نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
شارژ کلوب هاي مامي سايت
بازارچه کالاي دست دوم رسانه مامي سايت
Like Tree45Likes

موضوع: آرشیو مسابقه

نمایش نتایج: از 185 به 192 از 918
صفحه 24 از 115 نخستنخست ... 142122232425262734 ... آخرینآخرین
  1. #185
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۱/۲۲
    نوشته ها
    76
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    7
    پسند کرده
    0

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    اینی که می نویسم رو نمیشه اسمش رو جمله با مزه گذاشت. بیشتر یه کار خطرناک بامزه است که یه کوچولو انجام داده.

    دوستم تعریف می کرد که خواهرش بچه دومش رو به دنیا آورده بوده و بچه اولش هم حدوا 5 ساله بوده. کوچیکه 4 یا 5 ماهش بوده و مامان بچه سرگرم کارای آشپز خانه که یه دفعه یاد بچه ها میفته و می ره اتاقشون سر بزنه که میبینه بچه کوچیکه نیست( البته بچه توی نینی تاب بوده ) و بچه بزرگه هم مشغول بازیه. با ترس و لرز از بزرگه می پرسه مامان جون داداشی رو ندیدی کجا رفته؟
    شازده هم با بی توجهی می گه: خودش که جایی نرفته من گذاشتمش دم در آشغالی ببرتش. ( واقعا بچه رو با نی نی تابش گذاشته بوده پشت در آپارتمان)

  2. بانک بند ناف
  3. #186
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مریم گلی .. آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۴/۲۸
    محل سکونت
    kashan
    نوشته ها
    1,066
    میزان امتیاز
    53
    پسند شده
    3376
    پسند کرده
    1896

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    دختر من وقتی میرفت مهد کودک اون موقع یه جشن داشتن توی جشن جلوی مهمونا ازش میخوان یه ایه قران یا یه شعر بخونه
    اونم میره و مرتب وایمیسه و میگه

    بنام خدای مهربان
    بسم الله الرحمن الرحیم
    نمره ی بیست کلاسو نمیخوام .......................
    همه میزنن زیر خنده ولی مربیشون گفت زود جمش کردیم و خنده رو قورت دادیم ببینیم چی میخونه تا اخرش
    کپلی با ارامش تا اخرشو میخونه
    بعدم اخرش میگه صلوات
    مربیش میگفت احتمالش بود با این تیپش همچین شعری هم بخونه
    تنها عکس موجود در سیستم از زمان مهد کودکش
    ببخشین کیفیت نداره
    http://ashpazkhone.blogfa.com

  4. #187
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۰/۰۳/۳۱
    نوشته ها
    2
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    0
    پسند کرده
    0

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    سلام دوستان خاطره ای که میخوام تعریف کنم یکم تلخه مربوط به پسردایی خدابیامرزمه و پسر کوچیکش

    سال پیش وقتی پسردایی عزیزم در اوج جوانی در بستر بیماری بود (که هرگز هم از اون بستر زنده برنخاست) به دلیل طولانی شدن بیماریش رنگش زرد و خیلی لاغر و نحیف شده بود. یه پسر کوچیک چهار ساله داشت که خیلی به هم وابسته بودند. گفته بود به دلیل ظاهرش بچه اش رو نبرند پیشش که اونو به اون وضعیت نبینه ولی بچه انقدر اصرار و گریه کرده بود که ناچار بردنش بیمارستان برای دیدن پدرش. رفت نشست روی پای پدرش. پدرش نوازشش کرد و بهش گفت پسر عزیزم گل من , بابایی اینطوری نبود که , بابایی یه زمانی سالم بود , ورزشکار بود , خوشگل بود.
    پسرش در حالیکه بیصدا اشکاش تمام صورت خوشگل و کوچولوشو پوشونده بود دستای کوچیکشو میذاره روی صورت پسر داییم و با بغض بهش میگه بابایی من تو رو همین طوری هم که هستی خیلی دوست دارم.


    من تا به حال جمله ای به این زیبایی و معصومیت از یه بچه کوچیک نشنیده بودم. ببخشید گریه مجالم نمیده بیشتر از این بنویسم
    بنده آنی که در بند آنی

  5. #188
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    نوشته ها
    61
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    23
    پسند کرده
    10

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    ميگم نميشه به جاي يكي چند تا تعريف كنيم البته نه براي مسابقه بلكه براي جالبي حرف بچه ها! اين هم كه من مي نويسم زيباترين جمله نميشه بهش گفت، فقط جنبه بامزه اي داره.

    خواهر كوچكم كه الان ديگه براي خودش خانمي شده، وقتي 3 يا 4 ساله بود، حرفاي بامزه اي ميزد. يه روز تعطيل رفته بوديم منزل يكي از دوستان پدرم، بعد از ناهار، بي مقدمه رفته بود سر وقت خانم خانه توي آشپزخانه، بعد از چند دقيقه ديديم خانم دوست پدرم داره مياد و چنان ميخنده كه بيا و ببين. وقتي آمد گفت فرشته آمده توي آشپزخانه و ميگه: ببين خاله هر چي ميخواي بياري ما بخوريم بيار آخه ما ديگه بايد بريم

    يه بار هم داشت بازي ميكرد و اداي آدم بزرگها را در مي آورد گفتيم فرشته چيكار ميكني؟ گفت از دست شما،* هيچي دارم اين موتيك بوتيكهاااا (موكت بوكتها - اصطلاح عامينه) رو ميشورم، آخه از دست شما من چيكار كنم؟ (ما كه نفهميدم از كجا ديده و ياد گرفته بود ولي به كار بردن موتيك بوتيكها برامون جالب بود.)

  6. #189
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    فاطیما 361 آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۵/۱۸
    محل سکونت
    ايران / آبادان
    نوشته ها
    459
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    310
    پسند کرده
    186

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    زیبا ترین جمله رو منامسال روز مادر از پسر گلم شنیدم . روز مادر امسال طبق معمول هر روز صبح اومدم سر کار نیم ساعت بودرسیده بودم که تلفونم زنگ خورد گوشی رو که برداشتم صدای خواب آلود ایلیای من که 6 سالشه و معلوم بود تازه ازخواب بیدار شده رو شنیدم که گفت ( مامانی روزت مبارک ) این زیباترین جمله ای بود که توی زندگیم شنیده بودم
    لازانیا
     
    نگران فردایت نباش خدای دیروز و امروز خدای فردا هم هست ما اولین بار است که بندگی می کنیم ولی او قرن هاست که خدایی می کند

  7. #190
    مدیر انجمن
    پرپرک آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۳/۰۳
    محل سکونت
    mamisite.com
    نوشته ها
    4,797
    نوشته های وبلاگ
    10
    میزان امتیاز
    247
    پسند شده
    21274
    پسند کرده
    15605

    ویترین مدال ها

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    من خیلی جملات یادم نمیمونه
    ولی این جمله دختر خواهرم توی ذهنم مونده
    داشت با یه ترانه همخونی میکرد.....
    دل دلِ دیوونه منه.....دستاش تو سینه منه


  8. #191
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    fraulein fafa آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۵
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    420
    میزان امتیاز
    10
    پسند شده
    550
    پسند کرده
    3

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    دوستم با شوهرش تو دوران عقد بودن. شوهر دوستم یه خواهر زاده چهار ساله داره. دوستم تعریف میکنه یه بار ازم پرسید زندایی شما و دایی چرا نی نی نمیارین بهش گفتم آخه ما نمیخواهیم الان نی نی بیاریم. یه کم فکر کرد گفت خب پس فکر کنم مجبور باشین دیگه پیش هم نخوابین!!!
    و تنها صدای توست که می بارد
    چون برفی در شب زمستانی

  9. #192
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    37
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    5
    پسند کرده
    1

    Re: مسابقه... زیباترین جمله ای که از زبان یک کودک شنیده اید

    خاطره من مربوط به پسر عمومه وقتی کوچک بود مامانش داشت براش قصه شنگول و منگول تعریف می کرد بعد آخرش بهش گفت خب حالا چه نتیجه ای می گیریم پسر عموم هم گفت نتیجه می گیریم نباید کیسه آرد را بیرون در خونه بذاریم
    اما یک خاطره هم از دخترم آنیتا که الان 2سال و 8ماهش وقتی 2سال و 2 ماهش بود دختر عمه هاش که خیلی شبیه همدیگه هستند آمدند خونمون آنیتا خوب بهشون نگاه کرد بعد گفت چرا شما دوتا رنگ همید؟ (یعنی شکل همید)
    چه دعا بهتر از این خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق نبود هیچ غروبت غمگین

صفحه 24 از 115 نخستنخست ... 142122232425262734 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما