نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree49Likes

موضوع: قصه، حکایات و داستان های آموزنده برای کودکان

نمایش نتایج: از 17 به 24 از 92
صفحه 3 از 12 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
  1. #17
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    قصه چشمه ي سحرآميز



    روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ خرگوش کنجکاوی زندگی می کرد. یک روز، خرگوش کنجکاو درحال دویدن و بازی کردن بود که به چشمه ای سحر آميز رسید. خرگوش می خواست از چشمه آب بنوشد که ناگهان......

    ادامه داستان را در اینجا بخوانید:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk047.htm

    :soal: :soal: :soal: :soal:

    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  2. #18
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    در جستجوي دايناسور



    تولد سارا بود و او يك بازي جديد كامپيوتري بنام جستجوي دايناسور را هديه گرفته است.
    سارا به خودش گفت: اين خيلي عالي است، اين همان چيزي است كه مي خواستم.
    سارا تصميم گرفت، بازي جديدش را امتحان كند.او كامپيوتر را روشن كرد و سي دي را داخل آن گذاشت و به صفحه مانيتور نگاه كرد. علامت عجيبي روي صفحه ظاهر شد. سارا روي آن علامت كليك كرد و يكدفعه اتفاق عجيبي افتاد ........


    ادامه داستان را در اینجا ببینید:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk060.htm

    :27: :27: :27: :27: :27:


    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  3. #19
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    مراقبت از سگ كوچولو



    دوست داينا به مسافرت رفته است، داينا به او قول داد تا از سگش مراقبت كند. او خيلي هيجان زده است .او مي داند كه مراقبت از يك سگ سرگرمي جالبي است و البته مي داند كه اينكار زحمت دارد. داينا بايد هر روز به سگ كوچولو غذا بدهد، زيرا او هميشه گرسنه است. سگ قهوه اي هر روز كلي غذا مي خورد و هر روز بزرگتر و بزرگتر مي شود. داينا بايد هر روز به او يك ظرف آب بدهد. آب تازه و خنك خيلي دلچسب است. بعضي وقتها........

    ادامه داستان در اینجا:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk056.htm

    :s38: :s38: :s38:

    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  4. #20
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    دانه ي خوش شانس



    سالها پيش، كشاورزي، يك كيسه ي بزرگ بذر را براي فروش به شهر مي برد. ناگهان چرخ گاري به يك سنگ بزرگ برخورد كرد ......

    ادامه داستان در اینجا:

    :7:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk057.htm


    :s11: :s11: :s11: :s11:

    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  5. #21
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    لوكوموتيو



    روزي طوفان سهمگيني وزيد و صاعقه اي به كوه باعث شد، صخره سنگ بزرگي از كوه سرازير شود و به روي ريل راه آهن بيافتد. پرنده ي دريايي آنچه را كه اتفاق افتاده بود، ديد. او پيش دوستانش، خرگوش و موش و روباه رفت و ماجرا را برايشان تعريف كرد
    خرگوش گفت: ما بايد سنگ را از روي ريل كنار ببريم چون يكساعت ديگر قطار سريع السير به اينجا مي رسد و خدا مي داند كه اگر به اين صخره بخورد چه اتفاقي مي افتد. آنها سعي كردند كه صخره را تكان بدهند و بيشتر و بيشتر آنرا هل دادند، اما ............



    ادامه داستان رو در اینجا ببینین:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk058.htm

    :s38: :s38: :s38:

    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  6. #22
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    قصه شنل قرمزي



    روزي روزگار ، دختر كوچكي در دهكده اي نزديك جنگل زندگي مي كرد . دخترك هرگاه بيرون مي رفت يك شنل با كلاه قرمز به تن مي كرد ، براي همين مردم دهكده او را شنل قرمزي صدا مي كردند .يك روز صبح .....

    ادامه داستان:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk033.1.htm

    :s25:

    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  7. #23
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    قصه گربه تنها

    قصه گربه تنها



    در يك باغ زيبا و بزرگ ، گربه پشمالويي زندگي مي كرد .
    او تنها بود . هميشه با حسرت به گنجشكها كه روي درخت با هم بازي مي كردند نگاه مي كرد .
    يكبار سعي كرد به پرندگان نزديك شود و با آنها بازي كند ولي پرنده ها پرواز كردند و رفتند .پيش خودش گفت : كاش من هم بال داشتم و مي توانستم پرواز كنم و در آسمان با آنها بازي كنم .ديگر از آن روز به بعد ، تنها آرزوي گربه پشمالو پرواز كردن بود .آرزوي گربه پشمالو را فرشته اي كوچك شنيد . شب به كنار گربه آمد و با عصاي جادوئي خود....

    ادامه داستان در اینجا:
    http://koodakan.org/Story/StoryKids/sk028.htm

    :s25: :s25: :s25:

    مرجع: koodakan
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

  8. #24
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۱۱
    نوشته ها
    232
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    کتاب صوتی مهمانهای ناخوانده

    نقل قول نوشته اصلی توسط gita.k
    سلام دوستان. دست همتون درد نکنه واقعا عالیه.
    کسی هست که داستان مهمانهای ناخوانده رو داشته باشه؟ آخه دختر من داستانشو خیلی دوست داره.

    سلام دوست عزیز،
    مرسییییییی که به این داستان خیلی قشنگ اشاره کردی.
    این داستان زیبا نوشته فرید فرجاد و با صدای خانم پریسا ضبط شده است و برای گروه سنی الف و ب توصیه شده (البته من که گروه سنی خودم "ی" هستش کلیییی لذت بردم چه برسه به الف و ب ها :s3: :s3: )


    [attachment=0:20u3paux]1227380350_mehmanhaye-nakhandeh.jpg[/attachment:20u3paux]


    خلاصه داستان:
    در ده کوچکی پیرزنی زندگی می کرد. یک شب باران تندی بارید و پیرزن که می خواست برود زیر لحاف و گرم شود، چندبار صدای تق تق در را شنید و هر بار با یک مهمان ناخوانده ای رو به رو شد. اول خاله گنجیشکه بود که زیر باران خیس شده بود. سپس مرغ پاکوتاه بود که از شدت باران به پیرزن پناه آورده بود. آنگاه، آقا کلاغه و گربه و سگ پاسبون و آقا الاغه و… . صبح که پیرزن از خواب بیدار شد، دید که در خانه اش خیلی خبرهاست و هر یک از مهمانها مشغول کاری است!......

    دانلود کتاب صوتی:
    http://rapidshare.com/files/16635453...NMEET.COM_.rar


    :s29: :s29: :s11: :s29: :s29: :s11: :s34:
    مرجع: iranmeet
    با یاد همراه ترین همراه __ زیباترین زیبا

صفحه 3 از 12 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما