نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
نمایش نتایج: از 1 به 8 از 11
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    فیروزه جان ممنون از لطفت .

    و اما برای شروع .....
    حدودا یکسال پیش بود که صبح و شب تنها صفحه باز تو لب تاپ مامی سایت بود و منم تند تند با دوستان عزیز چت میکردیم و میگفتیم و میخندیدیم . آراد طفلک هر وقت میومد سراغم میگفت چیکار میکنی بهش میگفتم دارم با دوستام چت میکنم و میگفت کدوم دوستات و جواب منم معلوم بود دیگه دوستای مامی سایت . برای همین تا میومدم میشستم پای کامپیوتر میگفت الان رفتی تو می می سایت و دیگه این اسم روش موند تا یاد گرفت و گفت مامی سایت ولی الان دیگه وقت زیادی نمیتونم مثل قبل بزارم و همش پای کامپیوتر باشم . یادش بخیر روزایی بود .
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    آراد دراز کشیده و داره سی دی نگاه میکنه و با خودش مثلا انگلیسی تمرین میکنه

    مامان میشه .... mother

    بابا میشه .... baba der
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    مکالمه آراد با حمید :
    حمید : آراد از این خوراکیات به منم میدی ؟
    آراد : چرا که نه حتما
    البته همچین کش و قوس میده حرفاش رو اینجور وقتا که آدم خوشش میاد
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    داره تبلیغای سی دی تام و جری رو نگاه میکنه به من میگه
    مامک میخوای برای تو هم سی دی بخرم
    بهش گفتم بله برام بخر
    میگه : تو سی دی حیوانات دوست داری یا آدمات
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    چند روز پیش به مامان من میگه
    شما زنگ زده بودین خونه ما پیغان (پیغام ) گذاشته بودین بعد که ما اومدیم خونمون گوشیدیم
    یه عالمه فعل جدید وارد زبانمون شده

    یا به من میگه این شلوار رو تو برام دوزیدی (دوختی)

    لباس عروسکاش که میشکافه میگه اینو براش میدوخی
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    این رو آراد دستور داده بود که بزار تو مامی سایت منم گفتم باشه میزارم ولی دیگه تو امروز غذا چی پختی نذاشتم
    آراد عاشق اینه که یه چیزی برداره و رنده کنه و اعصاب منم البته داغون میشه که دستش رو نبره .
    اینم غذایی که آماده کرده .

    مواد لازم : یه مقدار خمیر بازی
    یک عدد رنده
    یک عدد قابلمه
    خیلی راحته خمیر رو توی دست گرد میکنیم بعد رنده میکنیم وقتی همه خمیر رنده شد دوباره خمیر رو گرد میکنیم و دوباره رنده میکنیم . اینقدر این کار رو ادامه میدیم تا خسته بشیم که معمولا بین نیم ساعت تا یک ساعت این روند ادامه داره .

    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    من : آراد اینقدر شیر نخور بسه دیگه
    آراد : آخه خیلی خوشمزست روش عکسشو کشیده و نوشته شیر با طعم گاو
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۷
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    398
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    192
    پسند کرده
    616

    Re: روزانه های آراد گل پسر ما

    آراد خونه مامانم قرص جوشان دیده و البته تا حالا ندیده بود به خاله مریمش میگه مریم اینا چیه بعد از کلی توضیح توسط مریم به آراد آخر سر مریم یه دونه از قرصا رو انداخت تو آب تا به آراد نشون بده که قرص جوشان چیه بعد که درست شده و مریم میخواست بخوره به مریم میگه تو جوش زدی برای همین میخوای قرص جوشان بخوری .
    بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری .

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما