نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree262Likes

موضوع: شعر ها و ترانه های عامیانه (فولکلور)

نمایش نتایج: از 73 به 80 از 367
صفحه 10 از 46 نخستنخست ... 7891011121320 ... آخرینآخرین
  1. #73
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    هاهاها هوهوهو
    باد آمد بادآمد
    درباغ سيب ما
    شادآمد شادآمد

    اين شاخه آن شاخه
    لرزيد از دست باد
    يك سيب خوش مزه
    درجوي آب افتاد

    آب آن را شُرشُرشُر
    باخود تا صحرا برد
    يك گاو خال خالي
    آن را بو كرد و خورد




    آهويی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم

    دوريش برام مشکله کاشکی اونو می بستم

    ای خدا چی کار کنم آهو مو پيدا کنم

    ای خدا چی کار کنم آهو مو پيدا کنم

    وای چکنم وای چکنم کجا اونو پيدا کنم

    کاشکی اونو می بستم

    کاشکی اونو می بستم




    باز برای آسمون از راه رسید یه مهمون
    یه ابر چاق سیاه با خنده های قاه قاه
    ابر ِسیاه شیطون دوید توی آسمون
    نشست کنار خورشید دامنشو روش کشید
    آسمونو سیاه کرد خنده ای قاه قاه کرد
    خورشید به ابر نیگا کرد پرنده رو صدا کرد
    پرنده زود پر کشید رفت تا به ابرک رسید
    پاهاشو قلقلک کرد به خنده هاش کمک کرد
    ابر سیاه هی خندید اشک چشاشو ندید
    خنده ی ابر بارون شد خورشید خانوم خندون شد





    افتاب اومد

    صبح شده آفتاب اومده
    من تازه از خواب پا شدم

    وای جواب مامان جونو
    ای خدا چی بدم

    اول جامو جمع می کنم
    بعد چایی رو دم می کنم

    حاضر می شم برای ورزش
    ورزشهای ساده و نرمش

    با صابون خوشبو، می شورم دست و رو
    صورتم می شه از پاکی چو گلها

    مامانم واسه من یه چایی می ریزن
    بوسم هم میکنن، میگن: بفرما




    خروسه میگه قوقولی قوقول:
    صبح که میشه زود پاشو بگو
    سلام مامان .سلام بابا
    خورشید اون بالا سلام
    سلام به رویه زیبات
    چه خبر ز کوچه ما
    بزرگترها به کارند .میرن که نون بیارند
    بچه های ناز نازی رفتن سراغ بازی
    کلاغ میگه غار غار :میای بریم سر کار
    نچ حالا زود نچ حالا زود



    ما گلهای خندانیم فرزندان ایرانیم
    ایران پاک خود رامانند جان می دانیم
    ماباید دانا باشیم هشیار وبینا باشیم
    ازبهر حفظ ایران باید توانا باشیم
    آباد باش ای ایران!
    آزاد باش ای ایران!
    ازما فرزندان خود
    دلشاد باش ای ایران!

  2. #74
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    سبز

    من رنگ سبزم
    برگ درختم
    گاهي لباسم
    بر بند رختم

    من سبز هستم
    رنگ بهارم
    هم پيش گلها
    هم پيش خارم

    من رنگ گوجه
    رنگ خيارم
    من رنگ برگم
    رنگ بهارم






    تپلویم تپلو
    صورتم مثل هلو
    قد و بالام کوتاه
    چشم و ابروم سیاه
    مامان خوبی دارم
    می شینه توی خونه
    می بافه دونه دونه
    می پوشم خوشگل می شم
    مثل دسته گل میشم







    دست کوچولو پا کوچولو
    گریه نکن بابات میاد
    تا خونه همسایه ها
    صدای گریه هات میاد

    گشنه شدی شیرت بدم
    تشنه شدی آبت بدم
    خوابت میاد بگو لالا
    تا من کمی تابت بدم

    تق و تق و تق
    این باباشه صداش میاد
    گریه نکن تا بشنوی
    صدای کفش پاش میاد
    akram. این نوشته را پسندیده.

  3. #75
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    مدادم و مدادم
    این روزا خیلی شادم
    چونکه می خوام با دوستان
    برم به کودکستان

    تراش می یاد کنارم
    خیلی دوستش می دارم
    انگار با من داداشه !
    سرم رو می تراشه

    حالا چقدر تیزم من
    عاشق پاییزم من !








    پاییزه و پاییزه


    برگ درخت می ریزه

    هوا شده کمی سرد

    روی زمین پر از برگ

    ابر سیاه و سفید

    رو آسمونو پوشید

    دسته دسته کلاغا

    می رن به سوی باغا

    همه می گن به یک بار

    غار و غارو غارو غار

  4. #76
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    عموزنجیرباف..........!
    بعله...؟
    زنجیر منو بافتی.........؟
    بعله...!
    پشت کوه انداختی........؟
    بعله...!
    بابا اومده.............!
    چی چی آورده...؟
    نخود و کشمش....!
    بخور و بیا.......!
    با صدای چی؟؟؟
    با صدای گربه!!!
    میو، میو، میو، ...

    ..
    با صدای چی؟؟؟
    با صدای گربه!!!
    با صدای سگ!
    واق واق واق



    خوشحال و شاد و خندان



    خوشحال و شاد وخندانم
    قدر دنيا را می دانم

    خنده كنم من، دست بزنم من
    پا بكوبم من، شادانم


    در دلم غمی ندارم
    زيرا هست سلامت جانم

    عمر ما كوتاست، چون گل صحراست
    پس بياييد شادی كنيم

    بياييد با هم بخوانيم
    ترانه ی مهربانی

    عمر ما كوتاست، چون گل صحراست
    پس بياييد شادی كنيم

    گل بريزم من، از توی دامن
    بر روی خرمن، شادانم



    توی حیاط خونه
    یک کبوتر نشسته
    دارم اونو می بینم
    انگار بالش شکسته
    شاید یه بچه ی بد
    سنگی زده به بالش
    بالش وقتی شکسته
    بد شده خیلی حالش
    کبوتر بیچاره!
    الهی برات بمیرم!
    الان برای بالت یه کم دوا می گیرم
    بالت رو زود می بندم
    اینکه غصه نداره
    حالت خوبِ خوب میشه
    پر می کشی دوباره

  5. #77
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    خدایش حال کردید حافظه رو!!! خدا سایه مامانم رو بالا سرم نگه داره همه شعرای بچگیمو واسم توی یه دفتر نوشته

  6. #78
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    آن یکی کارگر است
    آن یکی چوپان است

    آن یکی دفتردار
    آن یکی دربان است
    آن یکی می بافد
    فرش پرنقش و نگار

    دیگری می دوزد
    پیرهن با شلوار

    آن یکی هست پزشک
    کار او درمان است
    آن یکی هم افسر
    دیگری سروان است

    آن یکی رفتگر است
    دیگری هست وزیر
    یک نفر هم نانوا
    دیگری هست وکیل

    یک نفر راننده
    دیگری هم خلبان
    آن یکی برزگر است
    دیگری هم ملوان

    آن یکی صنعتگر
    دیگری کفّاش است
    آن یکی پیشه ور است
    دیگری نقّاش است

    هرکه دارد کاری
    توی دنیای قشنگ
    کارها از همه نوع
    کارها از همه رنگ

    کار یعنی خدمت
    همت و سعی و تلاش
    بهر کسب روزی
    بهر امرار معاش

    کارکردن هنر است
    کارکردن عار نیست
    هیچ کس خسته تر از
    آدم بیکار نیست
    akram. این نوشته را پسندیده.

  7. #79
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۹/۰۶/۱۲
    محل سکونت
    ستارخان
    نوشته ها
    92
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    43
    پسند کرده
    0

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    نان

    دانید من که هستم؟
    من نان تازه هستم
    خوش عطرم و برشته
    عطرم به جان سرشته
    زینت سفره هایم
    قوت دست و پایم
    حاصل کار یاران
    خوراک صد هزاران
    حکایتم دراز است
    در من هزار راز است
    بشنو تو سرگذشتم
    چه بودم و چه گشتم
    گندم بودم در آغاز
    گندم ناز و طناز
    دهقان پیر مرا کاشت
    زحمت کشید تا برداشت
    هر روز و شب داد آبم
    ببین چقدر شادابم
    از رنج و کار دهقان
    کم کم شدم شکوفان
    قدم بلند شد کم کم
    بوسید رویم را شبنم
    به به به خوشه هایم
    گندم با صفایم
    شد ساقه ام طلایی
    آی برزگر کجایی؟
    پیشم بیا شتابان
    با داس تیز و بران
    دروم کرد مرد دهقان
    برد پیش آسیابان
    آردم کرد آسیابان
    خمیر شدم پس از آن
    گذاشت رو پاروش نانوا
    چید تو تنور خمیر را
    گرفتم از آتش جان
    یواش یواش شدم نان
    ده ها تن گرم کارند
    شب تا سحر بیدارند
    تا نان شود مهیا
    آید به سفره ما
    ای که می خوری نان را
    بدان تو قدر آن را.
    akram. این نوشته را پسندیده.

