نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree21Likes

موضوع: مشکلات روزمره

نمایش نتایج: از 9 به 16 از 105
صفحه 2 از 14 نخستنخست 1234512 ... آخرینآخرین
  1. #9
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۳۱
    محل سکونت
    پایتخت دلهامشهدالرضا
    نوشته ها
    313
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    718
    پسند کرده
    71

    Re: مهارت های مادری ( مادر کافی باشیم)

    از مسیحای عزیزم بخاطر راهنمایی های بسیار گرانقدرش تشکر میکنم واقعا من متوجه خیلی از رفتارام نبودم واقعا ازت ممنونم که روشنم کردی من باید اول خودمو آروم کنم
    در جواب دوست گلمون شهره عزیز باید بگم من ازون دسته مادرایی نیستم که ببینم بچم به راحتی یه بچه رو بزنه ومن بشینم تماشاکنم ودخترمن هم بیدلیل این رفتارزشتو بروز نمیده مگراینکه کسی اذیتش کنه ولی بازهم قابل توجیه نیست حرف من اینه که من که مادرشم ومادر اون بچه که باهم درگیر شدن وقتی که حضور داریم ومخصوصا من که اینقدر روی تربیت بچه ام حساسم ونمیخوام بی عیب ونقص باشه خودم دارم تذکر میدم وازمحیط دورش میکنم چرا باید مادر همسرم بابچه 2ساله که منطق اینو نداره که در کشاکش بدست آوردن اسباب بازی نباید بزنه چرا باید اونو دعوا کنه درصورتی که اگر کار دخترمن بد بوده کار دختر عمه اش هم که روی همه چیز احساس مالکیت داره ومیخواد به زور تصاحب کنه هم بده دیگه منظور مسیحاجون هم اینه که غیر ازپدر ومادرهیچکس حق دخالت در امور تربیتی بچه هارو نداره به این صورت که بخواد دعوا یا تنبیهشون کنه

    . گاهی جلوی آینه می ایستم خودم رادر آن میبینم دست روی شانه هایش میگذارم ومیگویم چه تحملی دارد دلت.

  2. #10
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    shohreh-sh آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۵/۲۷
    محل سکونت
    هر آن جایی که دل خوش باشد.
    نوشته ها
    711
    میزان امتیاز
    4
    پسند شده
    1384
    پسند کرده
    1339

    Re: مهارت های مادری ( مادر کافی باشیم)

    مسیحا جان ممنون که تجربیاتت را گفتی عزیزم.من معلم هستم و با بچه ها سر وکار دارم. میدونم که رفتار بچه ها از خونه سرچشمه می گیره .ستایش جان من منظورم اتفاقی بود که برای خودم افتاده بود خدایی نکرده سو تفاهم نشده باشه.چون من روی شما که شناختی ندارم تا قضاوت کنم عزیزم. ولی در کل عقیده دارم بچه ایی که دست بزن داره باید کنترل بشه ،چون واقعا ناراحت کننده است ببینی بچه ات داره کتک می خوره!!! اما با مداخله دیگران هم مخالفم مثل مادر بزرگ و......

  3. #11
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    اعظم
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۵/۰۲
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    1
    پسند کرده
    0

    Re: مهارت های مادری ( مادر کافی باشیم)

    سلام ممنون خیلی راهنماییهاتون عالیه من خواننده خاموش هستم اونهم اگه بتونم نصفهشب بیدار بشم بیام اینجا الان خونه مامانم هستم دخترم هم اومده بغلم نشسته اگه بیشتر از 5 دقیقه اینجا بشینم حوصلش سر میرهه
    دوسال و هفت ماهشه خیلی به من وابسته 24 ساعته باید کنارش باشم موقع آب خوردن تلویزیون دیدن.. همه چیاگه گوش گنم که تقریبا همیشه گوش میدم عالیه بازی میکنیم بیرون بریم تلویزون با هم نگاهکنیم اخلاقش خوبه ولی اگه بخام 2 تا استکان صبحونه رو آب بزنم دیگه قاطی میکنه اصلا بلد نیست تنها بازی کنه هر چی بهش بدم میکه باهم با زی کنیم من نمیتونمهمیشه میترسم یکی سرزده بیاد خونمون همه چی ولوهه اگه کم محلی کنم تنها هستیم موقع گریه میگه مامان تورو خیلی دوست دارم بیا بغلم کن بوسم کن میاد بغلم میکنه وقتی بغلش میکنم دوباره خواسته خودشو تکراار میکنه باز محل ندم دوباره همین مراحلو تکرار میکنه ولی اگه تنها نباشیم پشتش گرمباشه موقع گریه میگه مامانوببریم سرشو خرت خرت ببریم بندازیم بیرون گرگا بخورن .. مامان پررو
    ترسو هم شده کتاب بزبز قندی رو خیلی زود حدود یگسالکی خوندم براش مامانم هم سی دی بره آوازه خون رو براش گرفتو دید میخاد بره اتاق میگه گرگه منو میخوره همیشه به پای من چسبیده
    اگه کاری رو که خوب نیست انجام میده بهش بگم نکن یواشکی میره توی اتاق درو میبنده میکنه الان تو بغلم داره موهاشو بایه سنجاق میکنه
    تصیم گرفته بودم برای ارشد بخونم ولی رفتار دخترم رو که میبینم پشیمون میشم

  4. #12
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۲۲
    محل سکونت
    ایران من
    نوشته ها
    76
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    34
    پسند کرده
    0

    Re: مهارت های مادری ( مادر کافی باشیم)

    سلام دوستان
    من با بچه هام تو غذا خوردن مشکل دارم .... یکی از بچه هام اونقدر بد غذاست که نگو ... کلی باید نازش رو بکشم تا بخور بعد اوی یکی هم از اون یاد می گیره ..بعد که نمی خوره و ادا در می آره من عصبانی می شه ام و سرش داد می زنم می گه ام : دیگه بهت نمی دهم اگر گرسنه ات شد هیچی بهت نمی دهم بخوری ... بعد وقتی که گرسنه اش شد از ترس من می ره نون خالی می خوره ... چون وزنشون کم است باید خیلی بخورند ولی متاسفانه اصلا نمی خورند ... من اونقدر غصه می خورم که عصبی شده ام ... لطفا بگید من با پسرهام چکار کنه ام ... الان سه سال و نیم شون هست ....تاره اگر هم بخورند باید با ماشین بازی کردن یعنی حین بازی بهشون بدم که کلی زمان می بره و من خسته می شه ام ... لطف کنید من رو راهنمایی کنید ....
    [HIGHLIGHT=#ffffff]شاید این جمعه بیاید... شاید .... برای تعجیل در فرجش .... صلوات[/HIGHLIGHT]

  5. #13

    Re: مهارت های مادری ( مادر کافی باشیم)

    زهرا جون عزیزم انقدر نگران نباش هر وقت گرسنشون بشه می خورن ولی وقتی اصرار شمارو تو خوردن می بینن نگرانی شما بهشون منتقل می شه و از خوردن سر باز می زنن
    من خودم بعضی وقتا که صدرا بد غذا می شه همین حالت بهم دست می ده
    ولی یه کاری که من می کنم اینه که یه میز عسلی تو خونه هست مخصوص غذا و خوراکی صدراست خوراکی و غذاشو می ذارم اونجا خودش می گه چی اوردی مامان سارا؟
    کنجکاو می شه می ره سراغش
    سعی کن حساسیت نشون ندی
    اونا چون دوتا هم هستن و یکیشون خوب می خوره می تونی غذاشونو تو یه ظرف بریزی که هرچی خوش غذاهه می خوره اون یکی احساس رقابت کنه
    خودتم یه سفره کوچولو پهن کن باهاشون غذا بخور تا به وجد بیان نه اینکه دنبالشون بدوی غذا بذاری دهنشون
    یه تجربه دیگه ای که من دارم اینه که هروقت می بینم صدرا تمایلی به غذا نداره گیر نمی دم بهش اون خوراکیایی که دوست داره می ذارم رو میزش بخوره سیر بشه
    همین که دهانش به خوردن باز بشه غذا هم بهتر می خوره
    غذاهاتو متنوع کن می تونی برنجتو ادویه بزنی بعد گلوله کنی بگی بیاین پلو توپی بخوریم
    گوشت چرخ کرده رو توپی کن یا به شکل مار سرخش کن
    مرغ رو جوجه کبابی کن بزن سر سیخ
    خلاصه یه جوری توج و اشتهاشونو بر انگیز
    اصلا مجبورشون نکن
    یادت باشه اونا دقیقا می دونن ما تو ذهنمون چی می گذره پس با دید مثبت به این قضیه فکر کن تا غذا خوردن براشون یه تجربه دلچسب باشه
    این بود تجربیات من

  6. #14
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fafa2 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۲۰
    نوشته ها
    1,795
    میزان امتیاز
    12
    پسند شده
    2896
    پسند کرده
    1062

    Re: مشکلات روزمره

    امروز كانال 2 داشت ميگفتاگه بچه ها درسهاشون را با سهل انگاري انجام ميدن بايد محرك ها را كم كرد:
    -اگه تلويزيون روشنه صداش را كم يا خاموش كنيم
    -اگه جمعمون جمعه بايد يا به وقت ديگه اي موكولش كرد يا زمان درس خوندن بچه نباشه
    -بچه تو هال و پذيرايي نبايد درس بخونه جاي مخصوص تو اتاق خودش باشه.
    -نظارت داشته باشين.به بچه بگيد برو تو اتاقت تا نيم ساعت ديگه ميام ببينم درسهات را خوندي يا نه! نه اينكه بگيد برو تو اتاقت درست كه تموم شد بيا بيرون!
    افوض امری الی الله . . . ... . . . ان الله بصیر بالعباد

  7. #15
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: مشکلات روزمره

    اینجوری خیلی سخت شده مثلا من نمیدونم مشکلی که با فرزندم دارم در کدوم رسته هست صبحگاهی شبگاهی ظهر گاهی همه وقت مشکل دارم

    پسرم را به را میگه بیا تو اتاقم بازی کنیم یک لحظه یک آن تنهایی نمیره اتاقش یه لحظه حاضر نیست تنهایی بازی کنه این کارش ادم رو کلافه میکنه گاهی وقتا اینقدر بازی میکنه که دیگه خودش کم میاره میگه چه بازی کنیم باباش وقتی خونه اس در بست باید در خدمتش باشه خونه مادر بزرگاش که میره یه کمی بهتره با خودش بازی میکنه ولی بازم هم بازی میخواد
    از یه طرف میگم اقتضای سنشه نیاز داره از یه طرف می بینم بچه ها لااقل یه کم با خودشون بازی میکنن
    یه اسباب بازی مثلا سرسره رو با گریه و زاری میگه برام بیارین میاریم سر هم میکنیم فقط و فقط یه بار میره روش دیگه نگاش نمیکنه میگه میترسم نمی رم 24 بعد باید جمعش کنیم دوباره یه چیز دیگه انواع و اقسام اسباب بازیها رو داره از ماشین شارژی و سرسره و تاب تا خرده ریزای دیگه
    خلاصه دیگه از جمله بازی بکنیم حالم بد میشه از همون موقع هم که تازه راه افتاده بود یه انگشتمو ن رو میگرفت و میبرد به سمت اتاقش حالا هم دستمون رو میکشه مخالفت هم کنیم گریه و جیغ میکنه اینو هم بگم که باباش بیشتر دل به دلش میده من سرم به کار اشپزخونه گرم باشه زیاد اصرار نمیکنه ولی خدا نکنه پای کامپیوتر باشم
    شما بگین چکار کنم اشکال از منه از باباشه که مرتب باهاش بازی میکنه کجا اشتباه کردیم که بلد نیست تنهایی با خودش سرگرم بشه حالا چکار کنیم
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  8. #16
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fafa2 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۲۰
    نوشته ها
    1,795
    میزان امتیاز
    12
    پسند شده
    2896
    پسند کرده
    1062

    Re: مشکلات روزمره

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزماری
    اینجوری خیلی سخت شده مثلا من نمیدونم مشکلی که با فرزندم دارم در کدوم رسته هست صبحگاهی شبگاهی ظهر گاهی همه وقت مشکل دارم

    پسرم را به را میگه بیا تو اتاقم بازی کنیم یک لحظه یک آن تنهایی نمیره اتاقش یه لحظه حاضر نیست تنهایی بازی کنه این کارش ادم رو کلافه میکنه گاهی وقتا اینقدر بازی میکنه که دیگه خودش کم میاره میگه چه بازی کنیم باباش وقتی خونه اس در بست باید در خدمتش باشه خونه مادر بزرگاش که میره یه کمی بهتره با خودش بازی میکنه ولی بازم هم بازی میخواد
    از یه طرف میگم اقتضای سنشه نیاز داره از یه طرف می بینم بچه ها لااقل یه کم با خودشون بازی میکنن
    یه اسباب بازی مثلا سرسره رو با گریه و زاری میگه برام بیارین میاریم سر هم میکنیم فقط و فقط یه بار میره روش دیگه نگاش نمیکنه میگه میترسم نمی رم 24 بعد باید جمعش کنیم دوباره یه چیز دیگه انواع و اقسام اسباب بازیها رو داره از ماشین شارژی و سرسره و تاب تا خرده ریزای دیگه
    خلاصه دیگه از جمله بازی بکنیم حالم بد میشه از همون موقع هم که تازه راه افتاده بود یه انگشتمو ن رو میگرفت و میبرد به سمت اتاقش حالا هم دستمون رو میکشه مخالفت هم کنیم گریه و جیغ میکنه اینو هم بگم که باباش بیشتر دل به دلش میده من سرم به کار اشپزخونه گرم باشه زیاد اصرار نمیکنه ولی خدا نکنه پای کامپیوتر باشم
    شما بگین چکار کنم اشکال از منه از باباشه که مرتب باهاش بازی میکنه کجا اشتباه کردیم که بلد نیست تنهایی با خودش سرگرم بشه حالا چکار کنیم
    سلام رزماري جون.مهمترين قسمت اينه كه نگفتي پسرت چند سالشه!!
    اما ذات بچه ها با هم فرق دارن و نبايد براي همه نسخه يه جور پيچيد.اما در مورد بچه ها تنبيه و تشويق فوق العاده تاثير داره.من رو بچه خودم و بچه هاي داداشام اين كار را پياده كردم و نتيجه داده!
    وقتي ميشينيد پاي بازي اول از همه نگيد كه بسه و دوست ندارم و ... چون بيشتر تحريك ميشن كه به بهونه گيري شما را با خودشون همراه كنن.بي خيال برو بازي و به ظاهر لذت ببر.بعد خيلي نامحسوس بعضي از قسمتهاي كوچيك بازي را محول كن به خودش مثلا يك دفعه شما با نصف اسباب بازيش بازي كن مثلا لوگو چيني.شما 3 تارا بگذار بعد ازش نظر بخواه كه اينو كجاش بگذاريم؟خوب افرين!حالا اين يكي را كجا بگذاريم؟افرين حالا كه خوب بلدي اين يكي را تو بگذار تا من بعدي را بيارم و اين يكي را هم تو بگذار حالا بعدي را من ميگذارم. و... با ملايمت ازش بخواه كه مثلا تو سري بعدي بيشترين حركات بازي را او انجام بده.و بعد از هر چند تا حركت تشويقش كن كه چقدر قشنگ بازي ميكني.افرين و ...
    بعد قبل از بازي موبايلت را كوك كن كه زنگ بزنه و شما وسط بازي وقتي موبايلت زنگ خورد بگو پسرم شما بقيه را درست كن تا من گوشي را جواب بدم و برگردم.خيلي كوتاه به 30 ثانيه هم نرسه.قطع كن و برو سراغش.بعد بگو افرين چه پيشرفتي خودت تونستي بدون كمك من بازي كني وو...
    بعد از چند روز تعداد بهونه ها را زياد و مدتش را خيلي غير محسوس در حدي كه صداش درنياد و دنبالتون راه نيافته زياد كن.مثلا كتري را روشن كنم و بيام.پنجره را ببندم.دستشويي برم.اب بريزم تو قابلمه كه غذات را اماده كنم.و...
    بعد از چند روز كه كمي عادت كرد به تنهايي كوتاه مدت.بهش بگيد كه مثلا فلان غذاي خوشمزه يا دسر مورد علاقه اش ا ميخواهيد درست كنيد و بعدش هم بريد بيرون يه كار واجب دارين و اصلا وقت ندارين.اگه باز هم اصرار به بازي با شما داشت بهش گوشزدكنيد كه خودت ميتوني تنهايي بازي كني و مامان وسطاش مياد باهات بازي كنه.من الان وقت ندارم و ...اما اگه گوش نداد بريد باهاش بازي كنيد ولي بگيد كه وقتي را كه براي كار دسر بود براي تو گذاشتم و بعد از بازي هم بريد بيرون و تا يكي دو روز دلش را بسوزونيد كه از فلان دسر خبري نيست چون تو تنهايي بازي نكردي و... يا نگذاشتي دستورش را از اينترنت بردارم(اگه زبون ميفهمه و رايانه !!)
    اگه باز هم سوالي داشتي بگيد درخدمتم.
    راستي بگذار با باباش بازي كنه.حتي بازي اجباري را موكول كنيد به وقتي كه بابات اومد!!!
    افوض امری الی الله . . . ... . . . ان الله بصیر بالعباد

صفحه 2 از 14 نخستنخست 1234512 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما