نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree57Likes

موضوع: جهانگردی - چین

نمایش نتایج: از 9 به 16 از 50
صفحه 2 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
  1. #9
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    بعد از شهر ممنوعه هم رفتیم به دیدن مرکزی که در آن پرورش مروارید می دادند.
    فکر میکنم که همه تورهای چین همین جاهایی که ما رفتیم را - نه بیشتر و نه کمتر - مسافرانشون را می برند
    شاید لیدرها بابت بردن توریست های ایرانی از این مراکز پورسانتی دریافت می کنند

    در مرکز پرورش مروارید هم برایمان درباره مرواریدها حرف زدند و فرق بین مروارید طبیعی و پرورشی و پلاستیکی و ... بعد هم یک صدف را جلوی ما باز کردند و ما مرواریدهای ریز داخل صدف را دیدیم . فکر کنم 20 تا مروارید داخل یک صدف متوسط بود که به هر کدام از ما یک مروارید کوچولوی پرورشی دادند .

    بعد هم رفتیم طبقه بالا که یک فروشگاه بود که پر از زیورالات بود که با مروارید پرورشی روی انها کار کرده بودند . گردن بند و گوشواره و انگشتر و مجسمه و .....
    خوب قیمت ها خیلی بالا بود و بیشتر افراد فقط نگاه می کردند و از گروه ما کسی نخرید
    یک سری کرم که از مروارید تهیه شده بود هم به ما معرفی کردند و کلی تبلیغ که برای پوست و چروک و ... خیلی خوبه و ...اگر 4 بسته می خریدیم یک بسته هدیه می دادند و از این جور کارها و تبلیغات.
    که قیمت هر ظرف کوچکش فکر کنم به پول ما 50 تا 60 هزار تومان میشد .

    راستی یاد گرفتیم که برای تشخیص بین مروارید پرورشی واقعی با پلاستیک هایی که به اسم مروارید میفروشند ، میتوان دو قطعه مروارید را به هم دیگر سائید . که اگر مروارید واقعی باشد وقتی انگشت بکشیم به جای سائیده شده ، یک گرد سفید رنگی روی پوست انگشت ما به جا می ماند.



    monajoon این نوشته را پسندیده.

    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  2. #10
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    توری که ما با ان همراه بودیم قرار بود سه روز گشت شهری و سه تا ناهار به ما بدهد .
    ناهار بعد از مرکز پرورش مروارید رفتیم یک رستوران که غذایش منو آزاد بود و هر کسی هر چقدر می خواست و هر نوع غذایی که می خواست می توانست استفاده کند . انصافا غذاها خوب بودند و تنوع خیلی زیادی داشتند و در این یک هفته سفر ما به چین فقط همین یک وعده ناهار نسبتا خوب را خوردیم و بقیه روزها یا کی اف سی و یا مکدونالد سر کردیم . حداقل ما که اینطوری بودیم چون چند نفر از بچه های گروه ما رفته بودند یک رستوران ایرانی و سه پرس قورمه سبزی و سالاد و ... خورده بودند نزدیک 80 هزار تومان !

    یا دو نفر از دوستان دیگر که در تور ما بودند برای دو تا پیتزا و نودل و ... حدودا 50 هزار تومان پیاده شده بودند و اصلا هم راضی نبودند ، چون خوشمزه نبوده و مجبوری خورده بودند ... برای همین ما با مکدونالد و کی اف سی یک هفته را گذراندیم

    بعد هم ما را بردند مراسم سنتی چای چینی ها را ببینیم
    در این مرکز همه روی صندلی هایی نشستیم و خانم چینی روبروی ما 6 نوع چای را به ترتیب معرفی می کرد و یک بروشور هم دادند که درباره خواص و نام و غیره هر چای نوشته بودند

    مثلا چای سفید . چای یاسمن . چای سیاه و ... بقیه اسم هایش را یادم نیست
    خانم چینی از چای سفید شروع کرد و به هر فردی یک پیاله کوچک و به اندازه یک نیم استکان خودمان از آن چای به ما دادند که خوردیم و درباره خاصیتش و طریقه درست کردنش و ...

    مثلا چای یاسمن شان همان چای سبز ما بود با گل یاس مخلوط کرده بودند و شدید بوی گل یاس رازقی میداد . در ضمن چینی ها با چای شان مثل ما ایرانی ها قند یا شکلات و ... هم اصلا استفاده نمی کنند و چای را بدون هیچ افزودنی یا مزه اضافی می نوشند

    مراسم چای و ظرف و قوری و استکان ان برای چینی ها خیلی مهم است و با صبر و حوصله بسیار چای درست می کنند و هر بار یک پیاله کوچک می نوشند و روزی 7 - 8 بار بیشتر چای های مختلف را می خورند

    بعد از اینکه از همه چای ها خوردیم ، نوبت فروش شد و قیمت هر بسته چای را اعلام کردند
    اول همه قصد داشتند چای برای سوغاتی و ... بخرند اما وقتی قیمت ها اعلام شد به جز یک خانواده که معلوم بود زیادی مایه دار هیستند ، کسی چای نخرید . یک بسته کوچک نیم کیلویی چای یاسمن نزدیم 40 هزار تومان میشد به پول ما . البته بستگی دارد دلار را چند خریده باشید و به یوان تبدیل کرده باشید

    یک بسته و پکیج کامل از 6 نوع چای معرفی شده + یک دست قوری و پیاله های مخصوص چای خوری سبک چینی + یک پی پی بوی ( عروسک کوچکی که در آب داغ می انداختن و هر وقت جیش می کرد نشان میداد که موقع دم کردن چای است و حرارت آب مناسبه - چون چینی ها نمی گذارند آب بجوشد بعد چای دم کنند - ) را با هم به مبلغ 500 هزار تومان تقریبا به پول ما ، تنها خانواده خیلی مایه دار گروه ما از این مرکز چای خانه سنتی خریدند .



    tooba 1352 این نوشته را پسندیده.

    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  3. #11
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    برای شب هم قرار شد برویم یک شو که لیدر تورمان آقای خوش نظر خیلی ازش تعریف می کرد . نام شو ( گلدن ماسک ) بود . اگر به پکن رفتید حتما به دیدن این شو و نمایش فوق العاده زیبا و باشکوه بروید که شاید بهترین قسمت سفر ما همین نمایش بود.
    به گفته لیدرمان اقای خوش گفتار , کارگردان این شوی زیبا فردی بود که در المپیک بین المللی که در پکن چند سال پیش برگزار شد طراحی و ساخت بسیاری از نمایش ها و ... را برعهده داشته است.

    خوشبختانه ما ردیف دوم بودیم و دیدن این نمایش زیبا از ردیف اول و دوم لذت بخش و مهیج هست

    برای بلیط نفری 250 یوان به لیدرمان دادیم تا برایمان بلیط رزرو کند . در طول نمایش اجازه فیلم برداری نمی دادند و در آخر سی دی نمایش را 90 یوان می فروختند که ما خریدیم ( 90 یوان به پول ما حدودا میشود 20 هزار تومان ) البته بعد که آمدیم خانه و سی دی را گذاشتیم ببینیم متوجه شدیم همه نمایش 1و نیم ساعت کامل نیست و با آن نمایشی که ما دیدیم هم کمی متفاوته .
    البته دیدن این نمایش باشکوه در تی وی خانه اصلا قابل مقایسه با زنده اش نبوده و نیست.

    ماجرای کلی نمایش هم درباره مردی بود که عاشق شاهزاده خانم زیبایی میشود و برای به دست اوردنش با نیروهای شیطانی مبارزه می کند و ... بالاخره بعد از سختی های بسیار به شاهزاده می رسد . البته همه این نمایش مثلا در خواب دختر بچه ای است که دارد در ابتدای نمایش کتاب داستانی را می خواند و بعد به خواب می رود و همه این صحنه ها را در خواب می بیند
    صحنه هایی از بهشت و پری های بهشتی و جهنم و نیروهای اهریمنی و ...البته موزیک بسیار تاثیر گذار هم همراه حرکات موزون هنرپیشه ها بود و نمایش به غیر از موزیک ، کلام نداشت .

    بازهم توصیه میکنم اگر پکن رفتید و شو گلدن ماسک هنوز اجرا میشد حتما به دیدنش بروید که واقعا لذت می برید.










    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  4. #12
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    روز بعد ما را به دیدن مرکزی به نام جید بردند ( امیدوارم درست نوشته باشم ) در اینجا سنگ با ارزشی را که رنگ های مختلفی داشت ولی بیشتر به رنگ سبز یشمی و سبزهای روشن بود ، به شکل های بسیار متنوع و گوناگونی تراش داده و از آن دستبند و گردن بند و انواع زیورآلات ساخته بودند . از سنگ جید مجسمه و ظروف و ... هم تراشیده بودند

    مسئولش توضیح داد که دست بندی از این سنگ را دامادها به عروس خانم ها هدیه می دهند و عروس ها تا روزی که با آن مرد زندگی کنند این دستبند را از دست شان در نمیاورند . در ضمن اول دستبنده رنگش سبز روشن هست و هر چه زمان بیشتری می گذرد تغییر رنگ داده و به مرور تیره تر میشود ( شایدم برعکس اول سبز تیره هست و به مرور زمان روشن میشود درست یادم نیست ) و ...

    بعد هم ما را بردند طبقه بالا که انواع و اقسام زیورآلات را با این سنگ درست کرده بودند و می توانستیم بخریم
    خوب حتما می توانید حدس بزنید که قیمت ها بسیار بالا بود و متوجه شدیم که این سنگ ارزشی در ایران ندارد یعنی شما اگر گردن بندی بخرید 900- 800 هزار تومان در ایران ده هزار تومان هم کسی بابتش پول نمی دهد و اصلا این سنگ مثل طلا یا نقره و مروارید نیست که همه جای دنیا بارزش باشد و فقط در چین اینقدر مهم و با ارزش هست









    امروز ما را یک مرکز طب سوزنی هم بردند .
    همگی روی صندلی های مرکز نشستیم و همان موقع برای هر نفرمان یک لگن آب داغ که داخلش یک نوع چای کیسه ای انداخته بودند اوردند و از ما خواستند کفش و جوراب هایمان را در بیاوریم و پاهای برهنه مان را در لگن آب داغ بگذاریم تا سموم پاهایمان به وسیله آن چای کیسه ای مخصوص از کف پاهایمان خارج شود و ...

    بعد همانطور که همه پاهای برهنه و خسته و یخ زده مان در آب داغ بود یک پیرمرد چینی که دکتر طب سوزنی بود ، آمد و برای ما به زبان فارسی درباره طب سوزنی و مزاج ها و ... حرف زد . خیلی شیرین فارسی حرف می زد و خیلی مهربان و خوشرو و خوش خنده بود. کلی هم شعرهای فارسی از سعدی و مولانا و حافظ حفظ بود و ضرب المثل فارسی می گفت

    بعد از توضیجات مفصل جناب دکتر که عکسش را برایتان خواهم گذاشت ، تعدادی دختر و پسر چینی وارد شدند و هر کدامشان به سراغ یکی از ما آمدند تا پاهای ما را ماساژ بدهند
    لیدرمان گفت که ماساژ رایگان هست اما به هر کدام حداقل یک 20 یوانی انعام بدهیم
    ماساژورهای چینی روبروی ما نشسته و ابتدا یک پای ما را از آب درآورده و با حوله هایی خشک می کردند و کرم هایی به پایمان مالیده و حسابی ماساژ می دادند. ماساژور من مرد قوی هیکلی بود که خیلی زور زیادی داشت . تقریبا شبیه این سامورایی هایی بود که در فیلم های چینی می بینیم . خیلی جدی ماساژ می داد و سعی می کرد با همان جدیت به من کرم و چای مخصوصی که ابتدا در آب داغ لگن انداخته بودند و چند قلم چیز دیگر بفروشد

    جالب اینجاست که همه ماساژورها با همه توان شان سعی داشتند ما را متقاعد کنند که دوای همه دردها و مریضی های الان یا آینده ما در این کرم ها و چای ها و ... است . انگلیسی هم زیاد خوب حرف نمی زدند ولی کارشان را کمابیش راه می انداختند
    خلاصه خیلی بامزه بود هم پاهایمان رفع خستگی کردند و گرم شدند و هم سرگرم شدیم
    و هیچ کسی هم حاضر نشد از این کرم و ... بخرد تا آنجایی که ما دیدیم . اما به هر کدامشان 20 تا 30 یوان پاداش دادیم.



    mehregan1384 این نوشته را پسندیده.

    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  5. #13
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    امروز ما را به دیدن دیوار چین هم بردند .
    قسمتی از دیوار چین را مخصوص توریست ها درست کرده اند که با اتوبوس تا چند متری اش میتوان رفت . اقای خوش دست لیدر تورمان گفت که می توانیم یک ساعتی را روی دیوار آزاد باشیم و بعد از یک ساعت همه در کافی شاپی که آنجا بود و کلی اجناس مخصوص سوغات و ... داشت جمع بشویم .
    از سرمای هوا در پکن قبلا برایتان نوشته ام
    حالا همان سرمای گزنده را 10 برابر کنید تا بدانید روی دیوار چین چه خبر بود . به علت باز بودن فضا بادهای سردی می وزید که واقعا غیر قابل تحمل بود . اکثر بچه های گروه 21 نفره ما چند متر بیشتر جلو نرفته بر میگشتند توی کافی شاپ .
    با اینکه دستکش دستمان بود ولی اکثرمان دست هایمان از سرما بی حس میشد بطوریکه احساس می کردیم قادر نیستیم حتی لحظه ای دیگر دوربین را در دستمان تحمل کنیم و هر آن دوربین به زمین می افتد

    البته جالب بود که خود چینی ها به این سرما کاملا عادت داشتند . همه شان لباس گرم داشتند اما خیلی عادی بودند و خیلی هایشان حتی کلاه و شال گردن و دستکش نداشتند - خلاصه به خاطر سرمای هوا زیاد جلو نرفتیم و حدودا بعد از 300 -400 متر همه به سوی کافی شاپ برمی گشتند

    در کافی شاپ یک لیوان چای بدمزه را به من فروختند حدود 8 هزار تومان که فقط بخاطر گرم شدن به زور خوردم چون خیلی بدبو و بدمزه بود و یکی از دوستان یک لیوان قهوه ساده را 12 هزارتومان خرید که او هم به زور نصفش را خورد از بس بدطعم بود

    در قسمتی از دیوار لباس های چینی را گذاشته بودند که بعضی ها می پوشیدند و عکس می گرفتند
    همچنین در قسمت هایی از دیوار هم دستفروش ها صنایع دستی و سوغات و ... را به مبلغ بالایی می فروختند

    یک چیز جالب هم که در سرتاسر دیوار دیده میشد قفل هایی بود که با روبان های قرمز به روی میله های فلزی بسته بودند
    که متوجه شدیم عروس دامادها با همان لباس عروسی می ایند و قفلی را با هم به میله های روی دیوار چین می بندند تا عمر زندگی شان به درازی و استحکام دیوار چین باشد و هرگز از هم جدا نشوند

    اگر به دیوار چین رفتید توصیه می کنم اصلا از فروشگاه های آنجا خرید نکنید چون همان اجناس را به قیمت یک بیستم می توانید در سطح شهر بخرید - مثلا یک لیوان مخصوص دم کردن چای سبز که آنجا می فروختند 70 -60یوان یعنی حدود 15 تا 14 هزار تومان ( البته با دلار 1200 اگر حساب کنید ) در همه فروشگاه های سطح شهر قیمتش بعد از چانه زدن میشد 10 یوان یعنی 2-3 هزار تومان به پول ما . بسیاری از دوستان همراه ما چند تا چیز کوچک از روی دیوار چین خریدند و بعد که در شهر قیمت گرفتیم همه از تعجب شاخ دراوردیم از انصاف چینی ها .

    در مجموع چینی ها افرادی بسیار آرام ، مهربان و بی آزار هستند . برخلاف تصورم خیلی تمیز و خوش پوش بودند برخلاف تایلندی ها
    که هم خیلی بوی بدی می دهند مخصوصا غذاهایشان خیلی بوی ناجور و آزاردهنده ای دارد و اصلا تمیز و مرتب و شیک نیستند
    البته این مقایسه در مجموع و کلی است و مطمئنا افرادی هم استثنا در هر جایی هستند
    نکته جالبی که هست اینه که خیلی زرنگند و از هر چیزی و به هر شکلی دارند پول در می اورند و توریست های بیچاره را سرکیسه می کنند و شاید به همین دلیله که دنیا را با جنس های چینی شان گرفته اند

    این موضوع را هم بگویم که ما دو سه روز قبل از سال نوی چینی ها رفتیم و فردا شب قرار بود شب چهارشنبه سوری شان باشد و اتش بازی و ... و ساعت 12 شب هم که سال نویشان میشد و بعد تعطیلات و جشن های باشکوهشان باید آغاز میشد . جشن هایی که من بارها در شبکه های گوناگون دیده بودم و خیلی دلم می خواست در انها شرکت کنم.
    فضای شهر هم کمابیش تزئین و چراغانی شده بود مخصوصا جلوی فروشگاه های بزرگ و .... همه جا هم پر از این فانوس های قرمز بود که از بیشتر شاخه های درخت ها اویزان کرده بودند و صدای ترق تروق اتش بازی و فشفشه و ... هم کمابیش از هر سو شنیده میشد .
    ناهار روز دوم هم نفری یک نوشابه و یک ساندویچ کوچولوی همبرگر مرغ و سیب زمینی سرخ شده در مکدونالد دادند.

    قبل از رفتن به پکن در سایت های زیادی خوانده بودم که در ایام سال نوی چینی بزرگترین کوچ انسانی اتفاق می افتد و میلیون ها چینی از سراسر جهان برای بازدید خانواده هایشان به کشورشان برمی گردند . همچنین خوانده بودم که همه قطارها و ترمینال ها و اتوبوس ها مملو از جمعیت است و ...
    به همین خاطر کمی نگران شلوغی شهر پکن بودم و فکر می کردم نکند جمعیت آنقدر زیاد باشد که در خیابان ها زیر دست و پا بمانیم و ...


    خوب من با چنین تصوری وارد پکن شدم و درست برخلاف انتظارم 180 درجه همه چیز فرق می کرد . شهر پکن بیش از اندازه خلوت بود . خیابان ها و اتوبان ها خیلی خیلی بزرگ و عظیم بودند ولی آدم خیلی کم بود .
    دلیلش هم این بود که همه از پکن یا همان بیجینگ که پایتخت چین هست به شهرستان ها و روستاهای خودشان رفته بودند و شهر خیلی سوت و کور و یخ زده بود.








    mehregan1384 این نوشته را پسندیده.

    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  6. #14
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    شب چهارشنبه سوری و یا آتش بازی بود و ما تصمیم گرفتیم در خیابان های شهر پیاده روی کنیم تا بیشتر آتش بازی و مراسم شان را ببینیم . از هر طرف صدای ترقه و فشفشه و دارت و ... می امد و گاهی اوقات خیلی صداها بلند و ترسناک میشدند .
    در آسمان هم از هر طرف جرقه های رنگارنگ آتش با شکل های گوناگون دیده میشد.
    ما با مترو تا خیابان شیدان که مرکز خرید بسیار معروفی هست رفتیم چون فکر می کردیم آنجا خیلی شلوغ تر و دیدنی تر باشد که البته اشتباه می کردیم.
    در خیابان ها به ندرت آدم و یا ماشین دیده میشد و فقط سروصدای تق و توق آتش بازی بود.
    شهر را هم تا توانسته بودند چراغانی کرده بودند .

    ساعت 10 و نیم شب بود به هتل برگشتیم در حالیکه همچنان سروصدای زیادی از هر طرف شنیده میشد . داشتیم شبکه سی سی تی وی که شبکه های داخلی چین هست ( تلویزیون خصوصی ندارند و شبکه های سی سی تی وی از شماره 1 تا 50 -60 کانال اگر اشتباه نکنم داشتند ) می دیدیم که برنامه هایی از مراسم سال نو و جشن هایشان نشان می دادند و خیلی قشنگ بود برنامه هایشان که
    ساعت فکر کنم 12 نیمه شب بود ، ناگهان سروصدا چنان بلند شد و از هر طرف شنیده میشد که فکر می کردی شهر رو هوا رفته!
    سریع لباس پوشیدیم و رفتیم دم در هتل ببینیم چه خبر شده که متوجه شدیم سال نوی چینی ها همان لحظه تحویل شده و برای همین همه دارند در آتش بازی خودکشی می کنند !

    جلوی هتل ما هم مراسم اتش بازی راه انداخته بودند و غوغایی بود
    خیلی جالب بود که سطل هایی را با فاصله های کمی از هم چیده بودند که داخل هر سطل پر از مواد محترقه و آتش زا بود
    و مثل رگبار این مواد به هم وصل بودند بطوریکه اولی که آتش می گرفت به ترتیب پشت سرش بقیه یکی یکی آتش می گرفتند و علاوه بر صدای وحشتناک جرقه های رنگی به هوا پرتاب میشد.

    ما که هول هولکی لباس کمی پوشیده و دم در هتل دویده بودیم مثل ... می لرزیدیم و فیلم می گرفتیم
    انقدر مراسم آتش بازی شان زیبا و دیدنی بود که هیچ کس دلش نمی آمد مراسم را رها کرده و برود طبقه دهم لباس گرم بپوشد
    من از مراسم فیلم گرفتم و عکس زیادی ندارم که اینجا بگذارم

    بلافاصله بعد از تمام شدن مراسم جلوی درب هتل که خود هتل برگزار کرده بود چند نظافتچی ظاهر شدند و خیابان را مثل اولش تمیز و مرتب کردند . نکته جالب دیگر اینکه وقتی رفته بودیم در خیابان ها بگردیم همه جا ماشین های پلیس و گاه امبولانس را می دیدیم که مراقب اوضاع بودند که مشکلی به وجود نیاید . با اینکه چین حکومت دیکتاتوری دارد و فقط حزب کمونیست حاکمه و مردم نه حق رای دارند و نه هیچ گونه آزادی سیاسی ، اما به نظر می رسید از آزادی های اجتماعی و فردی زیادی برخوردارند و زندگی نسبتا راحتی را دارند. آنطور که متوجه شدیم یک گروه نخبه دیکتاتور بر کل کشور و توده مردم حکومت می کنند ولی همین گروه نخبه ی خودرای خوب می دانند چطور حکومت کنند تا هم خود مردم در رفاه باشند و هم کشوری با این جمعیت را اداره کنند و در دنیا هم تاثیر گذار ... بطوریکه اقتصاد چین در دنیا جزو چند کشور پیشرفته و بسیار مهم است ... یادم نیست دقیقا اما فکر کنم بعد از امریکا ، کشور چین رشد اقتصادی بالایی دارد.

    مراسم آتش بازی به اوج خود رسیده بود و آسمان یک پارچه پر از رنگ و نور و صدا بود و بوی گوگرد از همه جا به خوبی احساس میشد . خوب برای ما ایرانی ها که هیچ وقت چنین مراسمی نداریم خیلی جذاب بود . نهایت آتش بازی در ایران نیمه شعبان یا 22 بهمن هست که چند تا در میدان آزادی می زنند و کمتر کسی می بیند یا صدایش را می شنود . چهارشنبه سوری ما هم که نه تنها آتش بازی نیست بیشتر احساس خطر به آدم دست می دهد تا لذت و شور و هیجان .

    نهایتا اینکه تا سه روز بعد از شب آتش بازی شان ( شب سال نو ) همچنان تا صبح سروصدای ترق و تورق از هر جا به گوش می رسید هم روزها و هم شب ها که البته شب ها به اوج می رسید و تا خود صبح ادامه داشت . شب اول خیلی خوابیدن در این همه سر و صدا سخت بود اما شب های بعد هم سروصداها کمتر از شب اول بود و هم اینکه عادت کرده بودیم و هر لحظه منتظر شنیدنش بودیم ...

    جالب اینجاست که فردای روز عید همه خیابان ها تمیز و مرتب بودند و به ندرت آثاری از آتش بازی سنگین شب قبل دیده میشد.
    در مجموع مردم پکن تمیز و مرتب بودند هم خودشان هم خیابان هایشان اما یک چیز غیر قابل تحمل داشتند و آن هم انداختن آب دهان روی زمین بود . آنقدر این مسئله زیاد بود و مدام دیده میشد که فکر می کردی به تعداد آدم های شهر آب دهان روی کف خیابان هاست.
    و این بدترین چیزی بود که در پکن خیلی زیاد و در همه جا دیده میشد.










    asma shiraz این نوشته را پسندیده.

    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  7. #15
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    در این چند روز مانده به سال نو از هر کسی لیدر تورمان اقای خوش نام تا ادی لیدر چینی گروهمان و رزویشن هتل و ... که می پرسیدیم مراسم سال نوی چینی ها و رقص اژدها و شیر و ... در کدام محله و خیابان برگزار میشود ؟ همه اظهار بی اطلاعی می کردند. خیلی برایم عجیب بود که آن همه مراسم باشکوه که در شبکه های تلویزیونی خودشان نشان می دادند پس کجا برگزار میشود ؟
    باورش برایم سخت و ناراحت کننده بود که در این سرمای سخت به چین رفته بودیم تا مراسم سال نو را از نزدیک ببینیم ولی از مراسمی که ما همیشه در تی وی و سایت ها می دیدیم اینجا هیچ خبری نبود

    شب قبل تعدادی از افراد گروهمان با لیدرمان اقای خوش صفت رفتند شانگهای ولی ما فقط بلیط پکن را داشتیم چون من اصولا وقتی سفر میروم اصلا حوصله چند تا شهر رفتن را ندارم و فکر می کنم هیچ جایی را نمیشود درست حسابی گشت و در این رفت و آمدها حداقل یکی دو روز زمان از دست می دهیم و چند تا شهر را رفتن در یک کشور دیگر که محدودیت زمانی داریم خستگی و استرس زیادی به همراه دارد . هر چند که قبلا در اینترنت سرچ کرده بودم و به این نتیجه رسیده بودم که شانگهای چیز زیادی برای دیدن ندارد.
    یک برج بلند مخابراتی دارد و باغ و ساختمان های مدرن و ....

    خوشبختانه من قبلا در اینترنت جستجوی زیادی کرده بودم و در رادیو فارسی زبان چین خوانده بودم که سال نوی چینی ها در جاهایی از چین برگزار میشود به نام « میائو هویی » که بازار مکاره هم هست و در این جشن خیمه شب بازی . شعبده بازی . رقص روی چوب و ... انجام می دهند . و این کلمه « میائو هویی » به ما کمک کرد تا از رزویشن هتل بپرسم میائوهویی کجا برگزار میشود و او هم روی یک برگه کاغذ ادرس محله ای را نوشت و به دست من داد .
    الان دقیق یادم نیست نام محله ای که این مراسم آنجا برگزار میشد چه بود . اما می دانم که در مرکز شهر بیجینگ بود
    و اگر اشتباه نکنم محله لیولی چان بود .

    به بقیه بچه های گروه و تورمان که در پکن مانده و شانگهای نرفته بودند گفتیم که ما به این محله می رویم و همه که حسابی از دیدن جشن سال نوی چینی ها ناامید بودند با خوشحالی استقبال کردند .

    بعد از خوردن صبحانه در لابی هتل بودیم که ناگهان گروه نمایشی با لباس های شیر و ... وارد شدند و متوجه شدیم که به دعوت مسئولین هتل صبح اولین روز سال نو ، مراسم کوچکی از رقص شیر در هتل اجرا می شود.
    خوب جای شکرش باقی بود که حداقل همین مراسم کوچک را می توانستیم ببینیم .

    مراسمشان اینطوری بود که 4-5 نفر سنج و طبل و موزیک می زدند و 8 نفر هم بودند که دو به دو در لباس شیر رفته بودند . بطوریکه یک نفر سر شیر را روی سرش گذاشته بود و پاهایش شده بودند دست های شیر و نفر بعدی پاهایش پای شیر بود و بدن شیر .
    به عکس ها با دقت نگاه کنید متوجه منظورم میشوید .
    یک خانم هم وسطشان می رقصید و یک کره زمین را تکان تکان می داد .
    بعد شیرها با موزیک می رقصیدند و حرکات نمایشی انجام می دادند . تعدادی از مسئولین هتل که تعدادشان حداقل 10 -12 نفری میشد هم با لباس های قرمز و مرتب ایستاده بودند و مراسم را نگاه می کردند .

    چند نفر هم بودند که پاکت های قرمز رنگی را که تویش یک 20 یوانی نو بود عیدی می دادند که به من هم دادند . بعد از رقصیدن و با افراد حاضر در لابی عکس گرفتن و ... گروه نمایش راه افتادن و در سالن چرخیدند و به طبقات بالا رفتند .
    ما هم کمی دنبالشان رفتیم و فیلم و ... گرفتم و بعد متوجه شدیم که رسمشان هست که یکی یکی وارد سالن ها و اتاق های مدیریت و جاهای دیگری که نمی دانم کدام قسمت بود میشدند و همین مراسم را انجا انجام می دادند
    و عیدی میدادند و می گرفتند و باز به طبقه دیگر و اتاق های دیگری می رفتند .


    ادی لیدر چینی تورمان توضیح داد که حیوان شیر از ایران به چین رفته و حتی چینی ها اسم شیر را هم همان کلمه فارسی شیر می گویند البته با کمی لهجه و مکث روی حرف ی !










    چند تا از این درخت پر شکوفه در لابی هتل بود که از شاخه هایشان پاکت پول های قرمز رنگی آویزان بود . چینی ها در سال نو توی این پاکت ها پول به هم عیدی می دهند.

    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

  8. #16
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۳۰
    نوشته ها
    115
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    114
    پسند کرده
    0

    Re: جهانگردی - چین

    بعد از مراسم رقص شیر در هتل با بقیه دوستان رفتیم میائو هویی . برای اولین بار بعد از این چند روز جمعیت بسیار زیادی در مترو و خیابان ها بودند و هر چه به محل برگزاری جشن سال نو نزدیک تر میشدیم ، جمعیت بیشتر و بیشتر میشد .
    باید برای ورود به مراسم شان بلیط تهیه می کردیم که قیمتش خیلی پایین بود 10 یوان . یعنی 2 تا 3 هزار تومان به پول ما ... صف زیادی جلوی باجه های فروش بلیط تشکیل شده بود اما انقدر باجه زیاد بود و نظم داشتند که سریع نوبت ما شد و وارد شدیم .

    تعداد مردم که بیشتر هم خود چینی ها بودند خیلی زیاد بود انقدر که اعضای گروه ما مدام همدیگر را گم می کردیم و تازه فهمیدیم چقدر خوش شانس بوده ایم که در این چند روز همه جا خلوت بوده است و شلوغ بودن جاهای عمومی چقدر اعصاب خورد کن هست .

    همه درخت هایی که در آن مسیر بودند با بالون های قرمز تزئین شده بودند . قسمت هایی را هم با مواد خوراکی مثل بلال و گوجه و سیر و ... تزئین کرده بودند .

    برای رسیدن به محوطه اصلی جشن باید از خیابان بسیار طولانی که تا چشم کار می کرد فقط آدم بود و دو طرفش بازار مکاره شان بود می گذشتیم . بازار مکاره شان تشکیل شده بود از دستفروش هایی که با صدای بلند به زبان چینی مردم را دعوت می کردند تا جنس بخرند. تعداد زیادی خوراک های مختلف می پختند و می فروختند. بیشتر خوراکی هایشان را به سیخ کشیده بودند .
    تعدادی ماسک و نقاب های عجیب غریب و مجسمه و اسباب بازی و شمشیر و هزار تا چیز اینطوری می فروختند که به سختی میشد ایستاد و جنس ها را دید یا خرید چون جمعیت خیلی زیاد بود .

    بالاخره به محوطه بزرگی رسیدیم که در هر قسمتی مشغول کاری بودند . مثلا یک جا زنگ بزرگی گذاشته بودند و هر کسی می خواست میتوانست پولی بدهد و زنگ را چند بار به صدا درآورد که البته جزئی از مراسم مذهبی شان بود . در جایی چند چینی با لباس چینی گاری را مثل ارابه راه می بردند و هر کس پول می داد می توانست توی ارابه بنشیند و
    در قسمتی روی چوب های درازی راه میرفتند و نمایش می دادند .
    تعدادی طبل می زدند و می رقصیدند و ....
    محل اجرای مراسم مذهبی شان هم آتش بزرگی درست کرده بودند در چند نقطه و مردم مذهبی شا عودهای بلندی را می خریدند و در صف می ایستادند تا نوبت شان شود و عودشان را آتش بزنند و جلوی یکسری مجسمه تعظیم کنند و ....

    روی هم رفته جشن و مراسم عیدشان با آنچه در فیلم ها و عکس ها دیده بودیم زمین تا اسمان فرق داشت و خیلی جذاب و دیدنی نبود. هر جا هم برنامه رقص شیر یا اژدها و ... بود آنقدر آدم جمع شده بود که چیزی دیده نمیشد !

    فکر کنید ما در این سرما این همه راه رفته بودیم تا این مراسم را ببینیم !

    این در حالی بود که دیشب بیشتر شبکه های سی سی تی وی که شبکه های دولتی چین هستند مراسم فوق العاده زیبا و دیدنی را از مراسم سال نویشان نشان می دادند . کارناوال های بزرگ با رقص های زیبا و حرکات خیره کننده !

    چند ساعتی آنجا بودیم و
    بعد که خواستیم برگردیم به علت جمعیت زیاد درهای یکطرف محوطه را بسته بودند و مجبور شدیم حسابی پیاده روی کنیم . به مترو هم که رسیدیم با جمعیت زیادی مواجه شدیم که از ترس له شدن زیر دست و پا ، تصمیم گرفتیم با تاکسی تا هتل برویم اما هر چه کنار خیابان ایستادیم تاکسی خالی پیدا نمیشد . بعد از حدود یک ساعت معطل شدن دوباره رفتیم مترو و به هر مکافاتی بود وارد مترو شدیم .












    [HIGHLIGHT=#ffffff]نشر دانایی . این تنها راه مبارزه ی ماست با جهل ![/HIGHLIGHT]

صفحه 2 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما