نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree431Likes

موضوع: قطعه ای از یک کتاب

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 571
صفحه 1 از 72 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1

    قطعه ای از یک کتاب

    جایی برای ثبت قطعات تاثیر گذار از کتاب هایی که خوانده اید.

    کمترین تاثیر شاید تشویق دوستان به خواندن آن کتاب باشد.
    سعادتی که هیچ کس نمی تواند از شما بگیرد ،
    سعادتی است که کسی به شما نبخشیده باشد...

  2. #2

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    آدمها همه چیز رو همین طور حاضر و آماده از دکان ها میخرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند، آدمها مانده اند بی دوست.
    تو اگر دوست میخواهی خوب مرا اهلی کن


    شازده کوچولو- آنتوان دوسنت اگزوپه ری
    سعادتی که هیچ کس نمی تواند از شما بگیرد ،
    سعادتی است که کسی به شما نبخشیده باشد...

  3. #3
    مدیر انجمن
    firoozeh آواتار ها
    فیروزه ح.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    نوشته ها
    705
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    821
    پسند کرده
    1720

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    و این آغاز انسان بود ...

    از بھشت كه بیرون آمد دارایي اش فقط یك سیب بود. سیبي كه به وسوسه آن را چیده بود. و مكافات این وسوسه ھبوط بود.
    فرشته ھا گفتند: تو بي بھشت مي میري. زمین جاي تو نیست. زمین ھمه ظلم است و فساد.
    انسان گفت: اما من به خودم ظلم كرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین میخواھد، پس زمین از بھشت بھتر است.
    خدا گفت: برو و بدان جاده اي كه تو را دوباره به بھشت میرساند از زمین مي گذرد؛ زمیني آكنده از شر و خیر، آكنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواھي گشت وگرنه...
    و فرشته ھا گریستند.
    اما انسان نرفت. انسان نمي توانست برود. انسان بر درگاه بھشت وامانده بود. مي ترسید و مردد بود.
    و آن وقت خدا چیزي به انسان داد. چیزي كه ھستي را مبھوت كرد و كائنات را به غبطه واداشت.
    انسان دستھایش را گشود و خدا به او ((اختیار)) داد.
    خدا گفت: حال انتخاب كن. زیرا كه تو براي انتخاب كردن آفریده شدي. برو و بھترین را برگزین كه بھشت، پاداش به گزیدن توست.
    عقل و دل و ھزاران پیامبر نیز با تو خواھند آمد. تا تو بھترین را برگزیني.
    و آنگاه انسان زمین را انتخاب كرد. رنج و نبرد و صبوري را. و این آغاز انسان بود...

    پیامبری از کنار خانه ما رد شد - عرفان نظر آهاری
    نمی نویسم ترانه بی تو

    چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟

  4. #4
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    -همان مقدار وقتی که برای گل ات صرف کرده ای باعث ارزش و اهمیت گل ات شده است.

    -آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند.اما تو نباید فراموش کنی.تو مسئول همیشگی آن می شوی که اهلیش کرده ای.تو مسئول گل ات هستی...
    (دیالوگ روباه خطاب به شازده کوچولو)
    ayna این نوشته را پسندیده.
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  5. #5
    مدیر انجمن
    maman somi آواتار ها
    سمیه
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,969
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    3334
    پسند کرده
    1346

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    فیبی گفت: تو از هیچی خوشت نمی آد.
    این حتی افسرده ترم کرد.
    گفتم:الی رو دوست دارم. کاری هم که الان می کنم دوست دارم، همین نشستن و حرف زدن با تو و فکر کردن و ...
    فيبي:الی که مرده ! تو همش همینو می گی! اگه یکی مرده باشه و الان تو بهشت باشه که دیگه حساب ...
    گفتم : می دونم مرده! فکر مي کني که من اين موضوع رو نمي دونم؟ ولی باز هم مي تونم دوستش داشته باشم، نمي تونم؟ وقتي که يک نفر مرده باشه، دليلي نمي شه که آدم ديگه دوستش نداشته باشه! مخصوصاً موقعي که اون شخص هزار درجه بهتر از آدم هايي باشه که زنده ان.

    ناتور دشت - جی.دی.سالینجر
    ستيز من تنها با تاريكي است و براي نبرد با تاريكي شمشير نميكشم، چراغ مي افروزم.

  6. #6
    مدیر بازنشسته

    عضویت: ۱۳۸۸/۱۲/۰۹
    نوشته ها
    1,335
    میزان امتیاز
    9
    پسند شده
    1116
    پسند کرده
    0

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    در آمریکا، من یک قیافه ی اقلیت نژادی دارم، چهره ای آشکارا مهاجر که داد می زند: " من از نژاد اسکاندیناوی نیستم." در آبادان که بودیم من و مادر خارجی به نظر می رسیدیم. آب و هوای گرمسیری آبادان ساکنانی گندمگون می سازد. مادر به خاطر نژاد ترکی اش دارای رنگ پوستی ست که روی نیکول کیدمن "سفید بلوری " و روی دیگران "شیر برنج" نام دارد.
    در آبادان مردم از مادر می پرسیدند که آیا او اروپایی است؟ و او با افاده جواب میداد :"خب، عمه ام توی آلمان زندگی می کند."
    وقتی آمدیم کالیفرنیا دیگر خارجی به نظر نمی رسیدیم. ویتی یر، که پر از مکزیکی بود، می توانست به عنوان شهر اصلی ما پذیرفته شود.


    عطر سنبل ، عطر کاج
    فیروزه جزایری دوما

    مــرا جای خــودم بگذار
    خودت را جای گهـــواره

    و آغوشی تسلی بخش

    کنـارم بـاش همواره ...


  7. #7
    مدیر انجمن
    firoozeh آواتار ها
    فیروزه ح.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    نوشته ها
    705
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    821
    پسند کرده
    1720

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    همه آدم ها ذاتاً تنها هستند، این که فکر کنی کسی تنهایی ات را پر می کند فکر اشتباهی است. تنها ممکن است کسانی باشند که در کنار آن ها بیشتر از همیشه تنهای ات را فراموش کنی.


    رمان به وقت بهشت - نرگس جورابچیان
    ayna این نوشته را پسندیده.
    نمی نویسم ترانه بی تو

    چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟

  8. #8
    مدیر انجمن
    firoozeh آواتار ها
    فیروزه ح.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    نوشته ها
    705
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    821
    پسند کرده
    1720

    Re: قطعه ای از یک کتاب

    تحمل نگاه ثابت یک کودک بسیار سخت است
    انگار که خداوند رو به روی شما نشسته است

    همه گرفتارند - کریستیان بوبن
    golbahar1 این نوشته را پسندیده.
    نمی نویسم ترانه بی تو

    چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟

صفحه 1 از 72 123411 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما