نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree2Likes

موضوع: مشکات، عشق مامان و بابا

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 61
صفحه 1 از 8 1234 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    یک سالی بود که دل من و بابایی بچه می خواست اما هنوز وقتش نشده بود. تا اینکه تابستون سال87 دقیقا روز 15 ماه رمضون فهمیدم خدا مارو به آرزومون رسونده انقدر خوشحال بودم که با عجله اومدم به بابا هادی خبر بدم سر خوردم رو سرامیکا ناخنم شکست خون و خون ریزی نمی دونستم بخندم یا از درد گریه کنم . بابا که اومد خونه زنگ زدم به خاله جون بهش گفتم سلام خال جان پشت تلفن از خوشحالی نمی دونست چیکار کنه اشکش در اومده بود بعد هم صدای نگران و خوشحال مامان جون بنده خدا ازم دور بود و فکرش مونده بود.بیعد زنگ ردیم عزیزجون اونم خیلی خوشحال شد ماموریت اطلاع رسانی که تموم شد گفتیم خوب یعنی دخمله یا پسمله کی دنیا میاد وسایل چی بخریم و.....
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    اما این تازه شروع ماجرا بود حاملگی سخت و خطرناک با احتمال زیاد سقط. نمی خوام از روزای بعدش بگم از استرس های زیادی که تا آخرین روز همراهم بود از دردها و از همه بدتر استراحت مطلق که حتی از جا نمی تونستم پاشم.ههرچی بود روزارو دونه دونه گذروندیم تا رسیدیم به 28 اردیبهشت 88 روز دوشنبه ساعت 9 صبح دخمل خوشگل ما که دلم برای دیدن و بوسیدنش لک زده بود به جمع ما پیوست و خانواده ما 3 نفره شد.
    عزیز دلم خوش اومدی.
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    10 روز اول خیلی آروم بودی اما یواش یواش اون روی خودتو نشون دادی شیطون شب تا صبح بیدار تا 4-5 ماه من و بابایی شب ها نوبتی بیدار می موندیم و مواظبت بودیم گریه نمی کردی ولی از خواب هم خبری نبود .من و بابا بعضی وقتها از زور خواب احساس می کردیم مریض شدیم . ولی خوب هر چی بود گذشت. دخمل من تو 4 ماهگی:



    قربونت برم که با تمام وجود انگشتتو می مکیدی



    مشکات من دنیا اومد کچل بود مامانی هم براش حد های خوشگل خریده بود و می زد سرش.
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    اینم 1 سالگی عروسک من :





    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    عاشق این عکساشم عکاس هم شکار لحظه کرده بود.توی آتلیه همش می خواست به وسایل دست بزنه و یک جا بند نبود 1 ساعتی طول کشید تا عکس گرفتیم.
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    چند روز پیش دیدم مشکات اومده سراغ لب تاب بهش می گم :چیکار می کنی مامان؟ با آرامش میگه: دالم از مانی سایت بلات عسک دل میالم.
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    چند شب پیش خواهرم زنگ زده بود دویده گوشی رو برداشته می گه: ارو سلام خاله نصبه شبه نمی خوای بخوابی؟ (قبلش دقیقا من اینو بهش گفته بودم)
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mamanemeshkat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۸
    محل سکونت
    تو قلب همسرم
    نوشته ها
    266
    میزان امتیاز
    8
    پسند شده
    420
    پسند کرده
    82

    Re: مشکات، عشق مامان و بابا

    نصفه شب بیدار شده wc داشته با باباش می گه: باباهادی باید بلام عینک بخری.هادی می گه:چرا؟ آخه من تولو ننی بینم که.
    دلا معاش چنان کن که گر بلغزد ÷ای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

صفحه 1 از 8 1234 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما