نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
نمایش نتایج: از 1 به 8 از 112
صفحه 1 از 14 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    نقد و بررسی (من اورا دوست داشتم از آنا گاوالدا)



    من او را دوست داشتم
    آنا گاوالدا
    الهام دارچینیان
    انتشارات قطره

    کلوئه زنی است که عاشق شوهرش می باشد و به خاطر او همه کار کرده اما اکنون شوهرش او و دو دختر کوچکش را ترک کرده و همراه با معشوقه اش رفته است . کلوئه نزد پدرشوهرش می رود و پدر شوهر از عشق خود می گوید از زنی که عاشقش شده اما به خاطر خانواده اش از عشق او دست کشیده . کتاب مکالمات کلوئه و پدرشوهرش هست . در این باب که اگر بعد از ازدواج عاشق شدیم ماندن صحیح تر است یا رفتن . پدر شوهر کلوئه معتقده این موضوع به نفع کلوئه هست چون اون دختر خوبیه زنی که از صمیم قلبش عاشق و فداکاره و لیاقتش بیشتر از زندگی در کنار مردی هست که از صمیم قلب عاشقش نیست و می تونه راحت اون رو ترک کنه .
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    hani joon آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۱۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    531
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    481
    پسند کرده
    245

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    انتقادهایی که از من میکنید مثل این است که روی تکه یخی قلوه سنگ بگذارید .یخ آب میشود قلوه سنگ سُر میخورد...
    من او را دوست داشتم ص 26
    با خودم گفتم: باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد .آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.به چیز دیگری فکر کرد.باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد...
    ص 29
    سعی کن حرفت ارزشمند تر از سکوتت باشد، در غیر اینصورت
    سکوت را ترجیح بده....

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    hani joon آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۱۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    531
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    481
    پسند کرده
    245

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
    ص 35
    با خودم فکر می کردم زندگی من مانند این رختخواب است .نا مطمئن ،موقتی ، معوق.
    ص 52
    چقدر ساده لوح هستیم خیلی ابله هستیم اگر باور کنیم ثانیه ای می توانیم بر گذر زندگی مان مسلط شویم.جریان زندگی ما ، از ما میگریزداما این اهمیتی ندارد..
    ص 53 -54
    رفتن به آخر دنیا ،عبور از بلندی ها ،پرچین ها ،گودال ها ، دماغ خو را گرفتن ، از حیاط مارسل پیر عبور کردن ، برنامه های تلویزیونی نگاه کردن و توت فرنگی خوردن...
    گاهی اوقات زندگی عالی است... ص60
    سعی کن حرفت ارزشمند تر از سکوتت باشد، در غیر اینصورت
    سکوت را ترجیح بده....

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    hani joon آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۱۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    531
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    481
    پسند کرده
    245

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    زن ،همسر ، موجود پر جنب و جوشی که همه جا میبریم و وقتی او را میبوسیم لبخند میزند....
    معشوقه ، زن جوان بی صبری که کمی روی اعصاب شما میرود..... ص 66
    شهامت از آنِ آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه میکنند و روشن و صریح این عبارات را به خودشان میگویند فقط به خودشان : آیا من حق اشتباه کردن دارم ؟..فقط همین چند واژه....
    شهامت نگاه کردن به زندگی خود از روبرو ، و هیچ هماهنگی و سازگاری در آن ندیدن.شهامت همه چیز را شکستن ، همه چیز را زیر و رو کردن....
    به خاطر خودداهی ؟خودخواهی محض؟البته که نه ، نه به خاطر خودخواهی ...پس چه؟غریزه ی بقا؟میل به زنده ماندن؟ روشن بینی ؟ ترس از مرگ؟
    شهامت با خهود روبرو شدن .دست کم یک بار در زندگی. رو به رو با خود.تنها خود...همین
    حق اشتباه ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها ، بخش کوچکی از یک جمله ، اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد ؟
    چه کسی جز خودت؟
    ص 86
    سعی کن حرفت ارزشمند تر از سکوتت باشد، در غیر اینصورت
    سکوت را ترجیح بده....

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    hani joon آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۱۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    531
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    481
    پسند کرده
    245

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    عاشق شدم همان طور که آدم یکهو بیمار می شود .بی آن که بخواهم ، بی آنکه ، برخلاف میلم و بی دفاع، بی هیچ نیرویی برای مقاومت و بعد....
    - و بعد از دستش دادم .درست همان طور که به دست آورده بودم.
    ص 89
    من هیچ انتظاری نداشتم.در انتظار چیزی نبودم.کار میکردم.کار و کار و کار.برای خودم مشکل درست میکردم کوه هایی برای بالا رفتن.بسیار مرتفع پر شیب و بعد آستین ها را بالا میزدم.از آن کوه های خود ساخته بالا میرفتم تا کو ه های دیگری پیدا کنم.جاه طلب نبودم از خلاقیت تهی بودم....
    ص 90
    من فکر میکنم سکوت من بیشتر از روی کمرویی است.به اندازه ی کافی خودم را دوست ندارم که چندان اهمیتی به حرف هایم بدهم...
    ص91
    سعی کن حرفت ارزشمند تر از سکوتت باشد، در غیر اینصورت
    سکوت را ترجیح بده....

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۰۵
    محل سکونت
    همین ورا
    نوشته ها
    316
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    124
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    زندگی همین است...اراده راسختان را در ترک سیگار تحسین می کنید وبعد در یک صبح سرد زمستان تصمیم می گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید،...

    (صفحه 46)
    [HIGHLIGHT=#ebf1dd]ساختن رو از خودمون شروع کنیم....[/HIGHLIGHT]

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    nasim* آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    333
    میزان امتیاز
    22
    پسند شده
    953
    پسند کرده
    808

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    دام واقعی این است که واقعا باور کنی با طناب بسته شده بودی .آدمی تصمیم هایی می گیرد ، مسئولیت می پذیرد ،و سپس چند خطری هم می کند . خانه می خرد ، نوزادان را در اتاق خواب های صورتی می خواباند و هر شب در آغوش هم بسترش به خواب می رود .

    من او را دوست داشتم . صفحه 53
    از کدام راه قرار است که بیایی ؟!

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    nasim* آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    333
    میزان امتیاز
    22
    پسند شده
    953
    پسند کرده
    808

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "من اورا دوست داشت

    دوست دارم با تو باشم . چون هیچ وقت از با تو بودن خسته نمی شوم . حتی وقتی با هم حرف نمی زنیم . حتی وقتی نوازشم نمی کنی . حتی وقتی در یک اتاق نیستیم . باز هم خسته نمی شوم . هرگز دلزده نمی شوم . فکر کنم به خاطر این است که به تو اعتماد دارم .به افکارت اعتماد دارم . ............ همه ی انچه در تو می بینم و هرچه نمی بینم را دوست دارم .

    من او را دوست داشتم . صفحه 161
    از کدام راه قرار است که بیایی ؟!

صفحه 1 از 14 123411 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما