نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree6Likes

موضوع: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 29
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
  1. #1
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Question چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

    داوطلبین شروع کنند. وگرنه خودم شروع میکنم
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    alaleh 1 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۹/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    153
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    17
    پسند کرده
    287

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

    دوستان عزیز این بخشی از بیوگرافی چارلز دیکنز برگرفته از ویکی پدیاست:
    دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش اهل لاابالی*گری و وامداری بود و کار را به جایی رساند که او را به زندان مارشالسی انداختند. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله را برای تأمین معاش خانه به کارخانه واکس سازیِ «وارن» فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان هم*چنان مجبور به کار بود تا بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.
    دیکنز در آینده ای نه چندان دور به روز نامه نگاری بدل شد. اولین اثر او در سال ۱۸۳ با عنوان ناهار در پوپلار انتشار یافت.مهم ترین اثر وی
    را میتوان "آرزوهای بزرگ" دانست.

    من تا همین جا ادامه دادم تا دوستان در این بحث شرکت کنند.امیدوارم بعد از کامل شدن بیوگرافی به بررسی کتاب آرزوهای بزرگ ب
    پردازیم.
    God is the only truth

  3. #3
    مدیر انجمن
    ღ. saba .ღ آواتار ها
    ღ صــــبا ღ
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۶/۰۲
    محل سکونت
    پایتخت ایران زمی
    نوشته ها
    5,291
    نوشته های وبلاگ
    21
    میزان امتیاز
    76
    پسند شده
    6301
    پسند کرده
    800

    ویترین مدال ها

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

    چارلز جان هوفام دیکنز (به انگلیسی: Charles John Huffam Dickens)، (۷ فوریه ۱۸۱۲ - ۹ ژوئن، ۱۸۷۰)، برجسته*ترین رمان*نویس انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند بود. به عقیدهٔ جیمز جویس - نویسندهٔ بزرگ معاصر- از شکسپیر به این سو، دیکنز تأثیر گذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده*است.

    از او برای داستان*سرایی و نثر توانگرش و خلق شخصیت*های به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمده*است. دیکنز در طول زندگی خویش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کرده*است. از آثارش می*توان، «دیوید کاپرفیلد»، «آرزوهای بزرگ»، «الیور تویست» و «داستان دو شهر» را نام برد.

    منبع: ویکی پدیا
    ღ.ღ
    ماه من غصه چرا ؟
    تو خدا داری و او هر شب و روز
    آرزویش همه آرامش توست
    دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن ها
    کار آنهایی نیست،که خدا را دارند ...


  4. #4
    مدیر انجمن
    ღ. saba .ღ آواتار ها
    ღ صــــبا ღ
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۶/۰۲
    محل سکونت
    پایتخت ایران زمی
    نوشته ها
    5,291
    نوشته های وبلاگ
    21
    میزان امتیاز
    76
    پسند شده
    6301
    پسند کرده
    800

    ویترین مدال ها

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -







    ღ.ღ
    ماه من غصه چرا ؟
    تو خدا داری و او هر شب و روز
    آرزویش همه آرامش توست
    دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن ها
    کار آنهایی نیست،که خدا را دارند ...


  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (*مرضیه*) آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    نوشته ها
    646
    میزان امتیاز
    56
    پسند شده
    310
    پسند کرده
    36

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -


    چارلز دیکنز، که به عقیده*ی جیمز جویس - نویسنده*ی بزرگ معاصر- از شکسپیر به این سو، تأثیر گذارترین نویسنده* در زبان انگلیسی بوده است، در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. پدرش لاابالی*گری و وامداری*اش، کار را به جایی کشاند که به زندان مارشالسی انداختندش. به همین دلیل دیکنز ۱۲ ساله برای تأمین معاش خانه به کارخانه*ی واکس سازیِ «وارن» فرستادند. تا آزادی پدرش از زندان هم*چنان مجبور به کار بود تا که بالاخره بعد از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.


    سپس در دفتر وکالتی مشغول به کار شد و پس از بررسی زندگی شلوغ و متنوع لندن، بر آن شد تا روزنامه*نگار شود. در این دوره، در شیوه*ای سخت از خلاصه*نویسی، توانایی خود را نشان داد و در مارس ۱۸۳۲ در حالی*که جوانی حدوداً ۲۰ ساله بود، خبرنگار امور عمومی و پارلمانی شد.
    دیکنز در سال ۱۸۲۹ دلداده*ی دختری به نام ماریا بیدنل شد، اما والدین ماریا او را از لحاظ اجتماعی در سطحی نازلتر از خود، یافتند. این دلباختگی و برخوردی دیگر با او در میانسالی دیکنز، بعدها در عشق شخصیت معروف رمانش «دیوید کاپرفیلد» به دختری به نام «دورا» بازتاب یافت.
    نخستین طرح*واره*ی دیکنز به سال ۱۸۳۳ با پیوستن به «مورنینگ کرونیکل» به عنوان «ناهار در پوپلار» منتشر شد و در پی آن، طرح*واره*های دیگر. او در این سال*ها با پرسه در نواحی خارج از لندن و حضور در گردهمایی*های انتخابات مقدماتی مجلس و تهیه گزارش از آن، وارد زندگی اجتماعی ای شد که گسترش آن، سریع و لحظه به لحظه بود. او در اوایل سال ۱۸۳۶، دو ماه پس از انتشار «طرح*واره*هایی از بوز»، با «کاترین هوگارت» ازدواج کرد و پس از آن برای نوشتن داستان زنجیره*ایی که بعدها «نامه*های پیکویک» نام گرفت، قرارداد بست. او پیش از آن سردبیری «بنتلیز مسیلانی» را پذیرفته بود که در آن، از سال ۱۸۳۷ تا ۱۸۳۹ «الیور تویست» منتشر شد.



    دیکنز در اوایل ۱۸۳۷، صاحب اولین فرزند خود از ده فرزند شد و در ماه مه، شاهد مرگ خواهر همسرش بود که از اوایل زندگی مشترک آن دو، با آن*ها زیسته بود. یاد فقدان شدید او برای دیکنز بعدها در بیماری سخت «رز میلی» در الیور تویست بزرگ داشته شد.
    در سال ۱۸۳۸ از مدارس ارزان «یورکشر» دیدن کرد و در «نیکلاس نیکلبی»، درباره*ی این اماکن نوشت. در همین روزها با زنی به نام آنجلا بروت کوتس آشنا شد و به دفاع از افکار بشر دوستانه*ی این زن پرداخت و کوشش اجتماعی خود را در خدمت اهداف او به کار بست. از جمله*ی این فعالیت*ها تأسیس خانه*ای برای زنان ساقط شده به سال ۱۸۴۷ بود. هر چند دیکنز در سال ۱۸۳۰ از بزرگان ادب آن روزگار محسوب می*شد، اما او پس از آن نیز، از تلاش خود برای تاختن به بیداد و ستمگری و فخر فروشی، دست نکشید.
    دیکنز با بسط طرح اولیه*ی «ساعت آقای همفری»، داستانی بلندی با عنوان «دکان عتیقه چی» نوشت و هم*چون گذشته، فریاد اعتراض خود را از به کارگیری کودکان در معادن، به گوش جامعه*اش رساند و هم*چنین طنز تمسخر علیه «توری*ها» را در نوشته*های خود جای داد، کسانی*که مخالف تصویب قوانین انسانی بودند.
    ما صبر کردیم واسه فردایی بهتر
    ما صبر کردیم ولی فردا نمیشه...

    یه روزی توی تاریخ مینویسن
    یه جا این نسل مفقود الاثر شد...

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (*مرضیه*) آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    نوشته ها
    646
    میزان امتیاز
    56
    پسند شده
    310
    پسند کرده
    36

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

    در سال ۱۸۴۲ با سفر به امریکا و به رغم استقبال گرمی که از او شد، «یادداشت*هایی از امریکا» و «مارتین چارلز لویت» را به قلم آورد که آمیخته*ای بودند از ستودنی*های بسیار امریکا و البته همه*ی آن*چه که در نگاه دیکنز نفرت*انگیز آمدند. وی در سال*های ۱۸۴۴-۱۸۴۵ نیز از ایتالیا دیدن کرد و در آن*جا ناقوس*های جنوا، عنوان «بانگ ناقوس*ها» را به ذهنش القا کرد، کتاب کوچکی که ضربه*ای بزرگ به نفع مستمندان روزگارش زد. در پی بازگشت از ایتالیا، چندی سردبیر دیلی نیوز (اخبار روز) شد و برای بهبود وضع مدارس ژنده*پوشان و لغو اعدام مجرمان در ملأ عام، کمر همت بست. (مدارس ژنده*پوشان مؤسساتی بودند که در آن کودکان فقیر به رایگان آموزش می*دیدند.)
    «دامبی و پسر» را در پاریس و لوزان نوشت و بعد از نگارش رمان معروف «دیوید کاپرفیلد»، مجله*ی خود «هاوسهولد وردز» (سخنان خانگی) را راه اندازی کرد. مجله*ای که سبک سخن او بود، اساسی و انسانی. دیکنز در این ایام نویسندگی و روزنامه*نگاری را با تئاتر - که اغلب به نفع مؤسسات خیریه برگزار می*شد- در هم آمیخت.
    در سال ۱۸۵۱ به «تاویستوک هاوس» نقل مکان کرد که برای اسکان خانواده*اش و خانواده*ی همسرش که در ایام عدم حضور دیکنز در وطن با خانواده*ی او زندگی می*کردند، به حد لازم، بزرگ بود و پس از این جابه جایی نگارش «خانه قانون*زده» را آغاز کرد. دیکنز در سال۱۸۵۳«سرود کریسمس» را که ده سال پیش از آن نگاشته بود، برای جماعتی ۲۰۰۰ نفری خواند و در سال بعد توانست با انتشار «دوران سختی» در فروش مجله*اش «هاوسهولد وردز» که این روزها افت کرده بود، هیجانی به وجود آورد و با شیوع وبا در سال۱۸۵۴، در همین مجله مصراً خواستار بهبود وضع بهداشت جامعه شد.
    وی پالمرستن و دولتش را به خاطر سوء اداره*ی وحشتناک جنگ کریمه مورد انتفاد قرار داد و این انتقادها در بی*کفایتی موصوف در «داریت کوچک» پی گرفته شد. او سرانجام موفق به خرید خانه*ای شد که از کودکی در رؤیاهای خود می*پروراند، خانه*ای نزدیک راچستر - گذر هیل پلیس. اما در سال ۱۸۵۷ برای او واضح و عیان بود که ازدواج و زندگی مشترک او و همسرش به پایان خود نزدیک می*شود. او که با شور و شوق بسیار، خواستار خوانش قطعاتی از کتاب*هایش برای علاقه*مندان بود، در بحران جدایی از کاترین قرار گرفت. کاترین به تشویق مادرش از دیکنز جدا شد و شایعه*ی وجود رابطه*ی نه چندان خوشایند بین دیکنز و «الن ترنان» هنرپیشه*ی جوان بر سر زبان*ها افتاد. این شایعات و حرافی*ها، دیکنز را برای دفاع از بی*گناهی خود و ترنان، وارد عملی پر هیاهو و به دور از احتیاط کرد.
    در اوایل ۱۸۵۹ مجله*ای تازه با عنوان آل ذیرراوند(سرتاسر سال) که با« داستان دوشهر» آغاز می*شد، منتشر کرد؛ اما فروش آن دچار افت شد و برای بازگشت به وضع قبلی، انتشار «آرزوهای بزرگ» به او کمک کرد.

    دیکنز چون همه*ی آدم*ها، زندگی*ای سراسر کاستی و تناقض داشته است. او رمان*نویس بزرگ دوران کودکی است، دورانی که توقعات و سرخوردگی*هایش برای او، باعث بیگانگی*اش با فرزندان خودش شد. و در این جا خالی از لطف نیست یادآوری تأثیر حضور پدری لاقید در زندگی او و به زندان رفتنش، آن جا که لاقیدی مضحکی در یکی از شخصیت*های داستانی*اش به مسائل مالی شکل می*بندد و زندان در آثار دیکنز به حقیقتی داستانی و اسطوره*ای بدل می*شود.
    او بزرگ*دارنده*ی زندگی خانوادگی* است و با آن*که غوغای جدایی او از کاترین، به طرز دردناک بر سر زبان*ها می*افتد، مدافع اخلاق امور جنسی است. و با آن*که علاقه*اش به ترنان در ذهن عام گمان*هایی می*افکند، شیفته*ی ابداع طرح*هایی است بر محور راز و اختفا و افشا و این در حالی است که او می*تواند راز زندگی خصوصی*اش را حفظ کند. زندگی*نامه*نویسان شخصیت*های زن ساخته و پرداخته*ی آثار مؤخر دیکنز را اغلب به شیوه*ای خام با ترنان یکسان پنداشته*اند؛ اگر چه نام او (الن) مؤکداً با نام*های استلا، بلا و هلنا لندلس پیوند می*خورد، اما روحیات این اشخاص در رمان*های دیکنز تازگی نداشت. زندگی*نامه دیکنز هرگز چون یک رمان نوشته*ی او نبود، هر چند سرشاری نیرو و خود مرکزی و کیفیت نمایش*گونه*، مشخصه*ی کار و زندگی اوست.
    دیکنز نیز مانند بسیاری از رمان*نویسان دیگر (جورج الیوت، زولا، دفو و...) از روزنامه*نگاری شروع کرد و سپس از واقعیت به خیال گرائید. وی نیز مانند دیوید کاپرفیلد در حالی می*نوشت که مقید به سخن دیگران بود. کارش در مقام گزارشگر مذاکرات پارلمانی به او سرعت و دقت آموخت. از گزارشگری به شکل آزادتری از روزنامه*نگاری گروید: «طرحواره*هایی از بوز» در معنا مجموعه مقالاتی است که جریان تکامل رشد تدریجی این داستان*سرا، شخصیت*آفرین و تحلیل*گر محیط*ها و اشیا را به دست می*دهد. او هرچند هرگز از روزنامه*نگاری نبرید و همواره سردبیر مجلات و سرگرم نوشتن مقالاتی برای روزنامه*ها و سخنرانی*ها بود، اما اثر ذکر شده، مثالی روشن از کوشش روزنامه*نگاری است در اعتلا بخشی به استعدادهای نویسندگی خویش.
    ما صبر کردیم واسه فردایی بهتر
    ما صبر کردیم ولی فردا نمیشه...

    یه روزی توی تاریخ مینویسن
    یه جا این نسل مفقود الاثر شد...

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (*مرضیه*) آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    نوشته ها
    646
    میزان امتیاز
    56
    پسند شده
    310
    پسند کرده
    36

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

    دیکنز ارائه کننده عوالم شهر است. دگرگونی شهر - چه از لحاظ اقتصادی و چه اجتماعی - و چیرگی او بر توصیف این دگرگونی*ها. در طرحواره*ها به وضوح این توانایی را می*بینیم. توصیف یک عمارت یا مؤسسه از زبان دیکنز، چیزی ورای وصفی خشک و خالی است از عمارتی بی*جان. او ناظر تغیر*پذیري ظاهر است و چنان توصیف می*کند که گویی این عمارت ساکن نیست. او اشیا را در قیاس جنبه*های متحرک جامعه*ای می*بیند که در حال تبدل است. وقتی خیابان*های کثیف لندن را توصیف می*کند چنین به ما می*گوید:«نم همین قدر دزدانه و نرم فرود می*آید که سنگفرش خیابان*ها را چرب کند.» می*گوید:«چراغ*های گازی به علت مه سنگین و تنبلی که بر هر چیز می*نشیند رخشنده*تر می*نمایند.»
    توصیف طرح*واره*ها چیزی است بسیار سینمایی که از خودداری دیکنز در توصیف صحنه*های ساکن مایه می*گیرد. اگر هم استثنایی بارز به چشم بیاید، بی*گمان مؤید قاعده است.
    طرح*واره*هایی از بوز، از ذوق و استعداد کمدی دیکنز نیز جان می*گیرد. او کمدی را به گونه*ای توصیف می*کند که ما متوجه تأثیر گرفتن او از این تجربه می*شویم. بازیگران زن و دلقک*ها اغراق شده*اند، اما این اغراق به طور قطع ملهم از مبادی تئاتر روزگار خویشند.
    یکی دیگر از استعدادهای نمایشی دیکنز، تأثر انگیزی و خوشمزگی است. یکی از طرحواره*های اولیه یعنی «مغازه*ی گروگیر» این تأثرانگیزی را به گونه*ای شایان بیان می*کند. در این اثر، هم تجزیه و تحلیل است و هم اقناع - که هم تفاهم برانگیز است و هم ترحم*انگیز.
    «دیوید کاپرفیلد» به دوران پختگی و کمال هنری دیکنز تعلق دارد. حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشته*های دیگرست. در این جا توجه نویسنده بیشتر به ماجراهای خانگی و روحانی* است تا بی*دادهای اجتماعی. هرچند با زندگی*ای که خود نویسنده داشته است، طبعاً توجه به مسائل روانشناختی از دید اجتماعی بارز و آشکار است. خفت*های شخصیت «پیپ» در این رمان، فرازجویی*هایش، بزرگ*منشی*های به خود بسته*اش و نیز ترقی و تنزلش همه سمبول*های اجتماعی قابل شناخت*اند. این رمان در آن واحد تصویر یک شخصیت خاص و یک تعمیم نیرومند است.
    دیکنز در چند رمان بعدی دیگرش رنجی بر خود هموار می*سازد تا از هرگونه راه*حل ساده*ای اجتناب کند. «دوران سختی»، « داریت کوچک»، «داستان دو شهر» و « آرزوهای بزرگ» دامنه*ی توقع خود را از خواسته محدود می*کنند و از ما توقع ندارند که بنشینیم و همه کسانی را که اکنون پس از آن* همه رنج، به رفاه رسیده*اند، ببینیم. اگرچه پرداخت شخصیت*های متعلق به طبقه*ی کارگر و مسائل صنعتی به شیوه*ای زمخت و احساساتی انجام شود، هنر« دوران سختی» در نوعی صداقت درباره*ی تقلید اجتماعی شخصیت داستان است. ما در این جا بر خلاف «خانه*ی قانون زده»، از پی تشریح تخریب، در رسیدن ساختمانی در مقیاس کوچک را نمی*بینیم.
    بی*قراری دیکنز برای خلق اثر هم*چنان باقی بود، اما سلامت او با خواندن*های پر از شیفتگی*اش، روز به روز تحلیل می*رفت. پس از سال ۱۸۶۰ (روزهایی که آرزوهای بزرگ قلم می*خورد)، الن ترنان، گاه گاه در نزدش می*ماند. در ۹ ژوئن ۱۸۶۵، دیکنز با سانحه*ی قطار مواجه شد که در مؤخره*ی «دوست مشترک ما» به آن اشاره می*کند، اما با این همه، کتاب*خوانی*های او و سفرهایی که با این هدف داشت، ادامه یافت، چنان*که حدود ۱۸۶۷-۱۸۶۸ دیگر بار به امریکا رفت. او از لحاظ مالی هیچ کم نداشت، اما از نظر جسمانی شکسته به نظر می*رسید.
    بی*اعتنایی او به هشدارها (فلج جزئی - ناتوانی در خواندن حروف سمت چپ و لنگش روز افزون پای چپ) تا بدان*جا پیش رفت که در سال ۱۸۷۰ اقدام به یک رشته کتاب*خوانی جدید نمود. دیکنز در ۱۵ مارس برای آخرین بار «سرود کریسمس» را خواند و سرانجام در ۹ ژوئن ۱۸۷۰، در حالی*که «ادوین درود» به پایان نرسیده بود، به طور ناگهانی از جهان رفت.
    چارلز دیکنز چشم از جهان فروبست تا خالق رمان*های ارزشمندی که رؤیاهای شبانه*ی میلیون*ها کودک و نوجوانی را که شیفته*ی آثارش بودند با نوشته*هایش تنها بگذارد.
    منبع:http://massihnorouzi61.blogfa.comشیما نعمت الهی
    ما صبر کردیم واسه فردایی بهتر
    ما صبر کردیم ولی فردا نمیشه...

    یه روزی توی تاریخ مینویسن
    یه جا این نسل مفقود الاثر شد...

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    (*مرضیه*) آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    نوشته ها
    646
    میزان امتیاز
    56
    پسند شده
    310
    پسند کرده
    36

    Re: چــارلز دیـکنز - مروری بر زندگی و آثار -

    چند حقیقت دیکنزی

    * نام «دیکنز» در یک نمایشنامه شکسپیر هم ذکر شده، به معنای شیطان، شرارت و بدشانسی است.

    * 7 پسر و 3 دختر داشت و همیشه همسرش را سرزنش می*کرد که چرا نسبت به زن*های دیگر این قدر بچه آورد! دیکنز که احساس نمی*کرد این وسط تقصیری داشته باشد، آخرش هم سر پیری زنش را طلاق داد.

    * عشق «تنابز بالالقاب» بود و برای همه اطرافیانش (از جمله این 10 فرزند) اسم*های مستعار بی*معنی و من درآوردی*ای درست می*کرد.

    * پدر دیکنز به خاطر مبارزات سیاسی علیه استعمار انگلستان به زندان نیفتاد بلکه به زهر مارفروشی*ها بدهکار بود. البته زندان رفتن برای این خانواده از وضع خانه خودشان بهتر بود چون به صورت خانوادگی و حتی با خدمتکارشان در زندان زندگی می*کردند. این که چطور پول خدمتکار را داشتند ولی پول زهرماری را نه، هنوز بر همگان پوشیده است.

    * وسواس داشت. روزی «صدها بار» جلوی آینه می*ایستاد و مو شانه می*کرد. عین قرقاول یا طاووس لباس می*پوشید (ظاهرا ً مختصری جلف بوده). فقط در راستای شمال به جنوب می*خوابید. اگر در خانه چیزی سر جایش نبود، نمی*توانست کار کند و در مهمانی، خانه دیگران را هم عین خانه خودش تمیز می*کرد.

    * صرعی بود و توصیفش از صرع (مثلا ً در برادر نابکار الیور توئیست) آن قدر دقیق است که در کتب پزشکی مثال زده می*شود.

    * عاشق خودش بود و خود را «گوهر درخشان انگلستان» می*نامید.

    * اولین کتابش «قصه*های پیک ویک» و آخرینش «راز ادوین درود» است که ناتمام مانده و تا حالا عده زیادی ادعای ادامه دادنش را کرده اند.
    * مشهورترین و پر فروش ترین داستان*هایش، «سرود کریسمس» و «داستان دو شهر» هستند (نه الیور توئیست و دیوید کاپرفیلد).

    * بلندترین داستانش Bleak House است که با اسم خانه متروک، سریالش را چند باری از تلویزیون دیده ایم.

    * اثر مورد علاقه خودش دیوید کاپرفیلد است که می*گویند خیلی به زندگی خود دیکنز نزدیک است.

    * در همه قصه*های دیکنز حداقل یک شخصت اصلی یتیم وجود دارد.

    * دیکنز در 26 سالگی در یک جلسه فرانتس آنتون مسمر (مخترع هیپنوتیزم) شرکت کرد و در بقیه عمر به قول خودش بیماران زیادی را شفا داد.

    * کلا ً آدم شوخی بود. سنت در مخفی داشتن در کتابخانه در انگلیس آن زمان رسم بود. در مخفی کتابخانه دیکنز قفسه ای از کتاب*های تقلبی با عناوین مسخره بود؛ مثلا ً کتاب «دانایی*های نیاکان» در چندین جلد (با عناوین «جهل»، «بیماری»، «خرافات»، «ابزارهای شکنجه» و ... ) و کتاب «فضیلت*های نیاکان» با قطری بسیار اندک (می*گفت کسی فضیلتی برای نیاکانش پیدا نکرده است).

    * دیکنز- صرف*نظر از مدل چهره و ریشش- از تخلص (pen name) بز (Boz) برای نویسندگی استفاده می*کرد

    منبع: هفته نامه همشهری جوان/ شماره 215/یاسر مالی
    ما صبر کردیم واسه فردایی بهتر
    ما صبر کردیم ولی فردا نمیشه...

    یه روزی توی تاریخ مینویسن
    یه جا این نسل مفقود الاثر شد...

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما