نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل

موضوع: شهر کتاب

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 92
صفحه 1 از 12 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    برای شروع درود میفرستم به روح بزرگ نویسنده فرهیخته و گرانقدر "اسماعیل فصیح " که متاسفانه چند روز پیش خبر فوتش رو شنیدیدم (25 تیرماه) ، نویسنده ای که اثارش به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    بار دیگر جامعه فرهنگی ادبی ایران سوگوار عضو دیگر خود شد. اسماعیل فصیح، نویسنده، روز پنجشنبه 25 تیر در 75 سالگی در بیمارستان شرکت نفت تهران درگذشت.نویسنده ای بی حاشیه که بیش از 20 رمان پر برگ و خواندنی را با قلمی روان و شیوا به ادبیات ایران افزود. فرح عدالت همسر و شهریار فصیح پسر این نویسنده پیشکسوت با تایید این خبر، اعلام کردند: «فصیح از روز دوشنبه (15 تیرماه) مصادف با 13 رجب به دلیل مشکل عروق مغزی به بخش آی سی یو بیمارستان منتقل شد که پس از انجام سی تی اسکن و سپری کردن شش روز در این بخش، سه روز را هم در بخش عمومی بیمارستان سپری کرد اما از ساعت
    10 صبح روز گذشته، وضعیت او روبه وخامت گذاشت و ساعت دو بعدازظهر دوباره به آی سی یو منتقل شد ولی ساعت شش بعدازظهر دارفانی را وداع گفت. »
    به گفته همسر این نویسنده بنا به خواسته خود فصیح که همواره نیز بر آن تاکید داشت مراسم پرتشریفاتی برگزار نخواهد شد.
    اسماعیل فصیح در تاریخ دوم اسفند ماه سال 1313 هجری شمسی درتهران، زیر بازارچه درخونگاه، طرف های چهارراه گلوبندک به دنیا آمد. بین تمام نویسنده های ایرانی در تمام سه دهه اخیر، کمتر کسی مثل فصیح مورد اقبال خوانندگان بازار کتاب و ادبیات قرار گرفته است. فصیح در دهه 60 و کمتر از آن در دهه 70، حضور درخشانی را در عرصه رمان ایران تجربه کرد. هرچند بسیاری فصیح را در زمره نویسندگان بزرگی چون محمود دولت آبادی و سیمین دانشور به شمار نمی آورند اما او در برهوت ادبیات فارسی و در سال هایی که کمتر اثر هنری ای واقعیت جامعه ایرانی را بازمی تاباند، در ایفای این نقش سربلند بود. او در بیشتر آثارش که به نوعی به هم پیوسته بودند شخصیتی را دنبال می کرد به نام جلال آریان که شباهت زیادی با خودش داشت. تولد و زندگی در خانواده ای متوسط در درخونگاه و بزرگ شدن در یکی از پرآشوب ترین دوران تاریخ ایران در مرکز پایتخت در آثار او و البته در زندگی جلال آریان شخصیت اصلی داستان های او حضور جدی دارد. خودش در این تاثیر در جایی گفته بود: «من فرزند آخر (چهاردهم یا شانزدهم) یک کاسب چهارراه گلوبندک بودم. از 5 ، 6 سالگی «قصه خوانی» را شروع کردم. یکی از خواهرهایم کتاب کرایه می کرد. لیلی و مجنون نظامی و میشل زاواگو یا هرچه گیر می آمد. برایم بلند بلند می خواند. بعد خودم از ده، دوازده سالگی یک خواننده جبری شدم.«در آغاز تابستان سال 1335 فصیح پس از چند سال کار و تدریس و پس انداز درخونگاه، ایران را ترک می کند و از راه استانبول و پاریس به آمریکا رفت و در کالج مانتانا در شهر «بوزمن» به تحصیل ادامه داد.»
    فصیح در این شهر بود که نویسنده بزرگ معاصر آمریکا یعنی ارنست همینگوی را دید و با او صحبت کرد. صحبتی که تاثیر زیادی در شباهت آثارش به سبک ساده و روایی داشت: «یک روز همینگوی آمد، در محوطه نشست ولی تو نیامد. در همان جا روی
    چمن ها نشست و صحبت کرد و دانشجوها و اساتید هم دایره وار جلوش توی چمن... او در اواخر حرف هایش در دقایق آخری که می خواست بلند شود نفس بلندی کشید، به اطراف به صورت وداع نگاه کرد بعد باز به من که نزدیکش بودم نگاه کرد، و چون قیافه ام زیاد مانتانایی نبود، به شوخی پرسید: «شما از کجایین؟» ... من همانطور که نشسته بودم با لهجه خوب آمریکایی گفتم:
    «Iran ... Good old Persia با لبخند سرش را تکان داد و گفت: «Right» پرسید؟
    «Going back» گفتم: «I Will» بعد جمله ای گفت که هنوز توی مغزم مثل ناقوس طلسم شده زنگ می زند و در آن لحظه نفهمیدم مربوط به آینده زندگی من بود یا زندگی خودش. گفت:
    Theres hard Times in The end.
    اسماعیل فصیح پس از یک سال زندگی در واشنگتن دی سی و تراژدی عشق، ازدواج ناکام و مرگ همسر آمریکایی اش به ایران، به درخونگاه، بازگشت. پس از یک سال زندگی در تهران و شروع کار ترجمه برای موسسه انتشارات فرانکلین و شرکت ملی نفت ایران و آشنایی با عده ای از بزرگان اهل قلم آن سال ها از جمله صادق چوبک، نجف دریابندری و غلامحسین ساعدی با معرفی چوبک در تابستان سال 1342 به استخدام رسمی شرکت نفت درآمد و به اهواز رفت و در هنرستان صنعتی شرکت نفت مشغول کار شد. در همین سال های تنهایی داستان های کوتاه را شروع کرد. اولین رمان فصیح «شراب خام» در سال 1347 توسط انتشارات فرانکلین و زیر نظر نجف دریابندری و ویراستاری بهمن فرسی منتشر شد. «خاک آشنا» و «دل کور» را بعد از سفر دیگری که به آمریکا کرده بود نوشت.پس از «خاک آشنا»، فصیح مجموعه چهار داستان کوتاه تولد، عشق، عقد و مرگ را در سال 1351 چاپ کرد و مجموعه داستان های کوتاه «دیدار در هند» را دو سال بعد به دست چاپ سپرد.
    با این همه رمان ماندگار «داستان جاوید» فصیح درباره آیین زرتشت پس از شش سال پژوهش و ویراستاری موبد «رستم شهزادی» از سوی انتشارات امیرکبیر در سال 1358 چاپ شد. پس از انقلاب، فصیح رمان «لاله برافروخت» را نوشت و با شروع جنگ ایران و عراق و بسته شدن دانشکده نفت آبادان، فصیح در 47 سالگی با سمت استادیار زبان انگلیسی تخصصی بازنشسته شد. رمان «ثریا در اغما» که در سال 1362 و بعد از آن چاپ یکی از آثار مهم 30 سال اخیر است که نه تنها نام نویسنده را سر زبان ها انداخت که بارها تجدید چاپ شد. ثریا در اغما یک سال بعد از انتشار در حالی که چاپ چهارم آن در تهران بیرون آمده بود، توسط انتشارات Zed به زبان انگلیسی ترجمه شد. این کتاب که تاکنون در ایران در 55 هزار نسخه 14 بار تجدید چاپ شده؛ در زبان های آلمانی، انگلیسی و فرانسه بارها منتشر شده است. او همچنین بعد از این کتاب زمستان 66 را نوشت که شرحی از جنگ تحمیلی بود. شهباز و جغدان (1369)، فرار فروهر (1372)، باده کهن (1373)، اسیر زمان (1373)، پناه بر حافظ (1375)، کشته عشق (1376)، طشت خون (1376)، بازگشت به درخونگاه (1377)، کمدی تراژدی پارس (1377)، لاله برافروخت (1377)، نامه ای به دنیا (1379)، در انتظار (1379) و گردابی چنین حایل (1381) و تلخکام و مجموعه داستان ها: خاک آشنا (1349)، دیدار در هند (1353)، عقد و داستان های دیگر (1357)، برگزیده داستان ها (1366) و نمادهای مشوش (1369) از دیگر آثار این نویسنده فارسی زبان است.به دنبال درگذشت اسماعیل فصیح محمدرضا گودرزی داستان نویس و منتقد با بیان اینکه اسماعیل فصیح نویسنده ای خاص بود ، گفت: «فصیح همواره سعی می کرد کارش را در انزوا دنبال کند و خیلی به محافل روشنفکری ادبی توجه نداشت. کمتر به دیدگاه های نظری درباره داستان نویسی توجه می کرد و بیشتر کار خودش را انجام می داد.»
    گودرزی از «زمستان 62» اسماعیل فصیح به عنوان یکی از بهترین آثار این نویسنده یاد کرد و گفت: اسماعیل فصیح روش خاص خود را برای نوشتن داشت و کمتر نویسنده ای را مانند او داریم. در واقع در عین حالی که آثارش طیف زیادی از مخاطبان را دربرمی گرفت ویژگی های خود را در قصه نویسی داشت. امین فقیری نویسنده دیگر نیز با بیان اینکه نسلی از کتاب خوانی با خواندن کتاب های اسماعیل فصیح شکل گرفت، گفت: «من بین سال های 40 تا 50 با خواندن کتاب «شراب خام»، با اسماعیل فصیح آشنا شدم. این اثر را دارای تخیل قوی دیدم چون خود کتاب مایه های پلیسی و جنایی داشت. کتاب های فصیح نثر خیلی روان و ساده ای داشتند؛ از جمله «ثریا در اغما». هرچند در کتاب های آخرش به تکرار مضامین گذشته و همان قهرمانان می پرداخت، با این حال، او را همیشه در ذهنم نویسنده ای بالاتر از حسینقلی مستعان می دانستم؛ نویسنده ای که مثل پاورقی نویس ها می نویسد؛ اما با نثری قوی، اندیشه و فکر بیشتر.» به گفته فقیری:« فصیح کسی بود که به ادبیات ایران خدمت بزرگی کرد و قشر خاصی را به خواندن کتاب و رفتن به سمت مطالعه کتاب های سنگین تر و مهم تر وادار کرد. مستعان و فصیح برای به وجود آوردن چنین فضایی برای کتاب خوان ها بسیار راهگشا بودند. او در ادبیات ما شخصیت مثبتی بود و هر شخصی که از جامعه ادبیات می رود، درد بزرگی برای جامعه هنرمندان است.»

    برگرفته از روزنامه سرمایه

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    شراب خام (۱۳۴۷)
    دل کور (۱۳۵۱)
    داستان جاوید (۱۳۵۹)
    ثریا در اغما (۱۳۶۳) ترجمه انگلیس در لندن (۱۹۸۵)، ترجمه عربی در قاهره (۱۹۹۷)
    درد سیاوش (۱۳۶۴)
    زمستان ۶۲ (۱۳۶۶) ترجمه آلمانی (۱۹۸۸)،
    شهباز و جغدان (۱۳۶۹)
    فرار فروهر (۱۳۷۲)
    باده کهن (۱۳۷۳)
    اسیر زمان (۱۳۷۳)
    پناه بر حافظ (۱۳۷۵)
    کشته عشق (۱۳۷۶)
    طشت خون (۱۳۷۶)
    بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)
    کمدی تراژدی پارس (۱۳۷۷)
    لاله برافروخت (۱۳۷۷)
    نامه*ای به دنیا (۱۳۷۹)
    در انتظار (۱۳۷۹)
    گردابی چنین حایل (۱۳۸۱)
    تلخکام (۱۳۸۶) [۹]


    مجموعه داستانها
    خاک آشنا (۱۳۴۹)
    دیدار در هند (۱۳۵۳)
    عقد و داستان*های دیگر (۱۳۵۷)
    برگزیده داستان*ها (۱۳۶۶)
    نمادهای دشت مشوش (۱۳۶۹).



    ترجمه ها
    وضعیت آخر
    بازی*ها؛ روانشناسی روابط انسانی اثر اریک برن
    ماندن در وضعیت آخر
    استادان داستان
    رستم*نامه
    خودشناسی به روش یونگ
    تحلیل رفتار متقابل در روان*درمانی
    شکسپیر «زندگی/خلاصه کل اثار/هملت»
    خواهر کوچیکه اثر ریموند چندلر


    برگرفته از http://fa.wikipedia.org/

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    0
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    سلام

    یگانه جان اگه با کتابهای بزرگ علوی شروع کردید
    من این کتابها از ایشان خوندم
    1-چمدان - 2- نامه ها -3-دیو دیو -4-ورق پاره های زندان

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    خاتون عزیز یک درخواست داشتم

    ما یک کلوپ در نی نی سایت داشتیم با نام شهر کتاب که همون طور که در اول این کلوپ هم گفتم به صورت دوره ای در مورد یک نویسنده ،زندگینامه و آثار ونقدهایی که در مورد او نوشته شده بود صحبت میکردیم ،من در شهر کتاب نی نی سایت با نویسنده هایی آشنا شدم که خوندن آثارشون برام بسیار مفید بود ، میخواستم خواهش کنم که یک موضوع دیگه به نام معرفی کتاب باز کنید و اجازه بدید شهر کتاب به همون روش قبل به کارش ادامه بده ، حالا اگر دوستان کتابهایی رو دوست دارند معرفی کنند این حق براشون محفوظ هست که با عنوان کتابی که علاقمند هستن یک موضوع رو باز کنن و اونجا ازش بنویسند .متشکرم

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۲۰
    محل سکونت
    اخترک ب612
    نوشته ها
    217
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    16
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    واااااااااااااااااااااااا اااااااااااااااااااای

    یگانه و قاصدک عزیز
    چرا اینجا رو به من معرفی نکردییییییییییییییییییییی ییییییییییین ؟؟؟؟ :D
    به هر حال خیلی خوشحالم که شهر کتاب از بین نرفته ... من هم موافقم که به شیوه قبل اینجا اداره شه راستش برای خود من که خیلی مفید بود نمیدونم برای شما هم خوب بود یا نه !
    از خاتون عزیز هم درخواست میکنم تایپیک دیگری تحت عنوان معرفی کتاب ایجاد کنه و اجازه بده شهر کتاب , شهر کتاب باقی بمونه.
    منتظر جواب هستم.
    گاهی دلم چقدر خنده میخواهد...

  7. #7
    مدیر بازنشسته

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    372
    میزان امتیاز
    6
    پسند شده
    289
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    چشم عزیزان...امر شما مطاع...من یه مبحث بازکردم و مطالب دوستانی که به معرفی کتاب در این قسمت پرداخته بودند به اون مبحث منتقل کردم...
    از دوستان میخوام از این به بعد معرفی کتاب رو در مبحث " کتابهایی که خوانده ام " دنبال کنند..
    هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قامتم شود...

    www.khatoonodowle.persianblog.ir

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۳۰
    نوشته ها
    20
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    1
    پسند کرده
    0

    Re: شهر کتاب

    ممنون خاتون جون/بچه ها پس از شنبه شروع میکنیم اگر با اسما عیل فصیح موافقید اعلام کنید تا از شنبه شروع کنیم. :72:

صفحه 1 از 12 123411 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما