نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree262Likes

موضوع: شعر ها و ترانه های عامیانه (فولکلور)

نمایش نتایج: از 361 به 367 از 367
صفحه 46 از 46 نخستنخست ... 3643444546
  1. #361
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مهرافروز آواتار ها
    زینب
    عضویت: ۱۳۹۳/۰۶/۱۰
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    241
    میزان امتیاز
    162
    پسند شده
    3339
    پسند کرده
    3513
    یه روز یه آقا خرگوشه
    رسید به یه بچه موشه
    موشه دوید تو سوراخ
    خرگوشه گفت آخ
    «وایسا وایسا کارت دارم
    من خرگوشه بی*آزارم
    بیا از سوراخت بیرون
    نمی*خوای مهمون»
    یواش موشه اومد بیرون
    یه نگاهی کرد به مهمون
    دید که گوشاش درازه
    دهنش بازه
    «شاید می*خواد بخورتم
    یا با خودش ببرتم
    پس می*رم پیش مامانم
    آن*جا می*مانم»
    مادر موشه عاقل بود
    زنی باهوش و کامل بود
    یه نگاهی کرد به خرگوش
    گفت به بچه موش
    «نترس جونم اون مهمونه
    خیلی خوب و مهربونه
    پس برو پیشش سلام کن
    بیارش خونه»
    سالاری, nika khanom و غزاله77 این نوشته را پسندیده.




    معبودا به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . .

  2. #362
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مهرافروز آواتار ها
    زینب
    عضویت: ۱۳۹۳/۰۶/۱۰
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    241
    میزان امتیاز
    162
    پسند شده
    3339
    پسند کرده
    3513
    بارون میاد جرجر
    گم شده راه بندر
    ساحل شب چه دوره
    آبش سیاه و شوره
    ای خدا کشتی بفرست
    آتیش بهشتی بفرست
    جاده کهکشون کو
    زهره آسمون کو
    چراغ زهره سرده
    تو سیاهییا می گرده
    ای خدا روشنش کن
    فانوس راه منش کن
    گم شده راه بندر
    بارون میاد جرجر

    بارون میاد جرجر
    رو گنبد و رو منبر
    لک لک پیر خسته
    بالای منار نشسته
    لک لک ناز قندی
    یه چیزی بگم نخندی ؟
    تو این هوای تاریک
    دالون تنگ و باریک
    وقتی که می پریدی
    تو زهره رو ندیدی ؟

    عجب بلائی بچه
    از کجا میائی بچه؟
    نمی بینی خوابه جوجه م
    حالش خرابه جوجه م
    از بس که خورده غوره
    تب داره مثل کوره
    تو این بارو شرشر
    هوا سیاه زمین تر
    زهره چکار داره ؟

    بارون میاد جرجر
    رو پشت بوم هاجر
    هاجر عروسی داره
    تاج خروسی داره
    هاجر نازقندی
    یه چیزی بگم نخندی
    وقتی حنا میذاشتی
    ابروهاتو برمی داشتی
    زلفاتو وا می کردی
    خالتو سیاه می کردی
    زهره نیومد تماشا
    نکن اگه دیدی حاشا

    حوصله داری بچه ؟
    نکنه بیکاری بچه
    نمی دونی کار دارم من
    دل بیقرار دارم من
    الان دومادو میارن
    دستمو میدن به دستش
    باید درارو بستش
    تو این هوای گریون
    شرشر لوس بارو
    که شب سحر نمیشه
    زهره به در نمیشه

    بارون میاد جرجر
    رو خونه های بی در
    چهار تا مرد بیدار
    نشسته تنگ دیوار
    دیوار کنده کاری
    نه فرش و نه بخاری
    مردا سلام علیکم
    زهره خانم شده گم
    نه لک لک اونو دیده
    نه هاجر ورپریده
    اگه دیگه برنگرده
    اوهو اوهو چه درده
    بارون ریشه ریشه
    شب دیگه صبح نمیشه

    بچه خسته مونده
    چیزی به صبح نمونده
    غصه نخور دیونه
    کی دیده شب بمونه
    زهره تابون اینجاست
    تو گره مشت مرداست
    وقتی که مردا پاشن
    ابرا زهم می پاشن
    خروس سحر می خونه
    خورشید خانم می دونه
    که وقت شب گذشته
    موقع کار و کشته
    خورشید بالا بالا
    گوشش به زنگه حالا

    بارون میاد جرجر
    رو گنبد و رو منبر
    رو پشت بوم هاجر
    رو خونه های بی در
    ساحل شب چه دوره
    آبش سیاه و شوره
    جاده کهکشون کو؟
    زهره آسمون کو؟
    آفتاب و روشنش کن
    فانوس راه منش کن
    گم شده راه بندر
    بارون میاد جرجر .
    سالاری این نوشته را پسندیده.




    معبودا به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . .

  3. #363
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    مهرافروز آواتار ها
    زینب
    عضویت: ۱۳۹۳/۰۶/۱۰
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    241
    میزان امتیاز
    162
    پسند شده
    3339
    پسند کرده
    3513
    آهای آهای ای گرگه
    اون رودخونه بزرگه
    آبش خیلی زیاده
    نمی*شه رفت پیاده
    باید که دست به کار شی
    روی چیزی سوار شی
    اگر کسی ببینه
    سر دمبتُ می*چینه.
    یک سیب و یک گلابی
    یک کاسه لاعابی
    یک موش و یک تله موش
    یک گربه و دو خرگوش
    یه ماه و یه ستاره
    عید اول بهاره.
    سالاری, nika khanom, نایاب 90 و 1 کاربر دیگر این نوشته را پسندیده.




    معبودا به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . .

  4. #364
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۹۴/۰۴/۱۰
    نوشته ها
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    2
    پسند کرده
    1
    یادم بچگیم افتادم ممنون حالاحفظش میکنم برا نی نی کوچولوم میخونم
    بلو عدس
     

  5. #365
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    آتامان آواتار ها
    آتامان
    عضویت: ۱۳۹۱/۰۸/۲۹
    محل سکونت
    ❤ 😊 ❤
    نوشته ها
    1,572
    میزان امتیاز
    992
    پسند شده
    25628
    پسند کرده
    20943
    سلام دوستان یک شعری بود بچگی میخوندیمالبته داستان شعر بود کسی کاملش را یادش هست
    اولش اینجوریه:

    یک روز روزگاری بود
    جنگل و بیشه زاری بود
    دشتی بود و صحرایی بود
    روباه ناقلایی بود
    بقیه اش یادم نیست روباه میرسید دم رودخونه و به هرحیوانی میرسید میگفت ماهی از رودخونه بگیره براش وبعدبقیه حیوان ها جوابش را میدادن مثلا میمون میگفت
    دیونه بازی درنیار
    ماهی را من میخوام چیکار
    ❤ خورش هویج ❤
     
    پرنسس.م و باران67 این نوشته را پسندیده.




  6. #366
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    romina joon آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۲/۲۷
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    1,004
    میزان امتیاز
    84
    پسند شده
    6325
    پسند کرده
    6049
    این تاپیک رو اولین باره میبینم راستش یاد پدر بزرگ خدا بیامرزم افتادم و این شعرا افتادم
    ۱-
    هر مصرع این شعر با بستن یکی از انگشتای من میخوند از انگشت کوچیک
    شیر شاطر
    شیر بچه پیشکار
    خرس خمیر گیر
    دزد دکان دار
    سگ پادو
    وردار و بدو (beddo اینجاشو باید با گویش همدانی حتما بخونین تا وزنش درست دراد)
    به اینجا که میرسید انگشت شستمو میگرفتو میکشید.
    ۲-
    شبیه همون با این شعر
    ای(منظور همون این) میگه بریم دزدی
    ای میگه چی بدوزدیم(beddozim(
    ای میگه شال ترمه
    ای میگه جواب خداره کی میده
    ای میگه منه منه کله گنده.
    ۳-
    اینم همینجوری یادم آمد

    ای باجی باجی
    چنجه (منظور تخمه هستش) تف (تفت) میدی
    به همه میدی
    به مَ (من) نیمیدی(نمی دهی)
    منم زود میرم
    چنجه تف میدم
    به همه میدم
    به تو نیمیدم


    یادش بخیر خوش بحال دوران کودکی....
    یه شعر محلی دیگه هم بلدم داستان یه دختر و پسره که همو دوست دارن و میخوان ازدواج کنن خیلی جالبه اما شاید شما زیاد متوجه نشین چون با گویش خودمونه خیلی هم زیاده بعد حتما باید شفاهی بشنویدش تا براتون شیرین بشه.
    باران67 و Tarane.kudak این نوشته را پسندیده.


  7. #367
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    romina joon آواتار ها
    عضویت: ۱۳۹۰/۱۲/۲۷
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    1,004
    میزان امتیاز
    84
    پسند شده
    6325
    پسند کرده
    6049
    تو حوض خونه ما ماهیای رنگارنگ
    بالا و پایین میرن با پولکای قشنگ
    کلاغه تا میبینه کنار حوض میشینه
    میخواد ماهی بگیره
    ماهیا قایم میشن به زیر آبها میرن
    کلاغ شیطون میشه زار و پریشون(یا شایدم پشیمون)
    باران67 و Tarane.kudak این نوشته را پسندیده.


صفحه 46 از 46 نخستنخست ... 3643444546
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما