نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree22793Likes

موضوع: آداب معاشرت

نمایش نتایج: از 81 به 88 از 1969
صفحه 11 از 247 نخستنخست ... 89101112131421 ... آخرینآخرین
  1. #81
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    زری گل همیشه بهار آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
    محل سکونت
    ژاپن
    نوشته ها
    212
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    328
    پسند کرده
    70

    Re: آداب معاشرت

    یک رسم جالبی که در خانه های اکثر ژاپنی ها است در مهمانی ها این است که میزبان یک میز بزرگ را آماده می کنه و رویش میوه را تکه شده و آماده و یا شیرینی و هر چیز را به اندازه های کوچک آماده می کنه و ظرف های یک بار مصرف می گذارد ( هم لیوان برای چای سبز خنک اینجا خیلی مصرف میشود یا آب معدنی یا آب میوه ) و دستمال کاغذی سفره با از این چنگال سیخی ها که پلاستیکی است برای برداشتن میوها و چیزهای کوچیک . اول مهمانی که همه سلام علیک می کنند و اکثرا با یک هدفی دور هم جمع می شوند یعنی مهمانی ها اسم دارد . بعد صحبت میزبان مهمانها را به پدیرایی شدن دعوت می کنه و دیگه نه تعارفی اضافی میشه نه اسرافی تازه آخرش هرچی موند به مهمانها می دهند همراهشون می برن واقعا عالی . البته من خودم با ظرف یکبار مصرف مخالفم ولی خوب اینجا این ست های ۱۲ - ۲۴ نفره مارا توی خونه هاشون ندارن و فشاری به میزبان جهت شستن ( من خودم در مهمانی ها دوست دارم یه کمکی به مهمان کنم - اون بیچاره که گناه نکرده کلی ظرف را بعد مهمانی تنهایی بشوره تازه خوش هم می گزره و دیگه خستگی برای میزبان نداره هردو خوش می گذرونند )
    حوری بانو این نوشته را پسندیده.
    [HIGHLIGHT=#ccc1d9]اللهم عجل لولیک الفرج[/HIGHLIGHT]

  2. #82
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    gandom آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    518
    میزان امتیاز
    217
    پسند شده
    4101
    پسند کرده
    5730

    Re: آداب معاشرت

    نقل قول نوشته اصلی توسط ماناسهیل
    دوستای گلم اگه یکی از نزدیکان براتون هدیه ای بیاره که یقین کنید دست دومه چه طوری برخورد میکنید مثلا شیرینی خوری که داخلش لکه داره و مارکش کنده شده و یا لباسی که آسترش در رفتگی داره و بوی ادکلن روش مونده ...!
    از یه فامیلی دو بار لباس کادو گرفتم یه بار آستین لباس چندجاش در رفته بود و اینبار هم یه بلوز گرفتم که مشخصه استفاده شده (بار اول با خودم گفتم که شاید پول نداشته و این لباس رو کادو داده ولی این بار ....! ) خدا می دونه من اصلا توقع هدیه ازش ندارم ولی اینطوری بهم بر میخوره اگه هدیه نده خیلی بهتره. روابطم طوری هست که نمیتونم مستقیم بهش بگم ولی دوست دارم بدونم انصافا برای خواهر خودش حاضره همچین کادویی ببره؟ خیلی دوست دارم بدونه که متوجه میشم لباسها و...دست دوم هستند ولی میترسم حتی در لفافه بگم و ایشون خجالت بکشه و دلرنجشی پیش بیاد...

    عزیزم حالا که دوست نداری رنجشی پیش بیاد. به نظر من اصلا به روی خودت نیار. و اون هدیه ها رو که به دلت نمیشینه بده به نیازمند.
    بگذر بره. هرچیزی ارزش برخورد نداره. من خودم یه بار برام این اتفاق افتاد و اون هدیه رو دادم به یه نیازمند که چقدرم خوشش اومد.
    ایشون اگه متوجه بودن اینکار رو نمیکردن. شما بگی هم مطمئن باش هم ناراحت میشه و هم حرف و حدیث های دیگه میشه که جالب نیست.
    sadaf717 این نوشته را پسندیده.
    من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی
    تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی

  3. #83
    مدیر انجمن
    پرپرک آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۳/۰۳
    محل سکونت
    mamisite.com
    نوشته ها
    4,661
    نوشته های وبلاگ
    10
    میزان امتیاز
    276
    پسند شده
    21430
    پسند کرده
    15786

    ویترین مدال ها

    Re: آداب معاشرت

    خانمهایی که آرایش میکنید و میرید صورتتون رو بشورید...لطف کنید مابقی کرم و رژلبتون رو با حوله پاک نکنید و حوله رو با کرم پودرتون کثیف نکنید.اخه این چه کاریه؟
    از میزبان بخواهید که بهتون پد و تونیک بده که آرایشون رو پاک کنید نه اینکه بمالیدش روی حوله دستشویی و آبروی میزبان رو ببرید که یکی دیگه که میره دستشویی حوله رو بیاره بیرون بگه چقدر حولتون کثیفه!!!!!!
    مین, sadaf717 و حوری بانو این نوشته را پسندیده.


  4. #84
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    gandom آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    518
    میزان امتیاز
    217
    پسند شده
    4101
    پسند کرده
    5730

    Re: آداب معاشرت

    یه چیزی مونده تو گلوم باید بگم. به اینجا شاید ربط نداشته باشه ولی جای دیگه ایی براش پیدا نکردم.
    دیروز یه صحنه دیدم تا همین الان تو شوکم !!!
    تو پاساژ جلوی ویترین یه روسری فروشی وایستاده بودم یه زن و شوهرم کنارم بودن و داشتن حرف میزدن. زن داشت به شوهر وحشیش میگفت این روسری خوشگله اینو بخرم ! مرد هم برگشت گفت نه این توش قرمز داره. همینم مونده بهت اجازه بدم روسری قرمز سرت کنی!!!!!!!
    زنه هم داشت هی التماس میکرد آخه از این خوشم اومده ! حالا روسری مشکی بودا چندتا بوته جقه ی قرمز داشت !!!
    یهو مرد (حیف اسم مرد) داد زد سر زنه بهت میگم با من یکه به دو نکن و یدونه محکم زد تو دهن زنه !!!!!!!!!!!!!
    به صدای ضربه من یه 1 متر پریدم و یه جیغ کوتاه هم زدم !! واقعا دست خودم نبود . صدای شدت ضربه خیلی بالا بود شوکه شدم !!!!!!!!!!!!!
    پاساژ سکوت شد و همه داشتن با چشم های از حدقه دراومده به این دوتا نگاه می کردن !!!!
    فقط دیدم زنه چادرش رو کشید جلوی صورتش ! اون وحشی هم راه افتاد حالا داشت زنه رو هم تهدید میکرد بذا برسیم خونه پدرت رو درمیارم ! زنه هم پشتش راه افتاد رفت !
    و منم مات و مبهوت مونده بودم ! یعنی چی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دلم انقدر برای زنه سوخت ! واقعا اون لحظه دلم میخواست یه ار پی جی داشتم میزدم مرد رو به 600 قسمت نامساوی تقسیم میکردم !
    نمی دونم به خدا. فقط میدونم اکثر خانواده ها برای تربیت پسراشون خیلی کم میذارن خیلی !!
    هر کار دلشون بخواد میکنن هیچکسم بهشون هیچی نمیگه ! این میشه که فردا میره ازدواج میکنه خودش رو صاحب زنشم میدونه !!!!!!!!!!!!!!!!!!! زنه باهاش مخالفت کنه یدونه میزنه تو دهنش !!
    در مورد تربیت پسرا باید بگم که یه بار تو یه مهمونی بودم ! یه خانم که ادعای کلاس و فرهنگش خروار خروار بود ! یه پسر دبیرستانی داشت و یه دونه هم راهنمایی !
    منم برگشتم به پسرش که دبیرستانی بود گفتم. داری برای کنکور حاضر میشی دیگه ! چه رشته ایی می خوای بخونی؟
    مادر نذاشت پسرش جواب من رو بده پرید وسط حرفم و گفت : من عمرا اجازه بدم پسرام برن دانشگاه ! چی زخمتشون رو من بکشم دکتر و مهندس بشن. فردا برن زن بگیرن پزش رو زنش بده !!!!!!!!!!!!!!
    همه برگردن به زنهاشون بگن خانم دکتر وخانم مهندس !!!!!! یکی میگه مادر آقای دکتر ! نمیگم که ! پس به من ربط نداره واسه پز دادن یه زنه دیگه خودم رو به زحمت بندازم !!!!!!!!!!!!!!!!!
    یعنی شما فکر کن !بعضی ها تا این حد حسود و ذات خرابن !! نمیذاره پسرش درس بخونه مبدا عروس آیندش رو بگن خانم دکتر !!!!!!!!!!!!!
    فقط باید گفت متاسفم برای خانواده هایی که اینطور بچه بار میارن ! فقط به خودشون که ضرر نمیزن به یه جامعه ضرر میزنن !
    Bella, مین و nazanin88 این نوشته را پسندیده.
    من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی
    تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی

  5. #85
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    18
    میزان امتیاز
    2
    پسند شده
    28
    پسند کرده
    20

    Re: آداب معاشرت

    نقل قول نوشته اصلی توسط صنم 59
    بچه ها به کمک همتون شدیدا نیازدارم :قضیه ازاین قراره که من با یکی ازدوستای همسفرمکه قرارگذاشتیم بریم خونه اون یکی همسفرمون که باهم آشناشده بودیم .خلاصه من از دخترش خیلی خوشم اومد ولی نمیدونم چه جوری زنگ بزنم اجازه بخام برا خواستگاری خیلی خجالت میکشم.میترسم فکرکنن من با هدف قبلی بعداز چندسال رفتم خونشون
    با اون دوست مشتركتون صحبت كنيد بگيد كه مثلاً دختر فلاني چقدر بزرگ شده، چه دختر خوبيه، خوش بحال مامانش كه همچين دختري داره و خيلي دلم ميخواست يه همچين عروسي داشته باشم و ..... بعدشم ديگه سر اين حرفا باز شد، از دوستتون بخواهيد كه با مامان دختر صحبت كنه بگه اون روز كه اومديم از دخترت خيلي خوشش اومده و تاكيد هم روي اون روز باشه.

    در ضمن به نظر من اين همه مقدمه چيني لازم نيست. اصلا فكر كنن با هدف قبلي بوده. خب قبل از مطرح كردن موضوع خاستگاري رفتين ببينين كه وضعيت دختره چطوريه (تو اين مدت ازدواج كرده يا نه). اين كه بهتره. بعدشم ميگين قبل از اطمينان خودتون راضي نبودين حتي دوست مشتركتون خبر داشته باشه.

    اگه هم نخواين به دوست مشتركتون بگين، مستقيم زنگ بزنيد و بگيد كه ما دوباره ميخوايم بيايم خونتون اما اينبار با خانواده. خودتون هم ميتونيد تاكيد كنيد كه مثلا از روزي كه اومديم خونتون تصميم گرفتم موضوع رو مطرح كنم. توكل كنيد به خدا. اميدوارم هرچي قسمت خوبه نصيب پسرتون بشه.

  6. #86
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۱/۰۷/۲۵
    نوشته ها
    150
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    65
    پسند کرده
    0

    Re: آداب معاشرت

    نکاتی که در مهمانی باید رعایت شود:
    مهمانها باید با یکدیگر تناسب شخصیت /فرهنگ/مقام/ شغل...داشته باشند.زیرا ممکن هست باعث رنجش برخی از افراد شود.ضمنا باید توجه داشت که بین انها کدورتی وجود نداشته باشد و اگر برحسب تصادف 2نفر با هم اختلافی داشتند و در مهمانی با یکدیگر برخورد کردند تا زمانی که انجا هستند می باید آداب معاشرت را به جا اورند.به طوری که رفتارشان نمایانگر اختلاف انها نباشد.
    nazanin88 این نوشته را پسندیده.
    یابن الحسن
    ما بی سلیقه ایم
    تو حاجات ما بخواه
    ورنه گدا مطالبه آب و نان کند...

  7. #87
    مدیر انجمن
    Negara آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۱/۰۵
    نوشته ها
    2,312
    نوشته های وبلاگ
    6
    میزان امتیاز
    71
    پسند شده
    8159
    پسند کرده
    7498

    Re: آداب معاشرت

    نقل قول نوشته اصلی توسط *مهربان*
    دخترااااااا دارم کلاس خیاطی میرم .مربی خیاطیم خیلی ماهره یعنی استاده اما برای درس گرفتن ازش کلی مصیبت دارم.
    متاسفانه این مشکل همه است.با اونهمه تجربه ،متاسفانه خیلی خیلی سر کلاس حرف میزنه .یه نکته میگه و 1 ساعت خاطره میگه .مخ آدمو تعطیل میکنه واقعا دوست داشتنیه اما اما حرافه چیکار کنم؟
    مهربان عزیز نمی دونم کلاستون در آموزشگاه برگزار می شه یا شخصیه اما اگر در آموزشگاه برگزار می شه حتما اونجا مدیری داره که یکی از هنرجو ها می تونه به نیابت از بقیه بره و بعد از تعریف و تشکر از هنرمندی و چیره دستی استاد مربوطه این گله رو مطرح کنه. اونا بدون ذکر اسم فرد این گله رو منتقل می کنن و به ایشون تذکر می دن. من خودم چند سال این سمت رو داشتم و موقع مطرح کردن بشکایت دانشجوها با استاد مربوطه با نهایت احترام به حریم شخصی اون فرد و به شکل کاملا سازنده ای سعی می کردم مورد رو به اون گوشزد کنم. و به هیچ وجه هویت شکایت کننده رو فاش نمی کردم.
    چی نپوشیم؟



    chi-napooshim.com


  8. #88
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    کاترینا 2012 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۹/۰۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    60
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    34
    پسند کرده
    42

    Re: آداب معاشرت

    یکی نیست بگه عزیزم تویی که دوست داری میری خونه کسی صندل پات کنی و پای برهنه نباشی خب صندلت رو با خودت ببر!!! تو که با ماشین میای کاری نداره آوردن و بردنش... باید بیای مهمونی بعد بدو بدو بری صندل آشپزخونه رو بپوشی و بگی عیب نداره بپوشم؟ بعد یعنی من چی بگم که ای کاش می گفتم این مخصوص آشپزخونه ست لطفن نپوش!!!! خب من بدم میاد صندل آشپزخونه روی فرش و تو اتاق بره !!! :(
    یا بری تو اتاق جلوی میزآرایش بعد یواش یواش روش رو ورانداز کنی... بعد بگی چقدر جعبه جواهراتت قشنگه، عیب نداره توش رو ببینم!! بعد بازش کنی و دونه دونه زیر و رو کنی و بگی خب! جینگیلات رو اینجا نگه میداری... آخه چرا؟ درسته ما چند ساله دوستیم ولی من اصلن دوست ندارم کسی بره سر یخچال، صندلم رو بپوشه و یا سر میز آرایشم بره و لوازمم رو زیر و رو کنه!!!
    sadaf717, قانع, مامان ناز مهدی و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.

صفحه 11 از 247 نخستنخست ... 89101112131421 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما