نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree6Likes

موضوع: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 82
صفحه 1 از 11 1234 ... آخرینآخرین
  1. #1
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -



    صادق هدایت (تولّد: 28 ‏بهمن 1281 ‏‎در ‏تهران - مرگ: 19 ‏‎فروردین 1330 در پاریس)، نویسنده، ‏مترجم ‏‎و روشن*فکر ‏ایرانی ‏‎است‎.‎
    صادق هدایت از پیش*گامان داستان*نویسی ‏نوین ایران ‏‎و یک روشن*فکر برجسته بود. برترین ‏اثر ‏‎وی ‏رمان «‏‎بوف کور» ‏است ‏‎که آن را مشهورترین و درخشان*ترین ‏اثر ادبیّات ‏‎داستانی معاصر ‏ایران ‏‎دانسته*اند. حجم ‏آثار ‏‎و ‏مقالات نوشته*شده درباره*ی ‏‎نوشته*ها، ‏نوع زندگی ‏‎و خودکشی صادق هدایت؛ بیان*گر ‏تأثیر ‏‎ژرف او بر جریان روشن*فکری ‏ایران ‏‎است‎.‎‏ هرچند شهرت عامّ هدایت؛ نویسندگی است، امّا آثاری از نویسندگان ‏بزرگ ‏‎را نیز ‏ترجمه ‏‎کرده* است‎.‎
    صادق هدایت در 17 فوریه 1903 (28 ‏بهمن1281) در ‏تهران ‏‎در خانواده*ای اصل* و نسب*‏دار ‏‎و متشخّص ‏متولّد ‏‎شد. پدرش هدایت*قلی*خان (اعتضادالمُلک) و ‏نام ‏‎مادرش نیّرالمُلوک (نوه*ی مُخبرالسّلطنه*ی هدایت) نوه*عموی اعتضادالمُلک بود. جدّ اعلای صادق هدایت، رضاقلی*خان هدایت از رجال ‏معروف ‏‎عصر ناصری و صاحب کتاب*هایی چون: «مجمع الفصحا» و «اجمل*الّتواریخ» بود. صادق؛ کوچک*ترین فرزند ‏خانواده ‏‎بود و دو برادر و سه خواهر بزرگ*تر از خود داشت‎.‎
    صادق هدایت؛ ‏تحصیلات ابتدایی ‏‎را در «مدرسه*ی علمیّه*»ی ‏تهران ‏‎گذارند. در ‏سال 1293 ‏‎به «دارالفنون» رفت ولی در ‏سال 1295 ‏‎به خاطر ‏بیماری ‏‎چشم*؛ ‏مدرسه ‏‎را ترک ‏کرد ‏‎و در 1296 در مدرسه*ی «سن*لویی» که مدرسه*ی فرانسوی*ها بود به ‏تحصیل ‏‎پرداخت. به گفته*ی خود هدایت؛ ‏اوّلین ‏‎آشنایی*اش با ‏ادبیّات جهانی ‏‎در این ‏مدرسه ‏‎بود. او به کشیش آن ‏مدرسه، درس فارسی ‏‎می*داد و کشیش هم او را با ‏ادبیّات جهانی ‏‎آشنا می*کرد. در همین ‏مدرسه، ‏‎صادق به ‏علوم ‏‎خفیّه و متافیزیک علاقه ‏پیدا ‏‎کرد. این علاقه بعدها هم ادامه ‏پیدا کرد ‏‎و هدایت نوشتارهایی در این ‏مورد انتشار ‏‎داد.‏
    در همین ‏دوران، ‏‎صادق هدایت؛ گیاه*خوار ‏شده ‏‎بود و به اصرار و پند بستگانش توجّهی نمی*کرد و کتابی در فواید گیاه*خواری نیز نوشت. او تا ‏پایان عمر، ‏‎گیاه*خوار باقی*ماند‎‏. بزرگ ‏‎علوی در این ‏باره ‏‎می*نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله*زار یک نان گوشتی را که به ‏زبان روسی «‏‎بولکی» می*گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، ‏گاز ‏‎زد و ناگهان چشم*هایش سرخ شد، ‏عرق ‏‎به پیشانی*اش ‏نشست ‏‎و داشت قِی می*کرد که دست*مالی از جیبش بیرون آورد و لقمه*ی نجویده را در آن تف کرد.»‏
    ‏ در ‏سال 1303 ‏‎در حالی که هنوز مشغول ‏تحصیل ‏‎در ‏مقطع متوسّطه ‏‎بود، دو ‏کتاب کوچک انتشار ‏‎داد: «انسان و حیوان» که راجع به مهربانی با حیوان*ها و فواید گیاه*خواری *است و تصحیحی از رباعیّات ‏خیّام ‏‎با ‏نام «‏‎رباعیّات ‏خیّام» ‏‎به ‏هم*راه ‏‎مقدّمه*ای مفصّل‎.‎
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  2. #2
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -



    هدایت در 1304 ‏تحصیلات متوسطه ‏‎را به ‏پایان ‏‎رساند و با ‏اوّلین گروه ‏‎دانش*آموزان اعزامی به ‏خارج ‏‎راهی بلژیک شد و در رشته*ی ‏مهندسی ‏‎به ‏تحصیل ‏‎پرداخت. در همین ‏سال، ‏‎قطعه ای به نام «مرگ» که آن را در شهر «گان» نوشته بود، در روزنامه*ی «ایران*شهر» که در ‏آلمان ‏‎منتشر می*شد به ‏چاپ ‏‎رساند و مقاله*ای به فرانسوی به ‏نام «‏‎جادوگری در ایران» در مجله*ی «له*ویل دلیس» چاپ کرد.‏
    هدایت از وضع ‏تحصیل ‏‎و رشته*اش در بلژیک راضی نبود و مترصّد بود که خود را به ‏فرانسه ‏‎و از آن جا به پاریس که آن ‏زمان مرکز تمدّن غرب ‏‎بود برساند. سر‏انجام ‏‎در 1306 پس از ‏تغییر رشته ‏‎و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد. در همین ‏سال ‏‎نسخه*ی کامل*تری از ‏کتاب «‏‎انسان و حیوان» با ‏نام «‏‎فواید گیاه*خواری» با مقدمّه*ی ‏«حسین ‏‎کاظم*زاده*ی ایران*شهر» به ‏چاپ ‏‎‏*رساند.‏
    هدایت در ‏سال 1307 ‏‎اقدام به خودکشی در رود «مارن» کرد، لیکن یک ‏قایق ‏‎ماهی*گیری او را نجات داد. در همین ‏دوران ‏‎در پاریس با دختری به ‏نام «‏‎ترِز» دوست بود. صادق در ‏مورد ‏‎خودکشی*اش به برادرش «‏محمود» ‏‎‏*نوشت: «یک دیوانگی کردم به خیر گذشت!» ادّعا شده *است که راجع به خودکشی نخستش؛ توضیحی به هیچ* کس نداده* است. امّا «م. فرزانه» سال*ها ‏بعد ‏‎از ‏زبان ‏‎هدایت (سال*ها ‏بعد ‏‎از خودکشی اوّلش‎‏) نقل ‏‎می*کند که ‏علّت ‏‎خودکشی، مسائل عاطفی بوده *است.‏
    هدایت،* نخستین نمونه*های داستان*های ‏کوتاهشرا در همان ‏سال ِ ‏‎خودکشی*اش نوشت. او نمایش*نامه*ی «پروین ‏دختر ‏‎ساسان» و ‏داستان کوتاه «‏‎مادلن» را در همین ‏دوران ‏‎نوشت. پس از خودکشی نیز ‏داستان معروف «‏‎زنده به گور» و «اسیر فرانسوی» و رساله*ی طنزآمیز «البعثة الاسلامیه فی بلاد الافرنجیه» (یا «کاروان اسلام») را نوشت‎.‎
    هدایت در ‏سال 1309‏‎، بی آن که تحصیلاتش را به ‏پایان ‏‎رسانده باشد، به ‏تهران ‏‎بازگشت و در ‏بانک ملّی ‏‎مشغول به ‏کار ‏‎شد. لیکن از وضع کارش راضی نبود و در نامه*ای به «تقی ‏رضوی» - ‏‎که دوستی*شان در ‏دوران متوسّطه آغاز شده ‏‎بود - و در آن زمان در پاریس می زیست، از ‏حال ‏‎و ‏روز ‏‎خود شکایت *کرده است. دوستی با ‏«حسن ‏‎قائمیان» - که پس از ‏مرگ ‏‎هدایت خود را وقف شناساندن او ‏کرد - ‏‎در ‏بانک ملّی ‏‎اتّفاق افتاد. در همین ‏سال، مجموعه داستان «‏‎زنده* به *گور» و نمایش*نامه*ی «‏پروین دختر ‏‎ساسان» را در ‏تهران ‏‎منتشر کرد و با ‏«مسعود ‏‎فرزاد، ‏بزرگ ‏‎علوی و مجتبی مینوی» آشنا ‏شد ‏‎و گروهی را به نام ‏«گروه ‏‎رُبعه» بنیاد گذاشتند. در آن ‏دوران گروهی ‏‎از ادیبان کهنه*کار بودند که به آن*ها «ادبای سبعه» می*گفتند و به گفته*ی مجتبی مینوی، «هر ‏مجلّه ‏‎و ‏کتاب ‏‎و روزنامه*ای که به ‏فارسی ‏‎منتشر می*شد، از ‏آثار قلم ‏‎آن*ها خالی نبود.» این ‏هفت ‏‎تن که در واقع بیش*تر از ‏هفت ‏‎تن بودند؛ شامل کسانی چون: «محمّدتقی بهار، ‏عباس ‏‎اقبال آشتیانی، رشید یاسمی، ‏سعید ‏‎نفیسی، بدیع*الزّمان فروزان*فر و ‏محمّد ‏‎قزوینی» می*شد‏‎‏. هدایت و دوستانش، نام «گروه ‏‎ربعه» ‏‎را ‏برای ‏‎دهن*کجی به این افراد (که به ‏نظر ‏‎ایشان کهنه*پرست بودند‎‏) انتخاب ‏‎کردند. گفت و گو و دیدارهای ‏گروه ‏‎ربعه در رستوران*ها و کافه*های ‏تهران ‏‎بود. بعدها نیز افراد دیگری چون: «پرویز ناتل خانلری، عبدالحسین نوشین، غلام*حسین مین*باشیان و نیمای یوشیج» به این ‏گروه اضافه ‏‎شدند. این ‏گروه ‏‎به فعّالیّت*های ادبی و ‏فرهنگی ‏‎پرداختند و آثاری ‏چند ‏‎در این سال*ها با ‏هم*کاری ‏‎هم*دیگر ‏انتشار ‏‎دادند. مینوی درباره*ی این ‏دوران ‏‎می*گوید: «ما با تعصّب ‏جنگ ‏‎می*کردیم و ‏برای تحصیل آزادی ‏‎می*کوشیدیم و ‏مرکزِ ‏‎دایره*ی ما صادق هدایت بود.» سال*های 1310 تا 1314 ‏برای ‏‎هدایت دورانی پربار محسوب می*شود و ‏آثار تحقیقی ‏‎و داستانی بسیاری ‏انتشار ‏‎داد‎.‎
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  3. #3
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -



    هدایت، «انیران» را با ‏هم*کاری «بزرگ ‏‎علوی و شین پرتو» نوشت. مجموعه*ی داستان*های ‏کوتاه «‏‎سایه*روشن»؛ نمایش*نامه*ی «مازیار» با مقدّمه*ی مینوی، ‏«کتاب ‏‎مستطاب وغ*وغ ساهاب» با ‏هم*کاری مسعود ‏‎فرزاد و ‏مجموعه ‏‎داستان*های ‏کوتاه «‏‎سه ‏قطره ‏‎خون» و چندین ‏داستان کوتاه ‏‎دیگر در این ‏دوران ‏‎به ‏چاپ ‏‎رساند. در این ‏دوران، ‏‎شور میهن*دوستی و بیگانه*ستیزی در بسیاری از ‏آثار ‏‎وی ‏موج ‏‎می*زند.‏
    هم*چنین هدایت ‏برای اوّلین ‏‎بار در ‏ایران ‏‎اقدام به جمع*آوری متل*ها و داستان*های عامیانه ‏کرد ‏‎و «اوسانه*ها» و ‏کتاب ‏‎‏«نیرنگستان» را در این ‏موضوع ‏‎به ‏چاپ ‏‎رساند. به علاوه طیّ دو ‏مقاله ‏‎در مجلّه*ی «سخن» راجع به فولکلور و ‏ادبیّات ‏‎توده مطالبی نوشت. مجلّه*ی ‏«موسیقی» ‏‎را هم در این ‏دوران ‏‎بنا نهاد. هدایت در خلال این سال*ها به ترجمه*ی آثاری از چخوف و نویسندگان دیگر نیز ‏پرداخت ‏‎و هم*چنین در ‏کتاب «‏‎رباعیّات ‏خیّام» تجدید ‏نظر کرد ‏‎و آن را مفصّل*تر با عنوان «ترانه*های ‏خیّام» انتشار ‏‎داد. سفرنامه*ای هم راجع به سفرش به ‏اصفهان ‏‎به ‏نام «اصفهان نصف جهان» ‏‎نوشت‎.‎
    هدایت در ‏سال 1315 ‏‎به ‏هم*راه ‏‎«شین پرتو» به ‏هند ‏‎رفت و در ‏آپارتمان ‏‎او ‏اقامت ‏‎کرد. در ‏هند ‏‎به فراگیری ‏زبان ‏‎پهلوی نزد دانش*مند پارسی* «بهرام گور انکلساریا» ‏(از ‏پارسیان ‏‎هند) پرداخت ‏‎و «کارنامه*ی اردشیر پاپکان» را در ‏هند ‏‎از پهلوی به ‏فارسی ترجمه ‏‎کرد. در طیّ ‏اقامت ‏‎خود در بمبئی ‏اثر معروف ‏‎خود «بوف کور» را با ‏دست ‏‎بر ‏روی کاغذ ‏‎استنیسل نوشته، به ‏صورت ‏‎پلی* کپی در پنجاه ‏نسخه انتشار ‏‎داد و ‏برای دوستان ‏‎خود فرستاد. از ‏جمله ‏‎نسخه*ای ‏برای ‏‎مجتبی مینوی که در لندن ‏اقامت ‏‎داشت و نسخه*ای ‏برای ‏‎جمال*زاده که آن ‏زمان ‏‎در ژنو بود،* فرستاد. عدّه*ای ‏داستان ‏‎بوف کور را ‏محصول حال ‏‎و هوای ‏هند ‏‎می*دانند، لیکن چنان که از گفت و گوهای هدایت و فرزانه برمی*آید؛ هدایت ‏کار روی ‏‎این ‏اثر ‏‎را از سال*ها ‏پیش ‏‎شروع ‏کرده ‏‎بود و به قول خود هدایت در گلویش گیر ‏کرده ‏‎بود. در نسخه*ی پلی*کپی* بوف کور که در ‏هند انتشار ‏‎داد؛ ‏نوشته ‏‎بود که ‏چاپ آن ‏‎در ‏ایران ممنوع ‏‎است. علاوه بر این*ها هدایت، دو ‏داستان ‏‎به ‏زبان ‏‎فرانسوی به نام «‏Lunatique‏» (هوس باز) و «‏‎Sampingue‎‏» (سامپینگه)در ‏هند ‏‎به ‏چاپ ‏‎رساند.‏‎
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  4. #4
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -



    صادق هدایت در ‏سال 1316 ‏‎از ‏هند ‏‎بازگشت و دوباره در ‏بانک ملّی ‏‎مشغول به ‏کار ‏‎شد‎‏. سال بعد ‏‎از ‏بانک ملّی ‏‎استعفا داد و در ‏وزارت فرهنگ استخدام ‏‎شد. او تا ‏سال 1320 ‏‎که متّفقین ‏ایران ‏‎را اشغال کردند به فعّالیّت*های ادبی ‏پرداخت ‏‎و چندین ‏داستان ‏‎و ‏مقاله انتشار ‏‎داد. «کارنامه*ی اردشیر بابکان» را در مجلّه*ی ‏موسیقی ‏‎و «گجسته ابالیش» (ترجمه از ‏متن ‏‎پهلوی) را جداگانه در ‏انتشارات ‏‎ابن سینا چاپ ‏‎کرد. با وجود این، بوف کور هم*چنان در ‏ایران ‏‎منتشر نشده بود. در ‏سال 1320 ‏‎هدایت در دانش*کده*ی ‏هنرهای زیبا ‏‎با سمت ‏مترجم استخدام ‏‎شد. با اشغال ‏ایران ‏‎به ‏دست ‏‎متّفقین و ‏باز شدن فضای سیاسی ،‎بوف کور به ‏صورت ‏‎پاورقی در روزنامه*ی ‏ایران ‏‎به *صورت سانسورشده به ‏چاپ ‏‎رسید. در ‏سال 1321 ‏‎مجموعه*ی «سگ ول*گرد» را ‏انتشار ‏‎داد و ترجمه*هایی از «شهرستان*های ‏ایران»، «گزارش ‏‎گمان*شکن» و «یادگار جاماسپ» از پهلوی به ‏فارسی صورت ‏‎داد‎‏.‏
    بعد ‏‎از 1320 تا 1324 و ‏پایان جنگ جهانی دوم؛ ‏‎انتقادهای ‏اجتماعی ‏‎صادق هدایت شدّت *گرفت‎‏. داستان بلند «‏‎حاجی*آقا» و ‏داستان کوتاه «‏‎آب زندگی» و مجموعه*ی «ولنگاری» که ‏همه ‏‎مضامین ‏اجتماعی ‏‎دارند، در این ‏دوران ‏‎به ‏چاپ ‏‎رسیدند. علاوه بر این فعّالیّت*ها هدایت به ‏نوشتن ‏‎مقاله*های ‏نقد ‏‎ادبی و ترجمه*ی آثاری از کافکا نیز ‏پرداخت ‏‎و در نشریّه*های ‏مختلف ‏‎به ‏چاپ ‏‎رساند‎‏. چند اثر ‏‎دیگر پهلوی را هم ‏ترجمه ‏‎کرد. در ‏سال 1324 ‏‎هدایت سفری به تاشکند داشت و در ‏انجمن فرهنگی ایران ‏‎و شوروی از او تقدیر شد‎.‎
    در این ‏دوران، ‏‎بسیاری از رفقای هدایت از ‏جمله: ‏‎علوی و عبدالحسین نوشین به حزب توده ‏پیوسته ‏‎بودند و در مجموع، ‏نشست ‏‎و برخاست وی با توده*ای*ها بیشتر ‏شده ‏‎بود و حتّی مقالاتی در روزنامه*ی ‏«مردم» ‏‎که ارگان حزب توده بود، با ‏نام ‏‎مستعار به ‏چاپ ‏‎رساند. لیکن علی*رغم اصرار سردم*داران حزب هرگز به حزب توده نپیوست. پس از ‏پایان جنگ ‏‎و پیش* آمدن مسائل ‏آذربایجان؛ ‏‎هدایت از توده*ای*ها هم سرخورده شد و بیش از ‏پیش ‏‎به ‏شرایط ‏‎بدبین شد. بدبینی او به ‏شرایط ‏‎در نامه*هایی که به جمال*زاده و «شهید نورایی» نوشته *است، دیده می*شود‏‎.‎
    در ‏سال 1326 ‏‎به ‏نوشتن «‏‎توپ مرواری» ‏پرداخت ‏‎امّا این ‏اثر ‏‎تا پس از مرگش به ‏چاپ ‏‎نرسید. معروف*ترین ‏نام ‏‎مستعار او که توپ مرواری هم ‏با ‏‎آن منتشر شد، «هادی صداقت» است. در 1327 مقاله*ی «پیام کافکا» را به ‏صورت ‏‎مقدّمه*ای بر ‏کتاب «گروه ‏‎محکومین» نوشته*ی کافکا و ترجمه*ی ‏حسن ‏‎قائمیان نوشت. در ‏سال 1329 ‏‎با ‏هم*کاری حسن ‏‎قائمیان، ‏داستان «‏‎مسخ» کافکا را ‏ترجمه کرد ‏‎و در مجلّه*ی سخن ‏انتشار ‏‎داد. در 12 آذر همان ‏سال، ‏‎با ‏گرفتن ‏‎گواهی ‏پزشکی (‏‎برای ‏اخذ ‏‎روادید) و فروختن کتاب*هایش به ‏فرانسه ‏‎رفت. در طول ‏اقامت ‏‎در ‏فرانسه، ‏‎سفری به هامبورگ داشت و نیز سعی ‏کرد ‏‎به لندن برود که موفّق نشد. سرانجام در 19 فروردین 1330 در ‏آپارتمان ‏‎اجاری*ا*ش در پاریس با ‏گاز ‏‎خودکشی کرد. او نخستین نویسنده و ادیب ‏ایرانی ‏‎محسوب می*شود که خودکشی ‏کرده ‏‎است. وی ‏چند روز قبل ‏‎از خودکشی، بسیاری از داستان*های چاپ*نشده*اش را نابود ‏کرده ‏‎بود. هدایت را در قبرستان «پرلاشز» به ‏خاک ‏‎سپردند. مراسم خاک*سپاری*اش با ‏حضور ‏‎عدّه*ای اندک از ‏ایرانیان ‏‎و فرانسویان ‏صورت ‏‎گرفت‎.‎
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    MooniYa آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۶/۰۷
    نوشته ها
    1,313
    میزان امتیاز
    58
    پسند شده
    4021
    پسند کرده
    2975

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -

    هدایت در عمر ادبی کوتاهش داستان های کوتاه و بلند متعدد، دو نمایشنامه تاریخی، یک نمایشنامه فکاهی، یک سفرنامه و مجموعه ای از طنز منتشر کرد. همچنین نقدهای ادبی متعدد، مطالعات بسیار بر فولکلور ایرانی و ترجمه های بسیار از متون فارسی میانه و از زبان فرانسه در کارنامه اش دیده می شود. اعتبار او به خاطر آوردن ادبیات و زبان مدرن ایرانی به جهان ادبیات است. اما تجدد و مدرنیته برای هدایت فراتر از مسئله نسبیت علمی و تقلید صرف از ارزش های غربی است. او در سال های پایانی عمرش، با درک دو عامل اصلی عقب ماندگی ایران، حملاتش را به دو موضوع سلطنت و همچنین تعصب های خشک معطوف کرد و در داستان هایش سعی کرد نابینایی و ناشنوایی مردمش را نسبت به این دو عامل اصلی درمان کند. اما تمام اطرافیانش او را رها کردند، و او در آخرین اثری که در زمان حیاتش منتشر شد، پیام کافکا، نومیدی و حسن سرخوردگی اش را به شدت منعکس کرد.



    آثار

    «رباعیات خیام» : کتاب مستقل 1303
    «زبان حال یک الاغ به وقت مرگ»: مجله وفا سال دوم شماره 6 صفحه 164 تا 168
    «انسان و حیوان»: کتاب مستقل - انتشارات بروخیم
    1305 «جادوگری در ایران»: La Magie en Perse : به فرانسه در مجله فرانسوی لووال دیسیس Le Voile dIsis شماره 79 سال 31 چاپ پاریس
    داستان «مرگ» در مجله ایرانشهر دوره چهارم شماره 11 چاپ برلن صفحه 680 تا 682
    1306 «فواید گیاهخواری»: کتاب مستقل- چاپ برلین
    1308 «زنده به گور»
    «اسیر فرانسوی»
    1309 «پروین دختر ساسان»: کتاب مستقل- کتابخانه فردوسی
    مجموعه «زنده به گور» مشتمل بر داستانهای:
    زنده به گور
    اسیر فرانسوی
    داود گوژپشت
    مادلن
    آتش پرست
    آبجی خانم
    مرده خورها
    آب زندگی
    1310 «سایه مغول» در مجموعه انیران - مطبعه فرهومند
    «کور و برادرش: ترجمه از آرتور شینسلر Arthur Schnitzler نویسنده اطریشی، مجله افسانه، دوره سوم، شماره 4 و 5
    «کلاغ پیر»: ترجمه از الکساندر لانژکیلاند Alexandre Lange Kielland نویسنده نروژی، مجله افسانه، دوره 3، شماره 11، صفحه 1- 5
    «تمشک تیغ دار»: ترجمه از آنتوان چخوف روسی Anton Pavlovitch Tchekhov ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 23، صفحه 1 -51
    «مرداب حبشه»: ترجمه از کاستن شراو نویسنده فرانسوی Gaston Cherau ، مجله افسانه، دوره 3، شماره 28
    «درد دل میرزا یداله»: مجله افسانه، دوره 3، جزوه 28، صفحه 1- 2 که بعدا به نام داستان محلل چاپ شد
    «مشاور مخصوص»: ترجمه از آنتوان چخوف، مجله افسانه، سال سوم، شماره 28
    «حکایت با نتیجه»: مجله افسانه، دوره 3، شماره 31، صفحه 2 -3
    «شب های ورامین»: مجله افسانه، دوره سوم، شماره 32، صفحه 10 -15
    «اوسانه: قطع جیبی» - نشریه آریان کوده
    «جادوگری در ایران»: ترجمه از فرانسه، مجله جهان نو، سال دوم، شماره اول، صفحه 60 -80
    1311 «اصفهان نصف جهان»: کتاب مستقل-کتابخانه خاور
    مجموعه «سه قطره خون» مشتمل بر داستانهای:
    سه قطره خون
    گرداب
    داش آکل
    آینه شکسته
    طلب آمرزش
    لاله
    صورتک ها
    چنگال ها
    محلل
    «چطور ژاندارک دوشیزه اورلئان شده؟» مقدمه صادق هدایت به کتاب «دوشیزه اورلئان» اثر شیلر - ترجمه بزرگ علوی - صفحه الف تا خ
    1312 مجموعه «سایه روشن» مشتمل بر داستانهای:
    س.گ.ل.ل
    زنی که مردش را گم کرد
    عروسک پشت پرده
    آفرینگان
    شب های ورامین
    آخرین لبخند
    پدران آدم
    «نیرنگستان»- کتاب مستقل
    «مازیار»- کتاب مستقل با همکاری مجتبی مینوی
    «علویه خانم»- کتاب مستقل
    1313 «وغ وغ ساهاب»- کتاب مستقل با همکاری مسعود فرزاد
    «ترانه های خیام»- کتاب مستقل - مطبعه روشنایی
    «البعثه الاسلامیه فی البلاد الافرنجیه» - کتاب مستقل
    « شرط بندی» ترجمه از آنتوان چخوف در مجموعه گل های رنگارنگ
    1315 «بوف کور» کتاب مستقل - چاپ پلی کپی شده
    «کارنامه اردشیر پاپکان» ترجمه از متون پهلوی ضمنا شامل « زند و هومن یسن» ترجمه از متون پهلوی
    1318 «ترانه های عامیانه» - مجله موسیقی، سال اول، شماره های 6، صفحه 17 - 19. 4 و 7 صفحه 24 و 28.
    «متل های فارسی» - مجله موسیقی، شماره 8
    قصه های «آقاموشه»، «شنگول و منگول» - مجله موسیقی، سال اول، شماره 8
    قصه «لچک کوچولوی قرمز» - مجله موسیقی، سال دوم، شماره 2
    1319 «چایکووسکی» - مجله موسیقی، سال دوم، شماره 3، خردادماه، صفحه 25 - 32
    «پیرامون لغت فرس اسدی» - مجله موسیقی، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 31 - 36
    «شیوه نوین در تحقیق ادبی» - مجله موسیقی، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 19 - 30
    «گجسته ابالیش» - ترجمه از متن پهلوی
    1320 «داستان ناز» در مجله موسیقی سال سوم شماره دوم، صفحه 38-30
    «شیوه های نوین در شعر فارسی» در مجله سوم شماره 3، صفحه 22
    «سنگ صبور» مجله موسیقی سال سوم، شماره 6 و 7، صفحه 18-13
    1321 مجموعه «سگ ولگرد» شامل داستانهای
    سگ ولگرد
    دن ژوان کرج
    بن بست
    کاتیا
    تخت ابونصر
    تجلی
    تاریکخانه
    میهن پرست
    «شهرستانهای ایران»: ترجمه از متن پهلوی، مجله مهر، سال هشتم، شماره اول، صفحه 47 - 55، شماره دوم، صفحه 127 - 131 و شماره سوم،صفحه 168 - 175
    داستان «آب زندگی»: انتشارات فرهنگ تهران
    بخش هایی از «بوف کور»: مجله ایران
    «بن بست»: چاپ فرانسه 1942 Limpasse
    1322 «علویه خانم»: کتاب مستقل
    «گزارش گمان شکن» - ترجمه از متن پهلوی
    «یادگار جاماسب» - ترجمه از متن پهلوی، مجله سخن، سال اول، شماره 3،صفحه 161 - 167، شماره 4 و 5،صفحه 217- 220
    ترجمه «گورستان زنان خیانتکار»: از آرتور کریستین سن خاورشناس دانمارکی، مجله سخن، سال اول، شماره 7 و 8
    «جلو قانون»: ترجمه از فرانتس کافکا Frantz Kafka در مجله سخن، شماره 11 و 12
    «کارنامه اردشیر پاپکان» - ترجمه از متن پهلوی
    «چگونه نویسنده نشدم» - مجله سخن
    1323 «آب زندگی» - روزنامه مردم
    «اوراشیما» - قصه ژاپونی - ترجمه در مجله سخن، سال دوم، شماره اول، صفحه 43 - 45
    نقد «بازرس»: اثر گوگول، ترجمه در مجله پیام نو، سال اول، صفحه 52
    «ملا نصرالدین در بخارا»: مجله پیام نو،سال اول، شماره اول،صفحه 57
    «زند و هومن یسن» - ترجمه از متن پهلوی
    «ولنگاری» مجموعه داستانهای:
    قضیه مرغ روح
    قضیه زیر بته
    قضیه فرهنگستان
    قضیه دست بر قضا
    قضیه خر دجال
    قضیه نمک ترکی
    1324 «حاجی آقا» - کتاب مستقل
    نقد «خاموشی دریا»: اثر ورکور - مجله سخن، سال دوم،شماره سوم،صفحه 227 - 228
    «چند نکته درباره ویس و رامین» - مجله پیام نو،سال اول،شماره نهم،صفحه 15 - 19 و شماره 10، صفحه 18 - 26 - 31
    «طلب آمرزش» - از کتاب سه قطره خون، مجله پیام نو، سال اول، شماره 12، صفحه 20 - 24
    «شنگول و منگول»: مجله پیام نو،سال دوم، شماره سوم، صفحه 54 - 55
    انتقاد بر ترجمه رساله «غفران» ابوالعلاء معری، مجله پیام نو، سال دوم، شماره 9، صفحه 64
    «فلکلر یا فرهنگ توده» - مجله سخن،*سال دوم، شماره 3، صفحه 179 – 184 و شماره 4، صفحه 339 – 342
    «طرح کلی برای کاوش فلکلر یک منطقه» - مجله سخن، سال دوم، شماره 4، صفحه 265- 275
    «شغال و عرب» - ترجمه فرانتس کافکا،*مجله سخن،*سال دوم، شماره 5، صفحه 349
    «آمدن شاه بهرام ورجاوند» - ترجمه از متن پهلوی، مجله سخن، سال دوم، شماره 7، صفحه 540
    «خط پهلوی و الفبای صوتی»- مجله سخن، سال دوم، شماره 8، صفحه 616 – 760 و شماره 9، صفحه 667- 671
    «دیوار» - ترجمه از ژان پل سارتر Jean Paul Sartre نویسنده فرانسوی، مجله سخن، سال دوم، شماره 11 و 12، صفحه 833 – 847
    «سامپینگه» Sampingue به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
    لوناتیک Lunatique - «هوسباز» - به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
    1325 «افسانه آفرینش» - چاپ پاریس، آدرین مزون نو
    «آبجی خانم» - از مجموعه زنده به گور، مجله پیام نو، سال دوم، شماره 6، اردیبهشت 1325، صفحه 31 – 36
    «فردا» - مجله پیام نو، سال دوم، شماره 7 و 8، صفحه 54 – 64
    ترجمه داستان «فردا» - به زبان فرانسه در ژورنال دوتهران
    «گراکوش شکارچی» - ترجمه از فرانتس کافکا، مجله سخن،*سال سوم، شماره 1، صفحه 48 – 52
    «قصه کدو» - مجله سخن، دوره سوم، شماره 4
    «ترجمه هنر ساسانی در غرفه مدال ها» - اثر «ال مور گشترن» در مجله سخن، سال سوم، شماره 5، صفحه 318 – 382
    «بلبل سرگشته» در مجله سخن، سال سوم، شماره 6 و 7، صفحه 432 – 443
    مقدمه کتاب «کارخانه مطلق سازی» نوشته کارل چابک، نویسنده چک اسلواکی، با ترجمه حسن قائمیان
    1327 «پیام کافکا» - مقدمه ای بر کتاب «گروه محکومین» فرانتس کافکا
    «توپ مرواری» - کتاب مستقل
    1329 «مسخ» - اثر فرانتس کافکا، ترجمه با همکاری حسن قائمیان
    1378 مجموعه «فرهنگ عامیانه مردم ایران» مشتمل بر بخش های:
    نیرنگستان
    ترانه ها، متل ها، اوسانه و غیره
    تحقیقات صادق هدایت (چاپ برای بار اول)

    1379 «انسان و حیوان» به انضمام مجله های صادق هدایت (چاپ برای بار اول)
    دلتو به هيشكي نسپار اونو واسه من اونو واسه من اونو واسه من نگهدار

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    MooniYa آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۶/۰۷
    نوشته ها
    1,313
    میزان امتیاز
    58
    پسند شده
    4021
    پسند کرده
    2975

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -

    صادق هدایت و موسیقی

    از دوستی نزدیکی که صادق هدایت در بازگشت از اروپا (۱۳۰۹)، با غلامحسین مین باشیان پیدا کرد، خیلی*ها حدس می*زدند این دو در زمینه موسیقی ایران باورهای یکسانی دارند.

    مین باشیان که در سال ۱۳۱۳ به ریاست اداره موسیقی کشور و نیز سرپرستی هنرستان عالی موسیقی برگزیده شده بود، ستیزه*ای ذهنی و عملی با موسیقی سنتی داشت و بر این باور بود که باید این موسیقی را کاملا به کناری نهاد و به قول معروف "از سر تا پا فرنگی" شد.
    شصت سال بعد

    آينه*ای برابر انحطاط
    خودکشی صادق هدایت؛ شصت سال بعد
    روایت*های سینمایی بوف کور

    موضوعات مرتبط

    فرهنگ ایران

    هدایت نیز البته برای موسیقی علمی غرب اهمیت ویژه*ای قائل بود، ولی موسیقی ملی، به ویژه حوزه عامیانه و بومی آن را نیز قدر می*گذاشت. در مجله موسیقی (۱۳۱۷-۲۰) که مدیریتش با مین باشیان بود، بیشتر مقالات در تجزیه و تحلیل آفریده*های موسیقی کلاسیک غرب نوشته می*شد و حتی هدایت نیز مقاله*ای در شرح زندگی و هنر آهنگساز روس " پیتر ایلیچ چایکووسکی" در همان مجله انتشار داد ولی علاقه و توجه ویژه*اش معطوف به ترانه*های عامیانه ایران بود و با یاری خوانندگان مجله می*کوشید این ترانه*ها را گردآوری کند.

    مقاله پژوهشی گسترده*ای از او در شماره*های ۷و ۶ مجله موسیقی آمده که تکمیل کننده جزوه "اوسانه" (افسانه) اوست. اوسانه در سال ۱۳۱۰ در تهران انتشار یافت و بعدها ترانه*های عامیانه نیز به آن پیوسته شد و چاپ*های متعدد پیدا کرد.

    هدایت بر پیشانی ترانه*های عامیانه، حرفی از روبرت شومان، آهنگساز معروف آلمانی را آورده که " با دقت به ترانه*های ملی گوش فرادار! آن*ها سرچشمه بی پایان قشنگ*ترین ملودی*ها می*باشند و چشم تو را به صفات مشخصه ملل گونه*گون باز می*کنند...."

    به باور هدایت، این ترانه*ها اگر چه از نظر "توسعه و زیبائی" به پای موسیقی علمی نمی*رسد- "و برتری موسیقی علمی انکارناپذیر است"- ولی در آن*ها نیروئی حیاتی هست که "خواص" (و تاثیرات) قابل توجهی دارند.

    هدایت بیشتر ترانه*ها را نیز از نظر محتوائی تحلیل کرده است و دو سه تا از آنها را در مقامی برتر نشانده است. ترانه*هائی که می*شود آن*ها را chanson des metamorphses (ترانه*های دگردیسی) نامید، یکی با این سرآغاز:

    "تو که ماه بلند در هوائی/ منم ستاره میشم دورتو می*گیرم/

    تو که ستاره میشی دورمو می*گیری/ منم بارون میشم تن تن می*بارم...الخ"

    و دومی با این سرآغاز:

    "دیشب که بارون اومد/ یارم لب بوم اومد/ رفتم لبش ببوسم/ نازک بود و خون اومد/

    خونش چکید تو باغچه/ یک دسته گل در اومد/.......الخ"

    هدایت می*گوید: در نهایت هیچ چیز برای عاشق باقی نمی* ماند جز حیرت و سرگردانی.
    ترس از موسیقی!

    و اما در مورد برخورد هدایت با موسیقی سنتی، دو روایت شیرین در دسترس داریم. یکی روایتی است از علی دهباشی، مدیر مجله بخارا، نقل شده از تقی تفضلی، مرد فرهیخته*ای که با هدایت نزدیکی**های بسیار داشته است. او و هدایت سالی چند بار به ساری و به میهمانی کلبادی، از ملاکان بزرگ مازندران، می*رفته*اند. در یکی از این سفرها میان آن دو بحث بر سر موسیقی ایران در می*گیرد:

    "رفتیم توی سالن. اول شب بود و دنباله آن حرف*هائی را که درباره موسیقی داشتیم، گرفتیم... در گوشه اطاق دو سه بطری ویسکی بود و یک ظرف بزرگ نقره*ای پر از پسته!...ما دو نفر با آن پسته*ها، دو بطری ویسکی خوردیم....پای منقل تریاک، پنج، شش نفری نشسته بودیم. من ...کمی سه تار زدم و بنان که او هم حضور داشت، خواند... یک وقت دیدم صادق هدایت گریه می*کند و موهای سرش را می*کند! و دست مرا می*بوسد....و می*گوید: تقی...من موسیقی ایرانی را خیلی دوست دارم ولی از این موسیقی و از این سازی که تو می*زنی می*ترسم...سازی که با جان من، مملکت من، روح من، پیوندهای من ارتباط دارد. این موسیقی است، نه موسیقی فرنگی.... و موهایش را هی می*کند...."!

    روایت دوم باز منقول از تقی تفضلی است. راوی نقل ولی مهدی اخوان ثالث است که نقل را به زیباترین واژه*ها و بکرترین ترکیبات آراسته است. در این روایت، دیدار در پاریس، در خانه تفضلی پیش می*آید:

    "خواندمش، پذیرفت، به درون آمد. لختکی آسودیم. سرگرم تنقل و از ری و روم و بغداد سخن گفتن....مینائی از باده فرنگان داشتم. پیش گذاشتم. نم نمک لب تر کردیم. تا کم کمک مستان شدیم و آن چنان*تر..."!

    میزبان سپس می*خواسته صندوقچه کوکی را پیش آورد و نام می*برد "تنی چند از فحول ائمه شریف*ترین الحان فرنگ را...که همه را خوب می* شناخته است...."

    هدایت ولی پاسخی نمی*دهد و پس از چند دقیقه خاموش و ساغر به دست، زنار فرنگان باز می*کند، به سوی پستوی خانه می*رود و سه تار میزبان را می*آورد و به او می*دهد:

    "ساز کوک ترک داشت. نواختن گرفتم.....حالتی رفت که مپرس!"

    نواختن که به پایان می*رسد، بحث از نو بر سر موسیقی ایرانی در می*گیرد و هدایت می*گوید:

    "همه آن*چه شنیده*ای از انکار من این عالم جادوئی را خبر است. و بیشتر خبرها دروغ! من اگر گاهی چنان گفته*ام، نه از آن رو بوده که منکر ژرفی و پاکی و شرف و عزت این الحانم. نه هرگز! من تاب این سحر ندارم، که چنگ در جگرم می*اندازد! همه درد و اندهان کهنه بیدار می*کند. تا سر منزل جنون می*کشدم، می*کشدم... من تاب این را ندارم!.."
    دلتو به هيشكي نسپار اونو واسه من اونو واسه من اونو واسه من نگهدار

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    MooniYa آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۶/۰۷
    نوشته ها
    1,313
    میزان امتیاز
    58
    پسند شده
    4021
    پسند کرده
    2975

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -

    شرح حالش به زبان خودش همراه با تصویر :

    من همان قدر از شرح حال خودم شرَم می*کنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی می*خورد؟ اگر برای استخراج زایچه*ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجّمین مشورت کرده*ام اما پیش بینی آن*ها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگانست؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن*ها کرد چون اگر خودم پیش*دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می*کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن*ها مناسب تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می*داند و پینه*دوز سر گذر هم بهتر می*داند که کفش من از کدام طرف ساییده می*شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می*اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می*گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می*کنند.

    از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته*ای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته*ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده*ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه*رو شده*ام. در اداراتی که کار کرده*ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده*ام و رؤسایم از من دل خونی داشته*اند به طوری که هر وقت استعفا داده*ا با شادی هذیان*آوری پذیرفته شده*است. روی*هم*رفته موجود وازدهٔ بی مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می*باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.

    دلتو به هيشكي نسپار اونو واسه من اونو واسه من اونو واسه من نگهدار

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    MooniYa آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۶/۰۷
    نوشته ها
    1,313
    میزان امتیاز
    58
    پسند شده
    4021
    پسند کرده
    2975

    Re: صادق هدایت - مروری بر زندگی و آثار -

    در زندگی زخم*هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می*خورد و می*تراشد. این دردها را نمی*شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می*کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به*وسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید.صادق هدایت


    زندگی من به نظرم همانقدر غیر طبیعی ، نامعلوم و باورنکردنی میامد که نقش روی قلمدانی که با آن مشغول نوشتن هستم
    گویا یک نفر نقاش مجنون وسواسی روی جلد این قلمدان را کشیده
    اغلب به این نقش که نگاه می کنم مثل اینست که به نظرم آشنا میاید.شاید برای همین نقش است.. شاید همین مرا وادار به نوشتن می کند.صادق هدایت

    عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگی یک ولنگاری موقتی است. عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که درعالم مستی و هشیاری تکرار میکنند پیدا کرد .صادق هدایت


    هیچ وقت نه مسجد، نه صدای اذان، نه وضو گرفتن و اخ و تف انداختن و بالاخره نه دولا راست شدن در مقابل یک قادر متعال و صاحب اختیار مطلق که باید بزبان عربی با او اختلاط کرد، در من تاثیری نداشته است.صادق هدایت

    فاحشه را خدا فاحشه نکرد؛ آنان که در شهر نان قسمت می کنند، او را لنگِ نان گذاشته اند، تا هر زمان که لنگ هم آغوشی ماندند، او را به نانی بخرند!

    صادق هدایت


    زنان به سه مرد نیاز دارند:
    مردی برای عشق ورزیدن ، مردی برای نیاز جنسی و مردی برای آزردن
    اما مردان هنرمند می دانند که با عهده دار شدن هر سه نقش می توان زنان را از دو نفر دیگر بی نیاز کرد. صادق هدایت

    فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست كه مراوادار به حرف زدن می كند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چكه چكه در گلوی خشكسایه ام چكانیده به او بگویم:

    " ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! " صادق هدایت
    • ♡ MeLi ♡ • این نوشته را پسندیده.
    دلتو به هيشكي نسپار اونو واسه من اونو واسه من اونو واسه من نگهدار

صفحه 1 از 11 1234 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما