نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
نمایش نتایج: از 1 به 8 از 40
صفحه 1 از 5 1234 ... آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    سلام به همه دوستان و يه تشكر ويژه از فيروزه جون
    سيد محمد طاهاي عزيز در تاريخ 2 شهريور 1386 در روز جمعه به دنيا اومد. فرزند اولمونه.

    خصوصيات بارز: بسيار اجتماعي، سوپر هيجان، صاف و صادق، قانع، سمج، بسيار مودب

    به قول يكي از دوستام كه بهش عمه طوبا ميگيم ميگه نمك افشاني مي كنه و انشاءالله نمك افشانيهاي طاها جون را مي نويسم

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    پنج شنبه داشتم پست خودم در اين صفحه viewtopic.php?f=134&t=113&start=390
    را براي شوهرم مي خوندم طاها جان چنان گوش ميداد كه انگار همش را درك مي كرد و خيلي مشتاق شنيدن بقيه اش بود وقتي تموم شد گفت مامان چه سوره خوبي چه اسم قشنگي برا اوداشتي دست درد نكنه
    اسم همون را دوست دارم اسم همه مون قشنگه

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    سلام
    روز جمعه7مرداد 1390 وقتي طاها جان از خواب بلند شد گفت سلام مامان جان امروز چه روزيه گفتم جمعه گفت دوباره زودي جمعه شد ماشالله

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    تشبيهات طاها جان

    روز 18 فروردين 1390 مصادف با 2 جمادي الثاني بود طاها جان ماه را تو آسمون ديد و مثل هميشه كه وقتي مي خواد يه چيزي را زود بيان كنه واز شدت هيجان هي ميگه ههههههههههه گفت ماما هههههه ماه را ببين مثل ناخن ميمونه (چون ماه هلال بود)
    بعد دوباره ميگه مامان ماه مثل موز ميمونه

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    سلام فرا رسيدن ماه مبارك رمضان مبارك روزه هاتون قبول حق

    5مرداد سالگرد شهادت پدرم بود ساعت 2:15 بامداد طاها جان هنوز بيدار بود به حالت 4 زانو پيشم نشست و گفت مامان اگه باباجون اكبر مثل اون لاك پشته يه پلاستيك برمي داشت و هي مي تابوند(نمي دونم باتوجه به كدوم فيلم ميگه)اونوقت دشمنا را شكست ميداد
    بعد نوبت دست وپاش ميرسيد و با دست وپاش با اونا مي جنگيد بعد ساعدش را موازي صورتش گرفته وميگه اونوقت ببين اين 4 تا انگشت را تو دهنشون خورد ميرد(با توجه به فيلم دكتر نيما افشار يا همون ساختمان پزشكان)اونوقت ازش مي پرسم اين كارا ميكرد به چه دردي مكي خوردميگه خب ديگه خاك روش نمي ريختند مي خوابيد مي نشست(منظورش اينه كه زنده بود)
    مي گم خب اونوقت كجا مي خوابيد خونه اش كجا بود ميگه نمي دونم خونه اش كجاس ولي خب همون گلزار يه زير انداز مي انداخت و مي خوابيد

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    طاها جون روز 9 دي ماه 1388 كه روز تظاهرات بود با پدرش رفته بود راهپيمايي انوقت يه آقا پليسه اي را ديده بود طاها گفته بود شبا كه ما بيداريم آقا پليسه مي خوابه

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    طاها جون 3 بهمن 1389 وقتي رفته بودم سونوگرافي براي نهي جون كه هفته آخر بارداريم بوددنبالمون اومد و اون آخر كار كه ديگه مي خواستم بلند بشم و از تخت بيام پايين طاها اومد تو اتاق و منا ديد گفت برا چي اينجا خوابيدي برا چي پيرهنت را بالا زدي و من كه ني ني هاي بعد از طاها را مي گفتم اگه پسر بود ياسين جون اسمشه گفتم مي خواستيم ببينيم ياسين جون سالمه كي بدنيا مياد گفت خب ولي ديگه لباستا بالا نزنيا خلاصه خيلي غيرتي شده بود

    همون روز خانم دكتر همونطور كه سونوگرافي ميكردن گفتن اگه بگم دختره ناراحت ميشي؟ گفتم نه هم مي دونم هم هر دوش را دارم (دختر وپسر)در ضمن از **** كردن هم راحتيم خانم دكتر گفت خب حالا وقت داري تا 25 بهمن ولي يه دختر خانم شيطون و قد بلند داري

    وقتي طاها اومد تو اتاق و شيطوني كرد خانم دكتر گفتن البته نه به اين شيطوني من هم گفتم خانم دكتر ايشون اصلا شيطون نبودن ياسين جون را حالا داري ميگين شيونه وقتي به اين سن برسه چقدر شيطونه كه هم شما ميگين شيطونههم دوتا شيطون قبلش هستن

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    نصف جهان
    نوشته ها
    138
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    12
    پسند کرده
    0

    Re: سيد محمد طاها نور چشمی

    طاها جون يه مهارت خاصي تو كلمه را برعكس گفتن داره و اونهم كاملا في اليداهه هستش به شوهر مي گم شايد از اينه كه وقتي باردار بودم خيلي سرش جدول حل كردم مثلا
    نجف آباد= فجن آباد
    گچ= چگ
    كج= جك
    كچل= چكل

صفحه 1 از 5 1234 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما