نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree4Likes

موضوع: مدتیشن یا مراقبه

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 13
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
  1. #1

    مدتیشن یا مراقبه

    مدیتیشن یا مراقبه


    TM
    از نظر لغوی مخفف کلمات لاتین ( Transcendental Meditation ) می باشد. به معنی مراقبه متعالی و ماورا طبیعه.

    این علم برگرفته از فلسفه هندی می باشد که قدمت پنج هزار ساله داشته است وتوسط ماهاریشی ماهش یوگی تجدید حیات یافت. ماهاریشی بیش از ۴۳ سال است که تکنیک ذهنی T.M را به دنیا عرضه نموده است و این علم به نام علم شعورخلاق نیز نامیده می شود. ماهاریشی در تعلیمات خویش توضیح می*دهد که T.Mدارای جنبه ای اسرار آمیز یا مذهبی نیست، بلکه تکنیکی برای موفقیت بیشتر در عرصه زندگی روزمره است. به طور خلاصه تکنیک T.M تمرین بسیار ساده و طبیعی است که روزی دو بار (صبح و عصر ) و بهمدت ۲۰ دقیقه انجام می گیرد. در این تمرین ذهنی لایه های ظریف تر و درونیتر تجربه می شود و حسی از آرام و باز بودن ذهن به دست می آید که بسیار خوشآیند و مسرت بخش است. بر طبق این فلسفه، ذهن تاثیر قدرتمندی بر روی سلامتدارد. و از آنجایی که ذهن و بدن با هم ارتباط ناگسستنی دارند با آرام ترشدن فعالیت ذهن ، بدن نیز آرام می گیرد. و استراحتی به دست می آید که طبق تحقیق دکتر والاس در دانشگاه UCLA آمریکا ، دو برابر استراحتی است که درعمیق ترین مرحله خواب شب تجربه می گردد. به طور خلاصه تحقیقات نشان میدهند که تکنیک T.M در زمینه سلامت ذهن مثل افزایش خلاقیت ، بهره هوشی ،حافظه، تمرکز، یادگیری و در زمینه سلامت بدن مثل کاهش استرس یا فشارهایروانی و اجتماعی، کاهش اضطراب، افسردگی، افزایش اعتماد به نفس و سایرخصوصیات مثبت شخصیت موثر است.
    مدیتیشن چیست؟
    مدیتیشن یک تکنیک ذهن – بدن است که در آن شخص به آرامی توجه را به درون میبرد تا به آرامش جسمی و ذهنی دست پیدا کند. اکثر انواع مدیتیشن ازتمرینات مذهبی شرقی به خصوص از هند، چین و ژاپن به غرب رفتهاست.. تنها درسه دهه اخیر است که این تکنیکها به طور جدی برای دستیابی به سلامتی، بخصوص برای درمان استرس و کاهش دردهای مزمن به کار میرود.
    سه تکنیک رایج مدیتیشن در بسیاری از کشورها, مراقبه TM، مدیتیشن تنفسی و مدیتیشن تمرکزی (mindfulness) میباشد:
    ۱) در TM شما یک کلمه یا صوت ساده (که مانترا نامیده میشود ) را در طول زمان مدیتیشن با خود تکرار میکنید تا افکار خود را متمرکز کنید و به حالت آرامش برسید.
    ۲) مدیتیشن تنفسی, تمرکز بر فرایند دم و بازدم، برای کمک به روشن شدن ذهن می*باشد. ۳- مدیتیشن تمرکزی (mindfulness), تمرکز روی زمان حال، قدردانی از افکاری که به سطح می آیند و مشاهده آنها بدون قضاوت است.
    TM در سال ۱۹۶۰ هنگامی که ماهاریشی ماهش یوگی آنرا به آمریکا برد، عمومی شد. در این زمان, گزارش هایی از یوگیها و استادان مدیتیشن هندی که قادر به دگرگونی در حالات آگاهی وکنترل اعمال بدن مانند فشارخون بودند، به غرب رسید. این موارد جرقه ای برای محققان غربی و کسانی که بر روی روشهای سلامتی کار میکردند – و عده زیادی از مردم -برای شروع تحقیقات درباره عامل نهانی افزایش سلامتی این تکنیکهای قدیمی شد. در سال ۱۹۷۵ هنگامی که دکتر هربرت بنسن (Herbert Benson) ، یکی از پزشکان پرآوازه دانشگاه هاروارد، کتاب مشهور خود به نام “پاسخ آرمیدگی”(Relaxation Response) را منتشر کرد, اعتماد به این تکنیکها بیشتر شد. این کتاب نشان میداد که مدیتیشن چگونه توانسته به درمان فشارخون بالا، دردهای مزمن، بیخوابی و بسیاری از بیماریهای جسمی کمک کند.
    امروزه مدیتیشن بعنوان یک درمان کمکی برای کاهش درد و کنترل استرس پذیرفته شده است و در بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی در سراسر آمریکا آموزش داده شده، با بیماران تمرین میشود. مدیتیشن همچنین بخشی از سایر تکنیک های ذهن- بدن مانند یوگا، چی گونگ و تایچی میباشد که در سالهای اخیر در آمریکامحبوبیت پیداکرده اند.
    ● این روش چطور عمل میکند؟
    چندان تفاوتی ندارد که کدامیک از روشهای مدیتیشن را استفاده کنید, چرا که تاثیر آنها بر روی بدن شبیه هم است.. محققان به این نتیجه رسیده*اند که مدیتیشن سطح هورمون استرس را پایین می*آورد و در نتیجه به سلامت سیستم ایمنی بدن کمک می*کند. در حقیقت نشان داده شده که مدیتیشن با کاهش سطح هورمونهایی مانند “epinephrine” مقدار کلسترول را در خون کاهش می*دهد و به باز ماندن شریانها کمک می*نماید.
    بعلاوه، مطالعات انجام گرفته با نوار مغزیelectroencephalogram) ) روی مغزکسانی که مدیتیشن می*کنند، نشان داده که این تکنیک شدت امواج آلفا را که بیانگر “حالت آرامش و پذیرش” می باشند را به سطحی حتی بالاتر از زمان خواب افزایش میدهد.
    در کسانی که مدیتیشن می*کنند همچنین, بهبود جریان گردش خون که از عروق محافظت می*کند، کاهش سطح اسید لاکتیک خون که با کاهش اضطراب مرتبط است وکاهش ضربان قلب که با کاهش نیاز برای پمپاژ، به قلب فرصتی برای استراحت میدهد نیز دیده میگردد. اثر دیگر مدیتیشن, تنفس آرام است که در نتیجه آن بدناکسیژن کمتری مصرف می*کند.
    ● چه انتظاری باید داشته باشیم؟
    مدیتیشن به تنهایی و به راحتی در خانه انجام می*شود. برای شروع, می*توانید تکنیکهای مدیتیشن را از طریق کتابها، نوارهای کاست، نوارهای ویدیویی یا بارفتن به کلاس یاد بگیرید. کلاسها به طور دائم در مراکز یوگا برگزارمی*گردد و معمولاً توسط کسانی که برای مدت طولانی مدیتیشن کرده*اند و درتمرینات مدیتیشن متبحر می*باشند، تدریس می*شود. برای نمونه, یک کلاس مدیتیشن, حدود چند هفته (هشت هفته) و در هر هفته به مدت یک ساعت برگزارمیگردد. در این کلاسها شما باید یک یا چند تکنیک مدیتیشن را انجام دهید.
    هرکدام از تکنیکهای مدیتیشن مانند TM ، مدیتیشن تمرکزی یاmindfulnessmeditation و مدیتیشن تنفسی را که انجام دهید، هدف یکی است: آرامش درون وآرمیدگی (relaxation) . در هر سه این تکنیکها، شما در یک وضعیت راحت و درحالی که ستون فقراتتان صاف است، با چشمان بسته و تنفس عمیق روی یک صندلییا روی زمین می*نشینید، هرچند این تکنیکها در اجرا اندکی با هم تفاوتدارند. برای مثال، در انجام TM ، شما یک ذکر ( معمولاً یک کلمه سانسکریت )را در طول مدت مدیتیشن با خود تکرار می*کنید. ذکر را ممکن است معلم برایشما انتخاب کند یا خودتان یک کلمه که به شما آرامش می*دهد, مانند ” peace” یا ” one ” را انتخاب نمایید. ذکر گفتن به جلوگیری از ورود افکار مختلفبه ذهن کمک می*کند و به شما این امکان را می*دهد که به تدریج آرام (relax)و از استرس رها شوید. یکی از اهداف TM ایجاد یک حالت تسلیم و تاثیرپذیری است که اجازه می*دهد افکار، تصاویر و احساسات سرکوب شده، وارد آگاهی شماگردد.
    مدیتیشن تمرکزی (Mindfulness meditation) ، ( تکنیکی که در آمریکا توسطJon Kabat-Zinn ، مدیر کلینیک کاهش استرس مرکز پزشکی دانشگاه ماساچوست بررسی و عمومی شد) به شما کمک می*کند از اتفاقاتی که در بدنتان میافتد بیشتر آگاه شوید. در مدیتیشن تمرکزی، شما به افکاری که بالا می*آیند توجه می*کنید و بدون قضاوت آنها را مشاهده می*کنید. این تکنیک میتواند شامل یک اسکن بدن باشد، به این صورت که شما به طور منظم توجهتان را به همه قسمتهای بدن، از سر تا پنجه پا، ببرید. همینطور که شما با افکار و تصاویر مرتبط بایک قسمت مشخص بدن همراه میشوید، آن قسمت از بدن هم با شما همراه می*گردد وبه این ترتیب به میزان زیادی از تنش رها می*شود. یافته*ها نشان می*دهد کهاسکن بدن یک روش بسیار عالی برای کمک به افرادی است که دردهای مزمن دارند.برای گرفتن بهترین نتیجه، بهتر است که مدت اسکن بدن حدود ۴۵ دقیقه باشد.
    مدیتیشن تنفسی تمرکز روی دم و بازدم است. در زمان انجام این تکنیک بایدسعی کنید که افکار شما به غیر از تنفستان متوجه موضوع دیگری نشود. طبق گفته کسانی که این مدیتیشن را انجام می*دهند، تمرکز روی یک موضوع ساده وحیاتی درجسم مانند تنفس، به روشن شدن ذهن کمک می*کند.
    مهم نیست که چه نوع مراقبه ای را انتخاب می*کنید, اما توصیه می*شود هر نوع مدیتیشنی که انتخاب می*کنید، دو بار در روز و هر بار به مدت ۲۰ دقیقه آنرا انجام دهید. زمان*های ایده*آل یکبار قبل از صبحانه و یکبار قبل از خواب می*باشد. هر چه بیشتر این تمرینات را انجام دهید، بیشتر به حالت آرامش ورهایی می*رسید.
    ● منافع سلامتی مراقبه
    مدیتیشن یکی از بهترین روشهای طب مکمل می*باشد و نشان داده شده که مزیت های بیشماری در تأمین و حفظ سلامتی دارد. این تکنیک خصوصاً در درمان بیماریهای قلبی مفید است.
    مطالعه*ای که در سال ۱۹۸۸ در مجله علمی طب روان- تنی“PsychosomaticMedicine ” منتشر شد، نشان داد افرادی که TM می*کنند سطح lipid peroxideکمتری نسبت به افراد دیگر دارند. Lipid peroxide می*تواند منجر به تصلب شرایین و بیماریهای مزمن دیگری که با افزایش سن مرتبط مطالعه*ای که در سال۱۹۹۹ در همان مجله منتشر شد ، نشان داد افرادی که TM می*کنند، بلافاصله بعد از مدیتیشن فشار خون آنها پایین می*آید.
    مطالعه*ای در سال ۱۹۹۸ در زمینه درمانهای جایگزین (Alternative Therapies)نشان داد که مدیتیشن تمرکزی بخشی از برنامه کمک به کاهش نشانه*هایی مانند درد و بیخوابی در بیماران مبتلا به fibromyalgia (بیماری که همراه بادردهای عضلانی، فرسودگی و افسردگی خفیف تا متوسط است), بود.در مطالعه سال۱۹۹۸ در بخش پزشکی دانشگاه ماساچوست، بیماران مبتلا به بیماری پوستی پسوریازیس(psoriasis)که در طول درمان با اشعه ماورای بنفش به نوارهای مدیتیشن تمرکزی گوش کردند زودتر از کسانی که تنها تحت درمان با اشعه قرارگرفته بودند، درمان شدند.
    مدیتیشن همچنین باعث طول عمر بیشتر، کیفیت بهتر زندگی، بستری شدن کمتر دربیمارستان و نیز کاهش هزینه*های سلامتی میگردد. بعلاوه نشان داده شده که یک درمان کمکی برای استرس خفیف، بیخوابی، سردرد عصبی و سندروم روده تحریکپذیرirritable bowel syndrome می*باشد.
    ● هشدارها
    ▪ برخی افراد ممکن است نتوانند به آرامش مورد انتظار درمدیتیشن دست پیداکنند، و کوشش ناموفق، ممکن است احساس اضطراب و استرس قبلی آنان را تشدیدکند.
    ▪ اگر نشانه*هایی مانند سردرد، نفس نفس*زدن، خستگی یا درد مزمن باعث نگرانی شما شد,بدون نگرانی مدیتیشن را ادامه دهید و برای درمان نیز به پزشک مراجعه کنید.
    ▪ در حالت عمیق مدیتیشن، برخی افراد از خاطرات فراموش شده آزار و اذیت*های دوران کودکی خود آگاه می*شوند. اگر این افکار باعث ناراحتی شما شد، به یک درمانگر سلامت ذهن نظیر روانشناس یا پزشک ذهن – بدن مراجعه کنید


    بر گرفته از سایت دکتر جعفری
    تکتم خانم این نوشته را پسندیده.
    گاهی خدا درب ها را میبندد و پنجره ها رو قفل میکند..
    زیباست بدانی ..شاید طوفانی در راه است!

  2. #2

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    چگونه مدیتیشن کنیم؟
    برای مدیتیشن محدودیت سنی وجود ندارد
    هدف اولیه انواع مختلف مدتیشن هماهنگی و تعلیم ذهن است این عمل باعث افزایش کارایی فرد در امور روزمره می شود
    مدیتیشن انواع زیادی دارد این انواع طرق یا مسیرها در چهار دسته کلی
    عقل احساس جسم عمل می گنجند که همه روشها به یکجا ختم می شوند
    ▪ مسیر عقل:
    در این روش ما بطور مداوم افکارمان را دنبال می کنیم تا اندیشه های خویش را متحول نماییم
    مسیر احساس بر این اصل استوار است که هرچه انسان آزاده تر باشد کاملتر است به قول مولانا
    عشق اسطراب اسرار خداست
    در اینگونه روش ها برخی بر عشق به خود برخی بر عشق به دیگران و برخی بر عشق به خدا تاکید دارند
    در نهایت هر سه شیوه به یک نقطه می رسد عشق به خود دیگران و خدا
    ▪ مسیر جسم:
    در این روش فرد می آموزد از جسم و حرکات بدنی خود آگاه شده و از طریق تمرین این آگاهی را افزایش دهد همچون رقص و سماع صوفیان و هاتایوگا و تای چی
    ▪ مسیر عمل:
    این روش شامل آموزش نحوه بودن در جهان و درک وارتباط با آن در حین انجام نوع بخصوصی از مهارت است در یکی از روشن ترین نمونه های این روش تمام وظایف معمولی روزانه با این آگاهی انجام می گیرد که گویا هرکدام بخشی از هماهنگی جهان و کائنات است هر کاری با عشق و تمرکز کامل انجام می شود و مهمترین چیز هنگام انجام آن توجه کامل و مطلق به همان کار در آن لحظه است
    همچنین می توان مدیتیشن ها را به دو دسته کلی اصولی و غیر اصولی تقسیم کرد
    مدیتیشن اصولی دارای دستورات دقیق و ظریفی است که چگونگی فعالیت درونی فرد را بطور منظم تعیین
    می کند
    هدف از مدیتیشن غیر اصولی رهایی و آزاد سازی ساختمان شخصیتی فرد بخصوص در زمینه های شایستگی آگاهی و پذیرش توانایی مهرورزی در خود می باشد
    مدتیشن های اصولی را به سه دسته خارجی میانی درونی تقسیم می کنیم
    اگر روی هر سه روش بطور مداوم پی گیری شود به یک نتیجه منجر می شود اما هرکدام تاثیر بخصوصی در طول مسیر در شخصیت شما بجای می گذارند
    ● روش بیرونی
    باعث تقویت حس شایستگی توانایی سازش با جهان اعتماد به نفس توانایی سریع و دقیق می شود
    روش میانی
    توانایی آرام ماندن را در فرد افزایش داده و او را در برابر حوادث خارجی ضربه ناپذیر می سازد در ضمن ادعاهای فرد را درباره اینکه مسایل چگونه باید باشند کاهش می دهد و واکنش وی را در برابر مسایل مختلف تعدیل می کند
    روش درونی
    آگاهی از زندگی احساسی و پذیرش آنرا افزایش داده و بیان احساسات را آسانتر می سازد بنابراین اگر در مرحله ای از رشد دچار چنین مشکلاتی باشید بهتر است در برنامه خود از مدیتیشن های درونی هم استفاده کنید
    برخی از دستورات و روشهای مدیتیشن ترکیبی از انواع مختلف است
    تا مدتها نباید انتظار داشت مدیتیشن را به خوبی و با تمرکز کامل انجام دهید
    انچه بیشتر اهمیت دارد تمرینات مداوم است نه بخوبی انجام دادن تمرینات
    پس از گذشت زمان طولانی می توان انتظار داشت که مدیتیشن واقعی باشد
    هرچند برای کسی که به این حد می رسد زمانی کوتاه جلوه می کند
    تمرینات بلندمدت شما را به اهدافی همچون ثبات شخصیت افزایش توانایی پذیرش و بیان احساسات می رساند
    تاثیر دوم مدیتیشن یافتن راهی جدید برای بودن در جهان است
    ● روشهای مدیتیشن:
    ۱) مدیتیشن تعمق مدیتیشن اصولی از نوع خارجی
    این تمرین در اصل یادگیری نگریستن به چیزی بگونه ای فعال دینامیک هوشیارانه اما بدون استفاده از واژه ها می باشد شیی را برای کار خود انتخاب نموده و در فاصله ای قرار دهید که بتوانید براحتی آنرا ببینید بهتر است شیی طبیعی باشد مانند یک تکه صدف دریایی یک قطعه سنگ یا شاخه کوچک بهتر است شاخه گل نباشد استفاده از صلیب یا شعله آتش هم باعث کندی پیشرفت می شود از چیزهایی که خاطراتی دارند و ارزش سمبولیک دارند استفاده نکنید
    به ان طوری بنگرید که گویا آنرا حس می کنید بهتر است اول آنرا با لحظاتی با دست لمس کنید سپس به آن بنگرید
    هر بار که متوجه شدید به مسئله دیگری می اندیشید دوباره برگردید و به نگریستن ادامه دهید بگونه ای فعال دینامیک و هوشیارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشیا بدون واژه آنها را درک می کند اما حس بینایی در موقع رویت اجسام تمایل دارد با زبان و کلمات آنرا بیان کند
    این روش بستن چرخ ذهن به یک نقطه است و در موقع تمرین متوجه می شویم چقدر ذهن ما بی اختیار است و پیوسته در معرض توهماتی قرار دارد
    برای دو هفته اول روزی دوبار هر بار ده دقیقه تمرین کنید یا حداقل هفته ای پنج بار
    پس از دو یا سه هفته مدت تمرین را به پانزده دقیقه و پس از یک ماه به بیست دقیقه افزایش دهید
    پس از آن در صورت تمایل آنرا به مدت نیم ساعت انجام دهید یا بطور کلی از برنامه تان حذف کنید
    باید انتظار داشت که مدیتیشن هر بار با دفعه قبلی تفاوت داشته باشد یک تمرین خوب دلیلی برای پیشگویی خوبی مدیتیشن بعدی نمی باشد جلسات شما می تواند خوب خسته کننده و یا حتی گاهی ناامیدکننده باشد بطور کلی پس از تمرین مداوم متوجه می شوید تمرین های خوب بسیار خوب و تمریناتی که خوب نیستند خسته کننده و کسالت آورند
    این نوع مدیتیشن گاهی بسیار خشک و مشکل و گاهی بسیار عالی است
    ۲) مدیتیشن شمارش نفس ها از نوع خارجی است
    هدف انجام کاری در زمانی مشخص است یعنی تنها کاری که انجام می دهید شمارش تعداد بازدم هاست در این تمرین تلاش این است حتی الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشید و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامی باز به این فعالیت بازگردید تا وقتی افکار و ادراک شما آگاهانه باشد به این معنی است که از دستورات اصلی این تمرین منحرف شده اید از اینرو بهتر است شمارش را تا عدد چهار ادامه داده سپس از یک شروع کنید وقتی احساس می کنید به شمارش یا هر چیز دیگر می اندیشید از مسیر اصلی منحرف شده اید سعی کنید به آرامی به شمارش بازگردید اگر احساس کردید که تنفستان تغییر کرده این هم میتواند یک فرار ذهنی باشد
    ۳) مدیتیشن حباب مدیتیشن اصولی از نوع درونی است
    تصور کنید بسیار آرام و راحت د رکف دریاچه ای با آبی زلال نشسته اید می دانید که حبابهای بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا می آیند اندیشه احساس و درک خود را چون حبابی در فضای دریا تصور کنید که از این فضا عبور کرده و از آن خارج می شود برای کامل کردن این مرحله از پنج تا هفت یا هشت ثانیه وقت لازم است وقتی فکر یا احساسی در شما پدید می آید در همین مدت بسادگی آنرا می بینید تا وقتی از آب گذشته و از فضای دید شما خارج شود سپس تصور حباب دوم را شروع کنید و در همان مدت آنرا دنبال نمایید در پی کشف دنبال کردن یا همراهی با یک حباب نباشید تنها آنرا با این فکر ببینید که این چیزیست که من می اندیشم و احساس می کنم اگر همان حباب چندین بار بالا آمد مدیتیشن را قطع نکنید با ادامه تمرین این مسئله برطرف می شود
    اگر نمی توانید ارتباط بین حبابها یا منشا افکار خود را ببینید نگران نشوید
    با ادامه دادن این اصول ذهنی این مسایل بر طرف می شود
    اگر به نظرتان رسید که ذهنتان کاملا خالی شده بدانید این احساس خود حبابی بسیار خوب است
    بجای تصور نشستن در کف دریاچه و حباب هوا
    می توانید تصور کنید در چمنزاری نشسته اید و دودهایی که از اردوگاهی بر می خیزد را می نگرید
    همچنین می توانید تصور کنید کنار رودخانه ای نشسته اید و گاهی الواری روی آب شناور می شوند
    پس از آزمایش یکی از آنها را انتخاب و برای دو هفته اول ده دقیقه در روز کافی است بعد از دو هفته آنرا به روزی بیست دقیقه افزایش داده و پس ازیک ماه اگر آنرا مفید دیدید آنرا به نیم ساعت برسانید و در پایان این دوره تصمیم بگیرید که این روش را چگونه در برنامه مدیتیشن خود بگنجانید
    ۴) مدیتیشن تراودا این مدتیشن اصولی ترکیبی از روشهای درونی و خارجی است
    اساس این روش تعمق و تامل بر حرکات موزونی است که خود به خود در جسم ایجاد می شوند
    مکان یا وضعیتی راحت را یافته دستهای خود را روی سینه یا شکم قرار دهید بسیاری از افراد ترجیح می دهند این تمرین را به حال نشسته روی زمین انجام دهند اما نشستن روی یک صندلی راحت نیز مطلوب است انگشتان خود را کاملا باز کنید بطوری که یکدیگر را لمس نکنند دستهای خود را هم باز کنید حرکات سینه و شکم را که زیر انگشتان اتفاق می افتد باید کاملا حس کنید فعالانه مشاهده و با قدرت بررسی کنید هرگاه حس کردید در حال تفسیر ادراک خود با استفاده از کلماتید متوجه باشید از اصول مدیتیشن منحرف شده و باید به آرامی دوباره خود را به جای اصلی بازگردانید همچنین اگر تغییری در حرکات تنفسی خود احساس کردید یا اندیشه شما به اتفاقاتی که در درونتان می گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جای اولیه برگردید اصولا تمام موارد شبیه به مدتیشن های قبل است با این تفاوت که به جای چشم از انگشتان و بجای شی طبیعی از حرکات منظم جسم خود استفاده می کنید
    دو هفته اول را با پانزده دقیقه در هر جلسه آغاز کنید پس از پایان این مدت در صورتی که حس کنید برایتان مناسب نیست آنرا بکلی قطع کرده و در عیر این صورت زمان آن را برای هفته سوم و چهارم به بیست و پنج دقیقه افزایش دهید پس از یک ماه می توانید تصمیم گرفته و در صورت مفید بودن این روش آنرا در برنامه مدیتیشن خود مورد استفاده قرار دهید
    ۵) مدیتیشن نیلوفر هزار برگ مدیتشن اصولی از نوع خارجی
    در این تمرین شما به عنوان مرکز نیلوفر کلمه ایده یا تصویری را انتخاب می کنید
    بهتر است برای اولین جلسه تمرین به مدت ده یا پانزده دقیقه واژههایی چون گل عشق آرامش نور رنگ سبزه درخت خانه را انتخاب کنید تا احساس خوبی در شما ایجاد شود پس از تمرینات زیاد از واژههایی مانند عصبانی فریاد غم ضربه درد استفاده کنید در این صورت احتمال نا خوشایند بودن آنها به مراتب کمتر از این است که از ابتدا با چنین کلماتی تمرین کنید زیرا در استفاده از این کلمات گاهی احساس ترس و وحشت و نگرانی بوجود می آید کلماتی مانند پوچ بیهوده هیچ حداقل تا بعد از بیست جلسه نباید مورد استفاده قرار گیرد تا دچار افسردگی و حالات ناخوشایند نشوید وقتی با این روش بخوبی اشنا شدید می توانید هر واژه تصور یا ایده ای را به عنوان مرکز این گل انتخاب کنید
    هرگاه واژه ای را بعنوان مرکز گل انتخاب کردید در مکانی آرام و راحت قرار گرفته و روی آن تامل کرده و منتظر بمانید در آن لحظه اولین کلمه در ذهن شما تداعی می شود اکنون به دو کلمه ای که با اولین گلبرگ با هم ارتباط یافته اند سه یا چهار ثانیه بیندیشید یا متوجه دلیل این تداعی می شوید یا خیر در هر دو مورد کاری جز توجه مجدد به مرکز اصلی ندارید مسیر گلبرگ تداعی سه یا چهار ثانیه تفکر روی آن و رابطه آن در مرحله بعدی می باشد دوباره به کلمه اصلی برگردید و منتظر تداعی بعد شوید و به این روش ادامه دهید این تمرین تداعی آزاد نیست چون همیشه شما به کلمه اصلی به عنوان مرکز نیلوفر باز می گردید و باز از همان جا شروع می کنید اینجا این مدیتیشن را با یک سری تداعی های کوتاه نشان می دهیم به عنوان مرکز گل کلمه نور را انتخاب می کنم اولین تداعی من خورشید است به مدت سه یا چهار ثانیه به رابطه نور و خورشید و رابطه بین این دو واژه می اندیشم مفهموم این ارتباط را فهمیده دوباره به کلمه نور بازمی گردم دومین تداعی قرمز است به این دو کلمه سه یا چهار ثانیه فکر می کنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز می گردم تداعی بعدی تاریکی است آنرا فهمیده و پس از سه یا چهار ثانیه دوباره به کلمه نور می اندیشم تداعی بعدی چتر است ارتباط بین نور و چتر را درک نمی کنم پس از سه یا چهار ثانیه به واژه نور برمی گردم تداعی بعدی لامپ است این تداعی قابل درک است پس از سه یا چهار ثانیه به کلمه نور برگشته و تمرین را به این ترتیب ادامه می دهم
    اگر به یک سری کلمات غیر قابل درک برخوردید بازهم پس از مدت کوتاهی مکث دوباره به واژه اصلی بازگردید مطمئنا این بار کلمات روشن تر و دارای ارتباط بیشتری خواهند بود در صورتیکه این مدیتیشن را ادامه دهید مشاهده می کنید بینش شگفت آوری از زندگی درونی خود بدست آورده اید هرچند این بصیرت بسیار خوب و مفید است اما نباد هدف اصلی مدیتیشن قرار بگیرد
    پس از اینکه حداقل ده تا پانزده بار این تمرین را انجام دادید گاه حس می کنید که این بینش بدست آمده و در حل مسائل خاصی بسیار مفید است پس از کسب تجربه کافی می توانید از این روش برای حل مسئله ای که با آن درگیریم استفاده کنیم برای اینکار کافی است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنیم
    این تمرین را با ده دقیقه در روز به مدت دو هفته شروع کنید برای هفته سوم و ماه اول آنرا به بیست دقیقه تا نیم ساعت افزایش دهید پس از پایان این مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مدیتیشن خود تصمیم بگیرید
    ۶) مدتیشن مانترا( ذکر)
    این مدتیشن بیشتر از انواع دیگر مورد استفاده قرار می گیرد
    در این روش کلمه عبارت یا جمله ای که مانترا نامیم بصورت ذکر بارها خوانده می شود
    مثل مانترای شرقی اوم
    جمله مسیحی خدایا کمکم کن
    و عبارت صوفیانه یاهو
    هدف اصلی انجام تمرین انجام فقط یک کار در زمانی مشخص است
    اگر کسی مدعی شد می تواند مانترایی را که خاص شماست به شما بدهد یا بفروشد بدانید قصد فریبتان را دارد
    مانترا یا کلمه ذکر به این دلیل مفید است که شما آنرا بکار می برید با هر کلمه ای که راحتید شروع کنید
    بهتر است بی معنی باشد تامشغولیت ذهنی در حین تکرار ایجاد نکند
    یک جای آرام بیابید که بدنتان راحت باشد و بتوانید به راحتی تنفس کنید و شروع به ذکر نمایید
    در صورت امکان با صدای بلندبخوانید البته تا آن حد بلند که باعث ایجاد تنفس شدید و عمیق نشود
    و در غیر این صورت به آرامی مانترا را بخوانید
    در وقت تمرین فقط ذکر بخوانید و کار دیگری انجام ندهید در صورتی که فکر دیگری به ذهنتان رسید آنرا از ذهنتان خارج کنید آهنگی برای مانترای خود یافته و با همان ریتم تمرین کنید
    این تمرین را ابتدا با پانزده دقیقه در هر جلسه شروع کنید پس از دوهفته آنرا به بیست دقیقه و در صورتی که احساس خوبی از این مدیتیشن بدست می آورید به مدت نیم ساعت افزایش دهید پس از یک ماه می توانید در مورد برنامه ریزی خود با این روش تصمیم بگیرید
    ۷) مدیتیشن من کیستم؟ مدیتیشن اصولی از نوع درونی
    ما با درک عادی می توانیم تنها به کیفیات چیزها پی برده و تازمانی که با این دید و توهم باقی بمانیم اشیا را همیشه با همان استانداردها می بینیم و چیزهای دیگر را هم با مقایسه با این معیارها می سنجیم در حالیکه برای درک بینش و دیدن واقعی اشیا مقایسه ای نباید انجام گیرد
    این مدیتیشن روش مستقیم یا تحقیق از خود برای درک و شناخت جهان است
    این مدیتیشن از روشهای دیگر مشکل تر است یعنی حداقل پس از چند ماه تمرین مداوم روزانه با مدیتیشن های اصولی قادر به انجام این روش می شوید
    در این تمرین از خود می پرسیم من کیستم؟ و مرتب و سازمان یافته به هر سوال پاسخ می دهیم اگر پاسخ نام شماست باید به خود بگویید نه این نامی است که خود داده ام کسی که این اسم را دارد کیست؟ اگر پاسخ شما احساس یا درکی است مثلا در جواب من کیستم؟ بگوئید آدمی که احساس خستگی می کند پاسخ به خود چنین است نه احساسی است که من دارم حال کسی که چنین احساسی دارد کیست؟ اگر پاسخ شما یادآور خاطره ایست مثلا بگویید من کسی هستم که یکبار پاسخ این است نه این خاطره ایست که من دارم حالا کسی که این خاطره را دارد کیست؟ اگر پاسخ تصور یا تصویری است که از خود در ذهن دارید نه این تصویری است که از خود دارم کسی که این تصویر را دارد کیست؟ اگر بنظرتان شخص یا تیپی به ذهنتان رسید به عنوان پاسخ پرسش می گویید نه این تفسیر از ایده ای یا خاطره ای است که دارم ولی مفسر کیست؟ هر جوابی که بنظرتان می رسد باید بدین ترتیب پاسخ داده شود پس از هر پاسخ جستجویی پویا و فعالانه برای رد آن در ذهن شما آغاز می شود در این مدتیشن استراحتی وجود ندارد این تمرین باید بطور مداوم و با خشونتی متوالی برای یافتن پاسخ و رد آن انجام شود و پس از آن جستجوی بعدی و رد آن پاسخ ادامه یابد اصول این روش باید با دقت و جزئیات دقیق دنبال شود پاسخ ها و پرسش ها به روش فوق و در زمان حال بیان می شوند این جستجو برای پیدا کردن ریشه اصلی و واقعی خود است که در پشت بسیاری خودهای دروغین و کاذب نهفته است و ما این چهره کاذب را به عنوان خود واقعی می شناسیم
    وقتی برای تمرین آماده شدید ابتدا با روزی نیم ساعت و به مدت یک یا دو هفته آنرا انجام دهید در پایان این دوره در مورد تنظیم برنامه خود با این روش تصمیم بگیرید
    گاه ضمن تمرین پاسخی می یابید که برایتان قابل قبول است در این صورت این تمرین را متوقف کرده و تامدتی از روش های دیگر مدیتیشن استفاده کنید
    ۸) مدیتیشن حرکتی صوفیانه
    برای انجام این حرکت به گروهی پنج الی پانزده نفری نیاز می باشد این تمرین شامل حرکت و خواندن ذکر است
    گنجاندن این روش در برنامه مدیتیشن خود باعث ایجاد تنوع می شود و جسم را هماهنگ و موزون می سازد
    در این مدیتیشن شما و افراد گروه دایره ای را با دستهای قلاب شده در هم تشکیل می دهید بین هر دونفر باید فاصله ای باشد اما نه تاحدی که باعث کشیده شدن دستها شود
    پاهای خود را به راحتی طوری قرار دهید که سنگینی شما روی زمین باشد به آرامی به پشت تکیه داده چهره خود را رو به آسمان بلند کرده دستها را بالا بگیرید و وقتی حس کردید در وضع راحتی نشسته اید با صدایی آهنگین بگویید یا حق اکنون تنه و سر و دستها را پایین آورده بطوریکه صورتتان مستقیما به سمت پایین و در وضعیتی راحت بوده با همان صدا بگویید یا هو حالا به طرف دستها و صورت را بطرف بالا بگیرید و بگویید یا حق و به همین ترتیب ادامه دهید این حرکات را ادامه دهید تا زمانی که سرعت و ریتم حرکت شما با دیگران یکسان شود
    بسیاری از گروه ها این کار را بین ده تا پانزده مرتبه در هر دقیقه تکرار می کنند این بستگی به پیشرفت کار گروهی شما دارد وقتی حرکات شمت متناسب با حرکت گروه شد آنرا ادامه دهید هدف آگاهی کامل از حرکت و ذکر است اگراین حرکات منظم باشد گروه مانند گلی در حال باز و بسته شدن بنظر می رسد
    در این تمرین باید از وضعیت جسمانی خود آگاه باشید اگر کسی احساس می کند در جایی که نباید باشد قرار گرفته به آرامی دست دو نفری را که در کنارش نشسته اند به هم نزدیک می کند دایره را مرتب می کند و خارج می شود هرکس باید برای خارج شدن از گروه در صورت لزوم احساس آزادی کند در غیر این صورت تمرین نادرست است
    این تمرین را ده تا پانزده دقیقه در حدود ده مرتبه انجام دهید تا جایی که احساس کنید گروه به انجام آن عادت کرده و هیچکس از این تمرین احساس ناراحتی و خستگی نمی کند اگر همه چیز خوب پیش رود می توانید مدت آنرا تا نیم ساعت افزایش دهید آنچه در این تمرین اهمیت دارد این است که شما بتوانید هنگام خستگی از گروه جدا شوید پس از مدتی قادر می شوید در این تمرین گروهی تنها به حرکت و ذکر بیندیشید و آگاهی از خود و جهان را با هماهنگی بین حرکات و صدای شما پیدا می شود اگر از این تمرین احساس خوبی دارید این راه بودن را نیز آموخته اید و از این پس می توانید بدون احساس خستگی آنرا ادامه دهید و در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه خود تصمیم بگیرید.
    نوشته دکتر لارنش شان
    ترجمه نسرین مجیدی
    گاهی خدا درب ها را میبندد و پنجره ها رو قفل میکند..
    زیباست بدانی ..شاید طوفانی در راه است!

  3. #3

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    مراقبه پایه برای کسب آرامش
    این شیوه ، در واقع اولین قدم در هر یک از تمرینلت مراقبه است و به محض آشنایی با آن ، می توانید در عرض چند ثانیه به آرامش دست یابید.
    لازم است این عمل را در اتاقی کاملاً ساکت و آرام انجام دهید. زمانی مناسب و مکانی راحت ، ساکت و بدون مزاحمت را انتخاب کنید. چنانچه تمایل داشته باشید می توانید در طی مراقبه از یک موزیک آرام بخش بهره جویید. لباس های تنگ خود را در آورید ( لباس هایی چون کمربند ، و … ).
    با پشت صاف و در حالی که تکیه داده اید بنشینید و دست ها را به آرامی روی هم یا روی پاهایتان بگذارید. اگر بخواهید ، می توانید در جهت شمال / جنوب به پشت دراز بکشید ، به طوری که سرتان به طرف شمال و دست ها در طرفین بدن قرار گیرند.
    چشمانتان را ببندید و احساس کنید وزنتان در سرتاسر بدنتان به طور یکنواخت توزیع شده است. برای دست یابی به چنین حسی ، می توانید کمی در جای خود حرکت کنید. پس از این که در جایتان استقرار یافتید ، به خود بگویید که دیگر حرکتی نخواهید کرد ، مهم نیست چه احساسی در جسمتان دارید. تغییرات فیزیکی ، افکار اخلال گری هستند که از خود آگاه نشأت می گیرند و مانع ادامه روند می شوند. این افکار ، ریشه در ترس خود آگاه از ناشناخته دارند.
    حال به آرامی و راحتی ، نفس عمیق بکشید. برای چند لحظه ، نفس را در سینه حبس کنید ، سپس با آهی آرام ، هوای درون سینه تان را رها کنید. این شیوه دم و بازدم را تکرار نمایید.
    برای محافظت در سطح روحی ، نیروی برتر را به حظور بطلبید. می توانید به انتخاب خودتان ، به ذکر دعایی بپردازید. من دعایی را که به این منظور می خوانم ، در خاتمه این بخش آورده ام. نور سفید و درخشانی را بالای سر خود تصور کنید. این نور همان پرتو عالمگیر انرژی حیات است؛ نور پروردگار. این نور که بالای سر شماست ، به تدریج دور تا دور اندامتان را احاطه می کند و تمامی نگرانی ها و تنش ها را از وجودتان می زداید. تصور کنید که این نور به آرامی از درون شما عبور می کند. به آن خیره شوید و به خود بگویید تنش ها و نگرانی ها ، رهایتان کرده و از کف پا به بیرون رانده شده اند. آنها ، شما را ترک می کنند و وارد زمین می شوند ، جایی که طبیعت مهربان ، دو باره به کارش می گیرد تا زمین را احیا نماید.
    پس از اینکه در جسمتان احساس سبکی کردید ، در چنین حالتی بمانید تا وقتی که حس کنید ، زمان بازگشت به حالت اول فرا رسیده است. هنگامی که آماده شدید ، چشمانتان را باز کنید. اگر دراز کشیده اید ، به آرامی بنشینید و زانو ها را خم کنید و اگر نشسته اید ، به آرامی بدنتان را حرکت دهید. دعای انتخابی تان را بخوانید و بدین ترتیب ، از پروردگار عالم تشکر نمایید. سپس ، به خود برای انجام این مراقبه به نحو احسن ، تبریک بگویید.
    ممکن است در حین انجام این مراقبه ، به تجربیات و احساساتی دست یابید که کاملاً طبیعی هستند. در زیر به برخی از این موارد اشاره شده است :
    ·اولین احساس آرامش در شما ، ممکن است همراه با نوعی فشار در دست ها و یا اندام های دیگرتان باشد.
    ·ممکن است افکار بی شماری از ذهنتان بگذرند و یا با مواردی چون خارش ، عطسه ، درد ، تنفس سخت و نا آرام ، قورت دادن آب دهان ، ترس ، مورمور شدن ، سوزش ، سنگینی و احساس منگی و گیجی مواجه شوید. به خود بگویید ، همه این موارد اخلال گرند. زمانی که به شما فشار آوردند ، سریعا مراقبه را متوقف کنید ، زیرا آمادگی ادامه آن را ندارید. به خاطر داشته باشید مهارت در انجام مراقبه با تمرین هر چه بیشتر به دست می آید ( کار نیکو کردن از پر گردن است ). صبور باشید و به خود عشق بورزید.
    ·ممکن است احساس زد و نقیض – ( بزرگ و کوچک ، سبک و سنگین ، گسترده و فشرده ، روشن و تاریک ، گرم و سرد ) – به همراه تصورات خوب و بد به سراغ شما بیایند. این احساسات را بپذیرید و ناظر آنها باشید و تنها زمانی که به شما فشار می آورند ، دست از ادامه مراقبه بردارید و آن را به پایان برسانید.
    ·ممکن است ترس ناشناخته در شما ظاهر شود که موج هایی از انرژی را در ناحیه شکم و قلبتان ایجاد کند. چنانچه بتوانید ناظر آن باشید ، اینگونه احساسات پراکنده ، ناپدید می شود و شما قادر به ادامه مراقبه خواهید بود. اما اگر احساس کردید می خواهید مراقبه را متوقف کنید ، حتماً این کار را انجام دهید.
    ·صدای تنفستان را بشنوید. صدایش درست مانند صدای تنفس شخصی در گوش شخصی دیگر است. چنانچه احساس کردید نفس هایتان کوتاه تر شد و ترس به شما روی آورد ، یکباره مراقبه را متوقف کنید. چنانچه بتوانید بی غرضانه این ترس را کنار بگذارید ، می توانید به کار خود ادامه دهید؛ با ترس روبرو گردید تا کم کم ناپدید شود.
    ·شاید صدا هایی در درونتا ایجاد شود ، همچون صدای شکم که کاملاً طبیعی است. با پیشرفت در مراقبه ، چنین صدا هایی افزایش خواهند یافت ، اما ضربان قلب شما آرام تر خواهد شد. چنانچه تند تر شد ، باید خود را برای رویاروی با آن و یا متوقف نمودن مراقبه آماده نمایید.
    ·ممکن است در خود احساس سرما یا گرما کنید. این نیز کاملاً طبیعی است. شاید بتواند از چنین حالتی بیرون بیایید یا در آن بمانید و یا حتی قادر به عبوراز آن باشید.
    ·احساس مور مور شدن در دست ها ، پاها و یا بروز احساسات پوستی دیگری ، چون فشردگی ، کرخی و سردی ، نمایانگر فشار انرژی در بدنتان است.
    ·احساس نا آرامی ، همانطور که تا کنون مشاهده شده است ، بیان گر نیروهای نا هماهنگ است. در این صورت ، به آرامی ، عمل مراقبه را متوقف کنید.
    ·احساس حرکت دورانی و چرخشی که نشانگر عدم هماهنگی در جریان انرژی در پنج کالبد فیزیکی ، اتریک ، روحانی ، ذهنی و روحی است. چنانچه بر هر یک از این پنج کالبد متمرکز شوید ، این دوران و چرخش باز می ایستد. چنانچه این حالت چرخشی و دورانی ادامه یافت ، دچار نوعی کسالت و دل به هم خوردگی خواهید شد که بهتر است مراقبه را متوقف کنید.
    یادداشت : هدف از انجام چنین مراقبه ای ، در واقع ، رجعت به هوشیاری و خود آگاهی طبیعی است ، هوشیاری که با حسی خوب همراه است. برای یاد گیری «کسب آرامش» به زمان نیاز دارید ، بنابر این زمانی را به این عمل اختصاص دهید.
    ضبط نوار مراقبه شخصی
    برای رفع مشکل پرسه زدن ذهن ، ضبط مراقبه و استفاده از نوار می تواند مفید باشد. مجبور نیستید دستگاه را در طول عمل مراقبه روشن و خاموش کنید ، تنها تمامی مراحل زیر را دنبال کنید :
    دراز بکشید ، چشمانتان را ببندید ، نفس عمیق بکشید ، سکون و آرامش را در خویش تقویت نمایید و به همین گونه ادامه دهید.
    قبل از ضبط اعمالی که باید انجام دهید ، آنها را تمرین کنید تا به میزان وقفه هایی که در بین مراحل وجود خواهد داشت واقف شوید. برای تکمیل هر مرحله ، قبل از شروع مرحله بعدی ، مدت زمانی کافی برای کارتان اختصاص دهید. چنانچه بخواهید ، در ابتدای هر مراقبه ، به یک آرامش اولیه دست خواهید یافت.
    می توانید عمل مراقبه را درست همانگونه که نوشته شده است ، بیان دارید ، یاآن که آن را به سلیقه و میل خود تغییر دهید ، مثلاً افزودن جمله های تأکیدی یا مانراها.
    به هنگام ضبط مراقبه ، خود را «شما» خطاب کنید ، گویی در حال هیپنوتیزم کردن خود هستید. بایستید یا صاف بنشینید. سعی کنید در کمال آرامش باشید ، به آرامی و در کمال وضوح و فصاحت ، با صدایی طبیعی سخن بگویید. می توانید از یک موسیقی آرام بخش مخصوص مدیتیشن استفاده کنید ، گر چه این کار ممکن است هنگام تصحیح یا تدوین نوار مشکلاتی ایجاد کند. اگر مایل به استفاده از موسیقی برای مراقبه تان هستید ، موسیقی آرام و گوش نواز را به شما توصیه می نمایم.

    توجه :قبل از انجام کلیه تمرین های مدتیشن دقت و توجه لازم در رابطه با آن برنامه را به عمل بیاورید.زیرا مسئولیت و عواقب انجام کلیه برنامه های مراقبه و مدتیشن منتشر شده در این تاپیک با شخص انجام دهنده تمرین خواهد بود!
    گاهی خدا درب ها را میبندد و پنجره ها رو قفل میکند..
    زیباست بدانی ..شاید طوفانی در راه است!

  4. #4

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    نکته اول - مراقبه(meditation) چیست و چرا مراقبه می کنیم؟

    از بودا پرسيدند : تو و شاگردانت چه مي كنيد؟ او پاسخ داد : “ مي نشينيم، راه مي رويم و غذا مي خوريم ” . پرسشگر گفت : اما همه كس اين كارها را مي كند. بودا پاسخ گفت : “ اما وقتي كه ما مي نشينيم ، مي دانيم كه نشسته ايم و وقتي راه مي رويم مي دانيم كه راه مي رويم"
    این یعنی متعلق و اسیر زمان گذشته و آينده نبودن . ما با مراقبه و تمركز در زمان حال زندگي مي كنيم ..اما چرا باید در زمان حال زندگی کرد.

    قبل از اینکه فهمید چرا باید در زمان حال زندگی کرد و قبل از اینکه فهمید چرا در حالت طبیعی قادر به زندگی در زمان حال نیستیم بهتر است بدانیم چرا دچار اندوه و اضطراب می شویم . اندوه و غصه1- با گذشته و آینده و2- با در نظر گرفتن ارزیابی امور و ارزش ها در ذهن معنا پیدا می کنند.با مقایسه وضعیت ها در آینده و گذشته است که دچار حالت غم و غصه می شویم.آیا کسی که یاد گرفته این ذهن از هم گسیخته راـــ که گویی کار آن مقایسه دائم وضعیت ها و شرایط و مفاهیم و امور با هم است ـــ در کنترل درآورد آیا به تجربه اندوه دچار خواهد شد؟ افسردگی و اضطراب ضربه ی کاری ذهن تربیت نشده از شدت مقایسه و ارزیابی همه چیز با هم به وجود انسان است.راز آموزه بودا وقتی می گوید آموزه من غذا خوردن وقت غذا خوردن است همینجاست .بودا می گوید وقتی یک انسان معمولی غذا می خورد مشغول هر کاری است جز خوردن غذا بدین معنی که ذهن این شخص حین خوردن غذا بیشتر در حال مقایسه و ارزیابی افکار و وضعیت ها و احوال خویش است تا لذت بردن از غذا و سرایت این وضعیت به تمام لایه ها و زوایای زندگی او مانع از این می شود که او از زندگی که چیزی جز همین آنات و لحظات نیست لذت برد .
    بودا به درستی به معنای خوشبختی اشاره می کند آیا خوشبختی غیر از این است که با وجود تمامی سختی ها و مصائب بتوانیم از آنچه که در حال انجامش هستیم لذت ببریم؟
    مراقبه به یک معنای اساسی فنون تربیت ذهنی است که چونان پسربچه ای بی تربیت و چموش، امان از پدر و مادری که او را از جان بیشتر دوست دارند گرفته است.
    نتیجه مراقبه رضایتی معجزه آساست .اما چرا معجزه آسا؟ برای اولین بار است شخص نه از به دست آوردن چیز ها نه از رسیدن به موقعیت های اجتماعی و مالی و نه از رسیدن به هوس ها و آرزوها بلکه از آرامشی عمیق و طولانی که از نتایج زیستن در زمان حال است و او در خویشتن و نه در هیچ جا و هیچ کس دیگر یافته احساس رضایت می کند حال اوشاد است اما نه آن شادی که علت آن در خارج است و 1- مقطعی و 2- سطحی است بلکه این شادی یک شادکامی اساسی ست زیرا چون از جنس وجود شماست بسان شفایی برای جان ماست.نه بسان شادی های روزمره ما که همگی محدود ، مصنوعی و سطحی هستند و مانند یک قرص مسکن عمل می کنند نه شفای کامل .مراقبه شفای کامل روح قبل از مرگ است.
    گاهی خدا درب ها را میبندد و پنجره ها رو قفل میکند..
    زیباست بدانی ..شاید طوفانی در راه است!

  5. #5

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    نکته دوم- شرح دلیل
    مراقبه توانایی پاسخ به بسیاری از مشکلات را دارد.از دستیابی به یک آرامش اعصاب فوری پس از جر و بحث با دیگران تا توانایی انجام جادویی ترین و باور نکردنی ترین کارها که از لاماهای تبتی نقل می شود. این طیف وسیع امکانات نشانگر توانایی های درونی ماست که منجر به آن چیزی می شود که آن را خوشبختی و شادکامی و اقتدار می نامیم که انسانها معمولا آن را بیرون از خود می جویند و طبیعتا به دلایل اساسی در مواجهه با آن با شکست مواجه می شوند.زیرا که خوشبختی امری اساسا ذهنی است و چون خوشبختی در اشتراکی ترین معنای خود چیزی جز "حس رضایت خاطر" به زندگی نیست و از آنجا که حس رضایت خاطر به زندگی اصولا به تربیت ذهنی و درجه خود ساختگی ما بستگی دارد برای همین کسی که خوشبختی را در بیرون از خود می جوید هیچوقت در خود احساس رضایت خاطری که "عمیق"و "طولانی"است را نخواهد کرد.
    مثالی بزنیم :فرض کنید خانه ای دارید که از سکونت درآن چندان راضی نیستید به زودی خانه خود را عوض می کنید و بعد از مدتی درمی یابید که باز هم بدتان نمی آید جای خود را عوض کنید. شما باز هم جای خود را عوض می کنید و معمولا هیچوقت از خود سوال نمی کنید که آیا من نباید به جای تعویض محل سکونت، دیدگاه خود را به زندگی که باعث ایده تعویض دائم خانه می شود را عوض کنم؟شاید به خاطر افسردگی دست به چنین کاری می زنم؟شاید به خاطر بیماری اضطراب و استرس میل به این کار پیدا می کنم؟شاید به عللی به مشکل اساسی عدم تمرکز و پراکندگی ذهنی مبتلا هستم و ناخوداگاه می خواهم با تعویض مسکن به یک قرار ذهنی دست پیدا کنم؟ شاید به وسواس مبتلا هستم؟شاید یک ....و ده ها شاید دیگر که نشان دهنده این حقیقت است که"ذهن من سالم نیست"و بیماراست و دچار مشکلاتی است که درمانی از جنس خود یعنی درمانی ذهنی را می طلبد و این یعنی به جای تغییر محل زندگی به اضافه حمل و نقل عارضه همرا ه خود به محل مزبور باید فکر دیگری کرد!.همیشه فراموش می کنیم اگر داشتن ثروت زیاد خوشبختی به همراه می آورد الان باید ثروتمندان بودا یا انسانی از لحاظ روحی بسیار سالم می شدند یا لااقل به هیچ روانپزشکی مراجعه نمی کردند. در صورتی که به دلایل مبرهن اغلب شاهد نقیض چنین حالتی هستیم.
    یک روانشناس مانند یک پزشک عمومی کارش چندان با روال و سادگی توام نیست چرا؟ شما وقتی سرما می خورید جلوی جمع میروید و اعلام می کنید که سرما خورده اید اما وقتی افسرده می شوید معمولا ممکن است به هر کاری برای رفع این حالت دست بزنید به غیر از مراجعه به روانپزشک!

    مراقبه " تربیت"و "کنترل" ذهن توسط تکنیک های درون نگرانه برای رسیدن به" شادی" آگاهی" و" آرامشی" عمیق و طولانی و غیر وابسته به غیر است.
    این شادی یک شادی گذرا مانند شادی از خرید یک اتومبیل نیست شادی یی است که از احساس یک اقتدارو بینش باطنی دائم و عمیق در درون بدون شرط بیرونی ایجاد می شود
    این آگاهی مانند خواندن فلسفه ارسطو یا خواندن جنگ و صلح تولستوی و آثار شکسپیر نیست این آگاهی یک بصیرت درونی و یک درک باطنی یست که معمولا فرزانگان را صاحب آن می دانیم این آگاهی موصوف به مکتبی و ساخت کسی نیست ، مکاشفه ای تدریجی و آرام حاصل از درون پویی ست .مثلا بعد از مدتی مراقبه شما متوجه می شوید که انسان هشیاری شده اید زود سره از ناسره را تشخیص می دهید.دیگر مثل قبل گول نمی خورید خودتان را فریب نمی دهید خودساختگی درونی باعث شده اندوه و بی قراری کمتر گریبانتان را بگیرد.وزمانی که قرار است اندوه و غصه سراغتان بیاید فورا با مراقبه ای کوتاه آن را از خود دور می کنید. روحیه ی تحقیق پیدا کرده اید و دوست دارید به جای صحبت از اشخاص از مفاهیم صحبت کنید.دیگر احساس تنهایی نمی کنید چون عمیقا متوجه شده اید که کارهای انجام نشده ی زیادی در دست دارید.باریک بین و دقیق شده اید و ترجیح می دهید مثلا به جای بچه دار شدن درباره آموزش و تربیت و فلسفه آن کتاب بخوانید.صبور شده اید و ترجیح می دهید به جای رفتن به گردش با دوستان از کسانی که نیاز به کمک دارند برای مدتی مراقبت کنید.دیگر برای دوستی و توجه دیگران ناله نمی کنید زیرا که حس بی نیازی عمیقی در شما به وجود آمده است و دیگران را به خاطر ارزش وجودیشان دوست خواهید داشت نه به خاطر نفعی که برای شما دارند یا به مقداری که شما را از تنهایی در می آورند زیرا تنهایی نه تنها عذاب آور نیست بلکه یکی از شروط شکوفایی شخصیت است.
    یکی از نتایج بسیار مهم مراقبه ایجاد "بینش درونی"است که برای یک زندگی درست و صحیح عمیقا بدان نیازداریم . بینش درونی عقل تزلزل ناپذیر درون ماست که به قول افلاطون یاد می گیریم که آن را درون خود کشف کنیم.و مثل قوه ارزیابی خارجی ما خلل پذیر و پر اشتباه نیست.با بینش درونی یست که الگوهای شکل گرفته ناهنجار و رفتارهای مخرب رسمیت یافته را شناخته و آن ها را تحلیل و دگرگون کرده و بازسازی می کنیم.با بینش درونی ست که ریشه های اندوه را در درونمان کشف می کنیم .
    گاهی خدا درب ها را میبندد و پنجره ها رو قفل میکند..
    زیباست بدانی ..شاید طوفانی در راه است!

  6. #6

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    چرا مراقبه می کنیم؟
    چرا مراقبه می کنیم ؟ دلایل بسیاری برای لیست کردن وجود دارند که هر کسی می تواند مهمترینشان را برای خود داشته باشد اما کلی ترین و اساسی ترین آنها از این قرارند:
    1-شفای روح و جسم یعنی ایجاد هماهنگی در ذهن و سیستم های بدن برای زدودن عارضه های روحی و جسمی
    2-ایجاد تمرکز برای زدودن اندوه و اضطراب توسط زیستن در زمان حال
    3-ایجاد حس بی نیازی
    4- ایجاد شادی عمیق و بلاشرط و غیر وابسته به افراد و اشیاء
    5-ایجاد جذابیت وجودی
    6-ایجاد اقتدار وجودی
    7-ایجاد آگاهی تزلزل ناپذیر و عمیق به شکل روشن بینی و بصیرت باطنی.
    8-ایجاد حس عمیق رضایت خاطر و خوشبختی
    9- تخریب تمناها و هوس های مخرب و کنترل اساسی شهوت
    10-ایجاد حس یگانگی با طبیعت
    11-تقویت بنیادین اراده و عقل
    و ده ها دلیل دیگر که نشانگر اهمیت حیاتی و فوق العاده مراقبه است و در طول شرح نکات ذکر می گردند.

    تمثیل های دقیقی برای اهمیت مراقبه وجود دارد:
    حباب های دریا را ببینید که تشکیل شده و ناپدید می شوند افکار روزمره ما که خیلی گرفتارمان کرده اند مثل این حباب ها هستند. در این 5 سال گذشته چیزهایی برایتان بسیار مهم بوده اند که دیگر شاید یادداوری شان حالتان را به هم بزند مثل یاداوری حباب های دریا در 5 سال پیش. مراقبه درک تمام دریا و زیر و زبر و ماهیت آن و باور این نکته است که حباب های فکر تمام ذهنمان را گرفتار کرده اند اما باید قسمت بسیار کوچک و سطحی ذهن را در زمان مشخص مشغول کنند نه تمام آن را در تمام زمان .مراقبه تسلط بر حباب ها و درک بی اهمیت بودن آنها نسبت به دریای وجود است.
    برای درک دریا باید عمیق شد و برای عمیق شدن باید مراقبه کرد.حباب دریا گمان می کند که وجودی مستقل از دریا دارد و وجودی متشخص است اما ناگهان می ترکد و از هم فرو می پاشد و به دنبال او صدها حباب دیگر خلق می شوند این دریا ذهن ماست که درکش نمی کنیم و حبابها پنداره ها و افکار روزمره ما هستند که امان را از ما بریده اند و مقایسه دائم آنها در ذهن باعث اضطراب و اندوه در ما شده اند و اتفاقا خوب آنها را درک می کنیم! چاره ای نیست ذهن ما تربیت نشده و مثل یک سگ برای هر ایده و فکر و اتفاقی دم تکان می دهد و به آن توجه می کند و اهمیت می دهد و دائم مشغول مقایسه و ارزشگذاری جانکاه دو الی بی نهایت چیز با هم است.بدبختی اینجاست.برای همین می خوابد تا برای لحظاتی از شر ذهن در امان باشد.مراقبه به معنایی امان بودن از شر ذهن غیر قابل مهار در بیداری ست.مراقبه مهار ذهن است.ذهن چیست؟ همه چیز! مراقبه با ارزش ترین فعالیت زندگی ست.
    گاهی خدا درب ها را میبندد و پنجره ها رو قفل میکند..
    زیباست بدانی ..شاید طوفانی در راه است!

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۹/۲۹
    نوشته ها
    14
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    0
    پسند کرده
    0

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    مدیتیشن یا مراقبه مفهوم گسترده ای دارد که نمیتوان آن را در قالب کلمات محدود کرد و کل قضیه را منتقل نمود، تا زمانی که فرد تمرینات را شروع نکرده و تجربه ای از انرژی درون نداشته باشد به سختی این ابزار قدرتمند بیداری روح قابل درک خواهد بود.

    از طرفی نگاه ما در این مجموعه به مدیتیشن و معرفی آن، به اشکال معمولی که تا کنون در جوامع به آن پرداخته شده نخواهد بود به طور مثال بررسی سوابق و انواع مدیتیشن ها و جزئیات آنها که در بیشتر موارد خسته کننده است و به دلیل اختلافات ظاهری سردرگم کننده بوده و ایجاد ابهام کرده و پیام مدیتیشن را آن طور که باید نرسانیده است، بلکه همانطور که قبل توضیح دادم ما به بُعد معنایی و مفهومی مدیتیشن که ریشه اصلی آن میباشد خواهیم پرداخت.

    مدیتیشن(Meditation) اصطلاحی جهانی و لاتین میباشد که معادل این اصطلاح در فرهنگ عربی و فارسی مراقبه نام دارد. این اصطلاح برای بیان حسی معنوی و تجارب روحی و ذهنی خودجوش و هدفمند به کار میرود و با وجود تفاوتهای ظاهری در توصیف مدیتیشن یا مراقبه همه توضیحات ریشه یکسانی در دنیای درون دارند.

    اگر بخواهیم تعریفی کلی از مدیتیشن یا مراقبه ارائه بدهیم میتوان گفت روندی فراذهنی و مجموعه ای از تمرینات درونی است که سبب رشد و پرورش روحی و توان حضور در لحظه و به موازات آن تغییرات بنیادین در کل زندگی مادی و معنوی فرد میشود.

    وجود انسان در یک نگاه کلی از سه بُعد تشکیل شده: ذهن یا حافظه/ جسم یا فیزیک/ روح یا انرژی. جسم و روح با حالتی بالقوه و رو به رشد در هماهنگی با هم و طبیعت همراه با یک ذهن یا حافظه خالی آفریده میشود به اصطلاح کودک بی ذهن میباشد. روح منبع انرژی کیهانی و خدادادی است و بعد ماندگار وجود ماست.

    ذهن به طور معمول در جامعه معادل افکار انسان شناخته شده و علم روانشناسی به اسم روان انسان آن را در بخشهای خودآگاه و نا خودآگاه برسی می کند و روی مدل افکار به عنوان مولفه ای از تظاهرات ذهنی مانور میدهد. ولی ذهن طیف گسترده ای دارد که شامل توان فکری، خاطرات و آموخته ها بوده و کم کم لایه بندی شده و به شکل عادتهای ذهنی یا ذهنیتها عمل میکند که بعد از بلوغ ذهنی به طور نسبی شخصیت و خودمجازی یا زمینی فرد را تشکیل میدهد، از طرفی ابزار شناختی و منطق فردی است که برای زندگی موفق در دنیای مادی و کمک به تکامل روحی لازم است. ذهن ارتباط نزدیکی با فیزیک انسان داشته و تأثیرات خود را از طریق سیستم عصبی در بدن جاری میکند. در حالت ایده آل و در یک انسان سالم ذهن و جسم در هماهنگی با روح بیدار فرد عمل میکنند که از گذر این هارمونی خوشبختی انسان حاصل میشود.

    ذهن نیز مانند روح دارای ارتعاشات و امواج خاص خود میباشد، ولی سطح انرژی آن از انرژی روحی پایین تر و محدود به دنیای مادی بوده و به اصطلاح جنس آن زمینی است و میدان عمل آن ماده و ذهن میباشد، بنابراین دارای اشکال مثبت و منفی خواهد بود. در حالی که انرژی روحانی جریان واحدی داشته و مثل ذهن در دنیای مادی ساخته نمیشود و در مورد آن فقط کم یا زیاد بودن مطرح میباشد. انرژی و وضعیت های روحی و ذهنی افراد روی هم تأثیر گذاشته و این تآثیرات با توجه به شرایط میتواند به کالبد و محیط تزریق شوند.

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۹/۲۹
    نوشته ها
    14
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    0
    پسند کرده
    0

    Re: مدتیشن یا مراقبه

    عشق تجربه ای روحانی است که با جریان و جوشش انرژی درون همراه بوده و میتواند حس عمیقی از نشاط ، مستی ، سبکی ، آرامش و رهایی را با خود داشته باشد و در صورت هدایت، نیروی عشق عامل حرکت معنوی و سیر و سلوک فرد شده و عاشق را به سمت وحدت وجود ، بی خودی عرفانی و کشف خداوند میکشاند.

    تعاریف و تحلیلهای زیادی از عشق شده ولی ما در اینجا از دید متافیزیک آن را بررسی میکنیم. عشق نیز برای خود اشکالی دارد که نوع آن را خلوص عشق یا درجه روحی آن تعیین میکند، مثل بقیه تجارب روحانی که تجارب ذهنی موازی با خود را دارند، عشق نیز میتواند دارای ابعاد ذهنی باشد

    بالطبع عشق واقعی جنسی روحی داشته و این نوع عشق مثل نیرویی کیمیایی وجود فرد را متحول میکند و ناخواسته نفس فرد ذوب میشود، به عبارتی خودذهنی خاموش شده یا به تبع خودروحی به سمت معشوق و بعدها انرژی طبیعت جهت گیری میکند. وقتی با نیروی عشق، روح فرد به رستاخیز در می آید تمامی لحظات عاشق غنی شده و کیفیتی روحانی پیدا میکند و روح بیدار در لابه لای حرکات فرد جریان دارد، نگاه و حواس عاشق عمیق و متفاوت میباشد، کلام عاشق متفاوت میباشد، راه رفتن و حتی نفس کشیدن او متفاوت میباشد و کل زندگی فرد عاشقانه و آگاهانه خواهد بود به عبارتی عاشق با هر عملی در مراقبه و نیایش میباشد، حضوری پُرانرژی و وجودی با خیروبرکت خواهد داشت.

    انسان بدون عشق یعنی بدون روح! به عبارتی نشانه بیدار بودن روح افراد داشتن کیفیت عشق در وجود میباشد، پس اگر سیستمی با پرورش و بیداری روح، تجربه و کیفیت عشق را به همراه دارد برعکس، جوشش عشق نیز در صورت تمرین و شکل گیری میتواند موجب بیداری روح گردد، حال اگر هردو آنها یعنی تمرینات ریاضتی و روحی با تجارب یا تمرینات عشقی با هم جلو رود، مسیر سیر و سلوک و تکامل روحی هموارتر میشود.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما