نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
نمایش نتایج: از 1 به 8 از 24
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
  1. #1
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار




    پسرم اولین پست رو با اولین عکس هنری زندگیت شروع میکنم به امید اینکه تو زندگیت هنرمند باشی
    این عکس 24 ساعت بعد از تولدت توی بیمارستان گرفته شده
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    گل پسر ِ اردیبهشت
    مرد ِ قشنگ ِ سرنوشت
    شاه پسر ِ باغ ِ بهار
    مهمون ِ قصرای بهشت

    توی کتاب ِ زندگی
    پاسخ هر چی پرسشی
    رویای آبی ِ نسیم
    خیال ِ سبز ِ خواهشی

    جام ِ ستاره پُر شده
    از طعم ِ خوب ِ بودنت
    مستی شاعرانگی
    لبریز ِ از سرودنت

    رنگین کمون ِ آرزو
    همرنگ ِ چشمای توئه
    شکوه ِ قله های دور
    غرور ِ دستای توئه

    بهار داره تو گوش ِ باد
    تو رُ ترانه می کنه
    بوسیدن ِ لب ِ تو رُ
    غزل بهانه می کنه

    کوچه رُ که مه می گیره
    ممکن می شه لمس ِ تنت
    می پیچه تو ذهن ِ هوا
    عطر ِ صبور ِ پیرهنت

    تو اومدی که لحظه ها
    از عاشقانه پُر بشن
    روی سر ِ ثانیه ها
    دست نوازش بکشن

    از کتاب تولدت مبارک

    مرا بخوان
    که عشق
    اعتبار ِ عالم است
    و عاشق
    زیباترین دلبستگی ِ نفس کشیدن زمین

    مرا بخوان و بگو
    در کدام ِ فصل ِ حادثه
    عاشق خواهی شد
    که من بیقرار ِ شکفتنم.

    نازنینم تولدت مبارک

    پسر گلم 10 روز پیش تولدت بود اونموقع ما مسافرت بودیم یه تولد کوشولو همونجا برات گرفتیم و حالا با تاخیر شعر تولدت رو میذارم
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    ساتیار جیش نداری ؟
    ندالی
    5 دقیقه بعد

    ساتیار جیش نداری ؟
    ندالی
    10 دقیقه بعد
    ساتیار جیش نداری؟
    ندالی ندالی
    5 دقیقه بعد
    ساتیار جیش نداری ؟
    نه ندالی ندالی
    جیش داری.. داری
    با دو به طرف دستشویی

    دالی دالی
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  4. #4
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    عید برای ساتیار روزیه که بابا دان (باباجان) میاد دیگه هیشکی رو نمیشناسه و بعد از اون تا روزی که بابا اینجاس روزای عشق وحال ساتیار و حرص خوردن های مامانه چرا که :
    دوست ندارن غذا بخورن و بابا دان میفرمایند اذیتش نکن گشنه نیست
    دلشون نمیخواد برن جیش کنن بابادان میگن خوب جیش نداره
    میخوان تا پاسی از شب بیدار باشن بابا دان میگن فعلا خوابشون نمیاد بچه رو چکار داری

    امروز بابا براش یه بلندگوی کوچولو اورده که فلش و مموری میخوره و آهنگ پخش میکنه و ساتیار خان از لحظه ورود بابا گرفته دستش و نانای میکنه حتی برای خوابیدن هم با خودش برده تخت و کنترل به دست خوابش برده


    پ ن : دوست ندارن تو صندلی ماشیننشون بشینن بابا میگه بیا دل مامان بشین

    دوست دارن تو تخت ما وسط ما دونفر بخوابن هر چند که این یکی رو وقتی تنها هستیم هم بیشتر میدوسته
    شب که میشه میگه : آبیم اخت جی جا ( بخوابیم تخت اینجا )
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    پسرکم لازم دیدم یه توضیح اینجا بدم اول برای بعضی دوستان سوال شده بود دوم در آینده ممکنه خودم یادم نباشه که شفاف سازی کنم برات پس قضیه از این قراره :
    بابای شما در پی کسب روزی حلال دور از خانه وخانواده کار میکنه سالهاس ما این وضعیت رو داریم اما الان بابا محل کارش جزیره لاوان وسط آبهای نیلگونه خلیجه فارسه دو یک

    واما دیشب تا پاسی از شب گذشته بیدار بودین دیگه رفتیم اتاق که بخوابی من برات کتاب خوندم نخوابیدی بابا اومد با هم کلی بازی کردین اول با چراغ روشن بعد چراغ خاموش بعد بابا برات قصه گفت بازم نخوابیدی دیگه بابا کم اورد و خوابید بعدش دلت خواست بری تخت خودت

    مامان قیصه
    مامان قصه میگوید

    مامان ایلاغ اوشن
    چراغ روشن میشود

    مامان سیتاره
    ستاره میره تو بغل ساتیار

    مامان پتو
    ملافه رو میکشم روت

    مامان بازی تونیم



    مامان خواهش میکنم
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    الان ساعت چنده ؟ چند دقیقه از 2 نیمه شب گذشته

    و شما پسر عزیزم

    بعد از کلی ساز زدن با گیتارت گذاشتیش روی میز وگفتی اسه شدم (خسته شدم )
    آخ که دلم ضعف رفت بردمت روی تخت تا جون داشتم بوست کردم
    بعد از التماسای فراوون به بابادان بالیبال بازی تونیم
    الانم دارین قطار درست میکنین یه قطع اش گم شده میگی یتی دیش تو (یکی دیگش کو)

    کی تصمیم داری بخوابی

    امروز بهت پول دادم بندازی صندوق صدقات با چندش پولو گرفتی وگفتی کثیده (کثیفه)
    چی کثیفه؟
    آقادون دوته کثیده (آقاجون گفته)
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  7. #7
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    اینقدر ما خونه نیستیم که گاهی دلمون برای خونه تنگ میشه
    گاهی وقتا اینقدر لباس روی تخت جمع میشه که برای خوابیدن باید انتقالشون بدم به صندلی میز ارایش
    گاهی وقتا همسایه بالایی مون مادت یا همون مادر رو 2-3 روز نمی بینیم حسابی شاکی میشن و ما شرمنده
    بیشتر وقتا میوه هامون توی یخچال خراب میشن
    صبح بعد از بیدارشدن و صومونه خوردن از خونه میریم بیرون و شب برای خوابیدن میایم و دوباره صبح این دور تسلسل وار ادامه پیدا میکنه
    همیشه میگم فردا میمونیم خونه ولی این فردا خیلی دیر به دیر سراغ ما میاد

    دلم میخواد یه چند روز خونه باشم و به کارای شخصی خودم برسم البته بدون حضور شما ساییار خان
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    ولی امروز که من خونه هستم و شما نیستی دست و دلم به هیچ کاری نمیره

    پسرم خونه بدون حضور سبز تو هیچ لطفی نداره هیچه هیچ

    زندگی من با تو معنا گرفته پس همیشه با من باش لاقل تا زمانیکه امکانش هست
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

  8. #8
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۲۶
    نوشته ها
    689
    میزان امتیاز
    3
    پسند شده
    96
    پسند کرده
    0

    Re: نبض زندگی با ساتیار

    اینقدر پسر خوبی هستی که هر جایی باشیم ازم سوال میکنن همیشه اینقدر آورمه ؟ پسر خوبیه نه ؟ شیطونی نمیکنه ؟
    فقط یه مشکل باهات داریم و اونم غذا نخوردن که به نظرم خیلی مشکله بزرگیه یعنی این کارت منو تا مرز دیوانگی میبره اینقدر استرس بهم وارد میشه که قابل وصف نیست این قضیه در مورد گوشت بسیار پر رنگه یا توی لپت نگه میداری یا میندازی بیرون فقط یه هفته ای که مسافرت بودیم در کمال تعجب همه چی میخوردی حتی خودت میگفتی گوشت میخوام
    اونقدر توی سفر بهت خوش گذشته بود که دلت نمیخواست برگردیم
    بابا : دیگه باید بریم خونه امون
    ساتیار : نه نلیم خونمون بلیم استخر بلیم دیا بازی دوتونیم ( بریم دریا بازی کنیم )
    راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
    شاید از دست برود

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما