نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
نمایش نتایج: از 17 به 24 از 45
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
  1. #17
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۱۲
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    132
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    91
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    ملودی عزیز وقتی این کتاب رو میخوندم دائم شما تو ذهنم بودی همش با خودم میگفتم خوشبحال ملودی که میتونه کتابو به زبان اصلی بخونه و از همه مهمتر تو اون کشور هم که هست......

  2. #18
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۴/۱۵
    محل سکونت
    زمین
    نوشته ها
    20
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    2
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    تیک عزیزم من کتاب رو دارم ترجمه فارسیش رو میخونم ... ترجمه محمد اسماعیل زاده
    تو خودِ جان جهاني
    گر نهانـي و عيانـي
    تـو هماني كه همه عمر بدنبال خودت نعره زناني

  3. #19
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,954
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3328
    پسند کرده
    1346

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    یک سوال، زن هانس با چه تغییراتی در خودش یک زن خوب میشد.. یعنی زن خوب داستان میشد؟
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  4. #20
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۱۲
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    132
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    91
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    نقل قول نوشته اصلی توسط maman somi
    یک سوال، زن هانس با چه تغییراتی در خودش یک زن خوب میشد.. یعنی زن خوب داستان میشد؟
    مامان سمی جون به نظرم ماری هیچ مشکلی نداشت این هانس بود که فکر میکرد همه باید کمکش کنند و شرایطشو بفهمند.....ماری اون همه مشکل و بیماری داشت(سقط جنین و .....)ولی هانس هیچی از اون مسائل رو درک نکرده بود....بعد کلا ادعا داشت که اون درست میگه و این بقیه هستند که دارند اشتباه می کنند......

  5. #21

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) ** درحال نقد کتاب عقاید یک دلقک *

    یکی از چیزهایی که تو این کتاب برای من جالب بود این بود که با اینکه هانس حاضر بود بخاطر ماری کاتولیک بشه ولی ماری چون می دونست کاتولیک شدن ،اعتقاد قلبی هانس نیست ، اون رو نمی پذیره.....تو جامعه ما مثلا مرد براش کافیه که همسرش نماز بخونه و حجاب داشته باشه و اعتقاد قلبی همسرش براش مهم نیست.در مورد خیلی چیزها سوای مذهب هم همینطور.....ما فقط اطاعت می خواهیم از بچه امون ، همسرمون و... و برامون مهم نیست که اونها به انجامش اعتقاد داشته باشن.
    من فکر می کنم کاتولیک نبودن هانس باعث شد که ماری دیگه دوستش نداشته باشه و به نظر من دوست نداشتن برای ترک یه رابطه کافیه....با اینکه زندگی هانس من رو ناراحت می کرد و بخاطر همدردی با ماری احساس عذاب وجدان داشتم.

    هیچ اتفاقی در دنیا اتفاقی نیست.

  6. #22
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۰۵
    محل سکونت
    همین ورا
    نوشته ها
    299
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    124
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    نقل قول نوشته اصلی توسط tic
    سلام صبح بخیر

    سوال امروزمون درباره ی شخصیت های داستانه.قضاوت شما در مورد این افراد چی بود منظورم هم شخصیت های اصلی هست و هم افرادی که نقش کم رنگ تری در قصه داشتند؟....موقع خوندن از دست کدومشون بیشتر حرص میخوردید؟چرا؟شما اگه جای اون فرد بودید چیکار میکردید؟

    شخصیت هایی چون(هانس شنیر.....پدر و مادرش،برادرش لئو...هنریته....ماری و پدرش....و دوستان و آشنایان)
    هانس: به نظر من هانس یک انسان معمولی با خواسته ها وعلایق نه چندان بلند پروازانه هستش ،که چند خصلت در اون باعث شده که به نظر متفاوت وتا حدودی غیر معمول بیاد!یکی از این خصلتها رک بودنشه ،طوری که تو داستان می بینیم از کسی که بدش بیاد بهش می گه واصلا هم تظاهر نمی کنه که این نفرت وجود نداره!انتقاداتشم بی پرده وتند وبدون ملاحظه هستش. شغلش به عنوان یک دلقک هم تو متفاوت بودنش تاثیر زیادی داره. جو نه چندان عادی خانواده ای که توی اون بزرگ شده (خانواده ای که به نظر عاری از محبت وپیوندهای صمیمی میاد) تاثیر زیادی روی زندگی کنونی هانس ونظرات ودیدگاهش نسبت به جامعه ومذهب ودوستانش گذاشته! خیلی از انتقادات هانس کاملا درسته ولی چون اونا رو به صورت تند وصریح وبدون هیچگونه سانسور وملاحظه ای مطرح می کنه به نظر غیر معمول میاد!هانس به درستی تشخیص داده که بسیاری از کسانی که ادعای دینداری وخداپرستی دارن، فقط قصدشون عوام فریبی واستفادۀ ابزاری از دین واعتقادات مذهبی عوام هست مثل زومرویلد کشیش!وبه نوعی می خواست که با این ریا کاری مبارزه کنه وبهشون ثابت کنه که کسی هم هست که راه تفکر وتعقل رو درپیش بگیره وهرنسخه ای رو که براش بپیچن ،چشم بسته نپذیره!

    ماری: نماد انسانهای سطحی نگر وظاهر بینه که تمام هم وغمش انجام بی نقص ظواهر و پوستۀ اموره! زنیه باقلبی پاک که از کمک به دیگران بهیچ وجه کوتاهی نمی کنه وبسیار نوعدوست وصبور ومهربانه ولی عیوب اساسی هم داره از جمله ظاهر بینی وساده لوحی!کسی که با چند ساعت صحبت کردن براش واستفاده کردن از غریزۀ میل به پرستشش می شه تا حدود زیادی روش تاثیر گذاشت ومسیر زندگیش رو عوض کرد!ماری کسیه که فکر می کنه اگر بچه هاش غسل تعمید نشن بی دین وخدانشناس میشن، وبه نظر میاد که خدایی رو که درون قلب انسانها جای داره رو نمی شناسه! همین سطحی نگریش باعث میشه که عشق زندگیش رو زیر پا بذاره واونو ترک کنه،در حالیکه به نظر من هانس درون قلبش خدارو خوب می شناخت وفقط در بند ظواهر نبود، روشش متفاوت بود!

    پدر ومادر هانس بیشترین مسولیت رو در بحران روحی وجسمی هانس برگردن دارن ، این رو از فلاش بکهایی که هانس در طول داستان میزنه به وضوح میشه دید! اگه ناهنجاری ونابسامانی رفتاری در وجود هانس دیده میشه ، همه از رفتارهای نادرست همین پدر ومادر آب می خوره! نمونۀ واضحش رو در گفتگوی هانس با پدرش در صفحه های 205و206می بینیم :{...پدر: مگر چیزی کم داشتید؟ گفتم بله:غذا - از آن گذشته پول توجیبی. می دانی وقتی بچه بودم گرسنۀ چی بودم؟ ..... گفتم:سیب زمینی!....} درحالیکه خانوادۀ به ظاهر مرفه وثروتمندی بودن!
    نقش مادر بسیار بدتر از پدر هستش چون علاوه بر پول دوستی به نظر خیلی بی عاطفه وبی رحم هم هست!مثل وقتی که هنریته کشته می شه ومادر برای خراب شدن وخیس شدن کف پوش خونه غصه می خوره وگریه می کنه .

    برادرش وبقیۀ دوستانش همه انسانهای محافظه کاری هستند که مدام در حال حساب وکتاب وسنجیدن سود وزیان کاری هستند که قصد انجامش رو دارن!اگه 1درصد احتمال بدن کاری به نفعشون نیست انجامش نمی دن ،درست به همین دلیل بود که هیچکدوم به هانس کمک نکردن ،حتی برادرش که به دیدنش نرفت! نماد کاملی از انسانهای نان به نرخ روز خور.

    برای من مادر هانس و زومرویلد شخصیتهای منفور کتاب بودن.
    [HIGHLIGHT=#ebf1dd]ساختن رو از خودمون شروع کنیم....[/HIGHLIGHT]

  7. #23

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) ** درحال نقد کتاب عقاید یک دلقک *

    مامی آیسا من باهات خیلی موافقم ولی در مورد ماری و مادر هانس ، برادر هانس و خیلیای دیگه ، شکستن سنتها و هنجارها کار بسیار سختیییه.....کاری که هانس به راحتی انجام می ده وتوقع داره که بقیه هم مثل اون باشن.....من شجاعت و بیخیالی هانس رو تحسین می کنم.....تا حدودی خودم هم همینطور هستم ولی ترس از سنت شکنی و هنجار شکنی رو درک می کنم .....

    هیچ اتفاقی در دنیا اتفاقی نیست.

  8. #24
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۱۲
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    132
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    91
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک) ** درحال نقد کتاب عقاید یک دلقک *

    بر اساس گفته ی خود هانس که میگه من مالیخولیایی ام، کجای کتاب به واقعیت نزدیکو کجاش خیالاته هانسه؟این فقط تصورات منه یا شما هم بعضی مواقع این حسو داشتید ؟شاید خیلی قابل تفکیک نباشه ولی ذهن منو مشغول کرده!!!!!!!!

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما