نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree2Likes

موضوع: اسماعیل فصیح - مروری بر زندگی و آثار -

نمایش نتایج: از 9 به 11 از 11
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
  1. #9
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,954
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3328
    پسند کرده
    1346

    Re: اسماعیل فصیح - مروری بر زندگی و آثار -

    بخش دوم – درد سیاوش

    اسماعیل فصیح پس از «شراب خام» کتابی نوشت به نام «دل کور» که ماجرایش را از فضاها و خاطرات کودکی الهام گرفته است، همان فضاهای محله های قدیمی تهران به خصوص زیر بازارچه درخونگاه و خانه ی پدری اش که همیشه*ی خدا شلوغ بود و پر از ماجرا. فصیح درباره آن دوران می گوید: «دو سالم بود که پدرم می میرد، من هر از چند گاهی سر قبر پدرم می روم، همیشه هم ضلع جنوبی قبر می ایستم تا این که یک بار که بر حسب اتفاق شمال قبر ایستاده بودم، انگار خاطره مرگ پدرم به یادم آمد و ناگهان گریه کردم. همه چیز انگار لامصب توی این کامپیوتر ذهن آدم حک شده.» فصیح درباره شخصیت «رسول» در «دل کور» می گوید:«رسول بهترین برادرم است، البته نام واقعی اش محمد بود، که توی کتاب خودش را می کشد چون وصیت کرده بودند که به مادرم ارثی نرسد، برادر واقعی ام محمد هم مثل رسول آدم با استعداد و باهوشی بود و همه شعرها را از بر می خواند.»

    «دل کور و بعد ناگهان داستان جاوید»، این چیزی است که فصیح ناگهان بعد از تعریف کردن ماجرای «دل کور» می گوید. «داستان جاوید» از کارهای موفق اسماعیل فصیح است، اثری که نزدیک به ده بار تجدید چاپ شده و علاقه ی بیشمار فصیح را به ایران باستان نشان می دهد، فصیح برخلاف آن چه در مقدمه ی کتاب آورده، ماجرای داستان را ساخته و پرداخته ذهن اش معرفی می کند و می گوید: «اصلا هیچ کس نبوده، هر چیز بوده توی این کامپیوتر ذهن ام بوده.» نوشتن داستان جاوید شش سال طول کشیده، فصیح درباره کتاب می گوید: «بعد از آن که دو تا کتاب نوشتم، شروع کردم به نوشتن رمان «داستان جاوید»، در حالی که نه کسی را می شناختم به نام «جاوید» و نه از دین زرتشتی خبر داشتم، ناگهان یک روزی خلاصه*ای به ذهنم رسید و داستان را که شروع کردم، نوشتن اش شش سال طول کشید.» اسماعیل فصیح برخلاف گوشه گیری های همیشگی اش یکبار به بهمن فرمان آرا که از او خواسته بوده فیلمی بر اساس رمان هایش بسازد، خلاصه ای از «داستان جاوید» را می دهد، اما: «ارشاد به او اجازه نداد.»
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  2. #10
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,954
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3328
    پسند کرده
    1346

    Re: اسماعیل فصیح - مروری بر زندگی و آثار -

    «ثریا در اغما» که در کنار «زمستان ۶۲» و «داستان جاوید» از مهمترین آثار اسماعیل فصیح است، نقدی است اجتماعی بر فضای روشنفکری پس از ******. می گوید: «یک سری آدم سیر در رفته بودند از ایران به ترکیه و کشورهای غربی و در کافه ها و مهمانی های آنچنانی خوش می گذراندند، بعد این طرف توی ایران ماجرایی بود که نگو و نپرس.» فصیح که بخاطر بسته بودن سفارت انگلستان در تهران مجبور می شود برای دیدن دختر مریض اش به پاریس برود تا از آن جا برای ویزا اقدام کند، یک ماه و نیمی در پاریس معطل می شود و در نهایت هم با جواب رد مواجه شده و به ایران باز می گردد. فصیح با مشکلات بسیاری در پاریس روبرو بود و در طول اقامتش و دید و بازدید از کافه ها و مهمانی های پاریس با به ظاهر روشنفکرانی روبرو شد که به خوش گذرانی مشغول بودند، کسانی که انزجار فصیح را از فضای روشنفکری بیشتر و بیشتر کردند و تقریبا باعث شدند که تا به امروز نگاه محتاطی داشته باشد و وسواس بیش از حدی نشان بدهد. فصیح در این باره می گوید: «وقتی ثریا در اغماست، انگار دنیا در اغماست. ایرانی های خوش گذران ساکن پاریس و این طرف هم یک سری فلاش*بک به خرم شهر و بلوچستان و … آدم های خوش گذرانی که در کافه های پاریس دنبال خوشی و شادی خودشان هستند و تازه دارند از آن جا برای ایرانی های داخل ایران هم تز می دهند و راه حل نشان می دهند.» ثریا در اغما را انتشارات Zed Books Ltd. با ترجمه ی خود فصیح در سال ۱۹۸۵ منتشر کرده است و به قول فصیح «دو مقاله هم درباره اش در نشریات انگلیسی نوشته شد.» ثریا در اغما همچنین در سال ۱۹۹۷ در قاهره و بدون اجازه فصیح به عربی منتشر شده است.

    و اما بعد از چاپ کتاب «درد سیاوش» در سال ۱۳۶۴ نوبت به نوشتن «زمستان ۶۲» می رسد، کتابی که به اعتقاد بسیاری از منتقدان بهترین اثر فصیح است، کتابی که هشت سال توقیف بود و خود فصیح هم بیشتر از دیگر کتاب هایش آن را دوست دارد و می گوید: «زمستان ۶۲ بیرون آمد و بعد هشت سال توقیف شد. فکر می کنم چون اوایل جنگ بود و در آن وضعیت منصور فرجام عاشق دختری به نام لیلا شده بود. وقتی کتاب به چاپ دوم رسید، دستور می آید که «کتاب ها خمیر شود» و کتاب ها را خمیر می کنند. ایران جزء کپی رایت بین المللی نیست، زمستان ۶۲ را یک ایرانی که در آلمان کتابفروشی بزرگی دارد، به آلمانی ترجمه و چاپ کرد و بعدا پنج نسخه هم برای من فرستاد. زمستان ۶۲ توقیف بود تا آن که یک روز آقای عطاء الله مهاجرانی آمد خانه دیدن ام، دوباره اجازه چاپ گرفت و ناشر هم بلافاصله ده هزار نسخه منتشر کرد و آن قدر عجله ای این کار انجام شد که یادشان رفت آن شعر اول کتاب را روی صفحه ی اول بیاورند، که من روی آن خیلی حساس بودم.» راوی کتاب های فصیح هر از چند گاهی در کتاب، مشغول خواندن کتابی از یک نویسنده است که به قول فصیح «همان تز اصلی داستان است.» که این کتاب داخل داستان در «زمستان ۶۲» کتاب «در انتظار گودو» نوشته*ی «ساموئل بکت» است.
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  3. #11
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,954
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3328
    پسند کرده
    1346

    Re: اسماعیل فصیح - مروری بر زندگی و آثار -

    با این همه اسماعیل فصیح از انتشارات البرز و پیکان و آسیم راضی است و صاحبانشان را از دوست قدیمی اش معرفی می کند و می گوید: «بیشتر کتاب های من را نشر «آسیم» چاپ کرده. من نشر البرز و پیکان و آسیم را از همان دوران نشر نو می شناختم. قرار داد که می بستیم، شانزده درصد قیمت پشت جلد را چک می نوشتند برای شش هفت ماه بعد و می دادند به من و البته حق تجدید چاپ کتاب هایم هم با آن ها بود، برای همین است که در طول این همه سال سراغ ناشر دیگری نرفته ام، ضمن این که از کارشان راضی هم هستم.»

    اسماعیل فصیح چند وقتی است که رمان «تلخ کام» را تحویل ناشر داده و می گوید:«نه ماه است که در انتظار مجوز است». کتابی که مجوز نگرفتن اش فشار عصبی بسیاری بر او وارد کرده، فشاری که آن قدر سهمگین بوده که بجز بستری کردن اش در بیمارستان توانسته زبان اعتراض این نویسنده ی به شدت منزوی معاصر را پس از نیم قرن بگشاید و بگوید:«وقتی یک نویسنده ای مثل من که تمام عمرش را فقط نوشته و نوشته اجازه ندهند که کتاب چاپ کند، پس برای چه و به چه امیدی باید زنده باشم؟» فصیح درباره کتاب جدیدش می گوید:«کتاب «تلخ کام» آخرین حرف های داستان جاوید است. یعنی جاوید در نود و یک سالگی. این بار جلال آریان بعد از ****** برای چند کار شرکتی می رود لندن و توسط یک خانمی مطلع می شود که شخصی در خانه ی سالمندان به طور عجیبی تمام روزها قدم می زند و با زبان اوستایی حرف می زند و گه گاه گریه می کند و جلال آریان می رود پیش او تا از او مراقبت کند. وقتی جاوید می فهمد که آریان به دیدنش آمده، می گوید: وای! تو آریانی یعنی از دین زرتشتی، و او می گوید که نه بابا، اسم من جلال است.»
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما