نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree8Likes

موضوع: هوشنگ ابتهاج

نمایش نتایج: از 25 به 28 از 28
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
  1. #25
    مدیر انجمن
    Paeez آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    676
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    3531
    پسند کرده
    5181
    در لبخند او

    دیدم و می آمد از مقابل من دوش
    خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش

    غم زده چون ماهتاب آخر پاییز
    دوخته بر روی من نگاه غم انگیز

    من به خیال گذشته بسته دل و هوش
    ماه درخشنده بود و دریا آرام

    ساحل مرداب در خموشی و ابهام
    شب ز طرب می شکفت چون گل رویا

    عکس رخ مه در آبگینه دریا
    چون رخ ساقی که واژگون شده در جام

    او به بر من نشسته عابد و معبود
    دوخته بر چشم من دو چشم غم آلود

    زورق ما می گذشت بر سر مرداب
    چهره او زیر سایه روشن مهتاب

    لذت اندوه بود و مستی غم بود
    سر به سر دوش من نهاده و دل شاد

    زمزمه می کرد و زلفش از نفس باد
    بر لب من می گذشت نرم و هوس خیز

    چون می شیرین به بوسه های دل انگیز
    هوش مرا می ربود و سمتی می داد

    مست طرب بود و چون شکوفه سیراب
    بر رخ من خنده می زد آن گل شاداب

    خنده او جلوه امید و صفا بود
    راحت جان بود عشق بود وفا بود

    لذت غم می نشست در دل بی تاب
    دیدم و می آمد از مقابل من دوش

    خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش
    آه کز آن خنده آشکار شکفتم

    بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم
    ناله فرو ماند در پس لب خاموش

    غم زده چون ماهتاب آخر پاییز
    دوخته بر روی من نگاه غم انگیز

    دیگر در خنده اش امید و صفا نیست
    راحت جان نیست عشق نیست وفا نیست

    دیگر این خنده نیست نغز و دلاویز
    می نگرم در خیال و می شنوم باز

    می رود و می دهد به گوش من آواز
    بنگر رفتم دگر ز دست تو رفتم
    رستگار این نوشته را پسندیده.
    در شهر ما
    بهارِ پر از گل، رباعی است
    پائیز مثنوی ست
    زمستان قصیده است..



  2. #26
    مدیر انجمن
    Paeez آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    676
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    3531
    پسند کرده
    5181
    شبتاب

    در زیر سایه روشن مهتاب خوابنک
    در دامن سکوت شبی خسته و خموش

    آهسته گام می گذرد شاعری به راه
    مست و رمیده مدهوش

    می ایستد مقابل دیواری آشنا
    آنجا که آید از دل هر ذره بوی یار

    در تنگنای سینه دل خسته می تپد
    مشتاق و بی قرار

    از پشت شیشه می نگرد ماه شب نورد
    آنجا بر آن نگار خوابیده مست ناز

    در پیشگاه این همه زیبایی و جمال
    مه می برد نماز

    دنبال ماهتاب خیال گشاده بال
    آهسته می رود به درون اتاق او

    من مانده همچنان پس دویار محو و مست
    از اشتیاق او

    مه خیره گشته بر وی و آن مایه امید
    شیرین به خواب رفته در آن خوابگاه ناز

    و ا؟ زلف تابدار پریشان و بی قرار
    از یاد عشقباز

    در بستر آرمیده چو نیلوفری بر آب
    پاشیده ماهتاب بر او سوده های سیم

    لغزد پرند بر تن او همچو برگ گل
    از جنبش نسیم

    افتاده سایه روشن مهتاب سیم رنگ
    نرم و سپید چون پر و بال فرشتگان

    بر آن دو گوی عاج که برجسته تابناک
    از زیر پرنیان

    آن سیمگونه ساق که بابوسه نسیم
    لغزیده همچو برگ گل از چین دامنش

    و آن سایه های زلف که پیچیده مست ناز
    بر گرد گردنش

    آن زلف تاب خورده به پیشانی سپید
    چون سایه امید در آیینه خیال

    و آن چهر شرمنک که تابیده همچو ماه
    در هاله ملال

    آن سایه های در هم مژگان که زیر چشم
    غمگین به خواب رفته هماغوش راز خویش

    و آن چشم آرمیده رویا فریب او
    در خواب ناز خویش

    من مانده بی قرار و خیال رمیده مدهوش
    مست هوس گرفته از آن ماه بوسها

    تا آن زمان که آورد از صبح آگهی
    بانگ خروس ها

    بر می دمد سپیده و دلداده شاعری
    از گردش شبانه خود خسته می رود

    دنبال او پریده و بی رنگ سایه ای
    آهسته می رود
    maman_mahya این نوشته را پسندیده.
    در شهر ما
    بهارِ پر از گل، رباعی است
    پائیز مثنوی ست
    زمستان قصیده است..



  3. #27
    مدیر انجمن
    Paeez آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    676
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    3531
    پسند کرده
    5181
    شب سیاه

    برچید مهر دامن زربفت و خون گریست
    چشم افق به ماتم روز سیاه بخت
    وز هول خون چو کودک ترسیده مرغ شب
    نالید بر درخت

    شب سایه برفشاند و کلاغان خسته بال
    از راههای دور رسیدند تشنه کام
    رنگ شفق پرید و سیاهی فرو خزید
    از گوشه های بام

    من در شکنجه تب و جانم به پیچ و تاب
    در دیده پر آبم عکس جمال اوست
    بر می جهد ز چشمه جوشان مغز من
    هر دم خیال دوست

    چون ماهتاب بر سر ویران های دل
    مستانه پای کوبد در جامه سپید
    پیچد صدای خنده او در دل خراب
    لرزد تنم چو بید

    این مطرب از کجاست ؟ که از نغمه های او
    بر خانه خراب دلم سیل درد ریخت
    این زخمه دست کیست که بر تار می زند ؟
    تار دلم گسیخت

    چون وای مرگ جگر سوز و دل خراش
    چون ناله وداع غم انگیز
    و جانگزاست
    اندوهناک و شوم چو فریاد مرغ حق
    این نغمه عزاست

    این نغمه عزاست که من عشق مرده را
    امشب به گور می برم و خاک می کنم
    وز اشک غم که می چکد از چشم آرزو
    رخ پاک می کنم
    در شهر ما
    بهارِ پر از گل، رباعی است
    پائیز مثنوی ست
    زمستان قصیده است..



  4. #28
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۷/۰۵/۱۶
    نوشته ها
    0
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    1
    پسند کرده
    0
    حكم ضرب الزوجة

    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - 09 - 1436 هـ
    22 - 06 - 2015 مـ

    1364-04-01ه.ش.
    08:13 صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين، أمّا بعد..

    ما فتوا نداده*ایم که محکم به صورت سیلی زده شود به صورتی* که دردناک باشد؛ حاشا لله؛ بلکه*می*گوییم ضربه خفیف*درحدی که باعث سرخ شدن صورت نشود؛ شرط دیگر اینکه فقط یک* بار سیلی زده شود؛ این زنش است که دارد به حق سیلی می*خورد. ولی حق ندارد؛ سیلی را آن*قدر محکم بزند که جایش روی صورتش بماند؛ بلکه سیلی باید با ملایمت و برای تأدیب باشد تا زنش ادب را رعایت نماید؛ ولی شرط این است که سیلی ملایم و خفیف باشد نه اینکه صورتش درد بیاید و با سرانگشت آن هم به اندازه*دو انگشت*به گونه*اش ضربه بزند و حق ندارد با کف دست سیلی بزند چون ممکن است ضربه شدید باشد: بلکه حتما باید در حدی خفیف و ملایم باشد که اثری روی صورتش نگذارد. اگر فتوا می*دادیم ضربه به بدن زنان زده شود؛ مردان فرومایه؛به قسمت*هایی از بدن زنان*شان ضربه می*زدند که زن نمی*توانست آن را حتی به نزدیکانش نشان دهد؛ ولی صورت باز است و اگر به شدت ضربه زده شود؛ قابل دیدن است؛ چون خداوند مردان را از وارد کردن ضربه دردناک که باعث باقی ماندن جایش بر بدن شود منع نموده است فرقی ندارد ضربه به کجا باشد و این امر بر مؤمنان حرام و مخالف امر خداوند است. همانا که خداوند اجازه داده است ضربه ای ملایم که دردناک نباشد و اثری باقی نگذارد استفاده شود و ضربه زدن دردناک توسط مؤمنان حرام است؛*بلکه عتاب؛دردناک*تر بوده و تأثیر بیشتری روی قلب داشته و باعث ندامت زن از کرده خود می*شود...اگر بدانید...

    وسلام ٌعلى المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني


    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=193393

    حكم الغناء

    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - 08 - 1428 هـ

    11 - 09 - 2007 مـ
    10:05 مساءً
    ــــــــــــــــــــ


    حكم قمار و شرب خمر و موسیقی و اشعار غنایی*..

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله وجميع المرسلين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدّين، وبعد..

    برادر گرامی درمورد اشعار غنایی؛*موضوع به کلماتی باز می*گردد که مغنی در غزل می*خواند؛ و این عامل به فتنه افتادن بسیاری از دختران جوان شده*که گرفتار هوس و سپس فحشا می*شوند؛ پناه به خدا از فیلم*ها و نوارهای غنایی و غزلیات و کلماتی که عاطفه انسان را به حرکت درمی*آورند و برای برخی از دختران جوان مانند این است که جادویشان می*کند و وقتی یکی از مردان جوان*نواری را به او هدیه کرده و می*گوید:" هرچه که در این نوار آمده احساسات قلبی من برای توست"؛ به ان گوش داده و به دنبال آن می*روند و به دلیل کلماتی که در شعر آمده اغوا می*شوند. و دختران و پسران جوان اغوا شده از شعرا دنباله*روی می*کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:*{وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (224) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كلّ وَادٍ يَهِيمُونَ (225) وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (226)}صدق الله العظيم [الشعراء]

    {سرگشتگان و گمراهان از شعراء پیروی می*کنند.(۲۲۴)مگر نمی*بینی که آنان به هر راهی بی*هدف پا می*گذارند*(۲۲۵)و سخنانی می*گویند که (به آنها) عمل نمی*کنند؟!*(۲۲۶)}
    آنها در ستایش زنان مبالغه می*کنند و زنان با این ستودن به فتنه می*افتند و شاعر راست گفته که:
    خدعـوها بـقولهم حــسـنــاءُ === والـغـواني يـغرهـن الـثــنـاء
    نــظرة فـابـتسامة فـــســـلام === فـــكــلام فــمـوعـد فــلـــقـاء
    فاتقوا الله في قلوب العـذارى === فـالـعـذارى قـلوبــهـن هـواء


    با تعریف از زیبایی*اش او را گول می*زنند

    تمجید زن زیبا را اغوا می*کند
    نظری و لبخندی و سلامی*
    سخنی و قراری و دیداری
    در برابر قلب دختران باکره تقوای الهی پیشه کنید*

    قلب دختران باکره بر اساس هوا و میل است


    به خاطر اثراتی که نوارها و فیلم*های غنایی روی دختران جوان داشته و باعث فتنه آنان می*شوند؛ حرامند و ضرر آنها بیشتر از نفع آنها برای مردم است . نزدیک نود درصد نوارها عاشقانه و غنایی هستند و تبدیل به وسیله فتنه*گری شده*اند. چه بسا دختری با اهدای نوار غزل دچار فتنه شود و چه بسا شخصی با نواری از یک عالم دینی؛ هدایت گردد.

    شعر خیر؛ خیر است و شعر شرّ؛ شرّ و اما درمورد موسیقی بدون کلام؛ من نه آن را حرام می*کنم و نه حلال؛ همانا که فتنه در اشعار و صدای خواننده مرد یا زن است که عواطف افراد تابع هوس را با غزل تحریک می*کند و قلب او را به سوی کسی که دوست دارد سوق می*دهد و به دنبال این امر اگر راهی داشته باشد به ملاقات او می*رود؛ به خصوص اگر نوار و فیلم خاطراتی را به یادش بیاورد و بعد از آرامش و خمودگی توفان به راه می*افتد و همان طور که شاعر می*گوید:*
    ( فهَيَّجَ أشجان كان القلبُ ناسيها )
    ( اندوهی را که از یاد رفته بود بیدارکرد )


    و نظر به ضعف انسان دربرابر توفان*عاطفی اسباب فتنه*حرام است. نگاه کردن؛ اشعار و غزل عاشقانه؛ خلوت کردن مرد و زن و شبکه*های ماهواره**ای بی بند و بار وغیره همگی از گام*های شیطان بوده و به خاطر فتنه انگیز بودن حرامند؛ این سخت*گیری نیست بلکه آسان کردن -زندگی- است.

    تصدیق فرموده خداوند تعالی:*
    {وَاللَّـهُ يريد أَن يَتُوبَ عليكم وَيُرِيدُ الَّذِينَ يتّبعون الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا (27)*يريد اللَّـهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا*(28)}*صدق الله العظيم [النساء]
    {خدا می*خواهد شما را ببخشد ، امّا آنها که پیرو شهواتند، می*خواهند شما بکلی منحرف شوید. (۲۷)خدا میخواهد کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده*(۲۸)}


    ولی موسیقی ویا اشعاری که از این دست نباشند نه حرامند و نه حلال؛ یعنی من نیز مانند گذشتگان درمورد آنها سکوت می*کنم ومعنی سکوت کردن درباره چیزها این است که خداوند درمورد آنها سکوت کرده و درباره آن در کتاب خدا یا سنت رسول فتوایی داده نشده است ولی اگر به دنبال چیزی بهتر می*گردیم؛ گوش کردن به قرآن یا نوار سخنان عالم دینی بهتر از گوش کردن به موسیقی است:

    {وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ}*صدق الله العظيم [الكهف:24]
    {و هرگاه فراموش کردی، و پروردگارت را به خاطر بیاور}

    مگر*غنایی که ذکر خداوند و تسبیح او در آن آمده باشد و این نوار خیر و این غنا گران*قدر است و علت کرامت داشتن آن ذکر و تسبیحی است که از خداوند شده است.مثل ابیاتی که ناصر محمد یمانی چهارده سال پیش و قبل از آنکه خداوند علم قرآن را به او بیاموزد سروده بود . من درآن زمان اشعاری را سرودم و با پروردگارم صحبت می*کردم:


    لا عــند ربـــاً أحــد واحــد هو الصـمـدا === ولــم يـــكُــن والـــداً أو كــــان مــولدا

    ولـــم يـكن فـي الـوجـود كـفؤاً له أحـدا === قــبل الـوجــودا فــربّي كــان مــوجـــدا
    وأسـتغفره في القصائد لـيس لي قـصدا === إذا تــعدى الــحـدودا غــير مــقــصـودا
    تـعــلم بــمــا تـــحــتويه نــية الــعـبــدا === لي نية طـــــامحه والـــرزق مــحـدودا*
    طـــامـع لـــقُربا لــمن وجـهي له سجدا === يـاحــي قـــيوم دايـــم وانـت مـعـــبودا*
    ذكـــرك نــــعــيمي نعيم أكبر من الخلدا === رضــوان نــفســك نعـيما غير محـدودا
    يــدي بـــيدك وأنـت الــقصد والــسندا === عــبدك دعــاء ليك يا من أنت مـحمودا
    للـعبد مغـلول يـــدا فـــقـطـع الــــمــددا === ولا تــجـودا عــــلى مـن ليس له جـودا
    بـــالــقـلب إيــــمان بــك يــالله لي زادا === لا زدتـــني بــالــــــبلايا زاد تـــشـديـدا*
    والـــحمدُ لك حـــمد دايـم عـاصر الأبدا === من قلب مـخلص في الحالين مـحمـودا*
    وحـــب لـــناس بــالــخيرات والــمـدى === مــن كــف خـلاق جـوده غـير محـدودا*
    وامـشي مـع النّاس بالإصلاح والسدا === وأطــفئ نـيار الــفـتن لا كنت مـسنـودا
    وأنـــصـــر الله والـــطـاغــوت بــــاهدا === بــــالـيد والــــقـول لا بالـــقلب مـكنودا
    هـذه صفاتي صــــفات الأب والـــجــدا === ومــن يــكـــذب حـــقيقـه كان مـنقـودا
    لا بُـــد مــــرقاء لأمـــالي ولـلـمـــجــدا === بـــإذن ربّي أحــقــق كلّ مـا ريـــدا
    مـــا راد ربّي فــــلا ردا لـــــمــا رادا === ومـا نـــريــدُ بـــــــما لا راد مـــردودا*
    مــــيئـس مــن الله لاما نا ادخـل اللحدا === والـــضن بـــــالله كالإيـــمـان مـعـقودا
    واخـــتـم صـــلاتي ولا يُحصى لها عدا === على محمدٍ رسـول الله مـشـهودا
    این اشعار حاوی تسبیح و تقدیس پروردگارم هستند که اجر دارد در حالی که غزل-عاشقانه- بارگناه دارد.


    و اما درمورد قمار و شرب خمر؛ این امور حرام هستند چون پلید بوده و***منجر به اعمال شیطانی خواهند شد که مصائب بزرگ*تری را در پی دارند. و اما قمار باعث دعوا و حتی کشتن یک*دیگر برای خوردن مال دیگران به باطل خواهد شد و اما شرب خمر منجر به فحشا می*شود؛ عقل زایل شده و فرد اعمالی انجام می*دهد که عمری پشیمانی درپی خواهد داشت.


    و اما فرموده خداوند تعالی:*{*فَاجْتَنِبُوهُ }[المائدة:90]، یعنی از بارها که محل مشروب*خواری و مأمن قماربازان و قمار است دوری کنید تا مرتکب اعمالی که خداوند بر آنان حرام کرده نشوند. علت تحریم هم این است که درجمع؛ ضرر آنها بیش از منافع آنها بوده و پلیدی از اعمال شیطان است. پلیدی قلب را آلوده می*کند و اصل انسان: باطن اوست و اگر باطن انسان درست شد؛ ظاهر او نیز درست می*شود و اگر باطن آلوده و ناپاک شد؛ ظاهر نیز آلوده و ناپاک می*شود.


    و اما درمورد میلاد رسول الله؛ خداوند برای هیچ یک از اعیاد میلاد، برهانی نازل نکرده ولو عید نزول قرآن باشد*تا آیات فرقان نازل شده را بیاد آورند.علت هم این است که با بزرگداشت انبیا دچار مبالغه نشده و با این مبالغه گرفتار شرک نشوند.


    أخوكم الإمام ناصر اليماني.

    https://www.nasser-yamani.com/showthread.php?p=211401


    سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما