نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree1Likes

موضوع: نقد و بررسی کتاب (جای خالی سلوچ)

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 112
صفحه 1 از 14 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    نقد و بررسی کتاب (جای خالی سلوچ)

    خب دوستان، امروز نظرسنجی تمام شد، وکتاب "جای خالی سلوچ" اکثر آرا رو بدست آورد. امیدوارم فرصت تهیه کتاب رو قبل از تعطیلات داشته باشید و از خواندن کتاب لذت ببرید

    این هم شرح کوتاهی از جای خالی سلوچ


    جای خالی سلوچ. محمود دولت آبادی. چاپ اول 1358. 405 صفحه

    جای خالی سلوچ دومین رمان دولت آبادی است. محل وقوع داستان، روستای زمینج است. روستایی کویری، با مردمی فقیر. شخصیت*های اصلی داستان خانواده*ی سلوچ هستند. "سلوچ" مقنّی و کارگر است. همسرش "مرگان" زنی است میانسال که درخانه*های اهالی کار می*کند تا نانی به خانه بیاورد. پسر بزرگتر "عباس" که عاشق قمار است و دزدیدن پول برادر کوچکتر. "ابراو" ــ پسر کوچکترـ نوجوانی است گریزان از فقر خانواده که تن به هر کاری می*دهد تا گرد فقر را از خانه دور کند. "هاجر" هم دختر مرگان و سلوچ است که حضوری شبح*وار در خانه دارد.
    با رفتن ناگهانی سلوچ از خانه، داستان آغاز می*شود. مرگان مجبور می*شود بار خانه را به تنهایی به دوش بکشد.
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  2. #2
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "جای خالی سلوچ "

    نقل قول نوشته اصلی توسط mariamnabian
    سلام
    من تازه واردم
    هنوز کامل توجیه نیستم که چی کار باید کرد فقط فهمیدم کتاب این ماه جای خالی سلوچه من قبلا خوندمش عالیه
    ماشه منم عضو بشم ؟ و اینکه کی گرد همایهمرسی از همه
    مریم عزیز خوش آمدید.. امیدوارم اوقات خوش و مفیدی رو در باشگاه بگذرانید.
    لطفا صفحه اول تاپیک رو کامل بخوانید
    http://mamisite.com/forum/viewtopic....505307#p505307

    بحث راجع به کتاب در همین تاپیک و ابتدای هرماه به مدت 10 روز برگزار میشود
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  3. #3
    مدیر انجمن
    Behjat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۵/۰۳
    محل سکونت
    تهران-بلوار فردو
    نوشته ها
    2,225
    میزان امتیاز
    1045
    پسند شده
    29157
    پسند کرده
    17414

    ویترین مدال ها

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "جای خالی سلوچ "

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه1345
    منم نظرگندم جون را دارم(درمورد کمبود وقت) چون من یکی که کتاب هنوز دستم نرسیده احتمالا تا آخر هفته ویا اوایل هفته آینده به دستم میرسه یه کوچولو بیشتر بهمون وقت بدین لطفا،اگه امکانش هست. ممنون.(نیومده تنبل بازی من شروع شد)

    گندم جون و فرزانه جون نگاه به 400صفحه بودنش نکنین راحت میشه خوندش چون به قول معروف یه داستان یک خطی و سر راستی هستش و از جمله ها و کلمات سنگین و نامانوس خبری نیست .
    بازم هر چی نظر سمی جون و بقیه دوستان باشه.
    خداوندا آرامشی عطا فرما
    تا بپذیرم آن چه را نمی توانم تغییر دهم
    شهامتی که تغییر دهم آن چه را که می توانم
    و دانشی که تفاوت این دو را بدانم
    آمین

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    MooniYa آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۶/۰۷
    نوشته ها
    1,313
    میزان امتیاز
    58
    پسند شده
    4021
    پسند کرده
    2975

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "جای خالی سلوچ "

    من دیروز کتاب رو خریدم
    چاپ شانزدهم و 9500 تومن

    یک نگاه کوچولو بهش انداختم و دیدم نثرش روون هستش
    ایشالا امروز استارتشو میزنم ...
    دلتو به هيشكي نسپار اونو واسه من اونو واسه من اونو واسه من نگهدار

  5. #5
    مدیر انجمن
    Behjat آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۵/۰۳
    محل سکونت
    تهران-بلوار فردو
    نوشته ها
    2,225
    میزان امتیاز
    1045
    پسند شده
    29157
    پسند کرده
    17414

    ویترین مدال ها

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "جای خالی سلوچ "

    دخترینه و خردینهء خانه،همین هاجر را دو چندان کم ثقل می نمود.پس همیشه حالتی دل بشک و منتظر در چهره کوچک او جا به جا می شد.چیزی مردد و ناپایدار. در این چهرهء کوچک ،هنوز چیزی از خود در خود نروییده بود.

    جای خالی سلوچ ص 57

    نمی خواست پسرش را با دست خود زجر بدهد، و می داد. نمی توانست این زجر را تحمل کند و تحمل می کرد. این خود ،آزارنده تر بود .این که چیزی راداشت تاب می آورد که باطنش نمی خواست. یعنی اینکه دو بار به خود زخم می زد.
    یکی این که معذب پسرش بود،دیگر این که معذب تحمل این عذاب.

    جای خالی سلوچ ص 76
    خداوندا آرامشی عطا فرما
    تا بپذیرم آن چه را نمی توانم تغییر دهم
    شهامتی که تغییر دهم آن چه را که می توانم
    و دانشی که تفاوت این دو را بدانم
    آمین

  6. #6
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "جای خالی سلوچ "

    کتاب به صورت الکترونیکی هم موجود هست، من دانلودش کردم در سایز 4.6 مگ و کیفیتش هم برای خواندن روی کامپیوتر و موبایل مناسبه..
    اگر کسی دوست داشت پیام خصوصی بفرسته تا براش ارسال کنم.

    از این لینک هم امکان دانلودش هست.
    http://4paye.ir/book/%D8%AC%D8%A7%DB%8C ... 9%88%DA%86

    اما بخاطر کمک به صنعت نشر، اگر امکان خریدش هست بخرید، خودم میخوام امانت بگیرم چون شاید نخوام کتاب رو نگه دارم، باید بخوانمش ببینم به کجا میرسم
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  7. #7
    مدیر انجمن
    پرپرک آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۳/۰۳
    محل سکونت
    mamisite.com
    نوشته ها
    4,765
    نوشته های وبلاگ
    10
    میزان امتیاز
    276
    پسند شده
    21505
    پسند کرده
    15818

    ویترین مدال ها

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - درحال خواندن "جای خالی سلوچ "

    نه کار بود و نه سفره. بی کار ، سفره نیست و بی سفره ، عشق.بی عشق سخن نیست و سخن که نبود فریاد و دعوا نیست.خنده و شوخی نیست.زبان و دل کهنه میشود.....
    ص 10


  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    رعنا ش آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۴/۱۰
    نوشته ها
    356
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    220
    پسند کرده
    12

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) - نظرسنجی 7 روزه دو کتاب دور بعد!

    هفده سال! می شود چیزی سالها در تو گم باشد و تو از آن بی خبر بمانی؟ عاشق شویت بوده و این را از یاد برده باشی؟! این حرف را کجا می شود برد؟
    مرگان در هر قدمی که بر می داشت، هر نفسی که از سلوچ دورتر می شد، احساس می کرد بار دیگر هزار فرسنگ به او نزدیک و نزدیک تر می شود.چقدر دور! چقدر دور از هم شب و روز گذرانده بودند! آی ............که زندگانی چه جور تلف می شود!
    ص33
    نفس شاید دلیلی باشد برای زندگی

    اما.......

    بی شک تو بهانه آنی.......

صفحه 1 از 14 123411 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما