نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree17Likes

موضوع: نقد و بررسی کتاب (چراغها را من خاموش میکنم)

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 86
صفحه 1 از 11 1234 ... آخرینآخرین
  1. #1

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    کتاب انتخابی شما برای باشگاه کتابخوانی آینده
    چراغها را من خاموش میکنم - زویا پیرزاد 38% 38% [ 15 ]
    شازده احتجاب - هوشنگ گلشیری 5% 5% [ 2 ]
    شاهدخت سرزمین ابدیت - آرش حجازی 0% 0% [ 0 ]
    کیخسرو - آرش حجازی 0% 0% [ 0 ]
    سلوک - محمود دولت آبادی 13% 13% [ 5 ]
    امینه - مسعود بهنود 0% 0% [ 0 ]
    خانوم - مسعود بهنود 3% 3% [ 1 ]
    سووشون - سیمین دانشور 8% 8% [ 3 ]
    جزیره سرگردانی - سیمین دانشور 0% 0% [ 0 ]
    درفاصله ی دونقطه - ایران درودی 33% 33% [ 13 ]
    کل آرا : 39
    سعادتی که هیچ کس نمی تواند از شما بگیرد ،
    سعادتی است که کسی به شما نبخشیده باشد...

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۰۵
    محل سکونت
    همین ورا
    نوشته ها
    316
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    124
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    زویا پیرزاد (زاده ۱۳۳۱ در آبادان-) نویسنده معاصر ارمنی*تبار ایرانی است(از مادری ارمنی تبار و پدری روس تبار به دنیا آمد). او در سال ۱۳۸۰ با رمان «چراغ*ها را من خاموش می*کنم» جوایز مهمی همچون بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد هوشنگ گلشیری، كتاب سال وزارت ارشاد جمهوري اسلامي و لوح تقدیر جایزه ادبی یلدا را بدست آورد و با مجموعه داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» یکی از برندگان جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ و جایزه «کوریه انترناسیونال» در سال ۲۰۰۹ شد. وی از معدود نویسندگان ایرانی ست که تمام آثارش به فرانسوی ترجمه شده است.

    مجموعه داستان کوتاه:
    این سه داستان در کتابی با عنوان «سه کتاب» گرد آمده*اند.

    مثل همه عصرها
    طعم گس خرمالو
    یک روز مانده به عید پاک

    چراغ*ها را من خاموش می*کنم که در مورد زندگی چند خانواده ارمنی ساکن آبادان که اغلب کارمند شرکت نفت هستند می*باشد! داستان به سبک زنانه و از زبان شخصیت اصلی داستان، زنی خانه*دار به نام کلاریس بیان می*شود و مشکلات و گرفتاری*های همیشگی زنها را سوژه نوشتن قرار می*دهد.

    (کتاب منم سوار برلاکپشت در راه است)
    [HIGHLIGHT=#ebf1dd]ساختن رو از خودمون شروع کنیم....[/HIGHLIGHT]

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    coffee آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۰/۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    826
    میزان امتیاز
    6
    پسند شده
    1487
    پسند کرده
    1128

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    کتاب چراغها ..... رو به نصف رسوندم......در هر صفحه منتظر یه هیجان ، یه عکس العمل خلاقانه از طرف راوی بودم تا ادامه کتاب رو برام جالب تر کنه ...!!
    اما انگار دارم به یه فیلم صامت نگاه میکنم....!!!!!!!!!!! تا ببینم بعد چی میشه..........
    دوست داشتم نظر بقیه دوستان رو هم بدونم ... بخصوص نظر شما مامان سومی عزیز...


    راستی با کتابهای مصطفی مستور کسی آشنایی داره و کسی هست که این سبک رو بپسنده ؟

  4. #4
    ناظر کیفی انجمن
    دخترک آواتار ها
    ساره.ر
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۳۱
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,157
    میزان امتیاز
    17
    پسند شده
    2022
    پسند کرده
    545

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    سلام:)

    coffee جان کتاب چراغها کتاب ماجرایی ای نیست، کلا توش دنبال ماجرای پیچیده نباش. این کتاب مثل سبک خاصی از فیلمهای ایرانیه که ظاهرا یه زندگی روزمره ست اما جزئیات رفتاری و احساسی و فکریه که آدم رو به همزادپنداری با شخصیتها ترغیب می کنه. نمونه ی این فیلما مثل سعادت آباد که الان رو پرده ست!

    من کتابهای آقای مستور رو بی اندازه دوست دارم:)

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    coffee آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۱۰/۲۹
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    826
    میزان امتیاز
    6
    پسند شده
    1487
    پسند کرده
    1128

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    کتاب : چراغها را ..... : تموم شد..... خوندمش ............. میشد از لابه لای نوشته ها .. یه چیزهایی رو که برای ما خانمها ملموسه دوباره حس و درک کرد... منظورم اینه که به نوعی یاد آوری بود از روز مرگی که می تونه هر زندگی زنونه ای رو در گیر کنه و باید مراقب بود.. یادآوری احساسهای سرکوب شده و نادیده گرفته شده و و و ........................یاد آوریه این موضوع که شاید هیچ وقت مجالی برای بیان احساس واقعی ، بیان انتظارات و خواسته ها و بودن خود واقعی پیدا نشه ... واین می تونه خیلی درد ناک باشه..........

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    60
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    4
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    خوب قسمت هایی از کتاب که من خوشم اومد :
    اون قسمتی که اون خانم پیر در مورد 24 آوریل می گفت و از زندگی خوبی که تو شهر وان داشتند تعریف می کرد رو دوست داشتم و اینکه تو اون شهر ادیان مختلف چقدر در کنار هم خوب زندگی می کردند . همسایه ها که از نماز جماعت بر می گشتند پدر عبادت قبول می گفت .
    و اون قسمتی که خانم نوراللهی در مورد ازدواج و عشقش می گفت و توضیحی که در مورد لباسش گفت رو هم دوست داشتم .
    اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید گريه کنی لذت دیدن ستاره*ها را از دست خواهی داد. ویلیام شکسپیر

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
    نوشته ها
    60
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    4
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    این یه کتاب خیلی خیلی زنانه بود و من همه جای کتاب خودم رو با کلاریس مقایسه می کردم و دنبال شباهت ها و تفاوت های بین او و خود می گشتم .
    دلم می خواد نظر یه مرد رو هم در مورد این کتاب بدونم .
    اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید گريه کنی لذت دیدن ستاره*ها را از دست خواهی داد. ویلیام شکسپیر

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۰۵
    محل سکونت
    همین ورا
    نوشته ها
    316
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    124
    پسند کرده
    0

    Re: باشگاه کتاب خوانی (یک)

    اما در مورد جملات زیبای کتاب:
    مکالمه های قشنگی رو تو خیلی از جاهای کتاب می شه دید ،نمونه ش همونایی که مریم عزیز یادآوری کردن،،ویا گفتگوهای درونی که کلاریس باخودش داره،،واقعا به دل می شینن چون خیلی منطبق بر واقعیت هستن ونویسنده خیلی صادقانه وحرفه ای اونارو تو ذهن کلاریس خلق می کنه!
    چند تا جمله رو انتخاب کردم که اینجا می نویسمشون:

    یاد پدرم افتادم که می گفت:((نه با کسی بحث کن ونه از کسی انتقاد کن.هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن!آدمها عقیده ات را که می پرسند،نظرت را نمی خواهند،،می خواهند با عقیدۀ خودشان موافقت کنی!بحث کردن با آدمها بی فایده ست))

    آلیس می گفت:((آدمهای حساس انگشت های بلند وباریک دارند)) ،،خودم به این جمله اعتقاد دارم،،

    امیـــل:((...تماشای بزرگ شدن چیزی که خودت کاشتی حس خوبی دارد)).
    [HIGHLIGHT=#ebf1dd]ساختن رو از خودمون شروع کنیم....[/HIGHLIGHT]

صفحه 1 از 11 1234 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما