نظر سنجی 76 امین مسابقه عکاسی مکمل
Like Tree49Likes

موضوع: حسین پنـــــــــــاهی

نمایش نتایج: از 1 به 8 از 126
صفحه 1 از 16 123411 ... آخرینآخرین
  1. #1
    مدیر انجمن
    Paeez آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    676
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    3531
    پسند کرده
    5181

    حسین پنـــــــــــاهی

    حسین پناهی دژکوه در ۶ شهریور ۱۳۳۵ (یا به روایتی ۱۳۳۹) در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت*الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی*اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مساله*ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده*است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می*دانست روغن نجس است [[فتوای اغلب فقها در مورد نجس شدن روغن جامد و بخصوص بودن فضله موش در آن اینست که روغن نجس نیست. تنها در صورتی* که روغن مایع باشد نجس است. مساله ۱۳۰ در رساله آیت*الله سیستانی می*گوید: 130 - هـرگـاه شـیـره و روغـن و مانند اینها طوری باشد که اگر مقداری از آن را بردارند جای آن خالی نمی ماند , همین که یک نقطه از آن نجس شد , تمام آن نجس می شود. ولـی اگـر طـوری بـاشـد که جای آن در موقع برداشتن خالی بماند , اگر چه بعد پر شود , فقط جایی که نـجاست به آن رسیده نجس می*باشد پس اگر فضله موش در آن بیفتد جایی که فضله افتاده نجس و بقیه پاک است. این ادعا که ایشان روغن را نجس میدانست نیاز به منبع دارد.]] ، ولی این را هم می*دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده*اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد.
    بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه*نویسی را گذراند.

    پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه*های خودش ساخت که مدت*ها در محاق ماند.

    با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می*کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش*های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

    نمایش*های دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، او یکی از پرکارترین و نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

    به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می*بارید و طنز تلخش بازیگر نقش*های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره*ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعهٔ شعر تاکنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده*است.
    وی در 17 مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در زادگاهش، شهر سوق، به خاک سپرده شد.

    منبع: ویکی پدیا
    مهربانو.م این نوشته را پسندیده.
    در شهر ما
    بهارِ پر از گل، رباعی است
    پائیز مثنوی ست
    زمستان قصیده است..



  2. #2
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    سعیده بانو آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۱/۲۵
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    982
    میزان امتیاز
    9
    پسند شده
    1357
    پسند کرده
    1706

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    سلااااااام،* خداحافظ، چیزه تازه اگر یافتید به این دو اضافه کنید تا بل باز شود این در گمشده بر دیوار ...........

  3. #3
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت
    سعیده بانو آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۹/۰۱/۲۵
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    982
    میزان امتیاز
    9
    پسند شده
    1357
    پسند کرده
    1706

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    ما چیستیم؟!*
    جز مولکولهای فعال ذهن زمین،
    که خاطرات کهکشان ها را
    مغشوش می کند!

  4. #4
    مدیر انجمن
    Paeez آواتار ها
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۷/۱۵
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    676
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    3531
    پسند کرده
    5181

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    غریب

    مادربزرگ
    گم کرده ام در هیاهوی شهر
    آن نظر بند سبزی را
    که در کودکی بسته بودی به بازوی من
    در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق
    خمره دلم
    بر ایوان سنگ و سنگ شکست
    دستم به دست دوست ماند
    پایم به پای راه رفت
    من چشم خورده ام
    من چشم خورده ام
    من تکه تکه از دست رفته ام
    در روز روز زندگانیم
    در شهر ما
    بهارِ پر از گل، رباعی است
    پائیز مثنوی ست
    زمستان قصیده است..



  5. #5
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    نوشته ها
    133
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    71
    پسند کرده
    0

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    فردا

    امروز
    ذهنم پر است،
    از يك ماديان و كره اش
    فردا،
    برايت شعري عاشقانه خواهم نوشت
    [HIGHLIGHT=#ffffff]روزهاست که یادت از سقف خانه ام میچکد، اگر باران بند بیاید از این خانه میروم![/HIGHLIGHT]

  6. #6
    عضو خانواده بزرگ مامی سایت

    عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۲۸
    نوشته ها
    133
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    71
    پسند کرده
    0

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    اعتراف
    من زندگي را دوست دارم
    ولي از زندگي دوباره مي ترسم!
    دين را دوست دارم
    ولي از كشيش ها مي ترسم!
    قانون را دوست دارم
    ولي از پاسبان ها مي ترسم!
    عشق را دوست دارم
    ولي از زن ها مي ترسم!
    كودكان را دوست دارم
    ولي از آينه مي ترسم!
    سلام را دوست دارم
    ولي از زبانم مي ترسم!
    من مي ترسم ، پس هستم
    اين چنين مي گذرد روز و روزگار من
    من روز را دوست دارم
    ولي از روزگار مي ترسم!
    lili66 و مهربانو.م این نوشته را پسندیده.
    [HIGHLIGHT=#ffffff]روزهاست که یادت از سقف خانه ام میچکد، اگر باران بند بیاید از این خانه میروم![/HIGHLIGHT]

  7. #7
    مدیر انجمن
    firoozeh آواتار ها
    فیروزه ح.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    نوشته ها
    705
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    821
    پسند کرده
    1720

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    کودکی ها

    به خانه مي رفت
    با كيف
    و با كلاهي كه بر هوا بود
    چيزي دزديدي ؟
    - مادرش پرسيد -
    دعوا كردي باز؟
    - پدرش گفت -
    و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
    به دنبال آن چيز
    كه در دل پنهان كرده بود
    تنها مادربزرگش ديد
    گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
    و خنديده بود
    نمی نویسم ترانه بی تو

    چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟

  8. #8
    مدیر انجمن
    firoozeh آواتار ها
    فیروزه ح.
    عضویت: ۱۳۸۸/۰۵/۰۸
    نوشته ها
    705
    کالاهای من
    1
    میزان امتیاز
    1
    پسند شده
    821
    پسند کرده
    1720

    Re: حسین پنـــــــــــاهی

    ساده دل


    دل ساده
    برگرد و در ازاي يک حبه کشک سياه شور
    گنجشک ها را
    از دور و بر شلتوک ها کيش کن
    که قند شهر
    دروغي بيش نبوده است
    lili66 این نوشته را پسندیده.
    نمی نویسم ترانه بی تو

    چگونه پر کشد خیالِ واژه بی تو؟

صفحه 1 از 16 123411 ... آخرینآخرین
  • مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    محاسبه ي شاخص توده ي بدني

    وزن به کيلـو گـرم
    قد به سانتي متر

    شاخص توده ي بدني
    بازه ي وزني مناسب شما