  8. #80
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    mahsa v0r0jak آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۹
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    نوشته ها
    648
    میزان امتیاز
    13
    پسند شده
    716
    پسند کرده
    48

    Re: ترانه ها و لالائی های عامیانه (فولکلور)

    [JUSTIFY]خوب ،یکی بود و یکی نبود غیر از خدا هیچکی نبود. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یه سوسکه بود که کنج پستوی یه دکون بقالی لونه داشت. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]یه روزِ خدا که حوصله اش سررفته بود رفت نشست جلوی آینه هفت قلم بزک دوزک کرد و همه جور خالچه میخچه گذاشت. جونم واسه تون بگه صورت شو سفیداب و لپاشو سرخاب مالید. ابرواشو وسمه و چشماشو سرمه کشید.کنج لبش خال گذاشت دست و پاشو حنانگار کرد و رو موهاش زرک ریخت پا شد چاقچور پوست پیازشو کرد پاش،چادر پوست بادمجون شو انداخت سرش رونبد پوست سیرشم زد به صورتش کفش پوست سنجدش رو پوشید از لونه اومد بیرون و با هزار ناز و ادا و چم و خم و کش و فش و آب و تاب مث پنجه آفتاب سلونه سلونه راه افتاد. [/JUSTIFY]

    [JUSTIFY]بقاله که پشت ترازو رو مخده نشسه بود داشت قلیون می کشید چشمش که به قد و قامت رعنای او افتاد دل و دینو از دس داد سرشو جلو آورد پرسید: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خیر پیش خاله سوسکه کجا می ری؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خاله سوسکه که اینو شنید به رسم عاشق کشی گوشه ابرو رو از کنار روبنده انداخت بیرون سگرمه رو هم کشید و با غمزه تموم گفت: وا. خاک عالم. من که از گل بهترم . من که تاج هر سرم . خاله سوسکه چیه ؟درد پدرم! [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بقاله که حالا از تموشای اون حلقه چشم و کمون ابرو و لپای گلی آروم و قرارش از دست رفته بود با تعجب پرسید: پس چی باس به ات گف .بلات به جونم؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خاله سوسکه گف:باس بگی: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خاله قزی . [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]چادر یزی [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]پاچین قرمزی [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]کجا می ری؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بقاله گف:خب . اون جوری می گم بلات بخوره تو کاسه سرم. خاله قزی.چادر یزی . پاچین قرمزی. کجا می ری؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خاله سوسکه گف: [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]می روم تا همدون [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]شو کنم بر رمضون [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]روغن به بستو بکنم [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]آرد به کندو بکنم [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]نون گندم بخورم [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]قلیون بلوری بکشم [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]منت عالم نکشم. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بقاله پرسید:زن من می شی؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خاله سوسکه گف.آره که می شم واسه چی نشم؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]منتهاش بگین ببینم زن تون که شدم وقتی روی سگ تون بالا بیاد با چی می زنیم؟ [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]بقاله دور و برش رو نگاه کرد و گفت باهمین سنگ ترازوی یه مثقالم. [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]خاله سوسکه گف: آی نمی شم .......وای نمی شم........اگر بشم .کشته می شم....... [/JUSTIFY]
    [JUSTIFY]اینو گفت و سفت و سخت روشو گرفت راهشو کشید و رفت. [/JUSTIFY]
    akram. این نوشته را پسندیده.
    فهمیدن عشق راچه مشکل کردند؛ ما را زدرون خویش غافل کردند؛انگارکسی به فکرماهی ها نیست؛ سهراب بیا که آب را گل کردند

صفحه 10 از 46 نخستنخست ... 7891011121320 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما