نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree7Likes

موضوع: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 75
صفحه 1 از 10 1234 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    مهدی اخوان ثالث (م . امید )





    ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم

    ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم



    ترا، ای کهن پير جاويد برنا

    ترا دوست دارم، اگر دوست دارم



    ترا، ای گرانمايه، ديرينه ايران

    ترا ای گرامی گهر دوست دارم



    ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان

    بزرگ آفرين نامور دوست دارم



    هنروار انديشه ات رخشد و من

    هم انديشه ات، هم هنر دوست دارم



    اگر قول افسانه، يا متن تاريخ

    وگر نقد و نقل سير دوست دارم



    اگر خامه تيشه ست و خط نقر در سنگ

    بر اوراق کوه و کمر دوست دارم



    وگر ضبط دفتر ز مشکين مرکب

    نئين خامه، يا کلک پر دوست دارم



    گمان های تو چون يقين می ستايم

    عيان های تو چون خبر دوست دارم



    هم اورمزد و هم ايزدانت پرستم

    هم آن فره و فروهر دوست دارم



    بجان پاک پيغمبر باستانت

    که پيری است روشن نگردوست دارم



    گرانمايه زرتشت را من فزونتر

    ز هر پير و پيغامبر دوست دارم



    بشر بهتر از او نديد و نبيند

    من آن بهترين از بشر دوست دارم



    سه نيکش بهين رهنمای جهان ست

    مفيدی چنين مختصر دوست دارم



    ابر مرد ايرانئی راهبر بود

    من ايرانی راهبر دوست دارم



    نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد

    ازينروش هم معتبر دوست دارم



    من آن راستين پير را، گرچه رفته ست

    از افسانه آن سوی تر، دوست دارم



    هم آن پور بيدار دل بامدادت

    نشابوری هورفر دوست دارم



    فری مزدک، آن هوش جاويد اعصار

    که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم



    دليرانه جان باخت در جنگ بيداد

    من آن شير دل دادگر دوست دارم



    جهانگير و داد آفرين فکرتی داشت

    فزونترش زين رهگذر دوست دارم



    ستايش کنان مانی ارجمندت

    چو نقاش و پيغامور دوست دارم



    هم آن نقش پرداز ارواح برتر

    هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم



    همه کشتزارانت، از ديم و فاراب

    همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم



    کويرت چو دريا و کوهت چو جنگل

    همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم



    شهيدان جانباز و فرزانه ات را

    که بودند فخر بشر دوست دارم



    به لطف نسيم سحر روحشان را

    چنانچون ز آهن جگر دوست دارم



    هم افکار پرشورشان را، که اعصار

    از آن گشته زير و زبر دوست دارم



    هم آثارشان را، چه پندو چه پيغام

    و گر چند، سطری خبر دوست دارم



    من آن جاودنياد مردان، که بودند

    بهر قرن چندين نفر دوست دارم



    همه شاعران تو و آثارشان را

    بپاکی نسيم سحر دوست دارم



    ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت

    در آفاق فخر و ظفر دوست دارم



    ز خيام، خشم و خروشی که جاويد

    کند در دل و جان اثر دوست دارم



    ز عطار، آن سوز و سودای پر درد

    که انگيزد از جان شرر دوست دارم



    وز آن شيفته شمس، شور و شراری

    که جان را کند شعله ور دوست دارم



    ز سعدی و از حافظ و از نظامی

    همه شور و شعر و سمر دوست دارم



    خوشا رشت و گرگان و مازندرانت

    که شان همچو بحر خزر دوست دارم



    خوشا حوزه شرب کارون و اهواز

    که شيرينترينش از شکر دوست دارم



    فری آذر آبادگان بزرگت

    من آن پيشگام خطر دوست دارم



    صفاهان نصف جهان ترا من

    فزونتر ز نصف دگر دوست دارم



    خوشا خطه نخبه زای خراسان

    ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم



    زهی شهر شيراز جنت طرازت

    من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم



    بر و بوم کرد و بلوچ ترا چون

    درخت نجابت ثمر دوست دارم



    خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت

    که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم



    من افغان همريشه مان را که باغی ست

    به چنگ بتر از تتر دوست دارم



    کهن سغد و خوارزم را، با کويرش

    که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم



    عراق و خليج تو را، چون وَراَزورد

    که ديوار چين راست در دوست دارم



    هم اران و قفقاز ديرينه مان را

    چو پوری سرای پدر دوست دارم



    چو ديروز افسانه، فردای رويات

    بجان اين يک و آن دگر دوست دارم



    هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان

    برو ياندم بال و پر دوست دارم



    هم آفاق رويائيت را؛ که جاويد

    در آفاق رويا سفر دوست دارم



    چو رويا و افسانه، ديروز و فردات

    بجای خود اين هر دو سر دوست دارم



    تو در اوج بودی، به معنا و صورت

    من آن اوج قدر و خطر دوست دارم



    دگر باره برشو به اوج معانی

    که ت اين تازه رنگ و صوردوست دارم



    نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را

    برای تو، ای بوم و بر دوست دارم



    جهان تا جهانست، پيروز باشی

    برومند و بيدار و بهروز باشی
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    وصيت نامه داريوش بزرگ هخامنشي (برادرزاده كورش بزرگ هخامنشي )

    اينك من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزء امپراتوري ايران است. و در تمام اين كشور ها پول ايران رواج دارد وايرانيان در آن كشور ها داراي احترام هستند . و مردم كشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند.

    جانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين كشور ها بكوشد . وراه نگهداري اين كشور ها آن است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور در يك زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد . زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي . من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
    ده سال است كه من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبار ها را كه از سنگ ساخته مي شود وبه شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبار ها چند سال مي ماند بدون اينكه فاسد شود و توبايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه بدهي تا اينكه همواره آذوقه دو و يا سه سال كشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اينكه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبار ها براي تامين كسري خواروبار از آن استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشكسالي شود .
    هرگز دوستان ونديمان خود را به كار هاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافي است . چون اگر دوستان ونديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .
    كانالي كه من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن كانال را به اتمام برساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند ، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني . با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .
    توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن ، و براي اينكه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ كني عمال حكومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت .
    افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نكن . اگر با آنها بد رفتاري كني آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
    امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينكه فهم وعقل آنها بيشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت كني . همواره حامي كيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هركس بايد آزاد باشد و از هر كيش كه ميل دارد پيروي نمايد .
    بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هرزماني كه ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، كه من پدر تو پادشاهي مقتدربودم و بر بيست وپنج كشور سلطنت ميكردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد . زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد ، خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد خواه يك خاركن و هيچ كس در ان جهان باقي نخواهد ماند . اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني ، غرور وخود خواهي برتو غلبه خواهد كرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي ، بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعي وهم قاضي نشو اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد . و راي صادر نمايد . زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد .
    هرگز از آباد كردن دست برندار . زيرا كه اگر از آباد كردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد كردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازي را در درجه اول قرار بده .
    عفو وسخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط موقعي بكار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو در اينجا حاضر هستند ، كردم . تا اينكه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميكنم مرگم نزديك شده است .
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    منشور کورش بزرگ که در قسمت ایران باستان در موزه بریتانیا نگهداری میشه و طبق خبرها قراره اردیبهشت سال آینده ( این تاریخ موثق نیست )پس از 37سال( 37 سال پیش در جشنهای 2500 ساله) به ایران آورده و برای مدت محدودی در ایران نمایش داده بشه !!!!



    این هم ترجمه این جاودانه تاریخ(البته یکی از ترجمه هاش)


    اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات چهارگانه را به سر گذاشته ام اعلام مي كنم كه تا روزي زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين ملت هايي را كه من پادشاه آن ها هستم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت حكام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملت هايي را كه من پادشاه آن ها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار دهند يا به آن ها توهين نمايند من ازامروز كه تاج سلطنت را به من مي دهند هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشور هاي جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شود من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد من تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديكر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد . من تا روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد وي را به كار وا دارد . من امروز اعلام مي كنم كه هر كس آزاد است كه هر ديني را كه ميل دارد بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند مشروط بر اين كه در آن جا حق كسي غصب ننمايد و هر شغل را كه ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است به مصرف برساند مشروط به اين كه لطمه به حقوق ديگران نزند . من اعلام ميكنم كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچكس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده مجازات كرد و مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خوانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران . من تا روزي كه به ياري مزدا حكومت ميكنم نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را به عنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من مكلف هستند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان به عنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملت هاي ايران و بابل و ملت هاي چهارگانه بر عهده گرفته ام موفق گرداند .
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    مقام زن در ایران باستان و در شاهنشاهی هخامنشی
    در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستندو در میان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، كه صفات اهورامزدا است زن میباشند.

    در زمان شاهنشاهی هخامنشیان ، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی خقوق زنان با مردان سر و كار داریم.
    باید خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن كودكی برای مدتی از كار معاف میشدند ، اما از حداقل خقوق برای گذران زندگی برخوردار می گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم كه در كارگاههای خیاطی ، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می گرفتند.
    اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند ، آنان می توانستند به املاك بزرگ سركشی كنند و كارگاه های عظیم را با همه كاركنانش اداره و مدیریت می كردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند ، اما باید خاطرنشان كرد كه حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملكه هم استثنا قائل نمی شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می كرد.
    در یكی از گل نوشته ها ( لوح های گلی ) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملكه صادر می كند تا درجشن بزرگ تخت جمشید كه 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بكار روند.
    دریكی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده كه چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه ، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می شود. این مهر یكی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است كه نقش مهمی در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می كرده است.
    بنابراین با كمك گل نوشته های تخت جمشید تصویری كاملا نو از زنان و ملكه های هخامنشی بدست می آوریم كه برخلاف ادعای نویسندگان یونانی ، كه آنها را عروسكهایی محبوس در حرم سراها می دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شركت می كردند ، بلكه در صحنه زندگی و در اداره امور كشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می كردند . بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می دهد، كه زن در دوران فرمانروایی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی برخوردار بودند كه در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت .
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    زن از مهاجرت آريايي تا هخامنشي


    دورانی که شاید بیش از ده هزار سال قبل از میلاد باشد٬ تغییراتی در وضع اقلیمی ایران به وجود آمد. و انسان غارنشین اندک اندک برای خود خانه ساخت. در این دوران کانون خانواده مرکز قدرت قبیله بود. چون زن هم در خانه و هم در بیرون از خانه با مرد در کار تولید و رفع حوایج زندگی معاضدت و همکاری داشت٬ و از طرفی تولید و مثل و بچه زاییدن و استمرار نسل به طور فطری و طبیعی بر عهده او بود لذا ارزش واهمیت زن نسبت به مرد فزونی یافت و تعادل قدرت را به سود زن متمایل ساخت.

    ویل دورانت درباره این دوران می نویسد: « در این دوران؛ یعنی دوره مادرشاهی؛ حق فرمانروایی؛ حق قضاوت ؛ حق اداره امور خانواده ؛ و توزیع خورد و خوراک و آنچه زندگی بشر وابسته به آن بود ؛ همه در دست زن بوده است؛ مرد به شکار حیوانات می پرداخت؛ و از جنگل ها و مزارع مواد خوراکی به دست می آورد که آن را در اختیار مادرشاه می گذاشت تا بین افراد قبیله توزیع نماید. اختلاف نیروی بدنی که امروز بین زن و مرد مشهود است در آن رزوگار قابل ملاحظه نبود. این اختلاف نیروی جسمانی بعدها از لحاظ شرایط زندگی و محیط زیست پیدا شد. زن در این دوران از حیث بلندی قامت و نیروی جسمانی نه تنها دست کمی از مرد نداشت؛ بلکه به مقتضای طبیعت موجود کاملا نیرومند بود که می توانست ساعتهای درازی را به کارهای دشوار بپردازد؛ و به هنگام حمله دشمن به خاطر فرزندان و عشیره و قبیله تا سر حد مرگ مبارزه کند.»

    دکتر گیرشمن ضمن بحث پیرامون انسانهای ماقبل تاریخ در ایران؛ از نقش زنان در پیدایش تمدن بدوی و ابتدایی آن روزگارسخن می گوید و می نویسد: « در این جامعه ابتدایی وظایف سنگین به عهده زن گذاشته شده بود. در نتیجه عدم تعادلی بین وظایف مرد و زن ایجاد شد و زن دارای مقامی برتر نسبت به مرد گشت». نگهداری آتش ؛ نگهبانی خانه ؛ تهیه و پخت غذا ؛ ساختن ظروف سفالی ؛ نگهداری فرزندان باعث اولویت زن نسبت به مرد شد و اداره کارهای قبیله به دست او افتاد. در عین حال سلسله انساب خانواده به نام زن خوانده می شد. این نحوه اولویت و تفوق زن بر مرد به صورت عصر مادر شاهی در فلات ایران شروع شد؛ و همین سیستم که یکی از خصایص ساکنان ایران بود بعدها در آداب آریاهای فاتح٬ وارد شد.

    علاوه بر رهبری اقتصادی و اجتماعی مقام روحانیت نیز از امتیازات زن بود؛ و ایرانیان مانند همسایگان خود مذهب مادرخدایی داشته اند و در نواحی مختلف ایران پرستش الهه مادر رواج داشت. در میان ابزار و اشیا فراوانی که در لرستان کشف شده؛ مجسمه ای پیدا شده که سر زنی را تمام رخ نشان می دهد. گیرشمن احتمال می دهد که این زن رب النوع اقوام آسیایی است که از آسیای صغیر تا شوش مورد پرستش بوده است و احتمال دارد پرستش ایزد بانوی آناهیتا که بعدا در ایران رواج یافت از اینجا سرچشمه گرفته باشد. چون یکی از کهن ترین تمدن های اولیه بشری تمدن ایلام در غرب فلات ایران است بی مناسبت نیست که از تمدن ایلام نیز سخنی به میان آید. تا قبل از حفریات شوش اطلاعات در مورد تمدن و سوابق تاریخی ایلام سخت محدود بود. مساعی دیولافوآ و دمورگان و سایر مستشرقین موجب کشف و احیای تاریخ و تمدن ایلام گردید.
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    در حدود چهار هزار سال قبل از میلاد در سرزمینی که شامل خوزستان؛ لرستان؛ پشتکوه؛ و کوه های بختیاری است٬ حکومت ایلام رشد و تکامل یافت. مردم ایلام دولت خود را آنشان یا انزان می خواندند و خط میخی را که دارای سیصد علامت بود و با خط سومری ها شباهت داشت به کار می بردند. مجسمه ملکه ایلام معرف وضع اجتماعی زن در آن روزگار است. این مجسمه اکنون در موزه لوور پاریس است(نگاره ۱). به نظر باستان شناسان این ملکه بر اقوام آریایی که در نواحی ایلام و کوه های زاگرس تا حدود کرمانشاه می زیسته اند٬ فرمانروایی داشته است و یکی دیگر از کهن ترین محله های زندگی مردم و تمدن های مکشوفه در حدود « سیالک » کاشان است که در حفریات و کشفیات نیز آثار متعددی از تمدن دوران مادرشاهی به دست آمده است. با به دست آمدن مقدار زیادی دوک نخ ریسی در ناحیه سیالک کاشان معلوم میشود که زنان ایران در حدود چهار هزار اسل قبل از میلاد به کار نساجی می پرداخته اند. همچنین با پیدا شدن مقدار زیادی آلات زینتی از قبیل گردن بند و دست بند و انگشتر که از صدف یا گل یا سنگ می باشد؛ محقق شده حس زیباشناسی نیز در زنان آن زمان به شدت رایج بوده است.

    در این دوران که یکی از دوره های درخشان مادرشاهی در ایران است؛ خانه سازی با خشت خام رواج داشت؛ و نقش و نگار روی دیوار به دست زنان انجام می گرفت. در این دوران نه تنها زن در کارهای اجتماعی نقش اساسی و تعیین کننده داشت؛ بلکه در عین حال با رقص های مذهبی که جنبه هنری نیز داشت؛ به زندگی شور و نشاط و سرور می بخشد. این رقص ها گاهگاهی به صورت دسته جمعی در می آمد و مردان هم در آن شرکت داشتند. از این دوران نقش و تصاویری به جا مانده که موید این ادعا ست. مثلا یک قطعه ظرف گلی که از سیالک کاشان به دست آمده٬ *چند زن را در حال رقص های مذهبی نشان می دهد که با آهنگ مخصوص و حرکات زیبا رقص را اجرا می کنند (نگاره ۲).

    در نقاط دیگر ایران مثل تپه های فارس در تخت جمشید ؛ و تپه ارسنجان و حفاری های چشمه علی در شهر ری و حفاری شوش آثاری از این قبیل به دست آمده که گاهی زنان را با لباس های زیبا در حال اجرای رقص می بینیم و نمونه این رقص ها هنوز در قسمت های جنوبی و مرکزی و غربی ایران متداول است. در حفاری های باستانی مجسمه هایی از زنان به صورت شاهزاده ؛ ملکه و الهه کشف شده که معرف وضع اجتماعی زن در آن روزگاران است.
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    وضع اجتماعی و حقوقی زن از مهاجرت آریاها به ایران تا دوران هخامنشی

    به عقیده دکتر گیرشمن؛ در آغاز هزاره اول قبل از میلاد ؛ دو واقعه مهم و غیر مرتبط روی داد که در حیات اجتماعی ملل آسیای غربی تاثیر فراوان داشت. اول مهاجرت اقوام هندواروپایی به هند و ایران و اروپاست و دیگر کشف و استعمال آهن کوهستان های شمالی و شرقی آسیای میانه که شمال و مشرق و مغرب ایران را در بر میگیرد؛ در دوران ما قبل تاریخ گذرگاه اقوام آریای به سایر نقاط گیتی بود. در این ناحیه نژاد آریایی به سر میبرد که قدرت فکری و معنوی خود را بارها نشان داده بود. آریایی های ایران به طوایف و قبایل متعددی تقسیم میشدند که مهمترین آنها مادها در غرب و پارسی ها در جنوب بودند. پارتها در خاور ایران نیز از نژاد آریایی بودند. قوم ماد روابط نزدیکی با تمدن پیش رفته بین النهرین داشت و فرهنگ و تمدن آنها تا جنوب روسیه و ترکمنستان می رسید.

    تا صد سال پیش برای نوشتن تاریخ ماد٬ جز نوشته های مورخین یونانی چیزی در دست نبود. ولی از یک قرن در نتیجه تلاش باستان شناسان هزاران سند کتبی و آثار ارزنده تاریخی از زیر خاک به دست آمده است. با اینکه این آثار مستقیما مربوط به تاریخ ماد نیست؛ و از تاریخ بابل و آشور و دیگر کشورهای شرق نزدیک حکایت میکند؛ باز کم و بیش در روشن کردن تاریخ ماد موثر اشت؛ زیرا مادها تنها قبیله آریایی بودند که در سایه اتحاد٬ امپراتوری بزرگ آشور را برای همیشه شکست دادند؛ و اقوام و قبایل بسیاری را از قید اسارت آنان رهایی بخشیدند. پس از استقرار سلسله ماد در مغرب ایران اندک اندک رژیم مادر شاهی جای خود را به رژیم پدرشاهی داد. معذلک فعالیت کشاورزی با زنان بود؛ و مردان برای زنان اهمیت ويژه ای قايل بودند. پس از مادها نوبت به سلسله هخامنشی و پارس ها می رسد که بنیانگزار آن کورش بزرگ است. به طوری که می دانیم؛ ملکه ماندانا مادر کوروش و دختر آستیاک؛ آخرین پادشاه ماد تاثیر انکارناپذیری در انتقال قدرت به پسرش کوروش داشت. در دوران مادها؛ زن به ریاست قبیله و نیز قضاوت می رسید؛ هنوز بقایای از سیستم مادر شاهی وجود داشت.

    دیاگونف در تاریخ ماد می نویسد دوران مادرشاهی با انقراض سلسله ماد به پایان رسید و در حکومت هخامنشی زن و مرد از حقوقی برابر و یکسان برخوردار بودند. بنا به گفته دیاگونف؛ که او باز از قول کتزیاس؛ مورخ یونانی نقل میکند؛ دختر و داماد پادشاه در حکومت ماد میتوانستند قانونا مانند پسر وارث سلطنت او باشند. در جامعه مادها هنگامی که سیستم پدرشاهی جانشین مادرشاهی گشت؛ مقام اجتماعی زن و حقوق او در خانواده همچنان محفوظ ماند؛ فقط تا حدی از اختیارات فوق العاده زن کاسته شد.
    sarajalili این نوشته را پسندیده.

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    22
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    طبق تحقیقات باستان شناسان لباس زن مادی با اختلاف اندکی شبیه پوشاک مردان بوده است و حجاب نداشتند. همانطور که در بالا گفته شد؛ دختر و داماد پادشاه می توانستند وارث تاج و تخت او باشند. چون آستیاک فرزند پسر نداشت؛ قانونا سلطنت ماد حق شاهزاده ماندانا بود؛ و این امر همانطور که گفته شد؛ در انتقال قدرت به کوروش موثر بود. ماندانا مدرسه و گروه های پارس را بنیان نهاد که در آن عده زیادی از پسران پارسی همسن و سال کوروش ؛ تیراندازی ؛ اسب سواری و فنون نبرد را می آموختند. گذشته از این ماندانا به کوروش آموخت که حق چیست و نا حق کدام است. شاید احترام فوق العاده ای را که کوروش نسبت به مادرش ماندانا رعایت میکرد؛ به پاس داد و عدالتخواهی بود که از او آموخته بود. به طوری که پلوتارک می نویسد مهم ترین عامل پیروزی کوروش بر آستیاک زنان بودند. مسلما تعالیم مزدایی که زنان و مردان را یکسان می نگرد؛ و فرقی بین آنان قائل نیست؛ در ارتقا مقام و شخصیت زن در ایران باستان اثری انکار ناپذیر داشته است. در دین زرتشت؛ هر انسانی که از دانش و نیکی برخوردار باشد؛ محترم است. بنا به معتقدات زرتشتی؛ در آغاز آفرینش به خواست اهورامزدا؛ در مهر روز مهرماه دو ساقه ریواس به هم پیچیده از زمین سر براوردند و گیاه کم کم از صورت گیاهی به صورت دو انسان درآمدند که در قامت و صورت شبیه هم بودند؛ یکی مذکر به نام « مشیه» و دیگری مونث به نام «مشیانه».

    در کتاب « بندهش » فصل ۱۵ آمده است: « آنگاه اهورامزدا روان را که پیش از پیکر آفریده بود در کالبد مشیه و مشیانه بدمید و آنان جاندار گشتند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستید. شما را پاک و کامل بیافریدم. هر دو اندیشه و گفتار و کردار نیک به کار بندید؛ و دیوان را پرستش مکنید. پس مشیه و مشیانه از جای خود به حرکت آمدند٬ و خود را شستشو کردند٬ و نخستین سخنی که بر زبان راندند این بود اهورامزدا یگانه است. او آفریننده ماه و خورشید و ستارگان و آسمان و آب و خاک وگیاهان جاندارنست». چنانچه ملاحظه میشود؛ در دین مزدیسنی که معتقدات زرتشتیان بر آن نهاده شده است زن و مرد هر دو از یک ریشه تکوین می یابند با هم از زمین سربر می دارند و یکسان رشد می کنند و اهورامزدا با آنان بیکسان و با یک زبان سخن می راند و دستور واحدی برایشان مقرر می فرماید. آن دو پس از اقرار به یگانگی اهورامزدا نخستین سخنی که به زبان می رانند این است « هر یک از ما باید خشنودی و دلگرمی و محبت و دوستی دیگری را فراهم کند.» از این گفتار برمی آید که در دین زرتشت هیچ یک از زن و مرد را به یکدیگر تفوق و امتیازی نیست٬ و آن دو از نظر آفرینش و خلقت یکسان و برابرند. شخصیت زن در دین زرتشت نه تنها در آغاز جهان با مرد برابر است بلکه در پایان نیز با مرد یکسان و برابر است. بنا به معتقدات دینی زرتشتیان هنگامی که « سوشیانت» موعود نجات بخش آخرالزمان از شرق ایران و حوالی دریاچه هامون ظهور می کند از هر گوشه ایران پاکان و دینداران به او می پیوندند. تعداد آنان سی هزار نفر است که نیمی از آن مرد و نیمی دیگر زن خواهد بود.

    عظمت مقام زن را در آیین زرتشت از اینجا می توان دانست که بنا به معتقدات زرتشتی از شش امشاسپند دین زرتشت٬ سه امشاسپند ضمیر مذکر و سه امشاسپند ضمیر مونث دارند. سه امشاسپند مذکر عبارتند از

    ۱- بهمن یا وهمن یا وهومن که به معنای خرد کامل است.

    ۲- اردیبهشت یا اشاوهیشتا که به معنی نظم و بهترین راستی و هنجار و قانون و سامان آفرینش است.

    ۳- شهریور یا خشتروییریه که به معنی حکومت بر خویش٬ خویشتن داری٬ و شهریاری آسمانی است.

    ۴- اسفند یا سپندارمزد که مظهر مهر و محبت و عشق و باوری و موکل بر زمین است.

    ۵- خرداد یا اروتات که نمودار کمال٬ رسایی؛ شادی و خرمی و موکل بر آبهاست

    ۶- امرداد یا امرتات که مظهر جاودانگی و بی مرگی است؛ همچنین تعدای از ایزدان مذاهب زرتشت که در مرتبه پایین تری از امشاسپندان هستند(امشاسپند ملک؛ و ایزد فرشته) ضمیر مونث دارند.مثلا پس از درگذشت انسان در سپیده صبح چهارم؛ در سر پل چینوت؛ مهر و سروش و رشن از روان درگذشته درباره اعمال و کارهای او پرسش می کنند. مهر ایزد و سروش ایزد از ایزدان مذکر؛ و رشن ایزد از ایزدان مونث است. همچنین ایزد دینا که به معنی وجدان و دین است؛ با رشن ایزد همکاری دارد.

    ایزد چیستا که به معنی دانش و خرد است نیز مونث است. زرتشت از این ایزد بارها کمک طلبیده است. دیگر از ایزدان مونث اشی است که فرشته دهش و بخشایش و آسایش است. و زرتشت در گاتها او را چنین ستوده است: « جهان از او راه رسم خداپرستی گرفت و اهریمن راه عزیمت گزید». در ایران باستان زرتشتیان زناشویی را تنها به منظور رفع حوایج جسمانی و جنسی انجام نمی دادند. بلکه برای آن هدف و آرمانی بسیار عالی و مترقی داشتند. این هدف فراهم کردن وسایل پیشرفت معنوی و غلبه نهایی نیکی بر بدی بود. تعالیم زرتشت بشر را در راه رسیدن به عالیترین مدارج روحانی یعنی فراهم نمودن و تسریع ظهور سوشیانت و غلبه نیکی بر بدی هدایت می کند. هدف از زناشویی مشارکت در نهضت بزرگ روحی است که در بیشتر ادیان الهی به بشر وعده داده شده است.

    بنابراین؛ زناشویی در دین زرتشت عملی مقدس و ستایش انگیز است که از هر گونه تحقیر و تبعیض و نابرابری به دور است. به قول گیگر از خصوصیات موقعیت حقوقی زن و برابری او با مرد در دین زرتشت آن است که همانطوری که مرد پس از زناشویی به لقب « نمان پیتی » یعنی سرور و کدخدای خانه ملقب می گشت؛ زن نیز از زناشویی به لقب « نمانوپیتی » یعنی نور و فروغ خانه ملقب می گشت به عبارت دیگر مرد کدخدای و زن کدبانوی خانه بود. به قول همین دانشمند بزرگ آلمانی؛ و نویسنده کتاب « تمدن ایرانیان خاوری» زن پس از ازدواج در صف همسری شوهر قرار می گرفت؛ نه در ردیف اموال و یا از تابعین او. به عبارت دیگر زن کنیز و برده مرد نبود٬ بلکه همسر و همدل و همراه مرد بود و در کلیه حقوق با مرد بربار و در جمیع امور با او شریک به شمار می آمد.

صفحه 1 از 10 1234 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما