoom pasand, سارا(: و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.
    ˙·٠•● سعی نکن متفاوتـ باشی فقط خوبــ باش خوبــ بودن به اندازه ی کافی متفاوتــ هستــ ●•٠·˙

  7. #791
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۴/۰۹/۰۴
    نوشته ها
    51
    میزان امتیاز
    49
    پسند شده
    283
    پسند کرده
    680
    بازم سلام دوستان
    کتاب رمانی که تازگیا خوندم "بامدادخمار" اثر فتانه حاج*سیدجوادی که دوسش داشتم که ماجرای عاشق شدن دختری به نام محبوبه هستش .
    کتاب"شب سراب" رو خوندم که از زبان رحیم( شوهر محبوبه) گفته شده ولی بنظرم جالب نبود
    .

    فعلا هم در حال خوندن رمان عاشقانه مذهبی "آیه های جنون" از پیج اینستا لیلی سلطانی هستم و پیشنهاد میکنم اگه اینستا دارین حتما این رمان بخونید بینهایت جذابه ( در چند کانال تلگرامی هم منتشر شده). کلا این رمان از دو فاز تشکیل شده. فاز اولش مربوط میشه به قصه ش عاشقانه آیه (شخصیت اصلی داستان) و هادی که به سرانجام نمیرسه و هادی شهید مدافع حرم میشه، فاز دومش درمورد ماجرای عاشقانه آیه و روزبه هستش
    khanoom pasand و مامان غزل این نوشته را پسندیده.

  8. #792
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان غزل آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۰/۱۴
    نوشته ها
    7,139
    نوشته های وبلاگ
    4
    میزان امتیاز
    1379
    پسند شده
    59942
    پسند کرده
    66565

    ویترین مدال ها

    #کتاب*#مردی_به_نام_اوه اثر فردریک بکمن، اولین #رمان نویسنده سوئدی که توانست در سال ۲۰۱۳ عنوان «موفق* ترین» نویسنده سوئد را از آن خود کند که این کتاب به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده است.

    روی جلد کتاب جمله ای از مجله آلمانی اشپیگل آمده است:
    «کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.» ������

    ماجرای*رمان در مورد مردی نام*اُوِه*است که همسرش*سونیا*را از دست داده است. رابطه اوه و سونیا بسیار خاص و بی نظیر بود به طوری که در قسمتی از کتاب آمده است:

    اگر کسی ازش می پرسید زندگی اش قبلا چگونه بوده، پاسخ می داد تا قبل از این که زنش پا به زندگی اش بگذارد اصلا زندگی نمی کرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمی کند...
    ���������������� ���������������� ��������
    راستشو بخواین من اول که شروع به خوندن کتاب کردم اوایل منو جذب نکرد یه طورایی برام نامفهوم بود باهاش اخت نمیشدم .اما هرچقدر جلوتر میرفتم قشنگتر میشد و تا دیروز که تمومش کردم الان حس میکنم یه چیزی یادم رفته .در حال حاضر کتابی ندارم ������ اگه کتاب خوبی پیشنهاد بدید استقبال میکنم



    - - - Updated - - -

    و این کتاب


    این #رمان رو دو روزه خوندم بس که قشنگ بود.#کتاب_خوب و جذابی بود. بعضی جاهاش بغض کردم،اشک ریختم....
    و به شما هم #پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش.
    و ممنون از @behjatpadyar بهجت خانم عزیزم که اول این #کتاب رو معرفی کرده بودن
    بیشترین چیزی منو ترغیب به تهیه و #خوندن این کتاب کرد#جنوبی بودنش بود

    #رمان_هرس از #نسیم_مرعشی
    در قسمتی از این رمان می خوانیم:

    صبح رسول مادرش را کنار کشید و گفت بروند، دخترها را هم با خودشان ببرند. رسول می خواست روزهای سه تایی بودن شان با شرهان را برای نوال بسازد. می خواست نبودنش در این سه ماه را جبران کند. می خواست از اول زندگی کنند. مثل همان روزهای شیرینی که شرهان دنیا آمده بود. می خواست زنش نوالِ همان روزها بشود. می خواست زندگی یادش بیاید. ام رسول گفت «پَه فکر کردی تنهایی از پس بچه شیرخشکی برمی آی؟» نوال شنید و رسول اشک هایش را دید که روی صورتش برق زد. رسول گفت «برمی آم یومّا. نشد می گمت برگردی. تو هم خسته شدی خو. یه دو روز برو.» ام رسول گفت «خودت می دونی یوما.» و رفت به آشپزخانه که برای چند وعده شان غذا بگذارند. رسول رفت سراغ جمع کردن ساک دخترها. اَمَل نحس بود. نمی خواست برود. گفت «مدرسه دارم. مدرسه هم نرم برا ئی پسرت؟» از روز قبل که رسول برگشته بود امل به او روی خوش نشان نداده بود. توی اتاقش مانده بود و بیرون نیامده بود و به ام رسول هم کمک نکرده بود. گوشواره اش را با تشر گوشش انداخته بود. رسول زد پس سرش.
    ویرایش توسط مامان غزل : ۱۳۹۶/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۰:۴۹ بعد از ظهر
    (ziba) و khanoom pasand این نوشته را پسندیده.
    امام علی علیه السّلام فرمودند:
    اَلسُّكُوتُ عَلَى الأحمَقِ أفضَلُ جَوابِهِ
    _
    برای دیدن کلیپهای آموزشی کاردستیهام به اینستگرامم سر بزنید

  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما