نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree7Likes
  • 3 Post By fingil 0 shishi
  • 2 Post By fateme_f
  • 2 Post By fingil 0 shishi

موضوع: كودك و تلوزيون

نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6
  1. #1
    مدیر بازنشسته

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    نوشته ها
    449
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    134
    پسند کرده
    0

    كودك و تلوزيون

    «تلويزيون مى تواند آموزش دهد، راهنمايى كند، حتى الهام ببخشد اما دامنه تأثيرات تلويزيون تا جايى است كه افراد خودشان آن را انتخاب مى كنند؛ وگرنه تلويزيون چيزى جز سيم و نور درون يك جعبه نيست.»
    مقاله اى كه در مورد اثرگذارى تلويزيون روى كودكان، در سايت معتبر Cybercollege.com آمده، با اين نقل قول از «ادوارد آر. مورو» آغاز شده است. در ادامه اين مقاله آمده است:
    «منتقدان، تلويزيون را به هر بهانه اى، از اثر چاق كنندگى روى كودكان گرفته تا بالا رفتن ميزان خشونت و آمار قتل، به باد انتقاد مى گيرند. هر چند انتقاد از تلويزيون آسان است و بيشتر انتقادها هم موجه به نظر مى رسد، با اين همه بايد در نظر داشت كه تلويزيون، از بسيارى جنبه ها، فوايد زيادى دارد.»
    به نظر مى رسد «آموزش» نخستين فايده اى است كه در پاسخ به منتقدان تلويزيون، مورد اشاره قرار مى گيرد.
    «تلويزيون، پنجره اى به سوى دنيا، براى كسب اخبار و اطلاعات است ... وقتى بحث انعكاس وقايع پيش مى آيد، تلويزيون در مقايسه با روزنامه ها، ممكن است سطحى به نظر برسد. با اين حال، تصاوير خوب به اندازه هزار كلمه ارزش دارند. تصاوير مى توانند بسيارى از مسائل را فراتر از آمار و ارقام، منتقل كنند.»
    اين نكته كه «تصاوير خوب به اندازه هزار كلمه ارزش دارند» مبناى استفاده از تلويزيون به عنوان يك رسانه آموزشى است. شرام و همكاران نيز بر اين نكته تأكيد مى كنند كه:
    «بيشتر كودكان اعتقاد دارند كه از تلويزيون، چيزى ياد مى گيرند ... آنها برخى جزئيات مربوط به آداب و رسوم را فرامى گيرند... بعضى از آنها مى گويند كه با تماشاى قهرمانان ورزش، چيزهاى زيادى ياد مى گيرند (مثل نحوه چرخاندن راكت).»
    تلويزيون برترى هاى زيادى نسبت به ساير رسانه ها دارد كه اين برترى ها، خصوصيات مثبتى براى ارائه اطلاعات، به حساب مى آيد. سرعت بالاتر انتقال اطلاعات، ارائه همه اطلاعات ممكن و جذب آسانتر اطلاعات، گستردگى محيط وفضاى مخاطبان به خاطر فراگيرى تلويزيون و امتيازهاى خاص يك رسانه صوتى ـ تصويرى، خصوصياتى است كه به نظر شرام و همكاران، تلويزيون را به رسانه برتر در راه آموزش، تبديل كرده است.

    يادگيرى اتفاقى از تلويزيون
    هر چند تلويزيون، رسانه اثرگذارى در زمينه آموزش است اما مسلماً كودكان براى كسب اطلاعات مفيد، يا به مدرسه مى روند و يا به رسانه هاى چاپى مراجعه مى كنند. به گفته شرام و همكاران، فكر مراجعه آگاهانه به تلويزيون براى كسب اطلاعات، رفتارى نسبتاً غيرمعمول است كه ديرآموخته مى شود و به احتمال زياد، به درصد كمى از كودكان، منحصر مى شود. به همين دليل، يادگيرى از تلويزيون اتفاقى است؛ يعنى نوعى يادگيرى كه هنگام تماشاى تلويزيون با هدف سرگرم شدن صورت مى گيرد.
    رواشناسان براين عقيده اند كه بيشتر يادگيرى كودك از تلويزيون در سنين پايين، بايد يادگيرى اتفاقى باشد. شرام و همكاران با تأييد اين نكته اضافه مى كنند:
    «يادگيرى اتفاقى كودك بستگى دارد به استعداد يادگيرى او، نيازهاى كودك در آن لحظه و آنچه او به آن توجه مى كند. توانايى يادگيرى، اغلب بستگى به هوش دارد و درواقع يكى از راه هاى سنجش هوش به شمار مى رود. كودكان با هوش از تلويزيون بيشتر ياد مى گيرند. اگر مطلب يا رفتارى براى كودك تازگى داشته باشد، احتمال يادگيرى و توجه او به آن بيشتر خواهد بود.
    هر چه كودك با تلويزيون آشناتر شود، دسته بندى مطالب را بيشتر ياد مى گيرد. او مطالب آشنا را به موقع تشخيص مى دهد و الگويى از انتظارات براى خود به وجود مى آورد كه او را از توجه بيش ازاندازه به مطالب آشنا بازمى دارد. اما مطالب جديد را اگر زياد ناآشنا و نامربوط نباشد، براى ذخيره در حافظه برمى گزيند.»
    اينجاست كه شرام و همكاران، «اصل آشنايى» را مطرح مى كنند.
    براساس اين اصل، بايد انتظارداشت كه بيشترين يادگيرى از تلويزيون، در سالهاى اوليه استفاده كودك از اين وسيله صورت گيرد. كودك در سنين ۳ تا ،۸ لوح ضمير نسبتاً پاكى دارد و هر تجربه اى، به خاطر تازگى در ذهن او، جذب و ثبت مى شود. در سنين پايين كودكى، برنامه هاى تلويزيون خيلى واقعى به نظرمى رسند.
    به اعتقاد محققان، تأثير محتواى رسانه ها هنگامى بر كودكان بيشتر است كه واقعى بودن محتوا را باور داشته باشند.
    به همين دليل تأثير تلويزيون ازنظر باورپذيرى، در سنين پايين بيشتر است. كودكان وقتى بزرگتر مى شوند، به تدريج به محتواى رسانه ها، به عنوان نمايش، داستان يا تصوير نگاه مى كنند و به اين ترتيب، فاصله خود را با اين تجربه ها بيشتر مى كنند. بتدريج در آنها حالتى به وجود مى آيد كه راكميك و ديسينجر آن را «ناديده انگارى بزرگسالان» نام گذاشته اند كه به معناى عادت نگاه كردن به فيلمهاى سينمايى و برنامه هاى تلويزيونى به عنوان يك هنر است و نه زندگى واقعى.
    عامل ديگرى كه بر ميزان يادگيرى اتفاقى از تلويزيون تأثيرمى گذارد، ميزان همانند سازى با شخصيتهاى تلويزيونى است كه درميان كودكان كم سن و سال، رايج تر است. براى كودك، يادگيرى و به خاطر سپردن رفتارهايى آسانتر است كه او آنها را به طور خيالى، با همانندسازى با هنرپيشه، تجربه كرده باشد.

    رفتار يادگيرى
    «رفتار يادگيرى» بحثى است كه در سالهاى اخير، توجه خاص دانشمندان و محققان علوم انسانى را به خود جلب كرده و مطالعات ارزشمند زيادى در اين زمينه صورت گرفته است. هرچند بحث تفصيلى در مورد رفتار يادگيرى، بيشتر به شاخه روان شناسى و كتابهاى تخصصى آن مربوط مى شود، در اينجا به ذكر اصولى مى پردازم كه به برنامه سازان كودك، در طرح و تنظيم تجربيات آموزشى مرتبط با برنامه هاى كودك، كمك مى كند.

    على اكبر شعارى نژاد در اين باره مى نويسد:
    «يادگيرى، رفتارى است معلول: يعنى تا محرك (عامل خارجى) يا انگيزه اى (عامل درونى) نباشد، انسان به يادگيرى نمى پردازد. پس آموزش وقتى موفق خواهدشد كه موضوع آن به نيازهاى كودكان مربوط باشد.
    - يادگيرى از جست وجوى هدف، نتيجه مى شود.
    - فرد به صورت واحد و كل، واكنش نشان مى دهد: يعنى انسان از تن و روان مستقل ازهم و گاهى مخالف هم تركيب نيافته تا به دو گونه تربيت بدنى و روانى نيازداشته باشد، بلكه او كلى است واحد و هرعامل خارجى دركل وجود او اثرمى گذارد.
    - يادگيرى عملاً حل مسأله است.
    - يادگيرى مستلزم فعاليت شخصى است.
    - يادگيرى بدون تأثير متقابل بين يادگيرنده و مجموع محيط، انجام نمى گيرد: يادگيرى سودمند به وجود محيط مساعد يعنى محيط واجدشرايط و عوامل محرك يادگيرى نيازدارد.
    - آمادگى، عامل اساسى و پايه يادگيرى است.
    - يك تجربه ممكن است از يادگيرى هاى متعدد به دست آيد و شامل ارزشها و گرايشها و ديدگاههاى مختلف باشد.
    - يادگيرى وقتى به آسانى و سرعت انجام مى گيرد كه موضوع آن براى يادگيرنده معنادار باشد.
    - تجارب نتيجه بخش و موفقيت آميز، يادگيرى را بالامى برد.
    - پذيرش يادگيرنده، او را در يادگيرى پاسخهاى مناسب يارى مى كند.»

    اصول يادگيرى
    به نظرمى رسد اصول يادگيرى كه توسط «على اكبر شعارى نژاد» مطرح شده، ملهم است از اصول كلى يادگيرى كه گفته مى شود بايد در طراحى برنامه درسى موردتوجه قرارگيرد:

    - اصل اول يادگيرى: ايجاد انگيزه در فراگيران براى يادگيرى
    - اصل دوم يادگيرى: يادگيرى فرآيندى «فعال» است، نه انفعالى (مشاركت فعال يادگيرندگان)
    - اصل سوم يادگيرى: راهنمايى و بازخورد فراگير
    - اصل چهارم يادگيرى: تهيه مواد آموزشى مناسب
    - اصل پنجم يادگيرى: دادن فرصت تمرين به يادگيرندگان حين آموزش
    - اصل ششم يادگيرى: تنوع روشهاى آموزشى
    - اصل هفتم يادگيرى: تشويق و تقويت رفتار صحيح يادگيرندگان
    - اصل هشتم يادگيرى: تفهيم استانداردها و عملكرد مربى به فراگيران
    - اصل نهم يادگيرى: انواع رده هاى يادگيرى، دانش و توانايى هاى فكرى، تحرك فيزيكى و مهارت هاى حركتى، احساسات و نگرشها

    كاربرد اصول يادگيرى
    اين اصول هر چند مربوط به حيطه تدريس و فراگيرى در كلاس هاى درس است، با اين همه چون براساس پاره اى ملاحظات روان شناسانه شكل گرفته و هدف نهايى آن، جذب مخاطب و افزايش ميزان فراگيرى است، مى تواند در توليد برنامه هاى تلويزيونى براى كودكان، مورد نظر سازندگان برنامه هاى كودك قرار گيرد.

    با استفاده از اين اصول، سازندگان برنامه هاى كودك و بخصوص جنگ هاى تلويزيونى كه جنبه آموزشى دارند، بايد بدانند كه با چه ترفندهايى:

    ۱- در كودكان مخاطب ايجاد انگيزه براى ديدن و پيگيرى برنامه و در نتيجه يادگيرى كنند.
    ۲- چگونه برنامه كودك را از ارتباط يك سويه (به شكل تلويزيون __ كودك) بيرون آوردند و امكان دوطرفه كردن اين ارتباط را به شكل تلويزيون __ كودك) فراهم كنند تاكودك در روند يادگيرى، يك مخاطب فعال باشد.
    ۳- چگونه از امكانات مختلف تصويرى- صوتى به عنوان مواد آموزشى مناسب بهره جويند.
    ۴- چگونه كودك مخاطب را به تفكر و تمرين در محتواى ارائه شده رهنمون شوند.
    ۵- چگونه مواد و امكانات ممكن يك برنامه (مجرى، عروسك، نمايش هاى كوتاه، شعر و موسيقى و...) را به عنوان شيوه هاى متنوع آموزش تلويزيونى، در ارائه محتواى مورد نظر به كار گيرند.
    ۵ هدف ذكر شده، حداقل اهدافى است كه مى توان از دل ۹ اصل يادگيرى بيرون كشيد و آن را در ساخت برنامه هاى تلويزيونى كودكان، بخصوص جنگ هاى تلويزيونى كه جنبه آموزشى دارند، به كار گرفت.

    در ادامه، پاسخ هاى مناسب براى هر يك از سؤالات مطرح شده، به فرارخور موضوع، ارائه خواهدشد.
    از آنجا كه بحث «تلويزيون آموزشى» ارتباط مستقيم با موضوع يادگيرى از تلويزيون دارد، بجاست كه اشاره مختصرى به اين مبحث نيز داشته باشم.

    تلويزيون آموزشى
    تلويزيون آموزشى به معناى واقعى آن، در كشور ما سابقه طولانى ندارد. در كشورى مثل آمريكا كه سابقه زيادى در تلويزيون آموزشى دارد، به تلويزيونى اطلاق مى شود كه برنامه هايى چون:
    «- فيلم هاى وسترن، جنايى و كمدى وضع خانوادگى ندارد و از انواع مختلف برنامه هاى تخيلى هم تقريباً چيزى پخش نمى كند. اين تلويزيون ها به جاى موسيقى مورد پسند عامه، آهنگ هاى كلاسيك، به جاى رقص مورد پسند، رقص هاى باله و محلى و به جاى گزارش خبرى، بحث هاى خبرى پخش مى كنند كه پخش آنها از تلويزيون هاى تجارى بسيار نامحتمل است. تلويزيون آموزشى درس هاى ويژه اى براى مطالعه در منزل پخش مى كنند و در مورد كتاب، هنر، افكار و انديشه ها، تاريخ، علوم و مسائل اجتماعى، بحث هاى متفكرانه اى ارائه مى كند. برنامه هاى كودكان در تلويزيون آموزشى بدون خشونت و با حداقل كمدى هاى رايج است. يعنى با تلويزيونى كه به آن عادت كرده ايم، فرق دارد.
    تلويزيون در كشورهاى پيشرفته تلاش كرده به دو صورت، به عنوان منبع آموزش مستقيم، با هدف هاى مشخص و از طريق برنامه هاى واقعى و جدى به ارائه خدمات بپردازد.
    يكى از اين فعاليت ها، تلويزيون آموزشى مورد استفاده در كلاس و ديگرى تلويزيون آموزشى غيرتجارى مورد استفاده در منازل است. شرام و همكاران، در يك بررسى بين تلويزيون هاى آموزشى و تجارى به اين نتيجه رسيدند كه شبكه آموزشى، از نظر برنامه هاى حاوى تخيل خلاق براى كودكان خردسال و برنامه هاى واقعى براى نوجوانان متفكرتر و تواناتر و بزرگسالان قوى است.
    «- شبكه هاى تجارى، كارتون هاى بزن و بكوب را براى كودكان خردسال و بيشتر برنامه هاى خيال پردازانه (اعم از وسترن، جنايى، پليسى، فيلم هاى قديمى و كمدى هاى وضعيت يا موقعيت) همراه با معدودى برنامه هاى واقعى اما با كيفيت بالا براى همه، به جز كودكان خردسال ارائه مى كردند. ايستگاه هاى تجارى، مهيج، احساساتى، خشن و كمتر روشنفكرانه بودند. از سوى ديگر، ايستگاه آموزشى متفكرانه و از نظر زيبايى شناسى حساس بود، اصلاً خشن نبود اما در مقايسه، كمى كسل كننده بود.»
    زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز

  2. #2
    مدیر بازنشسته

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    نوشته ها
    449
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    134
    پسند کرده
    0

    Re: كودك و تلوزيون

    كودك و جعبه جادو
    بسياري از والدين تلويزيون، بازي*هاي رايانه*اي، فيلم*هاي كارتوني و ... را هيولاهايي وحشتناك تصور مي*كنند و معتقدند كودك بايد تا حد امكان از نزديك شدن به اين رسانه و برنامه*ها دور بماند.
    اما به عقيده روان*شناسان، اولاً* دور نگه داشتن و منع فرد از دستيابي به چيزي او را به*سوي دستيابي به آن حريص*تر مي*كند و درثاني، با انتخاب درست مي*توان از طريق همين برنامه*ها، بسياري از مهارت*ها به*ويژه مهارت*هاي كلامي- شنيداري را در كودك تقويت كرد.
    آن*چه در پي مي*خوانيم نگاهي است به تأثير تماشاي تلويزيون بر كودكان از سن نوزادي تا 6 سالگي. اين پژوهش به همكاري پژوهشگران مركز بهداشت عمومي سياتل و آكادمي علوم* و روان*شناسي كودك انجام شده است.
    ***
    روان*شناسان معتقدند سه سال نخست زندگي كودك حساس*ترين سالهاي زندگي او بوده و كودك از جهت جسمي، ذهني و روحي و حتي رفتارهاي اجتماعي به*شدت تأثير*پذير بوده و بسياري از آموزه*ها را در همين دوران مي*آموزد.
    در طي اين 3 سال، ذهن كودك به*شدت متمركز برقراري ارتباط با اجتماع بوده و سعي مي*كند مهارت*ها را هرچه سريع*تر بياموزد و آموخته*ها را در ذهن خود جايگزين و هماهنگ كند.
    پژوهش*هاي انجام شده روي عملكرد مغز نشان مي*دهد تماشاي تلويزيون، فيلم و كارتون و ... به*شدت روي ذهن كودك تأثير*گذار است؛ چرا كه كودك بسياري از رفتارها را از اين رسانه*ها مي*آموزد.
    در واقع برخلاف تصور بسياري كه سن آموزش و فراگيري كودك را از 3 سالگي به بعد مي*دانند، كودك از بدو تولد تا 3 سالگي اصلي*ترين دوره آموزش ذهني، جسمي، اجتماعي و روحي- رواني را گذرانده و در حدود 95 درصد از شخصيت او، در همين دوره سه ساله شكل مي*گيرد و پس از سه سالگي تا پايان عمر رفتارها و در حقيقت شخصيت او تكميل و تعديل مي*شود.
    از اين رو روان*شناسان كودك تأكيد ويژه*اي بر آموزش كودكان از بدو تولد تا سه سالگي دارند.
    كودك و رسانه
    آموزش*هاي ارائه شده از طريق رسانه*ها و به*طور خاص تلويزيون، بازي*هاي كامپيوتري، فيلم و كارتون و ... به*شدت بر روي كودكان تأثيرگذار است؛ اما شكل اين تأثير در سنين مختلف گوناگون است.
    تأثير تماشاي تلويزيون در نوزادان، تأثيري پس*زمينه*اي است؛ به اين معني كه پايين بودن سن كودك باعث مي*شود تا او در مقابل آن*چه مي*آموزد، واكنشي سريع و آني نداشته و آن را در پس*زمينه ذهن خود بنشاند و سال*ها بعد آن را بروز دهد.
    پژوهشگران «آكادمي علوم و روان*شناسي كودك» معتقدند نوزاد به دليل سن بسيار كم خود نمي*تواند واكنش آني به آن*چه مي*بيند يا مي*شنود، داشته باشد و نهايت واكنش او، خنده يا گريه در مقابل برخي صحنه*هاي شاد يا ترسناك است كه اين واكنش*ها نيز ناشي از تأثير صداي اين صحنه*ها است: چرا كه كودك در اين سن توان تفكيك بصري تصاوير را ندارد.
    از طرفي نوزاد قادر به تفكيك كيفيت برنامه*هايي كه مي*بيند، نيست؛ *اما به*راحتي مي*تواند از طريق شنيدن، احساس*ها را دريافت كرده و از اين طريق نكاتي را به ذهن بسپارد. توجه كنيد به گريه كودك زماني كه صداي مشاجره والدين خود را مي*شنود و يا واكنش او به صداي وحشتناك و غيرمنتظره*اي كه مي*شنود.
    از اين رو تماشاي برنامه*هاي تلويزيون و يا برنامه*هايي از اين دست، به*شدت بر رفتار كودكان
    حتي از دوران نوزادي تأثيرگذار است.
    پس از دوره نوزادي؛ يعني از حدود يك سالگي به بعد كودك ديدن و شنيدن، به*ويژه ديدن برنامه*هاي تلويزيون، ويدئو، سينما و ... را درك مي*كند و «ديدن» به مهارتي نو براي او تبديل مي*شود و اوج اين درك و دانايي هنگام تكميل مهارت صحبت كردن است؛ چرا كه كودك آن*چه را كه ديده يا شنيده، به زبان آورده و سعي مي*كند آن*چه را كه نفهميده، با پرسيدن، فهميده و به ذهن بسپارد؛ اگرچه تماشاي برنامه*هاي تلويزيون يا هر رسانه ديگري تأثير به*سزايي در رشد ذهني كودك داشته و او با ديدن اين برنامه*ها بسياري نكات و مهارتها را مي*آموزد؛
    اما بايد به دو نكته توجه كرد، نخست اين*كه كودك بايد تنها برنامه*هاي ويژه سن خود را تماشا كند و دوم اين*كه كودك تا سن سه سالگي نياز دارد تا همراه با آموزش مهارت*هاي كلامي- شنيداري، رشد جسمي مناسبي نيز داشته باشد؛ كه بي*ترديد اختلال در آموزش*هاي ذهني- فكري و يا جسمي، مي*تواند او را به فردي با شخصيتي يك*بعدي و نامتعادل تبديل كند. بنابراين اين چند نكته را به خاطر بسپاريم:
    - نوزاد نياز دارد تا با تحرك و بازي، مهارت*هاي حركتي را بياموزد؛ كه تماشاي بيش از حد تلويزيون، تحرك را از او گرفته و فراگيري بسياري از مهارت*ها را به تعويق مي*اندازد.
    - كودك در فاصله يك تا سه سالگي، با بازي با همسالان بخش عمده*اي از مهارت*هاي اجتماعي را مي*آموزد كه عدم حضور او در جمع باعث مي*شود تا كودك اين مهارت را نياموخته و به فردي «درون*گرا» تبديل شود.
    - فراگيري رفع مشكلات شخصي، مهارتي است كه كودك تنها با حضور در اجتماع و ارتباط با همسالان مي*آموزد. بنابراين دور ماندن او از اجتماع همسالان و حتي بزرگسالان؛ او را به فردي ناتوان، خجالتي، ترسو و گريزان از اجتماع تبديل مي*كند.
    روان*شناسان اعتياد كودكان به تماشاي تلويزيون و برنامه*هايي از اين دست را زمينه*ساز فقر اجتماعي كودكان دانسته و معتقدند اعتياد كودكان به برنامه*هاي تلويزيوني و ... آنها را از اجتماع دور مي*كند كه به دنبال اين محروميت، بعد اجتماعي، احساسي و فرهنگي كودك رشد نيافته و او به فردي گوشه*گير، ناتوان، ناتوان در برقراري ارتباط با ديگران، محروم از دوست، ناتوان در فراگيري رفتارها و مهارت*هاي اجتماعي و ... تبديل مي*شود.
    در حقيقت كودك با حضور در جمع همسالان و بازي و تفريح، حس اعتماد به نفس، مراقبت از خود؛ رهبري رفتارهاي خويشتن؛ خويشتن*داري؛ مهارت* حل مشكلات شخصي؛ تعامل با ديگران؛ احترام به رأي و نظر ديگران؛ مطرح كردن نيازهاي شخصي و عقايد فردي و ... را فراگرفته و به درك بهتري از خود و اجتماع اطرافش دست مي*يابد.
    ضرورت پرورش همسان حواس پنج*گانه در نوزادان و كودكان نكته ديگري است كه بايد به دقت براي آن برنامه*ريزي كرد. اگرچه كودك با شنيدن و ديدن برنامه*هاي تلويزيوني و برنامه*هايي مانند آن، مهارت شنيداري- ديداري خود را تقويت مي*كند؛ اما تقويت همسان همه اين حس*ها نيازمند برنامه*ريزي است: برنامه*اي كه در آن به پرورش نيازهاي جسمي و روحي كودك، به*صورت متعادل توجه شده باشد.
    رسانه، والدين، كودك
    به عقيده روان*شناسان، تلويزيون زماني مي*تواند تأثير مثبت بر رفتار كودك داشته باشد كه اولاً* والدين همواره در كنار كودك باشند و آنچه را كه كودك نمي*داند يا نمي*فهمد برايش شرح دهند و درثاني تماشاي تلويزيون محدوديتي براي انجام فعاليت*هاي جسمي ايجاد نكند.
    از اين رو مي*توان گفت تماشاي تلويزيون و برنامه*هايي از اين دست زماني مي*تواند مفيد باشد كه ما اين نكات را به خاطر بسپاريم؛
    * برنامه*ها را انتخاب كنيم و به او اجازه بدهيم فقط برنامه*هاي مناسب سن*اش را تماشا كند. اين مسأله نه*تنها بايد براي ديدن برنامه*هاي تلويزيون كه براي فيلم*هاي ويدئو و ... نيز مدنظر قرار بگيرد. اين نكته براي كودكان يك تا 3 سال بسيار مهم است.
    * كودكان تا 6 سال نمي*توانند واقعيت و رؤيا را از يكديگر تميز دهند. بنابراين طوري برنامه*ريزي كنيد كه در حين تماشاي تلويزيون در كنارشان باشيد تا اين قبيل مسائل را برايشان شرح بدهيد.
    ناآگاهي درباره برخي نكات- مانند ناتواني در تشخيص مرز بين رؤيا و واقعيت- باعث بروز رفتارهاي نادرستي چون دروغگويي مي*شود؛ به*طور مثال با توضيح كافي مي*توان خلاقيت كودك در داستان*سرايي را به سمت و سويي صحيح سوق داد و او را به*جاي آن*كه به فردي دروغگو تبديل شود؛ به نويسنده*اي ماهر تبديل كرد.
    * به هيچ وجه نگذاريم كودكان برنامه*هاي خشن را تماشا كنند. پژوهش*ها نشان مي*دهد، تماشاي اين قبيل برنامه*ها و يا بازي با وسايل بازي و يا بازي*هاي رايانه*اي خشن آنها را به*سوي خشونت، لذت بردن از رفتارهاي خشن و در نهايت بروز رفتارهاي خشن سوق مي*دهد.
    عصبانيت به*ويژه رفتارهاي عصبي ناگهاني، مقدمه بروز خشونت و تأثير بارز تماشاي برنامه*هاي نامناسب است.
    * برنامه*هاي آموزشي كه به*طور غيرمستقيم مهارت*هايي را آموزش مي*دهند، بهترين گزينه* هستند. سعي كنيم كودكان را به*طور غيرمستقيم به ديدن اين برنامه*ها تشويق كنيم. بهترين شيوه استقبال ما از تماشاي اين برنامه*ها است.
    * تماشاي برنامه*هاي ويژه بزرگسالان را براي آنها به*شدت منع كنيم. ناتواني در تفكيك رفتارهاي درست و نادرست شخصيت*ها، آنها را گيج و سردرگم مي*كند. نكته حائز اهميت اين*كه اغلب كودكان به دليل آن*كه رفتار شخصيت*هاي منفي داستان (اعم از داستان*هاي طنز يا جدي) برايشان جلب نظر مي*كند، دقيقاً* از همان رفتارهاي نادرست الگوبرداري كرده و آنها را تكرار مي*كنند. بنابراين منع تماشاي برنامه*هاي ويژه بزرگسالان با روشي منطقي و درست فراموش نكنيم.
    * تماشاي برنامه مورد علاقه يا بازي رايانه*اي مورد علاقه كودك نبايد به وسيله*اي براي تشويق يا تنبيه او تبديل شود. لج*بازي و عصبانيت واكنش او به منع ديدن و شرطي شدن واكنش او به آزادي ديدن برنامه مورد علاقه*اش است.
    * تعادلي ميان بازي و تفريح و تماشاي تلويزيون برقرار كنيم.
    * اگر كودك به تماشاي برنامه*اي كه از نظر ما مناسب نيست، علاقه*مند است، به*جاي دعوا و جنجال دليل ممنوعيت را به دقت براي او شرح دهيم. اگر قانع نشد، كنار او بنشينيم و نكات منفي برنامه را با روشي درست براي او توضيح بدهيم. مثلاً* رفتار نادرست يكي از شخصيت*هاي داستان را از ابتدا تا انتهاي برنامه، با شيوه*اي منطقي به او گوشزد كنيم.
    * تلويزيون، بازي*هاي رايانه*اي و ... موجوداتي خطرناك نيستند كه كودك را همواره از آنها دور كنيم؛ چرا كه بسياري از برنامه*هاي ويژه كودكان، با هدف آموزش صحيح تهيه و ارائه مي*شوند، از اين رو مهم نقش رهبري والدين است كه بايد فرزندشان را به*درستي هدايت كنند.

    مترجم مهتاب صفرزاده خسروشاهي
    زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۲۵
    نوشته ها
    454
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    237
    پسند کرده
    8

    Re: كودك و تلوزيون

    بن تن خوب است یا نه؟

    دكتر كتايون خوشابي روانپزشك كودك:

    دلیل علاقه کودکان به کارتونهایی مثل بن تن و اسپایدر من و تاثیر آنها بر کودکان فیلم های انیمیشنی مثل اسپایدرمن و بن تن که بیشتر مورد علاقه پسر بچه ها هستند، معمولا با استفاده از جلوه های 3بعدی زیبا و خلاقانه تهیه میشوند و درصد جذب مخاطب را بالا می برد. به لحاظ روانشناختی انسان ها معمولا قهرمانان را دوست دارند و به گونه ای با آنها همذات پنداری ميكنند. مثال در مورد کودکان دیرجوش که محتاط و حتی ترسو هستند دیدن این انیمیشنها به کودک کمک می کند خودش را جای قهرمان اصلی داستان بگذارد و در تخیل، خود را همانند شخصیت کارتونی شجاع، نترس و فداکار بپندارد. این فیلمها ذهن خیال پرداز کودکان را به تخیل بیشتر وا می دارد و ساعاتی از روز که سرگرم تماشای آنها هستند و ساعات دیگری که با فکر این شخصیت ها روز خود را به بازی با خود یا همسالان می گذرانند، آنها را به خوبی سرگرم ميكند و احساس لذت و تفریح و خوشی را در آنها تقویت ميكند. بنابراين طبیعی است کودکان جذب این فیلمها میشوند. در مورد دختران هم فیلمهایی مثل سیندرلا، زیبای خفته، باربی ها و.... تقریبا همین نقش را برای آنها ایفا ميكند.

    این الگوپذیری از شخصیتهای فیلمهای انیمیشن گاه تاثیر مثبت وگاه منفی دارد.

    جنبه های مثبت اين فيلمها در تقویت رفتارهای مطلوب مانند مهربانی کردن به دیگران، ایثار و همدلی کردن با سایر انسان هاست. از سوي دیگر جنبه های منفی به خصوص در مورد فیلمهای خشن، تقویت رفتارهای پرخاشگرانه به ویژه در پسر بچه هاست که آنها سعی میکنند الگوی رفتاری مشاهده شده در فیلمها را در ارتباط با همسالان خود در مهدکودک یا مدرسه اجرا کنند.

    چه رفتاری باید با کودکان داشت که کمتر این فیلمها را ببينند و چه چیزهایی را میتوان جایگزین کرد؟

    با توجه به اثرات مثبت و منفی تماشای فیلمهای انیمیشنی، نقش والدین در کمک به کودک براي انتخاب درست این فیلمها بسیار مهم است. از همان ابتدای دوران کودکی بهتر است والدین سعی کنند از خرید فیلمهایی با محتوای خشن خودداری کنند و به عنوان یک قانون از آن یاد کنند.

    کودکان را میتوان از همان دوران کودکی يعني ۵/ 2 تا ۳ سالگی به بعد با قوانین موجود در خانواده آشنا كرد تا آنها یاد بگیرند در منزل آنها فیلمهای ترسناک و خشن وارد نمیشود. مدت زمان تماشای این فیلمهای کارتونی نیز بسیار مهم است. در بسیاري از خانواده ها کودکانی که به مهدکودک نمیروند ساعات زیادی از روز را صرف تماشای این فیلمها میکنند و والدين هم از این فرصت استفاده ميكنند و به کارهای منزل خود رسیدگی میکنند، اما قاعدتا در هر خانه ای بايد ساعات مشخصی را برای دیدن این فیلمها به کودکان داد و معمولا بهتر است از ساعات دیدن یک تا 2 فیلم بیشتر نباشد. کودکان بهتر است ساعات صبح را در مهد بگذرانند تا آموزشهای ویژه سنین خود را دریافت کنند و از طرف دیگر تعاملات اجتماعی آنها با گروه همسالان تقویت شود و در ساعات عصر زمان کوتاهی به تماشای این فیلمها بپردازند و در کنار آن زمانی را برای بازیهای جسمی و فکری داشته باشند. طبیعی است برای انجام بازیهای فیزیکی و فکری مشارکت والدین و سایر فرزندان با هم لذت بخشی بیشتری دارد. وقتی کودکان برنامه منظمی داشته باشند، بدیهی است به طور خود به خود زمان کمتری برای تماشای فیلم های کارتونی خواهند داشت. این مسئله از این نظر حائز اهمیت است که بسیاری از کودکان تا قبل از مدرسه به دیدن تلویزیون و انواع سیدی ها به شدت عادت میکنند و این در سنین مدرسه برای انجام تکالیف اختلال ایجاد میکند. از آنجا که ترک این امر کار مشکلی است بهتر است در منزل، تلویزیون و سایر رسانه های تصویری در ساعتهاي خاصي برای دیدن برنامه روشن شود نه اینکه از صبح تا شب روشن باشد و کودک یاد بگیرد میتواند هر برنامه ای را تماشا کند. کودکانی که طی روز برنامه های مختلفی از جمله شرکت در کلاسهای ورزشی، نقاشی، خلاقیت و..... دارند، ساعات کمتری را صرف تماشای انواع رسانه های تصویری ميكنند.
    بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fingil 0 shishi آواتار ها
    شیوا رضاوند
    عضویت: ۱۳۹۵/۰۴/۱۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    171
    میزان امتیاز
    151
    پسند شده
    1224
    پسند کرده
    1338
    به نام خدا

    با سلام

    کتاب نوزادی رو مطالعه میکنم متنی داخلش ب نظرم خوب بود گفتم تا برای خانم های گل هم

    بنویسم البته برای یادگیری خودم و یادآوری بقیه خانم های کاردان سایت

    از یک تا دو سالگی

    کودک نباید از رایانه,تلفن همراه و تلفن هایی که بدون سیم هستند,استفاده کند.

    همچنین نباید روزانه,بیش از 45 دقیقه به تلویزیون خیره شود.

    از ماه های سوم تا دوسالگی هرچه کودک کمتر به تلویزیون نگاه کند,بهتراست.

    نتایج یک پژوهش بر روی کودکان 14 ماهه نشان میدهد که تماشای تلویزیون,باعث کاهش 30 درصدی

    کندی رشد فرزندان زیر 2 سال در یادگیری زبان و فراگیری مهارت های شناختی آن ها میشود.
    باران67, مامان حدیثه و fateme_f این نوشته را پسندیده.

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fateme_f آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۱۰/۱۵
    نوشته ها
    70
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    112
    پسند کرده
    304
    سلام پسر من از صبح که بیدار میشه تا وقتی که بخواد بخوابه شبکه پویا میبینه اصلا با اسباب بازی هاش بازی نمی کنه حتی وقتی به مهمونی میریم از میزبان میخواد شبکه پویا رو براش بزاره نمیدونم چیکار کنم که کمتر تلویزیون ببینه حتی وقتی می ره کلاس از من میخواد که برنامه ها رو براش ضبط کنم
    سبزی پلو با ماهی
     
    باران67 و fingil 0 shishi این نوشته را پسندیده.
    [/url]

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fingil 0 shishi آواتار ها
    شیوا رضاوند
    عضویت: ۱۳۹۵/۰۴/۱۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    171
    میزان امتیاز
    151
    پسند شده
    1224
    پسند کرده
    1338
    به نام خدا

    سلام دوست گلم...راستش من بچه ندارم اما طبق چیزهایی که دیدم و اینکه تقریبا همه بچه ها

    پیش من بودن رو ترجیح میدن جواب میدم تا مامان های باتجربمون بیان و راهنمایی کنن:

    عزیز دلم میدونم طبق گفتتون شما ی بچه کوچیکتر هم دارید و مطمئنا خیلی کارتون سخته و

    وقتتون کمتر از خیلی ها ...

    اما دوست گلم شما حتما باید برای گل پسرتون وقت بذارید کم کم از وقت تلویزیون دیدنش

    کم کنید اون هم نه با ناراحتی بلکه با جایگزین کردن چیزهای خوب و شادی آور که خودش

    هم لذت ببره سعی کنید علاقش به کتاب خونی و بازی های مفید آموزشی رو تقویت کنید

    و چقدر بهتره که با اسباب بازی هاش که دارید میگید بازی نمیکنه خوتون هم بازیش

    بشید تا با اسباب بازی هاش هم دوست داشته باشه بازی کنه و اینکه خیلی زیاد هم

    براش نخرید که همیشه ته دلش دوست داشته باشه و براش عادی نشه و

    البته مهمتر از همه این ها وقتی که خودتون براش کنار میگذارید بخصوص الان که ی بچه کوچکتر

    از خودش تو خونتون هست من مطمئنم اون داره اذیت میشه دوست گلم بهش بیشتر توجه کنید

    و سعی کنید با گل کوچولوتون دوستش کنید و تو کاراش آروم آروم تا حدی که خدای نکرده آسیبی

    به کوچولو نرسه دخیلش کنید ...

    حالا هم که انقدر برنامه تلویزیونی دوست داره کارتون مهارت های زندگی رو که موضوعات تربیتی

    خوبی داره براش تهیه کنید تا چیزهای خوب رو یادبگیره

    سعی کنید کم کم قانونمندش کنید

    حتما حتما کتاب های خوب و مفید تهیه کنید و مطالعه کنید هم خیلی خوب روش های رفتاری,

    رو آموزش میبینیم با کتاب هم گلتون هم کم کم این رفتار رو دوست خواهد داشت..

    در نهایت هم باید بگم مشاوره های کودک خیلی خوبی خدا رو شکر ما تو کشورمون داریم

    هیچ اشکالی نداره گاهی بریم و چیزهای خوبی ازشون یادبگیریم که میتونه خیلی تو روابط مختلف

    ما تاثیر گذار باشه.

    خدا حفظتون کنه وظیفه سنگینی به دوش دارید مراقب گل هاتون باشید
    باران67 و fateme_f این نوشته را پسندیده.

  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما