نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree17Likes

موضوع: مامان دوستون داره

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 43
صفحه 1 از 6 1234 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    سلام من دو تا پسر ناز دارم که میخوام از این به بعد خاطرطشون رو بنویسم تا شاید یه روزی بخونن امیرعلی جون مامان خیلی دوست دارم زمستون سال 87 بود دی ماه حالم خیلی بد بود پیش مادرشوهرم بودم گفتم مامان حالم خیلی بده همش حالت تهوع دارم گفت نکنه آره گفتم نه بابا خلاصه مشکوک شدم فردای اون روز رفتم آزمایش غروب رفتم جوابرو گرفتم دیدم بله مثبته از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم همون جا زنگ زدم به همسری از خوشحالی گریم گرفته بود نمیتونستم حرف بزنم همسرم خیلی خوشحال شد ولی چون سرکار بود نمیتونست حرف بزنه خلاصه دوران بارداریه سختی داشتم بخصوص چهار ماه اول خیلی اذیت شدم از همه چی بدم میومد در یخچالو که باز میکردم دلم زیرو رو میشد خلاصه این نه ماه با همه ی سختی هاش گذشت و پسرم به دنیا اومد توی اتاق عمل وقتی بچرو بهم نشون دادن زدم زیر گریه خیلی بچه ی آروم و نازی بود اصلا منو اذیت نکرد تا اینکه برادرش به دنیا اومد خیلی شلوغ شده انشاالله خاطراطشو براتون میزارم . دقیقا تیرماه سال 90 عقد برادرم بود نمیدونستم باردارم البته خودم بچه خواستم ولی فکر نمیکردم به این زودی نتیجه بده خلاصه زنموی زنداداشم گفت بارداری گفتم نه بابا گفت چرا حالتت مثل زنای بارداره فردای اون روز رفتم بی بی چک گرفتم دیدم بله درست گفتن این بارداریم هم خیلی سخت بود ولی به خوبی تموم شد و خداروشکر بچه ی آروم و بی آزاری دارم.
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    اردیبهشت امسال رفته بودیم مسافرت خونه ی خواهرشوهرم شب اول خیلی خوب بود راحت خوابیدیم ولی شب دوم از گرما خوابمون نبرد چون خونه گرما از کف داشت و خیلی گرم شده بود خلاصه صبح شده بود ما هم میخواستیم راهی تهران بشیم که متوجه شدیم امیرعلی شوفاژ روشن کرده بهش گفتیم کی شوفاژو روشن کرده میگفت یه پسر بد.
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    امیر علی از موقعی که به دنیا اومده سالی دو بار رفته مشهد پارسال مهر ماه رفتیم مشهد باردار بودم امیرعلی پیش باباش بود سر نماز رفته بود کنار حوض آب بازی کلی خودشو خیس کرده بود بعدشم فکر کرده بود گم شده خادم اومده بود ببردش که باباش سر میرسه ولی اینقدر خودشو خیس کرده بود که به زور بردیمش هتل کل لباسای باباش خیس شده بود.
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    چند روز پیش همسری از امیرعلی پرسید کدوم عمه رو بیشتر دوست داری (3 تا عمه داره) گفت همشون تازه گاوم دوست دارم.
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    امسال اردیبهشت ماه بود با مامانم و مادرشوهرم میخواستیم بریم مشهد تو فرودگاه امیرعلی پرسید مامان بابا صالح(پدر من) کجاست گفتم خونه بیچاره الان تنها خوابیده که امیرعلی زد زیر گریه تو گریه میگفت بابا صالحم تنهاست خلاصه به زور ساکتش کردیم خیلی بچه ی احساساتیه اگه لالایی غمگین براش بخونم میزنه زیر گریه میگه مامان اینو نخون یا بگن آخه ی بیپاره فلانی بابا نداره میزنه زیر گریه البته بگم این روحیش به خودم برده
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    سلام امروز امیرعلیرو بردم کلاس نقاشی خانم مربی بهشون نقاشی گل یاد داد با کف دستشون بهشون گفت که واسه ی گل آب بکشید امیرعلی گلرو تو دریا کشید هرچی رنگ آبی بود زد به نقاشی.
    امیرعلی و باباش خیلی دوست دارن جک و جونور نگه دارن ولی من فوق العاده میترسم و بدم میاد هر وقت امیرعلی میگه مثلا خرگوش بگیر برام میگم نه پی پی میکنه همه جارو کثیف میکنه امروز تو کلاس نقاشی مربیشون کاسکو اورده بود امیرعلی یهو بی مقدمه گفت مامان تاستو (کاسکو) پی پی نمیتونه(نمیکونه) گفتم نه گفت مامان تاستو(کاسکو) میخری.
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    سلام من هر دو ماه یکبار که برای قدو وزن امیرحسن میرم مرکز بهداشت برای جلوگیری یه بسته وسیله میدن این ماه که رفتم وسیلرو گرفتم گذاشتم تو کیفم اومدم خونه یادم رفت بردارم امیرعلی رفت از تو کیفم در آورد گفت مامان این چیه گفتم داروی باباست تا بیام ازش بگیرم دیدم یه دونه باز کرده میگه برم داروی بابارو بدم بخوره.
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مامان امیرحسن آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    145
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    49
    پسند کرده
    4

    Re: مامان دوستون داره

    پسر قشنگم خیلی آرزو دارم پیشرفتترو ببینم واسه ی پدر مادر هیچ چیز شیرین تر از ترقی بچه هاش نیست بالاخره یه ترم کلاس نقاشی پسرم تموم شد خیلی نقاشی هاش قشنگه همرو اوردم خونه سر فرصت عکساشو میزارم پیکاسو کوچولوی من هنرمندیه واسه خودش هر روز که از خواب بیدار میشم بچه هام تغییر کردن هم رفتارشون هم شکل و قیافشون انگار همین دیروز بود که فهمیدم باردارم ولی خیلی زود به دنیا اومدی و بزرگ شدی و میشی بعد هم برادرت پسر قشنگم امیرحسن خیلی دوستون دارم ....
    آقامون دلبر دلارو میخره کربلا میبره با اون نسیمی که داره عطر گل یاس/ آقا خوب میدونه این دل دیوونه دوست داره بخونه میون بین الحرمین روضه ی عباس.

صفحه 1 از 6 1234 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما